گپ دو نفره
133 subscribers
3.78K photos
743 videos
43 files
1.76K links
از هر دری ، سخنی ...
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این جهان که نشد
قرار ما ، جهان بعدی
پای درخت بِه

بهمن آقایی‌نژاد

https://t.me/TwoSomeChat
🌌 #شب_بخیر
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چه کسی می‌داند که تو در پیله‌ی تنهایی خود ، تنهایی.‌‌..

سهراب سپهری

https://t.me/TwoSomeChat
تو را بارها به یاد می‌آورم ، اما نمیتوانم به سراغت بیایم، زیرا میان ما دردی اتفاق می‌افتد که با آن یکدیگر را می‌کشیم...

علی لیدار

https://t.me/TwoSomeChat
Forwarded from ایران
محور مقاومت، فقط مردم ایران که با این همه سختی هنوز دارن به زندگی ادامه میدن...
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«سلاما على قلبُ يتألمَ قبلُ المنامِ ويبكيُ بكاءَ العالمُ ولمِ يشعرَ بهِ احدُ.»

سلام بر قلبی که قبل از خواب درد می‌کشد و به وسعت دنیا می‌گرید و کسی آن را احساس نمی‌کند.

لاادری

https://t.me/TwoSomeChat

🎦 عشق ممنوع
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
و برای نخستین‌بار یک‌شب خواب او را دیدم.
    سحر گذشته بود و نسیم صبح آخر تابستان خنک بود و چشم که گشودم هنوز لذت بوسه بود. می‌شد او را ببوسم؟ ای‌کاش می‌شد. برایش نوشتم. انگار کلیدی برای در بسته تمنایش فرستاده بودم. نامه که برگشت یک‌لکه آبی بر حاشیه‌اش بود. لبان خود را با جوهر رنگ کرده بود و بر کاغذ نهاده بود و از من خواسته بود که آن را ببوسم و نقشی مانند آن از لبم برایش بفرستم. نوشته بود نامه‌ات را خواندم گریه‌ام گرفت خطش را بوسیدم و خط که از اشک تر شد این را رنگین کرد که بر کاغذ اثر گذاشت و این‌چنین دریافتم که می‌توان بوسه به نامه‌ سپرد. دل من ریخت. چشم بر خط‌های نازکی که از لبش مانده بود دوختم و تاب نمی‌آوردم که نقش را بر لب نفشارم.


📚جوی و دیوار و تشنه
ابراهیم گلستان

https://t.me/TwoSomeChat
Hamechi Aroomeh
Hamid Talebzadeh
حمید طالب‌زاده

عمیقا دلم می‌خواد برگردم به اون دورانی که فکر میکردم همه چی آرومه من چقدر خوشحالم...
دل‌تنگم و با هیچ کسم میل سخن نیست...
خُرَّم آن روز کز این منزلِ ویران بروم
راحتِ جان طلبم و از پِیِ جانان بروم

حافظ

https://t.me/TwoSomeChat
«از این حجم گریه که موقع نوشتن نامه تا گلویم بالا می‌آید دارم خفه می‌شوم. لبخندت را اما تصور می‌کنم، لبخندت را…»

• برشی از نامه‌ی آلبر کامو به ماریا کاسارس.

https://t.me/TwoSomeChat
هر آن‌ چه در قلب می‌ گذرد را
نمی‌ توان گفت،
برای همین خدا آه، اشک،
خواب طولانی، لبخند سرد و
لرزش دستان را خلق کرد.

نزار قبانی

https://t.me/TwoSomeChat
🌌 #شب_بخیر
Başını göğsüme yasladığında tek bir düşmanım var. Geçip giden zaman

وقتی سرتو به سینه‌ام تکیه دادی،فقط یه دشمن دارم ، زمانی که میگذره...

https://t.me/TwoSomeChat
«کجا هستی عزیز دلم؟
مثل اینکه تو را گُم کرده‌ام..
وقتی (از خواب) بیدار شدم شروع به شمردن ناخوشی‌های واقعی و خیالی فعلی خودم کردم و به حاصل جمع 6 رسیدم.

که اگر بخاطر تو عزیز دلم نبود، تویی که این انبوه درد و رنج را به این خاطر می‌توانی تحمل ‌کنی که پاداش یا کیفرش تنها رگباری از بوسه‌های بی‌پایان است،
دلیل کافی برای کج‌خلقی و حلق‌آویز کردن خودم محسوب می‌شد.»

• نامه از فرانتس کافکا به فلیسه باوئر

🌫 #روز_بخیر

https://t.me/TwoSomeChat
از عشق ، از شوق ، از همه چیز کناره گرفتم ، دیگر در جرگه‌ی مرده‌ها بشمار می‌آیم.

صادق هدایت
📚 زنده به گوری


https://t.me/TwoSomeChat
دلت که برای یک نفر تنگ می‌شود انگار تمام دنیا خالیست...


https://t.me/TwoSomeChat
Audio
قصه‌ای با تو شد آغاز که پایان نگرفت...

فاضل نظری

بی‌کلام