از وقتی تو را شناختهام
خوشبختی ساکن خانهام شده است
چرا که من و تو ساکن یک ستاره شدهایم
و یک خورشید بر ما میتابد
دلانگیز است که تو را میشناسم
و صدایات میکنم خوشبختی
خوشبختی
دلانگیز است که هر صبح از خاکستر خویش برمیخیزم
و تو با صدای من بیدار میشوی
وقتی صدایات میکنم:
صبحات بهخیر خوشبختی جان
• غادة السمان
■برگردان: اصغر علیکرمی
https://t.me/TwoSomeChat
خوشبختی ساکن خانهام شده است
چرا که من و تو ساکن یک ستاره شدهایم
و یک خورشید بر ما میتابد
دلانگیز است که تو را میشناسم
و صدایات میکنم خوشبختی
خوشبختی
دلانگیز است که هر صبح از خاکستر خویش برمیخیزم
و تو با صدای من بیدار میشوی
وقتی صدایات میکنم:
صبحات بهخیر خوشبختی جان
• غادة السمان
■برگردان: اصغر علیکرمی
https://t.me/TwoSomeChat
Forwarded from ایران
همه از من ایراد می گیرند چون جسارت دارم که به روش خودم زندگی کنم.آن هم جلوی چشم همگان و شاید با خرابکاری هایی بیش از دیگران ، اما با شرافت و حقیقتی بیشتر.
فرانسواز ژیلو
فرانسواز ژیلو
بله ما غمگینیم یا من غمگینم میدانم ، ولی همین است که هست ، شاید نسل بعد بتوانند از چیزهای شاد هم بگویند...
• هوشنگ گلشیری
https://t.me/TwoSomeChat
• هوشنگ گلشیری
https://t.me/TwoSomeChat
🔺در تاریخ ایران تنها یک بار در فاصله زمانی مهر ۱۳۲۱ تا تیر ۱۳۲۲ خورشیدی وزارتخانهای با عنوان «خواربار»، با هدف تهیه و توزیع ارزاق مورد نیاز مردم در زمان جنگ جهانی دوم و برونرفت از وضعیت بحران نان و سایر مواد غذایی در دستگاه دیوانسالاری کشور ایجاد میشود. در این دوره کوتاه، وزارت خواربار عملکرد چندان موفقی نداشت؛ چنانکه خیلی سریع منحل و وظایف آن به اداره دارایی منتقل شد.
📷 تصویر بالا در ۱۷ آذر ۱۳۲۱ برداشته شده که به روز «بلوای نان» معروف است.
https://t.me/TwoSomeChat
📷 تصویر بالا در ۱۷ آذر ۱۳۲۱ برداشته شده که به روز «بلوای نان» معروف است.
https://t.me/TwoSomeChat
Forwarded from حرفهایی که میبارند
🦋🌱
با من خوب بود.
با او خوب بودم.
اما
درها و پنجرههایمان بسته ماندند.
مبادا یکدیگر را ببوییم.
#هرتا_مولر
#سینا_کمالآبادی
🦋🌱
با من خوب بود.
با او خوب بودم.
اما
درها و پنجرههایمان بسته ماندند.
مبادا یکدیگر را ببوییم.
#هرتا_مولر
#سینا_کمالآبادی
🦋🌱
در این اتاقهای تاریک که من روزهای بیهوده را در آنها میگذرانم،
کارم این است که بگردم تا بلکه پنجرهها را پیدا کنم.
تسکینِ بزرگی خواهد بود
اگر پنجرهیی پیدا شود.
که نمیشود!
یا که نمیتوانم پیدا کنم.
و شاید همان بهتر که نتوانم.
شاید روشنایی هم ستمِ دیگری باشد.
چه کسی میداند چه تازههایی را آشکار خواهد کرد؟
• کنستانتین کاوافی
https://t.me/TwoSomeChat
کارم این است که بگردم تا بلکه پنجرهها را پیدا کنم.
تسکینِ بزرگی خواهد بود
اگر پنجرهیی پیدا شود.
که نمیشود!
یا که نمیتوانم پیدا کنم.
و شاید همان بهتر که نتوانم.
شاید روشنایی هم ستمِ دیگری باشد.
چه کسی میداند چه تازههایی را آشکار خواهد کرد؟
• کنستانتین کاوافی
https://t.me/TwoSomeChat
Forwarded from دلتنگی های من و تو
می دانست که در برابر جهان به این بزرگی تنهاست . خوابید . / #رضا_براهنی | تک مصرع ...
من اندوهگین نیستم
خود اندوهِ عالمم
سرزمینی در سینهام گریه میکند...
• غادة السمان
https://t.me/TwoSomeChat
🌌 #شب_بخیر
خود اندوهِ عالمم
سرزمینی در سینهام گریه میکند...
• غادة السمان
https://t.me/TwoSomeChat
🌌 #شب_بخیر