گپ دو نفره
134 subscribers
3.78K photos
742 videos
43 files
1.76K links
از هر دری ، سخنی ...
Download Telegram
جلیلی مترسکی‌ست برای وحشت‌ کلاغ‌ها و کشاندن اون‌ها به سمت صندوق‌های رای
و هر چهارسال یکبار از این مترسک رونمایی می‌شود...


ختم مباحث عنتخاباتی
#غرپریش
امیدوارم شب با تو مهربان باشد ، تو که روز در فرسودنت کم نگذاشت . تو ، که از اندوه و خستگی حرف نزدی ، تا خوشحالی عزیزانت را خراب نکنی . | حميد سليمی ...
بسیار خاموش بودی و سخن نگفتی و چون بگفتی ، سنگ منجنیق بود که در آبگینه‌خانه انداختی...

تاریخ بیهقی

https://t.me/TwoSomeChat
آدمیزاد موجود مجبوریه ، خیلی مجبور.‌‌..

🌌 #شب_بخیر
Forwarded from ایران
فراموش می‌شوی
انگار هیچ وقت نبودی..

#محمود_درویش
بیا، برگرد، باهم گاه...، باهم راه...، باهم...، آه
مرا دور از تو خواهد کشت، باهم‌هایِ بعدازتو

#مژگان_عباسلو

https://t.me/TwoSomeChat
تمام آنروزها و شب‌ها چیزی برای ماتم گرفتن وجود داشت چرا که بخشی از من در جایی متوقف شده بود که بازگشت‌ناپذیر خوانده میشد.
غرق در اوهام‌ها و توهماتی از این قبیل من را به هیچ میرساند و هر کجا که کورسوی امیدی بود به آنی محو میشد ، گویی که زمان و چرخه‌ی بی‌ثباتش تا ابد ننگی را در چنته‌ی خود نگاه میدارد و هر زمان که بخواهد تو را از آینده‌ای متصور به قدم زدن در زیر درختانی سبز در بهاری خوش آب و هوا ، به قعر گذشته پرتاب خواهد کرد به دوزخی که شبانه از آنجا گریخته‌ای و به خیال آمدن روزهایی بهتر ، تمام آن را پشت سر گذاشته‌‌ای بی‌آنکه تمامی داشته باشد.
یک درام همیشگی ! از یک سفسطه‌باز دیوانه که دلش میخواست با کتاب اشعارش ، بی‌دردسر برای همیشه عاشق بماند ...


ناهید گرجی

https://t.me/TwoSomeChat
Forwarded from ایران
احتمال گریستن ما بسیار است‌...
از من خبر داشت، همین!
مثل مردمی که می‌دانند جایی از جهان جنگ است...


رسول ادهمی

https://t.me/TwoSomeChat
که مغز خر بخوردند و انقلاب کردندی و انقلاب ایشان را...

#غرپریش
Forwarded from "ت‌ُ"
دلم می‌خواست دستت رو بگیرم و ببرمت سینما، دلم می‌خواست بزرگ‌ترین پیتزا رو باهم بخوریم، دونفره‌ترین سیگار رو بکشیم؛ دلم می‌خواست باک باک بنزین بسوزونیم، کیلومتر کیلومتر خیابون و جاده و کوچه و شهر از بالای سرمون بگذره؛ دلم می‌خواست ماه رو نشونت بدم، باتو باد رو ببوسم، دلم می‌خواست زیر کولر بخوابیم و روی دریا بیدار بشی‌م، غروب رو بغل کنیم و طلوع رو نفس بکشیم، عمیق و طولانی؛ مثل نفس‌های عمیق من در آغوش تو؛ دلم تو رو می‌خواست و بقیه‌ی چیزها رو برای پررنگ کردن تو. ولی خب زیبای عزیز من، بین من و تو به اندازه‌ی آهنگایی که برات می‌فرستادم، به اندازه‌ی همین حرفا؛ به اندازه همه وقتایی که پر از فکر کردن به این‌ که تو کجایی و من کجا فاصله‌ست.

@helenrahmani_lyric
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تو را زیر بالشم پنهان می کنم
شبیه کتابی ممنوعه
چراغها خاموش می شوند
و صداها می خوابند
سپس تو را بیرون می آورم
و حریصانه می بلعم...

#مرام_المصری

https://t.me/TwoSomeChat
Forwarded from بگذارید زن ها آواز بخوانند (Mina Saravani)
أنَّ الجرح عندما يتعب من البكاء، يبدأ بالغناء ...

آن‌گاه که زخم از گریستن خسته شود، آواز سر می‌دهد ...

د غازی القصيبی
آدمی گاهی آنچنان دلتنگ کسی می‌شود که اگر او از این دلتنگی باخبر شود،
از نبودنش شرمسار خواهد شد.

#عزیز_نسین

https://t.me/TwoSomeChat
⚠️❗️ #تب_دنگی