Forwarded from بگذارید زن ها آواز بخوانند (Mina Saravani)
یک کلمه در زبان عربی نهایت اندوه را شرح میدهد.
الوجوم:
[یعنی اندوهی که صاحبش را لال میکند]
الوجوم:
[یعنی اندوهی که صاحبش را لال میکند]
#ناشناس
من ۵۵/۵/۵ را
با تلویزیون سیاه سفید
در اطاقی بدون مبل
کنار بخاری علاالدین
که کتری آب روی آن
می جوشید،
همراه با خواهر و برادرم
درحال نوشتن مشق شب
در دفتر کاهی زیستم....
🥰
۶۶/۶/۶ را
با پاترول کمیته و
با چسب ضربدری
روی شیشه، خاموشی،
صدای آژیر خطر و
جنگ و عشق ایثار
گذراندم.....
🧐😟😢
۷۷/۷/۷ را
در آرزوی دموکراسی و
گفتگـوی تمـدنهـا ،
اصـلاحـات و
کمی رونق اقتصادی
طی کردم....
😤🙄🤐
۸۸/۸/۸ را
با کتک خوردن مردم
کف خیابان،
بگیر و ببند و
راز بقا ، ماجراهای تقلب ،
هالهٔ نـور و.... سپری کردم.
😷😡😠😣
۹۹/۹/۹ را
با ویروس، میکروب،
آفتـی بنام کُـرونـا،
فاصـلـه ها ،
بوی مـرگ ،
مسئولینِ بی کفایت،
نکبت زاده ها، امنیت ملی ، گرانیهای تاریخی،
زنهای گرسنه و
شوهردار خیابانی،
تماشای حسرت بار ماشینهای
چند میلیاردی ،
بچه های کار و زنان و مردان
بدنبال غذا
توی سطل آشغال و
وعده های پـوچ حکیم باشی ،
دروغ، دروغ، دروغ.....
🍂😷🍂😷🍂
۰۴ /۰۴/ ۴۰۰ را
با بی آبی تشنگی و کشته شدن هموطنان اصفهانی و خوزستانیم به پیشواز محرم میروم😔
من بیش از نیم قرن زیسته ام و
خوش ترین ایامم
روزگار اطاق بدون مبل
با تلویزیون سیاه و سفید و
علاألدین
درحال نوشتن مشق شب
در دفتر کاهی بود....
من ۵۵/۵/۵ را
با تلویزیون سیاه سفید
در اطاقی بدون مبل
کنار بخاری علاالدین
که کتری آب روی آن
می جوشید،
همراه با خواهر و برادرم
درحال نوشتن مشق شب
در دفتر کاهی زیستم....
🥰
۶۶/۶/۶ را
با پاترول کمیته و
با چسب ضربدری
روی شیشه، خاموشی،
صدای آژیر خطر و
جنگ و عشق ایثار
گذراندم.....
🧐😟😢
۷۷/۷/۷ را
در آرزوی دموکراسی و
گفتگـوی تمـدنهـا ،
اصـلاحـات و
کمی رونق اقتصادی
طی کردم....
😤🙄🤐
۸۸/۸/۸ را
با کتک خوردن مردم
کف خیابان،
بگیر و ببند و
راز بقا ، ماجراهای تقلب ،
هالهٔ نـور و.... سپری کردم.
😷😡😠😣
۹۹/۹/۹ را
با ویروس، میکروب،
آفتـی بنام کُـرونـا،
فاصـلـه ها ،
بوی مـرگ ،
مسئولینِ بی کفایت،
نکبت زاده ها، امنیت ملی ، گرانیهای تاریخی،
زنهای گرسنه و
شوهردار خیابانی،
تماشای حسرت بار ماشینهای
چند میلیاردی ،
بچه های کار و زنان و مردان
بدنبال غذا
توی سطل آشغال و
وعده های پـوچ حکیم باشی ،
دروغ، دروغ، دروغ.....
🍂😷🍂😷🍂
۰۴ /۰۴/ ۴۰۰ را
با بی آبی تشنگی و کشته شدن هموطنان اصفهانی و خوزستانیم به پیشواز محرم میروم😔
من بیش از نیم قرن زیسته ام و
خوش ترین ایامم
روزگار اطاق بدون مبل
با تلویزیون سیاه و سفید و
علاألدین
درحال نوشتن مشق شب
در دفتر کاهی بود....
گپ دو نفره
#ناشناس من ۵۵/۵/۵ را با تلویزیون سیاه سفید در اطاقی بدون مبل کنار بخاری علاالدین که کتری آب روی آن می جوشید، همراه با خواهر و برادرم درحال نوشتن مشق شب در دفتر کاهی زیستم.... 🥰 ۶۶/۶/۶ را با پاترول کمیته و با چسب ضربدری روی شیشه، خاموشی، صدای…
با من از شگون این لحظات و روندی تاریخ صحبت نکنید!
Forwarded from حرفهایی که میبارند
🚬❣
🚬❣
زندگی همین است...
اراده راسخ تان را در ترک سیگار تحسین می کنید و بعد یک صبح سرد زمستان تصمیم می گیرید چهار کیلومتر پیاده بروید تا یک پاکت سیگار بخرید. مردی را دوست دارید، از او دو بچه دارید و یک صبح زمستانی، در می یابید که او خواهد رفت چون زن دیگری را دوست دارد.
#آنا_گاوالدا
🚬❣
زندگی همین است...
اراده راسخ تان را در ترک سیگار تحسین می کنید و بعد یک صبح سرد زمستان تصمیم می گیرید چهار کیلومتر پیاده بروید تا یک پاکت سیگار بخرید. مردی را دوست دارید، از او دو بچه دارید و یک صبح زمستانی، در می یابید که او خواهد رفت چون زن دیگری را دوست دارد.
#آنا_گاوالدا
« وَ لِأنّی أحبَبتُک جدّاً أرجوک لاتَکُن وَجَعاً أحکیهِ یَوماً ما لِغریبٍ »
- و چون دوستت داشتم امیدوارم آن دردی نباشی که روزی دربارهاش با غریبهای صحبت میکنم.
@TwoSomeChat
- و چون دوستت داشتم امیدوارم آن دردی نباشی که روزی دربارهاش با غریبهای صحبت میکنم.
@TwoSomeChat
Forwarded from حرفهایی که میبارند
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🦋🍃
بعد از تو عشق هیچکدام از زنان شهر
دیگر حریف این دل پیرم نمی شود
سیگار میکشم که بیایی ، نمیرسی
سیگار میکشم که بمیرم ، نمی شود
#حسن_حسنپور
🦋🍃
بعد از تو عشق هیچکدام از زنان شهر
دیگر حریف این دل پیرم نمی شود
سیگار میکشم که بیایی ، نمیرسی
سیگار میکشم که بمیرم ، نمی شود
#حسن_حسنپور
🦋🍃
روح او پاره پاره بود ، روح من سوخته!
اما وقتی با هم بودیم ، زخمهایمان کمی کمتر درد میکردند...
#بریتنی_چری
@TwoSomeChat
اما وقتی با هم بودیم ، زخمهایمان کمی کمتر درد میکردند...
#بریتنی_چری
@TwoSomeChat
اونجایی که معین میخونه:
دلم اینجا تنگ است
دلم اینجا سرد است
فصلها بی معنی
آسمان بیرنگ است......
دلم اینجا تنگ است
دلم اینجا سرد است
فصلها بی معنی
آسمان بیرنگ است......