محبوبم! من فقط آوازهاي تو را دوست مي دارم. آواز تو عشق را در من پهناور مي كند. شما با آوازهاي تان پاي مرا به آسمان باز كرديد.
محبوبم! بگو كي زنبق ها باز مي شوند. كجاي آسمان رنگين كمان است. و تو كي آواز مي خواني. شما عشق را در سينه ي من تاسيس كرده ايد در سايه ي درخت بادام. بادام هايي كه مثل چشم آهوان تماشايي بودند. آوازهاي شما دل مرا مي تكاند. آواز شما گوشه ي دنجي است براي عاشق كه تنهايي را تار و مار مي كند.
محبوبم! شما كه آواز مي خوانيد نسيم ها از هم سبقت مي گيرند. مهتاب اين طرف است. سايه ي شما را مي بينم دلم هري مي ريزد كه من تنها با درختان بادام آمد و شد دارم.
• محمدصالحعلاء
https://t.me/TwoSomeChat
محبوبم! بگو كي زنبق ها باز مي شوند. كجاي آسمان رنگين كمان است. و تو كي آواز مي خواني. شما عشق را در سينه ي من تاسيس كرده ايد در سايه ي درخت بادام. بادام هايي كه مثل چشم آهوان تماشايي بودند. آوازهاي شما دل مرا مي تكاند. آواز شما گوشه ي دنجي است براي عاشق كه تنهايي را تار و مار مي كند.
محبوبم! شما كه آواز مي خوانيد نسيم ها از هم سبقت مي گيرند. مهتاب اين طرف است. سايه ي شما را مي بينم دلم هري مي ريزد كه من تنها با درختان بادام آمد و شد دارم.
• محمدصالحعلاء
https://t.me/TwoSomeChat
Forwarded from باران محمدی (Baran Mohamadi)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چشمهایش همهٔ آن چیزی را
که صدایش نمیتوانست، به من گفت
ما هزاران کلمه با هم حرف زدیم؛
بیآنکه واژهای گفته باشیم…...
• میا شریدن
📚صدای آرچر
https://t.me/TwoSomeChat
که صدایش نمیتوانست، به من گفت
ما هزاران کلمه با هم حرف زدیم؛
بیآنکه واژهای گفته باشیم…...
• میا شریدن
📚صدای آرچر
https://t.me/TwoSomeChat
❤1
به من بگو
در این برهوت بیخواب و طی،
مگر من چه کردهام
که شاعرتر از اندوه آدمیام آفریدهاند؟
• عقیل چاملی
https://t.me/TwoSomeChat
در این برهوت بیخواب و طی،
مگر من چه کردهام
که شاعرتر از اندوه آدمیام آفریدهاند؟
• عقیل چاملی
https://t.me/TwoSomeChat
Forwarded from مرتضی اسدی (Mortez🅰🅰sadi)
یه تصویر غمگین تو چهره م نشسته
ترک های آینه منِ پیرِ خسته
یه عکسِ قدیمی یه آلبوم، یه تقویم
با هرچیزی یادِ گذشته می افتیم
یاد دستایی که قرار بود بگیره
ولی جا گذاشته منو با دلی که
می جنگه شب و روز تا بی اون نمیره
هنوزم توی خاطراتش اسیره
براش گریه کردم ولی بی اثر بود
تو این شهر از من کی دیوونه تر بود؟
قرار بود بمونه تا بی هم نباشیم
کی فکرش رو می کرد ما از هم جدا شیم؟
یه لنگر مث من یه کشتی مث اون
تو دریای بی عشق به چی گیر کرده ؟
چشام سو نداره هیاهو نداره
چقد منتظر شم چقد دیر کرده
یا من ناشناسم یا تغییر کرده
کسی که یه جمله ش هواییم می کرد
منو با سکوتش زمین گیر کرده
براش گریه کردم ولی بی اثر بود
تو این شهر از من کی دیوونه تر بود؟
قرار بود بمونه تا بی هم نباشیم
کی فکرشو می کرد ما از هم جدا شیم؟
#مرتضی_اسدی
#زمین_گیر
ترک های آینه منِ پیرِ خسته
یه عکسِ قدیمی یه آلبوم، یه تقویم
با هرچیزی یادِ گذشته می افتیم
یاد دستایی که قرار بود بگیره
ولی جا گذاشته منو با دلی که
می جنگه شب و روز تا بی اون نمیره
هنوزم توی خاطراتش اسیره
براش گریه کردم ولی بی اثر بود
تو این شهر از من کی دیوونه تر بود؟
قرار بود بمونه تا بی هم نباشیم
کی فکرش رو می کرد ما از هم جدا شیم؟
یه لنگر مث من یه کشتی مث اون
تو دریای بی عشق به چی گیر کرده ؟
چشام سو نداره هیاهو نداره
چقد منتظر شم چقد دیر کرده
یا من ناشناسم یا تغییر کرده
کسی که یه جمله ش هواییم می کرد
منو با سکوتش زمین گیر کرده
براش گریه کردم ولی بی اثر بود
تو این شهر از من کی دیوونه تر بود؟
قرار بود بمونه تا بی هم نباشیم
کی فکرشو می کرد ما از هم جدا شیم؟
#مرتضی_اسدی
#زمین_گیر
💔2
انبوهی از اين بعدازظهرهای جمعه را
بياد دارم كه در غروب آنها
در خيابان
از تنهايی گريستيم
ما نه آواره بوديم ، نه غريب
اما
اين بعدازظهرهاي جمعه پايان و تمامي نداشت
مي گفتند از كودكي به ما
كه زمان باز نميگردد
اما نمي دانم چرا
اين بعد از ظهرهاي جمعه باز ميگشتند
• احمدرضا احمدی
https://t.me/TwoSomeChat
بياد دارم كه در غروب آنها
در خيابان
از تنهايی گريستيم
ما نه آواره بوديم ، نه غريب
اما
اين بعدازظهرهاي جمعه پايان و تمامي نداشت
مي گفتند از كودكي به ما
كه زمان باز نميگردد
اما نمي دانم چرا
اين بعد از ظهرهاي جمعه باز ميگشتند
• احمدرضا احمدی
https://t.me/TwoSomeChat
Forwarded from دلتنگی های من و تو
« خوابم این است که از دیدنت از هوش رَوَم » | #کلیم_کاشانی ...
❤4👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«میگویم: تو قشنگی، خیلی قشنگی. چشمهات مثل یک دشتِ ناشناس که مرد شبِ مهتاب به آن رسیده باشد. مرد دوست دارد که به آن زُل بزند و تویِ سیاهیاش دنبال ردِ چشمهای، یا پریدنِ «پری شاهرخ»یی بگردد تا سپیدهی سحر.
از این چشمها، مرد هیچ وقت خسته نمیشود. فهمیدن دارند، ستاره دارند.»
• شهریار مندنیپور
https://t.me/TwoSomeChat
🌌 #شب_بخیر
از این چشمها، مرد هیچ وقت خسته نمیشود. فهمیدن دارند، ستاره دارند.»
• شهریار مندنیپور
https://t.me/TwoSomeChat
🌌 #شب_بخیر
❤4👍1