بیا گناه ندارد به هم نگاه کنیم
تازه داشته باشد بیا گناه کنیم
زمان آن شده هم را چنان بغل کنیم
که روزگار شب تیره را سیاه کنیم
#فرامرز_عرب_عامری
@TwoSomeChat
تازه داشته باشد بیا گناه کنیم
زمان آن شده هم را چنان بغل کنیم
که روزگار شب تیره را سیاه کنیم
#فرامرز_عرب_عامری
@TwoSomeChat
آمد از پشت هر حصاری که
راه آزادی مرا می بست
او همان که همیشه عشقم بود
او همین که همیشه عشقم هست!
#مهرشاد_فروزان
https://telegram.me/TwoSomeChat
@Mehrshad_Forouzan
راه آزادی مرا می بست
او همان که همیشه عشقم بود
او همین که همیشه عشقم هست!
#مهرشاد_فروزان
https://telegram.me/TwoSomeChat
@Mehrshad_Forouzan
Forwarded from Mohammad Raoufi
Gisovanat
Mehran Fayezi
عطربدن تو در جهان پیچیده
آوازه ی تو دهان دهان پیچیده
چشمان تو در قهوه ی من حل شده است
گرمای تنت در استکان پیچیده
#رباعی
#سید_مهدی_مرادیان
کانال اشعار سید مهدی مرادیان 👇👇👇
@mehdi_moradiyan1
https://telegram.me/TwoSomeChat
آوازه ی تو دهان دهان پیچیده
چشمان تو در قهوه ی من حل شده است
گرمای تنت در استکان پیچیده
#رباعی
#سید_مهدی_مرادیان
کانال اشعار سید مهدی مرادیان 👇👇👇
@mehdi_moradiyan1
https://telegram.me/TwoSomeChat
Telegram
گپ دو نفره
از هر دری ، سخنی ( ناهید گرجی ) ...
اگر
خدا
پیش از آدم ،
حوا را ( تو را ) می آفرید ...
شاید شیطان هم سجده می کرد ...
#افشین_یداللهی
@TwoSomeChat
خدا
پیش از آدم ،
حوا را ( تو را ) می آفرید ...
شاید شیطان هم سجده می کرد ...
#افشین_یداللهی
@TwoSomeChat
زمان همه چیزو حل میکنه
چند سال دیگه که بگذره دیگه یه تاریخایی اذیتت نمیکنن
یه عطرایی هواییت نمیکنن
با شنیدن یه اسم مشابه بغض نمیکنی
حرفای دیگرونی که ادعا میکنن اونو بهتر از تو میشناسن عصبیت نمیکنه
به اونروزا که فکر کنی میبینی چقدر عادی شدن
آدمای جدید میان و تو دیگه کم کم فراموش میکنی
یاد میگیری نشکنی
یاد میگیری اگه یه بار اتفاقی جایی دیدیش لپات گل ننداره قلبت تند تند نزنه و به قول معروف رنگ رخساره از سر درونت خبر نده
یاد میگیری ساده از شنیدن آهنگایی که همشون خاطرن رد بشی
یاد میگیری یادگاریاشو نبینی
یاد میگیری برات مهم نباشه و ...
یاد میگیری که چطور این دروغارو هر روز ، هر شب ، هر لحظه به خودت تزریق کنی !
یاد میگیری تلقین کنی.....
.
#ناهید_گرجی
یک روز مانده به #هفدهم آذر هزار و سیصد و نود و پنج
https://telegram.me/TwoSomeChat
چند سال دیگه که بگذره دیگه یه تاریخایی اذیتت نمیکنن
یه عطرایی هواییت نمیکنن
با شنیدن یه اسم مشابه بغض نمیکنی
حرفای دیگرونی که ادعا میکنن اونو بهتر از تو میشناسن عصبیت نمیکنه
به اونروزا که فکر کنی میبینی چقدر عادی شدن
آدمای جدید میان و تو دیگه کم کم فراموش میکنی
یاد میگیری نشکنی
یاد میگیری اگه یه بار اتفاقی جایی دیدیش لپات گل ننداره قلبت تند تند نزنه و به قول معروف رنگ رخساره از سر درونت خبر نده
یاد میگیری ساده از شنیدن آهنگایی که همشون خاطرن رد بشی
یاد میگیری یادگاریاشو نبینی
یاد میگیری برات مهم نباشه و ...
یاد میگیری که چطور این دروغارو هر روز ، هر شب ، هر لحظه به خودت تزریق کنی !
یاد میگیری تلقین کنی.....
.
#ناهید_گرجی
یک روز مانده به #هفدهم آذر هزار و سیصد و نود و پنج
https://telegram.me/TwoSomeChat
Telegram
گپ دو نفره
از هر دری ، سخنی ( ناهید گرجی ) ...
به یک جایی از زندگی که رسیدی ، می فهمی رنج را نباید امتداد داد ، باید مثل یک چاقو که چیز ها را می برد و از میانشان می گذرد ، از بعضی آدم ها بگذری و برای همیشه تمامشان کنی ...
#فاکنر
@TwoSomeChat
#فاکنر
@TwoSomeChat
#اطلاعات_عمومی
زنده کردن #لازاروس یکی از معجزات #عیسی_مسیح در انجیل است. در این داستان لازاروس (ایلعازر یا عازر) چهار روز پس از مرگش توسط عیسی به زندگی باز میگردد. این داستان تنها در #انجیل یوحنا ذکر شده است. عیسی توسط فردی خبردار میشود که لازاروس بیمار است و دو خواهر او به دنبال عیسی هستند تا از او کمک بجویند. عیسی به پیروانش میگوید که قصد دارد در اینکار تاخیر کند تا قدرت خداوند آشکار شود. سپس عیسی در رفتن به دیدار لازاروس دو روز تاخیر میکند. وقتی عیسی و حواریونش به بتانی میرسند لازاروس چهار روز است که مرده است. مارتا یکی از دو خواهر لازاروس به عیسی میگوید :«اگر شما اینجا بودید، برادر من نمیمرد» ولیکن عیسی به او آرامش میدهد و میگوید که برادر او به زندگی باز خواهد گشت «من زنده شدن و زندگی هستم. هر کسی که به من ایمان داشته باشد زنده خواهد ماند با اینکه مرده باشد. هر کس زندگی کند و به من ایمان بیاورد نخواهد مرد. آیا تو به این ایمان داری؟» در این زمان عیسی میگرید؛ ولیکن ادامه میدهد «آیا من به تو نگفتم که اگر ایمان داشته باشی، قدرت خداوند را خواهی دید؟» در این زمان سنگها را کنار میگذارند و عیسی نگاه کرده و میگوید :«پدر (خدا)، من از تو تشکر میکنم که مرا شنیدی. من میدانم که تو همیشه مرا میشنوی، ولیکن این را به خاطر مردمانی که اطراف من هستند میگویم، که آنها نیز به اینکه تو مرا فرستادی ایمان آورند.» بعد از این حرف عیسی با صدای بلند میگوید :«لازاروس، بیا بیرون» در این زمان مرده لازاروس از قبر بیرون میاید در حالی که هنوز کفن قبر بر روی تن او است. عیسی به مردم میگوید :«کفن او را درآورید و بگذارید او برود.» این معجزه در انجیل یوحنا یکی از معجزات بسیار مهم است.
@TwoSomeChat
نقاشی زنده شدن لازاروس اثر دوچیو.👇
http://uupload.ir/files/8qv_1.jpg
زنده کردن #لازاروس یکی از معجزات #عیسی_مسیح در انجیل است. در این داستان لازاروس (ایلعازر یا عازر) چهار روز پس از مرگش توسط عیسی به زندگی باز میگردد. این داستان تنها در #انجیل یوحنا ذکر شده است. عیسی توسط فردی خبردار میشود که لازاروس بیمار است و دو خواهر او به دنبال عیسی هستند تا از او کمک بجویند. عیسی به پیروانش میگوید که قصد دارد در اینکار تاخیر کند تا قدرت خداوند آشکار شود. سپس عیسی در رفتن به دیدار لازاروس دو روز تاخیر میکند. وقتی عیسی و حواریونش به بتانی میرسند لازاروس چهار روز است که مرده است. مارتا یکی از دو خواهر لازاروس به عیسی میگوید :«اگر شما اینجا بودید، برادر من نمیمرد» ولیکن عیسی به او آرامش میدهد و میگوید که برادر او به زندگی باز خواهد گشت «من زنده شدن و زندگی هستم. هر کسی که به من ایمان داشته باشد زنده خواهد ماند با اینکه مرده باشد. هر کس زندگی کند و به من ایمان بیاورد نخواهد مرد. آیا تو به این ایمان داری؟» در این زمان عیسی میگرید؛ ولیکن ادامه میدهد «آیا من به تو نگفتم که اگر ایمان داشته باشی، قدرت خداوند را خواهی دید؟» در این زمان سنگها را کنار میگذارند و عیسی نگاه کرده و میگوید :«پدر (خدا)، من از تو تشکر میکنم که مرا شنیدی. من میدانم که تو همیشه مرا میشنوی، ولیکن این را به خاطر مردمانی که اطراف من هستند میگویم، که آنها نیز به اینکه تو مرا فرستادی ایمان آورند.» بعد از این حرف عیسی با صدای بلند میگوید :«لازاروس، بیا بیرون» در این زمان مرده لازاروس از قبر بیرون میاید در حالی که هنوز کفن قبر بر روی تن او است. عیسی به مردم میگوید :«کفن او را درآورید و بگذارید او برود.» این معجزه در انجیل یوحنا یکی از معجزات بسیار مهم است.
@TwoSomeChat
نقاشی زنده شدن لازاروس اثر دوچیو.👇
http://uupload.ir/files/8qv_1.jpg
هفده آذر
یک روز معمولی معمولی معمولی!!!
هیچ چیز متفاوت نیست
قرار هم نیست اتفاقی بیفتد
همه چیز روتین است...
مثل هرروز...
خیابان ها شلوغ و پر تردداند
مردم کوچکترین توجهی به امروز ندارند
از کنارش میگذرند
از هفده آذر!
تنم به تنشان میخورد
ذهنم یک نفس عمیق میکشد
عزمش را جزم میکند
از کنار امروز ، میگذرد...
از مرور همان هایی که قلبم را
به درد می آورند
بگذریم...
یک روز معمولیست...
#هفده_آذر... .
#ناهید_گرجی
کتاب #گپ_دو_نفره
https://telegram.me/TwoSomeChat
یک روز معمولی معمولی معمولی!!!
هیچ چیز متفاوت نیست
قرار هم نیست اتفاقی بیفتد
همه چیز روتین است...
مثل هرروز...
خیابان ها شلوغ و پر تردداند
مردم کوچکترین توجهی به امروز ندارند
از کنارش میگذرند
از هفده آذر!
تنم به تنشان میخورد
ذهنم یک نفس عمیق میکشد
عزمش را جزم میکند
از کنار امروز ، میگذرد...
از مرور همان هایی که قلبم را
به درد می آورند
بگذریم...
یک روز معمولیست...
#هفده_آذر... .
#ناهید_گرجی
کتاب #گپ_دو_نفره
https://telegram.me/TwoSomeChat
Telegram
گپ دو نفره
از هر دری ، سخنی ( ناهید گرجی ) ...