انبوهی از اين بعدازظهرهای جمعه را
بياد دارم كه در غروب آنها
در خيابان
از تنهايی گريستيم
ما نه آواره بوديم ، نه غريب
اما
اين بعدازظهرهاي جمعه پايان و تمامي نداشت
مي گفتند از كودكي به ما
كه زمان باز نميگردد
اما نمي دانم چرا
اين بعد از ظهرهاي جمعه باز ميگشتند
• احمدرضا احمدی
https://t.me/TwoSomeChat
بياد دارم كه در غروب آنها
در خيابان
از تنهايی گريستيم
ما نه آواره بوديم ، نه غريب
اما
اين بعدازظهرهاي جمعه پايان و تمامي نداشت
مي گفتند از كودكي به ما
كه زمان باز نميگردد
اما نمي دانم چرا
اين بعد از ظهرهاي جمعه باز ميگشتند
• احمدرضا احمدی
https://t.me/TwoSomeChat
Forwarded from دلتنگی های من و تو
« خوابم این است که از دیدنت از هوش رَوَم » | #کلیم_کاشانی ...
❤4👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«میگویم: تو قشنگی، خیلی قشنگی. چشمهات مثل یک دشتِ ناشناس که مرد شبِ مهتاب به آن رسیده باشد. مرد دوست دارد که به آن زُل بزند و تویِ سیاهیاش دنبال ردِ چشمهای، یا پریدنِ «پری شاهرخ»یی بگردد تا سپیدهی سحر.
از این چشمها، مرد هیچ وقت خسته نمیشود. فهمیدن دارند، ستاره دارند.»
• شهریار مندنیپور
https://t.me/TwoSomeChat
🌌 #شب_بخیر
از این چشمها، مرد هیچ وقت خسته نمیشود. فهمیدن دارند، ستاره دارند.»
• شهریار مندنیپور
https://t.me/TwoSomeChat
🌌 #شب_بخیر
❤4👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اونجایی که علیرضا قربانی میگه:
من همه تو ، تو همه تو ، او همه تو ، ما همه تو
هر که و هر کس همه تو...
🌌 #شب_بخیر
https://t.me/TwoSomeChat
هر که و هر کس همه تو...
🌌 #شب_بخیر
https://t.me/TwoSomeChat
❤1
آنقدر بار ندامت به وجودم جمع است
که اگر پایم از این پیچ و خم آید بیرون
لنگ لنگان در دروازهی هستی گیرم
نگذارم که کسی از عدم آید بیرون
• مسیح کاشانی
https://t.me/TwoSomeChat
که اگر پایم از این پیچ و خم آید بیرون
لنگ لنگان در دروازهی هستی گیرم
نگذارم که کسی از عدم آید بیرون
• مسیح کاشانی
https://t.me/TwoSomeChat
💔2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
میبوسمت یک روز در میدان آزادی
میبوسمت وقتی که تهران دست ما افتاد...
• امیررضا وکیلی
https://t.me/TwoSomeChat
🌌 #شب_بخیر
میبوسمت وقتی که تهران دست ما افتاد...
• امیررضا وکیلی
https://t.me/TwoSomeChat
🌌 #شب_بخیر
👍2❤1
برای مرگ جوانم ، برای ماندن پیر
بگو چگونه کنم این شگفت را تفسیر؟
زمین به دام گل و سبزه گیردم که بمان
زمانهام به گلو نیشتر زند که بمیر...
• منوچهر آتشی
https://t.me/TwoSomeChat
بگو چگونه کنم این شگفت را تفسیر؟
زمین به دام گل و سبزه گیردم که بمان
زمانهام به گلو نیشتر زند که بمیر...
• منوچهر آتشی
https://t.me/TwoSomeChat
👍1
Forwarded from حرفهایی که میبارند
🦋
روزنههای سرم را میبندم تا به فکر ایران نیفتم.
اما نمیتوانم!
زمین زیر پایم آتش میگیرد.
#شاهرخمسکوب
🦋
روزنههای سرم را میبندم تا به فکر ایران نیفتم.
اما نمیتوانم!
زمین زیر پایم آتش میگیرد.
#شاهرخمسکوب
🦋
❤4