#جورج_مایکل خواننده درسن ۵۳ سالگی درگذشت.
اثر معروف او آهنگ Careless Whisper (نجوای بیپروا) است که بعنوان موسیقی متن آن شرلی میشناسیم.
آهنگ در پست بعدی👇
@TwoSomeChat
اثر معروف او آهنگ Careless Whisper (نجوای بیپروا) است که بعنوان موسیقی متن آن شرلی میشناسیم.
آهنگ در پست بعدی👇
@TwoSomeChat
متن و ترجمه آهنگ #نجوای_بی_پروا
#جورج_مایکل👇
i feel so unsure
احساس دودلی دارم
as I take your hand and lead you to the dance floor
درحالیکه دستت را گرفته و به سمت سکوی رقص هدایتت میکنم
as the music dies
وقتی موسیقی پایان مییابد
something in your eyes
چیزی در چشمانت
calls to mind a silver screen and all it’s sad goodbyes
پردهی سینما و تمام بدرودهای غمناک آن را یادآوری میکند
I’m never gonna dance again
نمیخواهم دوباره برقصم
guilty feet have got no rhythm
پاهای گنهکار ریتمی ندارند
though it’s easy to pretend
گرچه وانمود کردن آسان است
I know you’re not a fool
میدانم که تو احمق نیستی
I should have known better than to cheat a friend
باید به چیزی بهتر از گول زدن یک دوست
and waste a chance that I’d been given
و از دست دادن شانسی که به من داده شده بود فکر میکردم
so I’m never gonna dance again
پس نمیخواهم دوباره برقصم
the way I danced with you
آن گونه که با تو رقصیدم
time can never mend the careless whisper of a good friend
زمان هیچگاه نمیتواندنجوای بیاحساس دوست خوب را ترمیم کند
to the heart and mind ignorance is kind
برای قلب و ذهنبی توجهی مهربانی است
there’s no comfort in the truth
راحتیای در حقیقت وجود ندارد
pain is all you’ll find
درد تنها چیزی است که یافت می شود
I’m never gonna dance again
دیگر نمیخواهم دوباره برقصم
guilty feet have got no rhythm
پاهای گنهکار ریتمی ندارند
though it’s easy to pretend
گرچه وانمود کردن آسان است
I know you’re not a fool
میدانم که تو احمق نیستی
I should have known better than to cheat a friend
باید به چیزی بهتر از گول زدن یک دوست
and waste a chance that I’d been given
و از دست دادن شانسی که به من داده شده بود فکر میکردم
so I’m never gonna dance again
پس نمیخواهم دوباره برقصم
the way I danced with you
آن گونه که با تو رقصیدم
tonight the music seems so loud
امشب موسیقی بسیار بلند به نظر میرسد
I wish that we could lose this crowd
کاش میشد از دست این جمعیت رهایی یابیم
maybe it’s better this way
شاید اینگونه بهتر باشد
we’d hurt each other with the things we want to say
چون ممکن است با چیزهایی که میخواهیم به یکدیگر بگوییم، یکدیگر را آزار دهیم
we could have been so good together
میتوانستیم با یکدیگر خیلی خوب باشیم
we could have lived this dance forever
میتوانستیم این رقص را تا ابد ادامه دهیم
but now who’s gonna dance with me
اما حالا چه کسی می خواهد با من برقصد
please stay
لطفاً بمان
I’m never gonna dance again
نمیخواهم دوباره برقصم
guilty feet have got no rhythm
پاهای گنهکار ریتمی ندارند
though it’s easy to pretend
گرچه وانمود کردن آسان است
I know you’re not a fool
میدانم که تو احمق نیستی
I should have known better than to cheat a friend
باید به چیزی بهتر از گول زدن یک دوست
and waste a chance that I’d been given
و از دست دادن شانسی که به من داده شده بود فکر میکردم
so I’m never gonna dance again
پس نمیخواهم دوباره برقصم
the way I danced with you
آن گونه که با تو رقصیدم
(now that you’re gone)
حالا که تو رفتهای
now that you’re gone
حالا که تو رفتهای
(now that you’re gone)
حالا که تو رفتهای
what I did’s so wrong
کاری که من کردم خیلی بد بود
so wrong
خیلی بد
that you had to leave me alone
که مجبور بودی (شدی) من را تنها بگذاری
@TwoSomeChat
#جورج_مایکل👇
i feel so unsure
احساس دودلی دارم
as I take your hand and lead you to the dance floor
درحالیکه دستت را گرفته و به سمت سکوی رقص هدایتت میکنم
as the music dies
وقتی موسیقی پایان مییابد
something in your eyes
چیزی در چشمانت
calls to mind a silver screen and all it’s sad goodbyes
پردهی سینما و تمام بدرودهای غمناک آن را یادآوری میکند
I’m never gonna dance again
نمیخواهم دوباره برقصم
guilty feet have got no rhythm
پاهای گنهکار ریتمی ندارند
though it’s easy to pretend
گرچه وانمود کردن آسان است
I know you’re not a fool
میدانم که تو احمق نیستی
I should have known better than to cheat a friend
باید به چیزی بهتر از گول زدن یک دوست
and waste a chance that I’d been given
و از دست دادن شانسی که به من داده شده بود فکر میکردم
so I’m never gonna dance again
پس نمیخواهم دوباره برقصم
the way I danced with you
آن گونه که با تو رقصیدم
time can never mend the careless whisper of a good friend
زمان هیچگاه نمیتواندنجوای بیاحساس دوست خوب را ترمیم کند
to the heart and mind ignorance is kind
برای قلب و ذهنبی توجهی مهربانی است
there’s no comfort in the truth
راحتیای در حقیقت وجود ندارد
pain is all you’ll find
درد تنها چیزی است که یافت می شود
I’m never gonna dance again
دیگر نمیخواهم دوباره برقصم
guilty feet have got no rhythm
پاهای گنهکار ریتمی ندارند
though it’s easy to pretend
گرچه وانمود کردن آسان است
I know you’re not a fool
میدانم که تو احمق نیستی
I should have known better than to cheat a friend
باید به چیزی بهتر از گول زدن یک دوست
and waste a chance that I’d been given
و از دست دادن شانسی که به من داده شده بود فکر میکردم
so I’m never gonna dance again
پس نمیخواهم دوباره برقصم
the way I danced with you
آن گونه که با تو رقصیدم
tonight the music seems so loud
امشب موسیقی بسیار بلند به نظر میرسد
I wish that we could lose this crowd
کاش میشد از دست این جمعیت رهایی یابیم
maybe it’s better this way
شاید اینگونه بهتر باشد
we’d hurt each other with the things we want to say
چون ممکن است با چیزهایی که میخواهیم به یکدیگر بگوییم، یکدیگر را آزار دهیم
we could have been so good together
میتوانستیم با یکدیگر خیلی خوب باشیم
we could have lived this dance forever
میتوانستیم این رقص را تا ابد ادامه دهیم
but now who’s gonna dance with me
اما حالا چه کسی می خواهد با من برقصد
please stay
لطفاً بمان
I’m never gonna dance again
نمیخواهم دوباره برقصم
guilty feet have got no rhythm
پاهای گنهکار ریتمی ندارند
though it’s easy to pretend
گرچه وانمود کردن آسان است
I know you’re not a fool
میدانم که تو احمق نیستی
I should have known better than to cheat a friend
باید به چیزی بهتر از گول زدن یک دوست
and waste a chance that I’d been given
و از دست دادن شانسی که به من داده شده بود فکر میکردم
so I’m never gonna dance again
پس نمیخواهم دوباره برقصم
the way I danced with you
آن گونه که با تو رقصیدم
(now that you’re gone)
حالا که تو رفتهای
now that you’re gone
حالا که تو رفتهای
(now that you’re gone)
حالا که تو رفتهای
what I did’s so wrong
کاری که من کردم خیلی بد بود
so wrong
خیلی بد
that you had to leave me alone
که مجبور بودی (شدی) من را تنها بگذاری
@TwoSomeChat
آقای مجری : چه كمكی به كاهش آلودگی هوا كردی ؟
فاميل دور : ما نه كارخونه داريم ، نه توليدی ، نه ماشين ! همين كه بدبختيم خودش بيشترين كمكه ...
#کلاه_قرمزی
#دیالوگ_های_ماندگار
@TwoSomeChat
فاميل دور : ما نه كارخونه داريم ، نه توليدی ، نه ماشين ! همين كه بدبختيم خودش بيشترين كمكه ...
#کلاه_قرمزی
#دیالوگ_های_ماندگار
@TwoSomeChat
من نروم ز پیش تو ؛
دستِ مَنَست و دامنت ...
نوش مَنَست نیش تو !
دستِ مَنَست و دامنت ...
خـواه مـرا به تـیـر زن ،
خواه ببر سـرم ز تن
دست ندارم از تو من !
دستِ مَنَست و دامنت ...
#فیض_کاشانی
@TwoSomeChat
دستِ مَنَست و دامنت ...
نوش مَنَست نیش تو !
دستِ مَنَست و دامنت ...
خـواه مـرا به تـیـر زن ،
خواه ببر سـرم ز تن
دست ندارم از تو من !
دستِ مَنَست و دامنت ...
#فیض_کاشانی
@TwoSomeChat
تنهاى تنها مانده ام بى همزبانم
گم كرده راهى خسته هستم بى نشانم
حس كرده اى درد پس از روز جدايى
من عين آن دردم دقيقا آن چنانم
در هر مدارى كه پر از آشوب باشد
سر درگم منظومه ى آن كهكشانم
من قهرمان قصه ى رنج و عذابم
تا آخر اين قصه را بايد بمانم
داغ جدايى آتشى بر جان من زد
مى سوزد از اين شعله ها تا استخوانم
طوفان شده در آسمان قلبم انگار
تا كه ببارد اشك غم از ديدگانم
من عاشقش بودم ولی او بى تفاوت
هرگز نخواند از چشم من سرّ نهانم
شور غزل در ذهن من پيچيده امشب
اما چرا من در سرودن ناتوانم؟
#طاهره_داورى
@taherehdavarii
@TwoSomeChat
گم كرده راهى خسته هستم بى نشانم
حس كرده اى درد پس از روز جدايى
من عين آن دردم دقيقا آن چنانم
در هر مدارى كه پر از آشوب باشد
سر درگم منظومه ى آن كهكشانم
من قهرمان قصه ى رنج و عذابم
تا آخر اين قصه را بايد بمانم
داغ جدايى آتشى بر جان من زد
مى سوزد از اين شعله ها تا استخوانم
طوفان شده در آسمان قلبم انگار
تا كه ببارد اشك غم از ديدگانم
من عاشقش بودم ولی او بى تفاوت
هرگز نخواند از چشم من سرّ نهانم
شور غزل در ذهن من پيچيده امشب
اما چرا من در سرودن ناتوانم؟
#طاهره_داورى
@taherehdavarii
@TwoSomeChat
می گویند
وقتی لنین مُرد ؛
سربازِ مراقب جسد به رفیق اش می گفت :
من نمی خواستم باور کنم که او مرده است ...
رفتم جلو ،
آنجایی که او خوابیده بود ...
در گوش او فریاد زدم :
ایلیچ !
استثمارگرانِ مرتجع آمدند !
تکان نخورد ...
و من باور کردم که مرده است ...
#برتولت_برشت
@TwoSomeChat
وقتی لنین مُرد ؛
سربازِ مراقب جسد به رفیق اش می گفت :
من نمی خواستم باور کنم که او مرده است ...
رفتم جلو ،
آنجایی که او خوابیده بود ...
در گوش او فریاد زدم :
ایلیچ !
استثمارگرانِ مرتجع آمدند !
تکان نخورد ...
و من باور کردم که مرده است ...
#برتولت_برشت
@TwoSomeChat
بازگو قصه ی تاراج قلبم را ولی
صبر کن تا چند سالی بگذرد از فاجعه
#مهدی_سهراب
#تک_بیتی_های_ناب👇
@TwoSomeChat
صبر کن تا چند سالی بگذرد از فاجعه
#مهدی_سهراب
#تک_بیتی_های_ناب👇
@TwoSomeChat
چه دروغ بزرگیست !!!
زمان همه چیز را حل می کند ...
زمــــان
فقط موهایمان را سفید کرد
زخمهایمان را کهنه
و
دردمان را بزرگتر
دلتنگیمان را بیشتر
روزگارمان را سیاه تر ... !!!
@TwoSomeChat
زمان همه چیز را حل می کند ...
زمــــان
فقط موهایمان را سفید کرد
زخمهایمان را کهنه
و
دردمان را بزرگتر
دلتنگیمان را بیشتر
روزگارمان را سیاه تر ... !!!
@TwoSomeChat
میل به صبحانه دارم
بگذار، با طعم چای هرروزه ام،
قندلبانت باشد!
آن وقت،
روزانه ام،
شیرین ترازاین نمی شود..
#عرفان_یزدانی
@Twosomechat
#صبح_بخیر
بگذار، با طعم چای هرروزه ام،
قندلبانت باشد!
آن وقت،
روزانه ام،
شیرین ترازاین نمی شود..
#عرفان_یزدانی
@Twosomechat
#صبح_بخیر
شايد اينرا شنيده اي كه زنان
در دل «آري» و «نه» به لب دارند
ضعف خود را عيان نمي سازند
رازدار و خموش و مكارند
#فروغ_فرخزاد
#زاد_روز
@TwoSomeChat
در دل «آري» و «نه» به لب دارند
ضعف خود را عيان نمي سازند
رازدار و خموش و مكارند
#فروغ_فرخزاد
#زاد_روز
@TwoSomeChat
به مادرم گفتم :"دیگر تمام شد."
گفتم :" همیشه پیش از آنکه فکر کنی اتفاق میافتد
باید برای روزنامه تسلیتی بفرستیم."
#فروغ_فرخزاد
#زاد_روز
@TwoSomeChat
گفتم :" همیشه پیش از آنکه فکر کنی اتفاق میافتد
باید برای روزنامه تسلیتی بفرستیم."
#فروغ_فرخزاد
#زاد_روز
@TwoSomeChat