گپ دو نفره
134 subscribers
3.78K photos
741 videos
43 files
1.76K links
از هر دری ، سخنی ...
Download Telegram
صبح باشد و تو باشی و خیر باشد.‌‌..

🫧 #صبح_بخیر
آدم از نگفتنی‌هاست که تنها میشه‌‌‌...

🌌 #شب_بخیر
غرپریش
انگار
سالها طول کشید
که دسته‌یی بوسه
از دهانش بچینم

و در گلدانی
به رنگ سپید
در قلبم
بکارم
اما
انتظار
ارزشش را داشت
چون عاشق بودم.



#ریچارد_براتیگان

@TwoSomeChat
Forwarded from Channel 2015 (یاشار بلوری نیا)
دوست داشته شدن خيلی خوب است،
حتی اگر دير شده باشد ...

📕 شرق بهشت
#جان_اشتاین_بک

@sherolog 🧩
👤 به ما که نیومدید ، حداقل به خودتون بیاین...

#سفسطه‌وار
Forwarded from حرفهایی که می‌بارند
🦋🌱

که من از آن‌همه جوانی
تنها، گریستن را می‌دانستم

#ابراهیم_منصفی

🍃🦋
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«درست ساعت ۱۲ شب به تو فکر کردم،
تو هم به من فکر می‌کنی؟ فکر می‌کنم، فکر می‌کنی چون گوشِ چپم زنگ زد.»

#فریدا_کالو/ نامه به الکساندر گومز آریاس

@TwoSomeChat
‌‏سرشار از بوی تنش بودم،
طعم دهن و جای دست‌هاش در وجودم مثل نبض‌ می‌زد،
می‌کوبید،
چیزی جادویی،
آن جادوی ابدی که تمام زشتی‌ها، بدی‌‌ها و کژی‌های دنیا را از یادم می‌برد،
خالص می‌شدم،
شیشه می‌شدم و تنِ خود را در تن او می‌دیدم و او را از خودم عبور می‌دادم.
به کسی پناه برده‌ بودم که دنیا را بر دوش داشت.


#عباس_معروفی
@TwoSomeChat
«به تو شب‌به‌خیر می‌گویم؛ ای عزیزی که خانه‌ات آغوشِ من است و استراحتگاهت سینه‌ی من، تویی که در آغاز همچون پرنده‌ای ترسان در آغوش من نشستی اما اکنون دوست داری که تا پس از نواخته‌ شدنِ ناقوس نیمه شب هم در آن‌جا بمانی...»

• نامه از لیمن هاج به ماری گرینجر؛ فوریه ۱۸۶۷
برگردانِ اسماعیل حسینی


@TwoSomeChat
Forwarded from Women Are Art
☆ مرور خاطرات با فردی آشنا میتواند لبخندی عمیق به لب‌هایتان هدیه کند ، لبخندی عمیق با حسرتی سرشار از ای کاش‌ها...

#آشنای_دور

@TwoSomeChat
او نگفت دوستت دارم ،
اما نامه‌اش را اینگونه تمام کرد:
بال تو را می‌بوسم پرنده‌ی قلبم..‌.


#فرانتس_کافکا
🌌 #شب_بخیر
@TwoSomeChat
من بی گمان کنارِ تو خوشبخت میشدم
اما نشد؛
نشد که من و تو...
خدا نخواست

#پانته_آ_صفایی

@Sher_Taraneh_Pars
Derniere Danse
Indila
🎤#Indila

ای رنج شیرین من
تلاش چه سودی دارد
تو دوباره آغاز خواهی شد
چیزی جز موجودی بی اهمیت نیستم
بدون او یک دیوانه ام
که در مترو پرسه میزنم
و برای آخرین بار میرقصم
تا از یاد ببرم شدت این درد را
میخواهم بگریزم به جای آنکه از نو آغاز کنم
ای رنج شیرین من
به آسمان خیره میشوم
تمام روز تمام شب
با باد میرقصم با باران
کمی عشق کمی عسل
و میرقصم میرقصم میرقصم
میرقصم میرقصم میرقصم
و در میان هیاهو میدوم و وحشت زده میشوم
آیا نوبت من است
و رنج آغاز میشود
در تمام پاریس خود را رها میکنم
و به پرواز در می آیم
پرواز پرواز پرواز پرواز