Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from ایران
دستانت
ذات شعرند در فرم و معنا...
بی دستانت،
نه شعر بود،نه نثر
نه چیزی که به آن ادبیات گویند!...
#نزار_قبانی
ذات شعرند در فرم و معنا...
بی دستانت،
نه شعر بود،نه نثر
نه چیزی که به آن ادبیات گویند!...
#نزار_قبانی
Forwarded from مرتضی اسدی (Mortez🅰🅰sadi)
یه تصویر غمگین تو چهره م نشسته
ترک های آینه منِ پیرِ خسته
یه عکسِ قدیمی یه آلبوم، یه تقویم
با هرچیزی یادِ گذشته می افتیم
یاد دستایی که قرار بود بگیره
ولی جا گذاشته منو با دلی که
می جنگه شب و روز تا بی اون نمیره
هنوزم توی خاطراتش اسیره
براش گریه کردم ولی بی اثر بود
تو این شهر از من کی دیوونه تر بود؟
قرار بود بمونه تا بی هم نباشیم
کی فکرش رو می کرد ما از هم جدا شیم؟
یه لنگر مث من یه کشتی مث اون
تو دریای بی عشق به چی گیر کرده ؟
چشام سو نداره هیاهو نداره
چقد منتظر شم چقد دیر کرده
یا من ناشناسم یا تغییر کرده
کسی که یه جمله ش هواییم می کرد
منو با سکوتش زمین گیر کرده
براش گریه کردم ولی بی اثر بود
تو این شهر از من کی دیوونه تر بود؟
قرار بود بمونه تا بی هم نباشیم
کی فکرشو می کرد ما از هم جدا شیم؟
#مرتضی_اسدی
#زمین_گیر
ترک های آینه منِ پیرِ خسته
یه عکسِ قدیمی یه آلبوم، یه تقویم
با هرچیزی یادِ گذشته می افتیم
یاد دستایی که قرار بود بگیره
ولی جا گذاشته منو با دلی که
می جنگه شب و روز تا بی اون نمیره
هنوزم توی خاطراتش اسیره
براش گریه کردم ولی بی اثر بود
تو این شهر از من کی دیوونه تر بود؟
قرار بود بمونه تا بی هم نباشیم
کی فکرش رو می کرد ما از هم جدا شیم؟
یه لنگر مث من یه کشتی مث اون
تو دریای بی عشق به چی گیر کرده ؟
چشام سو نداره هیاهو نداره
چقد منتظر شم چقد دیر کرده
یا من ناشناسم یا تغییر کرده
کسی که یه جمله ش هواییم می کرد
منو با سکوتش زمین گیر کرده
براش گریه کردم ولی بی اثر بود
تو این شهر از من کی دیوونه تر بود؟
قرار بود بمونه تا بی هم نباشیم
کی فکرشو می کرد ما از هم جدا شیم؟
#مرتضی_اسدی
#زمین_گیر
نخست آنکس که شد در بند انکار تو من بودم
ولي آن کس که گشت اول گرفتار تو من بودم
زدند از من حريفان بيشتر لاف خريداري
ولي اول کسي کامد به بازار تو من بودم
به سيم و زر طلبکار تو گرديدند اگر جمعي
کسي کوشد به جان و سر خريدار تو من بودم
من اول از تو کردم احتراز اما اسيري هم
که کرد آخر سر خود در سر و کار تو من بودم
به بيماري کشيد از حسرت کار دگر ياران
ولی آن کس که مرد از شوق ديدار تو من بودم
حريفان جان سپر کردند پيشت ليک جانبازي
که ضربت خورد از شمشير خونخوار تو من بودم
چو نظم محتشم خواني بگو کاي بلبل محزون
کجا رفتي چه افتادت نه گلزار تو من بودم
#محتشم_کاشانی
@TwoSomeChat
ولي آن کس که گشت اول گرفتار تو من بودم
زدند از من حريفان بيشتر لاف خريداري
ولي اول کسي کامد به بازار تو من بودم
به سيم و زر طلبکار تو گرديدند اگر جمعي
کسي کوشد به جان و سر خريدار تو من بودم
من اول از تو کردم احتراز اما اسيري هم
که کرد آخر سر خود در سر و کار تو من بودم
به بيماري کشيد از حسرت کار دگر ياران
ولی آن کس که مرد از شوق ديدار تو من بودم
حريفان جان سپر کردند پيشت ليک جانبازي
که ضربت خورد از شمشير خونخوار تو من بودم
چو نظم محتشم خواني بگو کاي بلبل محزون
کجا رفتي چه افتادت نه گلزار تو من بودم
#محتشم_کاشانی
@TwoSomeChat
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from ایران
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
_ بعضی چیزا رویاست ولی قشنگن
+ ولی رویای قشنگ ناراحت کننده است ، چون واقعی نیست...
#دیالوگطور
@TwoSomeChat
+ ولی رویای قشنگ ناراحت کننده است ، چون واقعی نیست...
#دیالوگطور
@TwoSomeChat
Forwarded from جام شوکران (مِی شوق)
سلام بر کسانی که سعی کردند برای همه پناه باشند، اما هنگامی که خودشان نیاز به پناه بردن داشتند، هیچکس را نیافتند..!
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
گپ دو نفره
عشق تو بسان بازگشت به کودکی است... #غادة_السمان 🔲 شب بخیر @TwoSomeChat
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Light of the Seven
Ramin Djawadi
یادی کنیم از این شاهکار بیمثال از سریال Game of thrones که فضا و تمش به این روزهای زندگیمون شباهت زیادی داره
Forwarded from The world of letters
«تو آنجا تنها و ماتم گرفتهای. من هم اینجا همین حال را دارم. از کجا میآیند این حملات مالیخولیایی که انسان را در خود فرو میبرند؟
مثل خیزابی قد میکشند، آدمی را غرقه میسازند و دیگر راه گریزی نیست»
. ۲۲ نوامبر، نامه از گوستاو فلوبر به ژرژ ساند
@the_world_of_letters
مثل خیزابی قد میکشند، آدمی را غرقه میسازند و دیگر راه گریزی نیست»
. ۲۲ نوامبر، نامه از گوستاو فلوبر به ژرژ ساند
@the_world_of_letters