گپ دو نفره
134 subscribers
3.78K photos
742 videos
43 files
1.76K links
از هر دری ، سخنی ...
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اجازه نده بازنده‌ی این بازی ما باشیم...

🌌 #شب_بخیر

https://t.me/TwoSomeChat
و من گاهی
نه صورتت
نه چشمانت
که دلم می‌خواهد
صدایت را ببینم!

#ناظم‌حکمت

https://t.me/TwoSomeChat
این مجلس چارم به خدا ننگ بشر بود!
دیدی چه خبر بود؟
هر کار که کردند، ضرر روی ضرر بود
دیدی چه خبر بود

#میرزاده_عشقی

https://t.me/TwoSomeChat
آن روز که عمر خر به سر می آید،
دل خوش نکنی که گاوِ نر می آید

تا که درِ این طویله باز است رفیق !
این خر برود، خرِ دگر می آید

#سعید_عندلیب
از مجموعه ی طنز #خرنامه

https://t.me/TwoSomeChat
اگه ایران بنده خدا زبون داشت میگفت من کشور شما نیستم نمیخواد به اسم من رای بدید :)

#غرپریش
Shahin-Najafi-Tramadol-Tramadol
Shahin Najafi
#ترامادول ...
#شاهین_نجفی ...

باز با #من #اشتباه کن ، زندگی خود را تباه کن ، باز با #تو اشتباه می کنیم ، زندگی خود را تباه می کنیم ...

#دلتنگی_های_من_و_تو ...

@OurGl0oms ...
رو سیاهی به زغال موند و رای دهندگان :)
فراموشتان نکردیم و در قبال وجدانمان ، آسوده ‌خاطریم 🤍


🌌 #شب_بخیر
جلیلی مترسکی‌ست برای وحشت‌ کلاغ‌ها و کشاندن اون‌ها به سمت صندوق‌های رای
و هر چهارسال یکبار از این مترسک رونمایی می‌شود...


ختم مباحث عنتخاباتی
#غرپریش
امیدوارم شب با تو مهربان باشد ، تو که روز در فرسودنت کم نگذاشت . تو ، که از اندوه و خستگی حرف نزدی ، تا خوشحالی عزیزانت را خراب نکنی . | حميد سليمی ...
بسیار خاموش بودی و سخن نگفتی و چون بگفتی ، سنگ منجنیق بود که در آبگینه‌خانه انداختی...

تاریخ بیهقی

https://t.me/TwoSomeChat
آدمیزاد موجود مجبوریه ، خیلی مجبور.‌‌..

🌌 #شب_بخیر
Forwarded from ایران
فراموش می‌شوی
انگار هیچ وقت نبودی..

#محمود_درویش
بیا، برگرد، باهم گاه...، باهم راه...، باهم...، آه
مرا دور از تو خواهد کشت، باهم‌هایِ بعدازتو

#مژگان_عباسلو

https://t.me/TwoSomeChat
تمام آنروزها و شب‌ها چیزی برای ماتم گرفتن وجود داشت چرا که بخشی از من در جایی متوقف شده بود که بازگشت‌ناپذیر خوانده میشد.
غرق در اوهام‌ها و توهماتی از این قبیل من را به هیچ میرساند و هر کجا که کورسوی امیدی بود به آنی محو میشد ، گویی که زمان و چرخه‌ی بی‌ثباتش تا ابد ننگی را در چنته‌ی خود نگاه میدارد و هر زمان که بخواهد تو را از آینده‌ای متصور به قدم زدن در زیر درختانی سبز در بهاری خوش آب و هوا ، به قعر گذشته پرتاب خواهد کرد به دوزخی که شبانه از آنجا گریخته‌ای و به خیال آمدن روزهایی بهتر ، تمام آن را پشت سر گذاشته‌‌ای بی‌آنکه تمامی داشته باشد.
یک درام همیشگی ! از یک سفسطه‌باز دیوانه که دلش میخواست با کتاب اشعارش ، بی‌دردسر برای همیشه عاشق بماند ...


ناهید گرجی

https://t.me/TwoSomeChat
Forwarded from ایران
احتمال گریستن ما بسیار است‌...
از من خبر داشت، همین!
مثل مردمی که می‌دانند جایی از جهان جنگ است...


رسول ادهمی

https://t.me/TwoSomeChat