Forwarded from "تُ"
ترکیب رقص و شراب و کسی که دوسش داری، از معدود لحظاتیه که میگی سختی انسان زاده شدن ارزشش رو داشت
@helenrahmani_lyric
@helenrahmani_lyric
انگار
سالها طول کشید
که دستهیی بوسه
از دهانش بچینم
و در گلدانی
به رنگ سپید
در قلبم
بکارم
اما
انتظار
ارزشش را داشت
چون عاشق بودم.
#ریچارد_براتیگان
@TwoSomeChat
سالها طول کشید
که دستهیی بوسه
از دهانش بچینم
و در گلدانی
به رنگ سپید
در قلبم
بکارم
اما
انتظار
ارزشش را داشت
چون عاشق بودم.
#ریچارد_براتیگان
@TwoSomeChat
Forwarded from Channel 2015 (یاشار بلوری نیا)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«درست ساعت ۱۲ شب به تو فکر کردم،
تو هم به من فکر میکنی؟ فکر میکنم، فکر میکنی چون گوشِ چپم زنگ زد.»
#فریدا_کالو/ نامه به الکساندر گومز آریاس
@TwoSomeChat
تو هم به من فکر میکنی؟ فکر میکنم، فکر میکنی چون گوشِ چپم زنگ زد.»
#فریدا_کالو/ نامه به الکساندر گومز آریاس
@TwoSomeChat
سرشار از بوی تنش بودم،
طعم دهن و جای دستهاش در وجودم مثل نبض میزد،
میکوبید،
چیزی جادویی،
آن جادوی ابدی که تمام زشتیها، بدیها و کژیهای دنیا را از یادم میبرد،
خالص میشدم،
شیشه میشدم و تنِ خود را در تن او میدیدم و او را از خودم عبور میدادم.
به کسی پناه برده بودم که دنیا را بر دوش داشت.
#عباس_معروفی
@TwoSomeChat
طعم دهن و جای دستهاش در وجودم مثل نبض میزد،
میکوبید،
چیزی جادویی،
آن جادوی ابدی که تمام زشتیها، بدیها و کژیهای دنیا را از یادم میبرد،
خالص میشدم،
شیشه میشدم و تنِ خود را در تن او میدیدم و او را از خودم عبور میدادم.
به کسی پناه برده بودم که دنیا را بر دوش داشت.
#عباس_معروفی
@TwoSomeChat
«به تو شببهخیر میگویم؛ ای عزیزی که خانهات آغوشِ من است و استراحتگاهت سینهی من، تویی که در آغاز همچون پرندهای ترسان در آغوش من نشستی اما اکنون دوست داری که تا پس از نواخته شدنِ ناقوس نیمه شب هم در آنجا بمانی...»
• نامه از لیمن هاج به ماری گرینجر؛ فوریه ۱۸۶۷
برگردانِ اسماعیل حسینی
@TwoSomeChat
• نامه از لیمن هاج به ماری گرینجر؛ فوریه ۱۸۶۷
برگردانِ اسماعیل حسینی
@TwoSomeChat
☆ مرور خاطرات با فردی آشنا میتواند لبخندی عمیق به لبهایتان هدیه کند ، لبخندی عمیق با حسرتی سرشار از ای کاشها...
#آشنای_دور
@TwoSomeChat
#آشنای_دور
@TwoSomeChat