مثل اینکه من اسم او را قبلاً میدانستهام.
شرارهی چشمهایش، رنگش، بویش،
حرکاتش همه به نظر من آشنا میآمد،
مثل اینکه روان من در زندگی پیشین در عالم مثال با روان او همجوار بوده از یک اصل و
یک ماده بوده و بایستی که به هم ملحق شده باشیم، دراین دنیای پست یا عشق او را میخواستم و
یا عشق هیچکس را.
• صادق هدایت
📚بوف کور
https://t.me/TwoSomeChat
شرارهی چشمهایش، رنگش، بویش،
حرکاتش همه به نظر من آشنا میآمد،
مثل اینکه روان من در زندگی پیشین در عالم مثال با روان او همجوار بوده از یک اصل و
یک ماده بوده و بایستی که به هم ملحق شده باشیم، دراین دنیای پست یا عشق او را میخواستم و
یا عشق هیچکس را.
• صادق هدایت
📚بوف کور
https://t.me/TwoSomeChat
❤5
Forwarded from اوجان
آنها روح مرا کشتند ، جسمم را به اسارت گرفتند
فرصت یکبار زیستن مرا به قهقرا پیوند زدند
و در آخر ،
من بودم که دیوانه خطاب شد...
• اوجان
فرصت یکبار زیستن مرا به قهقرا پیوند زدند
و در آخر ،
من بودم که دیوانه خطاب شد...
• اوجان
💔2
Bezan Baran
Habib
روز ۳۱ خرداد ۱۳۶۰ سعید سلطانپور در زندان اوین اعدام شد. محمد جلالی چیمه، از همدورهایهای او در دانشکده هنرهای زیبا که در آن زمان ساکن پاریس بود، اسم سلطانپور را از رادیو میان فهرست اعدامیها شنید و همان لحظه از خانه بیرون زد و شروع به راهرفتن زیر باران کرد و شعری گفت با مطلع «بزن باران، بهاران فصل خون است».
حبیب ۱۵ سال بعد آهنگی روی این شعر گذاشت و آن را خواند.
بزن باران (۱۳۷۵)
صدا، آهنگ و تنظیم: حبیب محبیان
ترانه: محمد جلالی چیمه (مشهور به م. سحر و الف. روشنا)
حبیب ۱۵ سال بعد آهنگی روی این شعر گذاشت و آن را خواند.
بزن باران (۱۳۷۵)
صدا، آهنگ و تنظیم: حبیب محبیان
ترانه: محمد جلالی چیمه (مشهور به م. سحر و الف. روشنا)
🙏شما ارسال کردید
❤2🙏1
❤4
گپ دو نفره
برای قرصهای اعصاب و بیخوابی...
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💔2❤1
🎵 نواهای ماندگار🎻
ویگن🎶قصه عشق
ویگن
-------------------------------------
گفتی دوستم داری
و معلوم بود آنروز از آن روزهاست
که خورشید دهبار غروب میکند
و آن پاییز از آن پاییزها
که درختها مجبورند
چندبار برگهایشان را بریزند
•لیلاکردبچه
-------------------------------------
گفتی دوستم داری
و معلوم بود آنروز از آن روزهاست
که خورشید دهبار غروب میکند
و آن پاییز از آن پاییزها
که درختها مجبورند
چندبار برگهایشان را بریزند
•لیلاکردبچه
🙏 شما ارسال کردید
❤6
Forwarded from باران محمدی (Baran Mohamadi)
حک میکنم به مرحمتِ چاقو
روی لبانِ غمزدهام خنده!
با داستانِ مسخرهی تغییر
یا با جوکِ امید به آینده!
#مهدیموسوی
@baranmohammadi0429
روی لبانِ غمزدهام خنده!
با داستانِ مسخرهی تغییر
یا با جوکِ امید به آینده!
#مهدیموسوی
@baranmohammadi0429
❤2👍1💔1
Forwarded from ایران
من انتقام جو و کینه ای نیستم، اما حافظه ام
در موردِ جراحات و تحقیرها،
با وجودِ بزرگواری ام، بسیار قوی است
#داستایوفسکی
در موردِ جراحات و تحقیرها،
با وجودِ بزرگواری ام، بسیار قوی است
#داستایوفسکی
👍6
بیخوابیاش معنایی جز تعجب نداشت.
اگر جوابی داشت ، میخوابید.
• کافکا
https://t.me/TwoSomeChat
🌌 #شب_بخیر
اگر جوابی داشت ، میخوابید.
• کافکا
https://t.me/TwoSomeChat
🌌 #شب_بخیر
❤4
امروز تمام و کمال مرداب گوگوشم همونی که:
اولش چشمه بودم زیر آسمون پیر
اما از بخت سیاه راهم افتاد به کویر
چشم من چشم من به اونجا بود
پشت اون کوه بلند اما دست سرنوشت
سر راهم یه چاله کند
توی چاله افتادم خاک من و زندونی کرد
آسمون هم نبارید اونم سر گرونی کرد
حالا یه مرداب شدم یه اسیر نیمه جون
یه طرف میرم تو خاک یه طرف به آسمون
اولش چشمه بودم زیر آسمون پیر
اما از بخت سیاه راهم افتاد به کویر
چشم من چشم من به اونجا بود
پشت اون کوه بلند اما دست سرنوشت
سر راهم یه چاله کند
توی چاله افتادم خاک من و زندونی کرد
آسمون هم نبارید اونم سر گرونی کرد
حالا یه مرداب شدم یه اسیر نیمه جون
یه طرف میرم تو خاک یه طرف به آسمون
❤4