Forwarded from دلتنگی های من و تو
عجیبه ! من حتی وقتی می خندم ، دلم تنگه . وقتی خوشحالم ، وقتی ناراحتم ، توو خیابون ، وقت رانندگی ، غذا که می خورم ، عزیزامو که می بینم ، آهنگ که گوش می دم ، فیلم که میبینم ، وقتی حواسم جمعه ، وقتی حواسم پرته ، دلم تنگه . [ چه بود آن آه عمیق ؟ که حتی در مهمانی های شلوغ ، دست از گریبان ما نمی کشید ] . | اورج جورول ...
❤5
لا شيء يضاهي رائحة من نُحب
ولو إعتصرت فرنسا
بأكملها في قنينة عطر
هیچ چیز بر بویِ
آنکه دوستش داریم غالب نمی شود
حتی اگر همهی فرانسه را
در یک شیشه عطر جمع کنند!
#محمود_درویش
@TwoSomeChat
T
ولو إعتصرت فرنسا
بأكملها في قنينة عطر
هیچ چیز بر بویِ
آنکه دوستش داریم غالب نمی شود
حتی اگر همهی فرانسه را
در یک شیشه عطر جمع کنند!
#محمود_درویش
@TwoSomeChat
T
❤4
تو شبیه سیبی و بِه،
شبیه ریحانی و نعنا،
شبیه لبخند و روشنی،
تو شبیه همه ی خوبی هایی محبوبِ من...
👤محمد صالح علاء
@TwoSomeChat
T
شبیه ریحانی و نعنا،
شبیه لبخند و روشنی،
تو شبیه همه ی خوبی هایی محبوبِ من...
👤محمد صالح علاء
@TwoSomeChat
T
❤3
نه هر مخاطب
و هر حرف
و هر حدیث خوش است،
که جز تو با دگرم نیست، ذوق گفت و شنود...
👤حسین منزوی
@TwoSomeChat
T
و هر حرف
و هر حدیث خوش است،
که جز تو با دگرم نیست، ذوق گفت و شنود...
👤حسین منزوی
@TwoSomeChat
T
❤4
Forwarded from بگذارید زن ها آواز بخوانند (Mina Saravani)
❤3
اگر زمان و مکان در اختیار ما بود
ده سال پیش از طوفان نوح عاشقت میشدم
و تو میتوانستی تا قیامت برایم ناز کنی
یک صد سال به ستایش چشمانت میگذشت
و سی هزار سال صرف ستایش تنت
و تازه
در پایان عمر به دلت راه مییافتم...
@TwoSomeChat
ده سال پیش از طوفان نوح عاشقت میشدم
و تو میتوانستی تا قیامت برایم ناز کنی
یک صد سال به ستایش چشمانت میگذشت
و سی هزار سال صرف ستایش تنت
و تازه
در پایان عمر به دلت راه مییافتم...
اندرومارول
مترجم احمد شاملو@TwoSomeChat
👍1
دیروز زنی را دیدم که مُرده بود، مثل ما نفس میکشید. راستی یک زن چگونه می میرد ؟ مرگش چگونه است ؟ یا لبخند به لب ندارد یا آرایش نمیکند یا دست کسی را نمی فشارد یا منتظر آغوشی نیست یا حرف عشق که می شود، پوزخند میزند، آری زن ها اینگونه می میرند.
🔸گابریل گارسیا مارکز
🔹عشق سالهای وبا
@TwoSomeChat
🔸گابریل گارسیا مارکز
🔹عشق سالهای وبا
@TwoSomeChat
👍6
-جایی میان قلب هست ؛
که هرگز پر نمیشود !.
و ما
در همان فضا ؛
انتظار میکشیم
انتظار میکشیم…
#چارلز_بوکوفسکی
@TwoSomeChat
که هرگز پر نمیشود !.
و ما
در همان فضا ؛
انتظار میکشیم
انتظار میکشیم…
#چارلز_بوکوفسکی
@TwoSomeChat
👍8
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
- شعر «حرف من» از زندهیاد «فریدون فرخزاد»🖤
❤5
Eshghe Bedoone Hashiye [MusText.Net]
25 Band
تو که میخندی تموم خاک قلبم زیر و رو میشه...
#25Band
#25Band
بخت بد تو جلو جلو میآید
آهسته که نه بدو بدو میآید
هر چه که نخواستی همان شد دیدی
از سگ که بترسی پی تو میآید
#علی_کریمی_کلایه 🖤
آهسته که نه بدو بدو میآید
هر چه که نخواستی همان شد دیدی
از سگ که بترسی پی تو میآید
#علی_کریمی_کلایه 🖤
.
روی تنت نوشته بود
خطر مرگ
مرگی که بدجور در آغوش کشیدنیست
فقط مانده بودم کجای پوستت را لمس کنم
تو که نبودی
دستهی پرستوها عبور نکردند از پشت پنجره
و کلاغی زخمی
کشانکشان خودش را پرت کرد توی اتاق
روی تخت دراز میکشیدم
زل میزدم
به عکس ترن هواییِ واژگون شده
صدای جیغ و داد بچهها
نمیگذاشت بخوابم
و من هر چند ثانیه
دو پهلو میشدم
هربار موقع شِکر ریختن
سرازیر میشد لیوان
و نان تُست از دستگاه شوت میشد بیرون
خانه جزیی از قبرستان بود
و ارواح خبیثه لیس میزدند مرا
از حوالیِ ظهر
ساعت کندتر میشد
حوالیِ شب متوقف
خط نامههایی که با خودنویس نوشته بودم
دیده نمیشد
و تمام عکسهای دونفرهیمان
یک شکل بودند
سیاهِ سیاه
پایم را میگذاشتم لای در
بسته نشود
تا ترس از آنطرف نکوبد
که من یک سطل زباله بیشتر نداشتم
خانه را تمام قسط خریده بودم از جهنم
و شعلههای آتش
لباس زیرم را احاطه کرده بود
میبینی
کلماتی که با بیلچه ریخته بودی در حلقم
گم شدهاند
و من نمیدانم تو از من چه میخواستی
جز مرگ
#علی_کریمی_کلایه
@TwoSomeChat
روی تنت نوشته بود
خطر مرگ
مرگی که بدجور در آغوش کشیدنیست
فقط مانده بودم کجای پوستت را لمس کنم
تو که نبودی
دستهی پرستوها عبور نکردند از پشت پنجره
و کلاغی زخمی
کشانکشان خودش را پرت کرد توی اتاق
روی تخت دراز میکشیدم
زل میزدم
به عکس ترن هواییِ واژگون شده
صدای جیغ و داد بچهها
نمیگذاشت بخوابم
و من هر چند ثانیه
دو پهلو میشدم
هربار موقع شِکر ریختن
سرازیر میشد لیوان
و نان تُست از دستگاه شوت میشد بیرون
خانه جزیی از قبرستان بود
و ارواح خبیثه لیس میزدند مرا
از حوالیِ ظهر
ساعت کندتر میشد
حوالیِ شب متوقف
خط نامههایی که با خودنویس نوشته بودم
دیده نمیشد
و تمام عکسهای دونفرهیمان
یک شکل بودند
سیاهِ سیاه
پایم را میگذاشتم لای در
بسته نشود
تا ترس از آنطرف نکوبد
که من یک سطل زباله بیشتر نداشتم
خانه را تمام قسط خریده بودم از جهنم
و شعلههای آتش
لباس زیرم را احاطه کرده بود
میبینی
کلماتی که با بیلچه ریخته بودی در حلقم
گم شدهاند
و من نمیدانم تو از من چه میخواستی
جز مرگ
#علی_کریمی_کلایه
@TwoSomeChat
❤3
اگر تو موسیقی بودی؛
بیوقفه به تو گوش میسپردم،
و اندوهم به شادی بدل میشد!
#آنا_آخماتووا
@TwoSomeChat
بیوقفه به تو گوش میسپردم،
و اندوهم به شادی بدل میشد!
#آنا_آخماتووا
@TwoSomeChat
👍2❤1
گرچه دارم در بغل چون هاله تنگ آن ماه را
همچنان از شرم، جای او در آغوشم تهی است
#صائب_تبريزی
@TwoSomeChat
همچنان از شرم، جای او در آغوشم تهی است
#صائب_تبريزی
@TwoSomeChat
❤5