گپ دو نفره
134 subscribers
3.78K photos
742 videos
43 files
1.76K links
از هر دری ، سخنی ...
Download Telegram
في وحشةِ هذا الليل
الساعةُ الآن.. أنا إلا أنت!


در اندوهناکِ این شب
ساعت اکنون.. منم، و تو کم!

#محمود_درويش
(ترجمه: محمدحمادی)

https://t.me/TwoSomeChat
انگار وقتی کسی دوستت داره ، با انگیزه‌ تری . | سِباسْتین ...
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«هر کس ستاره‌ای دارد که با او به دنیا می‌آید و با او از دنیا می‌رود.»

• شاهرخ مسکوب

https://t.me/TwoSomeChat
بیا و سرت را روی سینه‌ام بگذار تا این زندگی به رنجی که می‌کشیم بیارزد..‌

جمال ثریا

https://t.me/TwoSomeChat
خوابِ عزیزم
بیا و من رو با خودت ببر ، قول میدم بهت خوش بگذره 🤦‍♀

#غرپریش

https://t.me/TwoSomeChat
تاریخ دلتنگی است شب،
و تو شب منی ...

#محمود_درویش

https://t.me/TwoSomeChat
اونجایی که گوگوش می‌خونه:

یه تنهایی یه خلوت ، یه سایه‌بون یه نیمکت
می‌خوام تنهای ِتنها ، باشم دور از جماعت


https://t.me/TwoSomeChat
Forwarded from مرتضی اسدی (Mortez🅰🅰sadi)
یه تصویر غمگین تو چهره م نشسته
ترک های آینه منِ پیرِ خسته

یه عکسِ قدیمی یه آلبوم، یه تقویم
با هرچیزی یادِ گذشته می افتیم

یاد دستایی که قرار بود بگیره
ولی جا گذاشته منو با دلی که
می جنگه شب و روز تا بی اون نمیره
هنوزم توی خاطراتش اسیره

براش گریه کردم ولی بی اثر بود
تو این شهر از من کی دیوونه تر بود؟
قرار بود بمونه تا بی هم‌ نباشیم
کی فکرش رو می کرد ما از هم جدا شیم؟

یه لنگر مث من یه کشتی مث اون
تو دریای بی عشق به چی گیر کرده ؟

چشام سو نداره هیاهو نداره
چقد منتظر شم چقد دیر کرده

یا من ناشناسم یا تغییر کرده
کسی که یه جمله ش هواییم می کرد
منو با سکوتش زمین گیر کرده

براش گریه کردم ولی بی اثر بود
تو این شهر از من کی دیوونه تر بود؟
قرار بود بمونه تا بی هم‌ نباشیم
کی فکرشو می کرد ما از هم جدا شیم؟

#مرتضی_اسدی
#زمین_گیر
تو کلمه بودی و من ، تو را غزل کردم...

علی صادقی
🌌 #شب_بخیر

https://t.me/TwoSomeChat
بی‌طالعی نگر که من و یار، چون دو چشم
همسایه‌ایم و خانه‌ی هم را ندیده‌ایم

#صیدی_تهرانی

https://t.me/TwoSomeChat
بعد از نیمه شب...

اثر: جک وتریانو

https://t.me/TwoSomeChat
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چرا ما
در این خیابان
پرسه زدیم؟
ما که پایانِ این خیابان را
می‌دانستیم...

#احمدرضا_احمدی

🎥: #Dark

https://t.me/TwoSomeChat
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
از هر طرف که رفتم ، جز وحشتم نیَفزود...

🌌 #شب_بخیر
ویرجینیا در آخرین یادداشت به همسرش نوشته بود:

عزیزترینم
مطمئنم دوباره دارم دیوانه می‌شوم. حس می‌کنم دیگر توان تحمل روزهای وحشتناک را نداریم و این بار حالم خوب نمی‌شود. دوباره صداهایی می‌شنوم و تمرکزم را از دست می‌دهم، پس بهترین کار ممکن را می‌کنم. تو بزرگ‌ترین خوشبختی ممکن را به من داده‌ای. گمان نمی‌کنم پیش از این که این بیماری لعنتی شروع شود، هیچ زوجی به خوشبختی ما بوده باشند. دیگر نمی‌توانم بجنگم. می‌دانم که زندگی‌ات را تباه می‌کنم، می‌دانم که بدون من موفق خواهی بود و خودت هم می‌فهمی. می‌بینی؟ حتی نمی‌توانم این نامه را درست بنویسم، نمی‌توانم بخوانم. می‌خواهم بگویم همه‌ی خوشبختی زندگی‌ام را مدیون تو هستم. تو صبورانه با من مدارا کرده‌ای و بیش از اندازه خوب هستی. می‌خواهم بگویم ــ همه این را می‌دانند. اگر کسی می‌توانست مرا نجات بدهد، آن فرد تو بودی. همه چیز را از دست داده‌ام جز ایمان به خوب بودن تو. نمی‌توانم بیشتر از این، زندگی‌ات را خراب کنم.
گمان نمی‌کنم هیچ دو نفری خوشبخت تر از من و تو بوده باشند.


🔸بیست و هشتم مارس ۱۹۴۱، ویرجینیا وولف اورکتش را پوشید، جیب‌هایش را از سنگ پر کرد و به رودخانه‌ی اووز در نزدیکی خانه‌اش رفت و خودش را غرق کرد. بدنش را تا هجدهم آوریل پیدا نکردند.

https://t.me/TwoSomeChat