«آن کسی که تورا دوست دارد، به آسانی نمیلغزد و به زودی فریب نمیخورد و با هر مشکلی و هر محرومیتی که پیش آید ثبات خود را از دست نمیدهد.»
•پاریس| اول شهریور ۱۳۳۸ • نامه از علی شریعتی به پوران شریعت رضوی
https://t.me/TwoSomeChat
•پاریس| اول شهریور ۱۳۳۸ • نامه از علی شریعتی به پوران شریعت رضوی
https://t.me/TwoSomeChat
بسویم بین و یک حسرت برون کن از دلم جانا
که از نادیدنت با حسرتِ بسیار میمیرم...
#محتشم_کاشانی
https://t.me/TwoSomeChat
که از نادیدنت با حسرتِ بسیار میمیرم...
#محتشم_کاشانی
https://t.me/TwoSomeChat
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دارم به دوری از تو عادت میکنم کم کم
هر کس به دردی خو کُند، در فکرِ درمان نیست...
#اصغر_عظیمی_مهر
https://t.me/TwoSomeChat
هر کس به دردی خو کُند، در فکرِ درمان نیست...
#اصغر_عظیمی_مهر
https://t.me/TwoSomeChat
• اسفند۱۳۴۰ نامه از غلامحسین ساعدی به طاهره کوزهگرانی
«آیا روزی خواهد رسید که دست کوچک تو طپشهای قلب محنت زده ی مرا احساس کند و من زلف های زرین تو را ببویم؟
آیا ایامی فرا خواهد رسید که غم و درد خویش را پیش تو آشکار کنم، رازی را که قلب بیچاره را زخم کرده است پیش چشمان تو باز کنم
من در این محنت کده تنها تو را دارم. تنها تو هستی که طرف نفرت من نیستی و بدین جهت است که تو را می پرستم.
. تو این را بدان که من در هر گوشه که بوده ام یاد تو بوده ام و حتی در خواب نیز قلبم به خاطر تو زده است.
شبها به ستاره ها می نگرم، تا ابدیتی را که تو نیز نشانه ای از آن هستی با اشتیاق تماشا کنم این است رازی که غیر از تو کسی را بر آن اطلاعی نیست
قلب مرا نشکن، محبت مرا بپذیر، زیرا اگر چهارگوشهی دنیا را بگردی کسی را نخواهی یافت که یک هزارم من تو را دوست بدارد
پاهای کوچک و قشنگت را هزار میبوسم.»
https://t.me/TwoSomeChat
«آیا روزی خواهد رسید که دست کوچک تو طپشهای قلب محنت زده ی مرا احساس کند و من زلف های زرین تو را ببویم؟
آیا ایامی فرا خواهد رسید که غم و درد خویش را پیش تو آشکار کنم، رازی را که قلب بیچاره را زخم کرده است پیش چشمان تو باز کنم
من در این محنت کده تنها تو را دارم. تنها تو هستی که طرف نفرت من نیستی و بدین جهت است که تو را می پرستم.
. تو این را بدان که من در هر گوشه که بوده ام یاد تو بوده ام و حتی در خواب نیز قلبم به خاطر تو زده است.
شبها به ستاره ها می نگرم، تا ابدیتی را که تو نیز نشانه ای از آن هستی با اشتیاق تماشا کنم این است رازی که غیر از تو کسی را بر آن اطلاعی نیست
قلب مرا نشکن، محبت مرا بپذیر، زیرا اگر چهارگوشهی دنیا را بگردی کسی را نخواهی یافت که یک هزارم من تو را دوست بدارد
پاهای کوچک و قشنگت را هزار میبوسم.»
https://t.me/TwoSomeChat
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
احساس میکنم باید به اتاق بروم ، در را ببندم ، ماتم بگیرم ، گریه کنم ، هرکاری که میتوانم انجام بدهم ، خودم را بابت تمام اشتباهاتم مواخذه کنم و در نهایت با تنی خالی از همه چیز و هیچ چیز ، ادامه دهم ...
• ناهیدگرجی
https://t.me/TwoSomeChat
• ناهیدگرجی
https://t.me/TwoSomeChat
💔1
«هیچ شده است که یک روز زنی را ببینی و ناگهان حس کنی که انگار یک عمر در انتظار دیدارش بودهای؟ در آرزوی دیدار کسی که مثل باغ باشد در رنگوبوی شب، با سلامت سادهی گیاه و زیبایی و روانی آب…»
• شاهرخ مسکوب؛ گفتوگو در باغ.
https://t.me/TwoSomeChat
• شاهرخ مسکوب؛ گفتوگو در باغ.
https://t.me/TwoSomeChat
Forwarded from دلتنگی های من و تو
ما دو تا داغ ِدل ِ زیر دو تا پیرهن ایم / پرده بردار ، جهنم به جهنم برسد . | تک مصرع ...
«پناهگاهِ دل من، باور بکن دربارهی تو اشتباه نمیکنم، باور بکن نمیتوانی مرا در خودم زندانی سازی. من به تو میگریزم و نجات هر دومان را به چنگ میآورم.»
• نامه از مرتضی کیوان به پوری سلطانی
https://t.me/TwoSomeChat
• نامه از مرتضی کیوان به پوری سلطانی
https://t.me/TwoSomeChat
«و تو هر شب از ورای تمام راههای دور با نامههایی که گرمای دستهایت را چشیده بودند، بر تنم دست میکشیدی . عشق ورزی ما با بقیه فرق داشت.
توصیف عشق ورزی دو روح، ناممکن است.
باید زیستش. دلبندم باز هم دلم هوایت را کرده است.»
• نامه از ناظم حکمت به پیرایه
🌌 #شب_بخیر
https://t.me/TwoSomeChat
توصیف عشق ورزی دو روح، ناممکن است.
باید زیستش. دلبندم باز هم دلم هوایت را کرده است.»
• نامه از ناظم حکمت به پیرایه
🌌 #شب_بخیر
https://t.me/TwoSomeChat
👍1
باشد، تو نیز بر جگرم خنجری بزن
با من دم از هوای کسِ دیگری بزن
پرواز با رقیب اگر فرصتی گذاشت
روزی به آشیانهی من هم سری بزن
ای دل به جنگ جمع رقیبان شتاب کن
سرباز نیمه جان! به صف لشگری بزن
درد فراق آمد و عشق از دلم نرفت
ای روزگار! سیلیِ محکمتری بزن
شاید که جام بشکنم و توبهای کنم
ای مرگ! پیش از آنکه بیایی دری بزن
• سجاد سامانی
https://t.me/TwoSomeChat
با من دم از هوای کسِ دیگری بزن
پرواز با رقیب اگر فرصتی گذاشت
روزی به آشیانهی من هم سری بزن
ای دل به جنگ جمع رقیبان شتاب کن
سرباز نیمه جان! به صف لشگری بزن
درد فراق آمد و عشق از دلم نرفت
ای روزگار! سیلیِ محکمتری بزن
شاید که جام بشکنم و توبهای کنم
ای مرگ! پیش از آنکه بیایی دری بزن
• سجاد سامانی
https://t.me/TwoSomeChat
👍1