This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
احساس میکنم باید به اتاق بروم ، در را ببندم ، ماتم بگیرم ، گریه کنم ، هرکاری که میتوانم انجام بدهم ، خودم را بابت تمام اشتباهاتم مواخذه کنم و در نهایت با تنی خالی از همه چیز و هیچ چیز ، ادامه دهم ...
• ناهیدگرجی
https://t.me/TwoSomeChat
• ناهیدگرجی
https://t.me/TwoSomeChat
💔1
«هیچ شده است که یک روز زنی را ببینی و ناگهان حس کنی که انگار یک عمر در انتظار دیدارش بودهای؟ در آرزوی دیدار کسی که مثل باغ باشد در رنگوبوی شب، با سلامت سادهی گیاه و زیبایی و روانی آب…»
• شاهرخ مسکوب؛ گفتوگو در باغ.
https://t.me/TwoSomeChat
• شاهرخ مسکوب؛ گفتوگو در باغ.
https://t.me/TwoSomeChat
Forwarded from دلتنگی های من و تو
ما دو تا داغ ِدل ِ زیر دو تا پیرهن ایم / پرده بردار ، جهنم به جهنم برسد . | تک مصرع ...
«پناهگاهِ دل من، باور بکن دربارهی تو اشتباه نمیکنم، باور بکن نمیتوانی مرا در خودم زندانی سازی. من به تو میگریزم و نجات هر دومان را به چنگ میآورم.»
• نامه از مرتضی کیوان به پوری سلطانی
https://t.me/TwoSomeChat
• نامه از مرتضی کیوان به پوری سلطانی
https://t.me/TwoSomeChat
«و تو هر شب از ورای تمام راههای دور با نامههایی که گرمای دستهایت را چشیده بودند، بر تنم دست میکشیدی . عشق ورزی ما با بقیه فرق داشت.
توصیف عشق ورزی دو روح، ناممکن است.
باید زیستش. دلبندم باز هم دلم هوایت را کرده است.»
• نامه از ناظم حکمت به پیرایه
🌌 #شب_بخیر
https://t.me/TwoSomeChat
توصیف عشق ورزی دو روح، ناممکن است.
باید زیستش. دلبندم باز هم دلم هوایت را کرده است.»
• نامه از ناظم حکمت به پیرایه
🌌 #شب_بخیر
https://t.me/TwoSomeChat
👍1
باشد، تو نیز بر جگرم خنجری بزن
با من دم از هوای کسِ دیگری بزن
پرواز با رقیب اگر فرصتی گذاشت
روزی به آشیانهی من هم سری بزن
ای دل به جنگ جمع رقیبان شتاب کن
سرباز نیمه جان! به صف لشگری بزن
درد فراق آمد و عشق از دلم نرفت
ای روزگار! سیلیِ محکمتری بزن
شاید که جام بشکنم و توبهای کنم
ای مرگ! پیش از آنکه بیایی دری بزن
• سجاد سامانی
https://t.me/TwoSomeChat
با من دم از هوای کسِ دیگری بزن
پرواز با رقیب اگر فرصتی گذاشت
روزی به آشیانهی من هم سری بزن
ای دل به جنگ جمع رقیبان شتاب کن
سرباز نیمه جان! به صف لشگری بزن
درد فراق آمد و عشق از دلم نرفت
ای روزگار! سیلیِ محکمتری بزن
شاید که جام بشکنم و توبهای کنم
ای مرگ! پیش از آنکه بیایی دری بزن
• سجاد سامانی
https://t.me/TwoSomeChat
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«شب بهخیر؛
دوستدارِ دستها، لبها، موها، شانهها و صدای تو.»
• نامه از روپرت بروک به همسرش
https://t.me/TwoSomeChat
دوستدارِ دستها، لبها، موها، شانهها و صدای تو.»
• نامه از روپرت بروک به همسرش
https://t.me/TwoSomeChat
Forwarded from بگذارید زن ها آواز بخوانند (Mina Saravani)
من این نگاهو خوب میشناسم
میری و اسفند رو آتیشم
میری و از من دورتر میشی
دارم دوباره دربهدر میشم
...
• هادی فرهادی
https://t.me/TwoSomeChat
میری و اسفند رو آتیشم
میری و از من دورتر میشی
دارم دوباره دربهدر میشم
...
• هادی فرهادی
https://t.me/TwoSomeChat
«میبینی که چقدر تنهاییم. خوشبختانه حداقل میتوانیم همدیگر را دوست بداریم. اما نه بدونِ افسوس خوردن برای آنهایی که ترکمان کردهاند.»
• ژرژ ساند/ نامه به گوستاو فلوبر.
۵ نوامبر۱۸۷۴
https://t.me/TwoSomeChat
• ژرژ ساند/ نامه به گوستاو فلوبر.
۵ نوامبر۱۸۷۴
https://t.me/TwoSomeChat