Forwarded from حرفهایی که میبارند
🦋🌱
با من خوب بود.
با او خوب بودم.
اما
درها و پنجرههایمان بسته ماندند.
مبادا یکدیگر را ببوییم.
#هرتا_مولر
#سینا_کمالآبادی
🦋🌱
با من خوب بود.
با او خوب بودم.
اما
درها و پنجرههایمان بسته ماندند.
مبادا یکدیگر را ببوییم.
#هرتا_مولر
#سینا_کمالآبادی
🦋🌱
در این اتاقهای تاریک که من روزهای بیهوده را در آنها میگذرانم،
کارم این است که بگردم تا بلکه پنجرهها را پیدا کنم.
تسکینِ بزرگی خواهد بود
اگر پنجرهیی پیدا شود.
که نمیشود!
یا که نمیتوانم پیدا کنم.
و شاید همان بهتر که نتوانم.
شاید روشنایی هم ستمِ دیگری باشد.
چه کسی میداند چه تازههایی را آشکار خواهد کرد؟
• کنستانتین کاوافی
https://t.me/TwoSomeChat
کارم این است که بگردم تا بلکه پنجرهها را پیدا کنم.
تسکینِ بزرگی خواهد بود
اگر پنجرهیی پیدا شود.
که نمیشود!
یا که نمیتوانم پیدا کنم.
و شاید همان بهتر که نتوانم.
شاید روشنایی هم ستمِ دیگری باشد.
چه کسی میداند چه تازههایی را آشکار خواهد کرد؟
• کنستانتین کاوافی
https://t.me/TwoSomeChat
Forwarded from دلتنگی های من و تو
می دانست که در برابر جهان به این بزرگی تنهاست . خوابید . / #رضا_براهنی | تک مصرع ...
من اندوهگین نیستم
خود اندوهِ عالمم
سرزمینی در سینهام گریه میکند...
• غادة السمان
https://t.me/TwoSomeChat
🌌 #شب_بخیر
خود اندوهِ عالمم
سرزمینی در سینهام گریه میکند...
• غادة السمان
https://t.me/TwoSomeChat
🌌 #شب_بخیر
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بودن در کنار یه آدم اشتباه ، میتونه تمام زندگیت رو نابود کنه
تمام آرزوهات
انگیزههات
رویاهات
...
https://t.me/TwoSomeChat
🎦 شهرزاد
تمام آرزوهات
انگیزههات
رویاهات
...
https://t.me/TwoSomeChat
🎦 شهرزاد
❤1💔1
چقدر عمر زمستانیام پر از یلداست
تقاص خون کدامین انار را دادم؟
دروغهای قشنگی شنیدم از حافظ
" ز هرچه رنگ تعلق پذیرد آزادم "
• مهدی ولیالهی
https://t.me/TwoSomeChat
تقاص خون کدامین انار را دادم؟
دروغهای قشنگی شنیدم از حافظ
" ز هرچه رنگ تعلق پذیرد آزادم "
• مهدی ولیالهی
https://t.me/TwoSomeChat
🔸داستانهای قدیمی :
چلهی بزرگ ...
چلهی کوچک ...
چارچار ...
سده ...
اَهمنوبهمن ...
سیاهبهار ...
و سرماپیرزن ..
زمستان به دو بخش تقسیم میشه :
چله بزرگ(چله کلان )
چله کوچک (چله خرد )
_ چله بزرگ از
( اول دی ماه تا دهم بهمن ماه)
وچهل روز کامل میباشد .
چله کوچک از(یازدهم بهمن تا پایان بهمن ماه) و 20روز کامل
وبه همین دلیل چون 20 روز کمتر است ؛چله کوچک نامیده شده است .
غروب آخرین روز چله بزرگ ( جشن سده) برگزار می شده
و مردم دور هم جمع می شدند واز این جشن لذت می بردند ودر نهایت با برپایی آتش و خواندن شعر و پایکوپی بدور آتش، سده را جشن می گرفتند.
این دو برادر
( چله بزرگ وچله کوچک )
در هشت روزی که در کنار همدیگر هستند آن 8 روز را ( چار چار)
می نامند،
به چهار روز آخر چله بزرگ و چهار روز اول چله کوچک« چار چار» می گویند.
پس از چار چار نوبت به
« اهمن و بهمن» پسران پیرزن
(ننه سرما ) می رسد که خودی نشان دهند.
10 روز اول اسفند را (اهمن )
10روز دوم اسفند را ( بهمن)
می گویند
واین 20 روز ممکن است
آنقدر بارندگی باشد که این دوبرادر به دوچله طعنه بزنند .
👇با توجه به شعری که قدیمی های نازنین می خواندند::
(اهمن وبهمن ،
آرد كن صدمن ،
روغن بیار ده من ،
هیزم بکن خرمن،
عهده همه بامن )
تا اینجا 20روز از اسفند به نام اهمن وبهمن نامگذاری شده اند .
می ماند 10 روز آخر اسفند ماه که :
5 روز اول( سیاه بهار ) نام گرفته وشعری هم که قدیمی ها میخوانند :
سیاه بهار شب ببار و روز بکار
از این شعر هم مشخص می شود
در این ایام شبها بارندگی فراوان بوده وروزها کشاورزان مشغول کشت وزراعت بوده اند ،
5 روز آخر هم (سرماپیرزن کُش) نام گرفته است که در این روزها آسمان گاهی ابری گاهی آفتابی ،گاهی همراه با باد واکثر اوقات از آسمان تگرگ می بارد ؛
که قدیمی های دل پاک، براین باور بودند که گردنبند پیرزن پاره شده ومُهرههای آن به زمین میريزد.
حیف است این قصه ها از صفحه روزگار محو شود
https://t.me/TwoSomeChat
چلهی بزرگ ...
چلهی کوچک ...
چارچار ...
سده ...
اَهمنوبهمن ...
سیاهبهار ...
و سرماپیرزن ..
زمستان به دو بخش تقسیم میشه :
چله بزرگ(چله کلان )
چله کوچک (چله خرد )
_ چله بزرگ از
( اول دی ماه تا دهم بهمن ماه)
وچهل روز کامل میباشد .
چله کوچک از(یازدهم بهمن تا پایان بهمن ماه) و 20روز کامل
وبه همین دلیل چون 20 روز کمتر است ؛چله کوچک نامیده شده است .
غروب آخرین روز چله بزرگ ( جشن سده) برگزار می شده
و مردم دور هم جمع می شدند واز این جشن لذت می بردند ودر نهایت با برپایی آتش و خواندن شعر و پایکوپی بدور آتش، سده را جشن می گرفتند.
این دو برادر
( چله بزرگ وچله کوچک )
در هشت روزی که در کنار همدیگر هستند آن 8 روز را ( چار چار)
می نامند،
به چهار روز آخر چله بزرگ و چهار روز اول چله کوچک« چار چار» می گویند.
پس از چار چار نوبت به
« اهمن و بهمن» پسران پیرزن
(ننه سرما ) می رسد که خودی نشان دهند.
10 روز اول اسفند را (اهمن )
10روز دوم اسفند را ( بهمن)
می گویند
واین 20 روز ممکن است
آنقدر بارندگی باشد که این دوبرادر به دوچله طعنه بزنند .
👇با توجه به شعری که قدیمی های نازنین می خواندند::
(اهمن وبهمن ،
آرد كن صدمن ،
روغن بیار ده من ،
هیزم بکن خرمن،
عهده همه بامن )
تا اینجا 20روز از اسفند به نام اهمن وبهمن نامگذاری شده اند .
می ماند 10 روز آخر اسفند ماه که :
5 روز اول( سیاه بهار ) نام گرفته وشعری هم که قدیمی ها میخوانند :
سیاه بهار شب ببار و روز بکار
از این شعر هم مشخص می شود
در این ایام شبها بارندگی فراوان بوده وروزها کشاورزان مشغول کشت وزراعت بوده اند ،
5 روز آخر هم (سرماپیرزن کُش) نام گرفته است که در این روزها آسمان گاهی ابری گاهی آفتابی ،گاهی همراه با باد واکثر اوقات از آسمان تگرگ می بارد ؛
که قدیمی های دل پاک، براین باور بودند که گردنبند پیرزن پاره شده ومُهرههای آن به زمین میريزد.
حیف است این قصه ها از صفحه روزگار محو شود
https://t.me/TwoSomeChat
من از بيرون يک بار ديگر عروس و داماد را تماشا میكنم.
آينه صورت عروس را پوشانده و داماد به دورها نگاه میكند؛
انگار با كِسی در انتهای جهان قرار دارد. ياد حرف پدربزرگ میافتم، گفت: بالاخره ماه ستارهای را اجير كرد كه شب يلدا او را بيدار كند.
همان ستارهای كه هميشه كنارِ ماه است، چشمک میزند و نورش از همهی ستارههای آسمان بيشتر است.
• محمدصالحعلاء
https://t.me/TwoSomeChat
🍉🍉یلدا مبارک🍉🍉
آينه صورت عروس را پوشانده و داماد به دورها نگاه میكند؛
انگار با كِسی در انتهای جهان قرار دارد. ياد حرف پدربزرگ میافتم، گفت: بالاخره ماه ستارهای را اجير كرد كه شب يلدا او را بيدار كند.
همان ستارهای كه هميشه كنارِ ماه است، چشمک میزند و نورش از همهی ستارههای آسمان بيشتر است.
• محمدصالحعلاء
https://t.me/TwoSomeChat
🍉🍉یلدا مبارک🍉🍉