Forwarded from بگذارید زن ها آواز بخوانند (Mina Saravani)
ندارم حالتی از زنده بودن در تنم دیگر
که از آیینه هم این روزها دل می کنم دیگر
لبم را دوختم، آوازهایم در گلو ماندند
ندارم فرقِ حتی کوچکی با میهنم دیگر
تماشا می کنم کوچیدن صدها پرستو را
مترسک شد درختِ سروِ در پیراهنم دیگر
مرا کوهی از آهن دیده ای شاید که ممکن نیست
بریزد،این فرو پاشیده ی از هم منم دیگر!
برایم گاه شعری، بوسه ای، قلبی، گلی بفرست
بگو این مرده را می خواهی اش، من هم زنم دیگر
#مینا_سراوانی
که از آیینه هم این روزها دل می کنم دیگر
لبم را دوختم، آوازهایم در گلو ماندند
ندارم فرقِ حتی کوچکی با میهنم دیگر
تماشا می کنم کوچیدن صدها پرستو را
مترسک شد درختِ سروِ در پیراهنم دیگر
مرا کوهی از آهن دیده ای شاید که ممکن نیست
بریزد،این فرو پاشیده ی از هم منم دیگر!
برایم گاه شعری، بوسه ای، قلبی، گلی بفرست
بگو این مرده را می خواهی اش، من هم زنم دیگر
#مینا_سراوانی
Forwarded from 卐 خاک و خون 卐
راجع به خودم : مهمل و تن پرور و خیلی لش شده ام . کارد و تفنگم را فراموش کرده ام ، یک نقشه ی پریشان در زیر یک چشم من است . هر روز صبح از میان خواب های سنگین بیدار می شوم ، در حالی که دلم نمی خواهد بیدار بشوم . از دور دست می زنم به قرص خورشید ، در خصوص روشنایی خورشید هم شک دارم . / از نامه ی #نیما_یوشیج به رسام ارژنگی ( تهران - ۲۸ دی ماه ۱۳۱۴ ) | #به_ما_بپیوندید ...
@KhakOKhoon
@NaziArchives
@KhakOKhoon
@NaziArchives
زندگی
بسیار کوتاه تر از آن است
که بخواهیم کلمات مهم را،
ناگفته نگه داریم
مانند دوستت دارم...
#پائولو_کوئلیو
@TwoSomeChat
بسیار کوتاه تر از آن است
که بخواهیم کلمات مهم را،
ناگفته نگه داریم
مانند دوستت دارم...
#پائولو_کوئلیو
@TwoSomeChat
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دریایی از جنون و هوس: او
لهلهزنان میان عطش: من
در رقص با صدای خدایان
جادوگر است و معجزهاش: من!
#سید_مهدی_موسوی
@TwoSomeChat
لهلهزنان میان عطش: من
در رقص با صدای خدایان
جادوگر است و معجزهاش: من!
#سید_مهدی_موسوی
@TwoSomeChat
ناگهان بُغضی از درونم برمیخیزد و گلویام را میفشارد
ناگهان نوشتهام را ناتمام میگذارم و از جا میپرم
ناگهان در سرسرای هُتلی، خواب میبینم
ناگهان درختی در پیادهرو به پیشانیام میخورد
ناگهان گرگ نومید و خشمگین و گرسنه رو به ماه زوزه میکشد
ناگهان ستارهها روی تاب باغچهای فرود میآیند و تاب میخورند
ناگهان مُردهام را در گور میبینم
ناگهان در مغزم آفتابی مهآلود
ناگهان به روزی که آغاز کردهام چنان چنگ میاندازم که گویی هرگز پایان نخواهد یافت
و هر بار تویی که پیش چشمم میآیی.
#ناظم_حکمت
@TwoSomeChat
ناگهان نوشتهام را ناتمام میگذارم و از جا میپرم
ناگهان در سرسرای هُتلی، خواب میبینم
ناگهان درختی در پیادهرو به پیشانیام میخورد
ناگهان گرگ نومید و خشمگین و گرسنه رو به ماه زوزه میکشد
ناگهان ستارهها روی تاب باغچهای فرود میآیند و تاب میخورند
ناگهان مُردهام را در گور میبینم
ناگهان در مغزم آفتابی مهآلود
ناگهان به روزی که آغاز کردهام چنان چنگ میاندازم که گویی هرگز پایان نخواهد یافت
و هر بار تویی که پیش چشمم میآیی.
#ناظم_حکمت
@TwoSomeChat
گپ دو نفره
Masoud Fardmanesh – On Roza Ma Deli Dashtim
به یک دریای طوفانی ، دل ما رفته مهمانی...
Forwarded from تا آسمان شدن
تنم فرسود و عقلم رفت و عشقم همچنان باقی..
شبت بخیر
غمت نیز|
شبت بخیر
غمت نیز|
آتشم روی آخرین سیگار
چهرهای محو داخل دودم
مثل یک چارراه میمانم
رو به هر چار راه مسدودم
همهی عمر آرزو کردم
کاشکی مثل دیگران بودم!
#سید_مهدی_موسوی
@TwoSomeChat
چهرهای محو داخل دودم
مثل یک چارراه میمانم
رو به هر چار راه مسدودم
همهی عمر آرزو کردم
کاشکی مثل دیگران بودم!
#سید_مهدی_موسوی
@TwoSomeChat