گپ دو نفره
ده سال بعد از حال این روزام با کافـه هـای بــی تو درگیرم گفتم جهان بی تو یعنی مرگ ده سال ِ رفتــی و نمی میرم ده سال بعد از حال این روزام تو تــوی آغـــوش یکی خوابی من گفتم و دکتر موافق نیست تو بهتـــر از قرصـــای اعصابــی ده سال بعـــد از حــال این روزام من…
هر بار میخونمش بازم قشنگه
:)
:)
👍2❤1
Forwarded from اوجان
میگن ماهی رو هر وقت از آب بگیری تازه است ، اما اگه بهت فرصتِ دوبارهی ماهیگیری ندن چی ؟!
• اوجان
• اوجان
👍3❤1
در آخرین پیام خداحافظیاش به او نوشت:
خداحافظ به تو که اندوه مرا نفهمیدی و نگرانیها و ترسهایم را به تمسخر گرفتی...
• ناشناس
https://t.me/TwoSomeChat
خداحافظ به تو که اندوه مرا نفهمیدی و نگرانیها و ترسهایم را به تمسخر گرفتی...
• ناشناس
https://t.me/TwoSomeChat
💔4
گپ دو نفره
اونجایی که عرفان میگه : رو دست شب موندم ، از بس نخوابیدم
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💔3
❤4
♦️ ️کشف میدان گازی جدید در کشور
🔹وزیر نفت از کشف میدان گازی پازن و افزایش ذخایر گازی درجای کشور به ۱۰ هزار میلیارد فوتمکعب خبر داد.
کشف جدید برابر است با غارت جدید :)
https://t.me/TwoSomeChat
🔹وزیر نفت از کشف میدان گازی پازن و افزایش ذخایر گازی درجای کشور به ۱۰ هزار میلیارد فوتمکعب خبر داد.
کشف جدید برابر است با غارت جدید :)
https://t.me/TwoSomeChat
👍4
مثل اینکه من اسم او را قبلاً میدانستهام.
شرارهی چشمهایش، رنگش، بویش،
حرکاتش همه به نظر من آشنا میآمد،
مثل اینکه روان من در زندگی پیشین در عالم مثال با روان او همجوار بوده از یک اصل و
یک ماده بوده و بایستی که به هم ملحق شده باشیم، دراین دنیای پست یا عشق او را میخواستم و
یا عشق هیچکس را.
• صادق هدایت
📚بوف کور
https://t.me/TwoSomeChat
شرارهی چشمهایش، رنگش، بویش،
حرکاتش همه به نظر من آشنا میآمد،
مثل اینکه روان من در زندگی پیشین در عالم مثال با روان او همجوار بوده از یک اصل و
یک ماده بوده و بایستی که به هم ملحق شده باشیم، دراین دنیای پست یا عشق او را میخواستم و
یا عشق هیچکس را.
• صادق هدایت
📚بوف کور
https://t.me/TwoSomeChat
❤5
Forwarded from اوجان
آنها روح مرا کشتند ، جسمم را به اسارت گرفتند
فرصت یکبار زیستن مرا به قهقرا پیوند زدند
و در آخر ،
من بودم که دیوانه خطاب شد...
• اوجان
فرصت یکبار زیستن مرا به قهقرا پیوند زدند
و در آخر ،
من بودم که دیوانه خطاب شد...
• اوجان
💔2
Bezan Baran
Habib
روز ۳۱ خرداد ۱۳۶۰ سعید سلطانپور در زندان اوین اعدام شد. محمد جلالی چیمه، از همدورهایهای او در دانشکده هنرهای زیبا که در آن زمان ساکن پاریس بود، اسم سلطانپور را از رادیو میان فهرست اعدامیها شنید و همان لحظه از خانه بیرون زد و شروع به راهرفتن زیر باران کرد و شعری گفت با مطلع «بزن باران، بهاران فصل خون است».
حبیب ۱۵ سال بعد آهنگی روی این شعر گذاشت و آن را خواند.
بزن باران (۱۳۷۵)
صدا، آهنگ و تنظیم: حبیب محبیان
ترانه: محمد جلالی چیمه (مشهور به م. سحر و الف. روشنا)
حبیب ۱۵ سال بعد آهنگی روی این شعر گذاشت و آن را خواند.
بزن باران (۱۳۷۵)
صدا، آهنگ و تنظیم: حبیب محبیان
ترانه: محمد جلالی چیمه (مشهور به م. سحر و الف. روشنا)
🙏شما ارسال کردید
❤2🙏1
❤4
گپ دو نفره
برای قرصهای اعصاب و بیخوابی...
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💔2❤1