Forwarded from گپ دو نفره
در را باز کن
هق هقم در اتاق جای نمیگیرد
و زمستان
از پشت پنجره به من مینگرد
من تمسخر آیینه را
در وضوح دستانم میبینم
من آیینه را میبینم
و تورا
که در پس این تنهایی!
تنهایی...
و ما مسموم میشویم
هر چند زهر نمینوشیم
هر چند تیتر روزنامه های کثیرالانتشار نمیشویم
اما،
مسموم میشویم
و مادرم را میبینم
که گیسوان خواهرم را هنوز جوان است
و پدرم را در لابلای دود نامریی سیگار
و آن کوچه...
چه حجم وسیعی از او در ذهنم درد میکند
من اشتباه کرده ام
درست همانجایی که باید میرفتم،ماندم!!!
و این چه درد مشترکیست
بین من و تمام بازماندگان در خطایی سرزده!!!
سه شنبه ها همیشه طعم کافور میداد
آن وهم
آن خیال
در تاریکی,خاطرات خاک خورده ام
در کنج اتاق
مرا به سرابی ابدی سوق میداد
مرداب است یا مرده خوار؟!!!
تالاب است یامنجلاب؟!!!
تنهایی من در آسمان هفتم
خاموش مانده است
خنده ام میگیرد
زمستان برف میبارد
و آیینه از لابه لای دستانم
هزار تکه ابر میزاید
و تو هنوز
در نگشوده ای...
#ناهید_گرجی
#گپ_دو_نفره 👫
@TwoSomeChat
هق هقم در اتاق جای نمیگیرد
و زمستان
از پشت پنجره به من مینگرد
من تمسخر آیینه را
در وضوح دستانم میبینم
من آیینه را میبینم
و تورا
که در پس این تنهایی!
تنهایی...
و ما مسموم میشویم
هر چند زهر نمینوشیم
هر چند تیتر روزنامه های کثیرالانتشار نمیشویم
اما،
مسموم میشویم
و مادرم را میبینم
که گیسوان خواهرم را هنوز جوان است
و پدرم را در لابلای دود نامریی سیگار
و آن کوچه...
چه حجم وسیعی از او در ذهنم درد میکند
من اشتباه کرده ام
درست همانجایی که باید میرفتم،ماندم!!!
و این چه درد مشترکیست
بین من و تمام بازماندگان در خطایی سرزده!!!
سه شنبه ها همیشه طعم کافور میداد
آن وهم
آن خیال
در تاریکی,خاطرات خاک خورده ام
در کنج اتاق
مرا به سرابی ابدی سوق میداد
مرداب است یا مرده خوار؟!!!
تالاب است یامنجلاب؟!!!
تنهایی من در آسمان هفتم
خاموش مانده است
خنده ام میگیرد
زمستان برف میبارد
و آیینه از لابه لای دستانم
هزار تکه ابر میزاید
و تو هنوز
در نگشوده ای...
#ناهید_گرجی
#گپ_دو_نفره 👫
@TwoSomeChat
Forwarded from 👑 کانون شعر و ترانه پارس 💜
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر
بهترین بازیگر نقش اول زن #الناز_شاکردوست
بهترین بازیگر نقش اول مرد
#هوتن_شکیبا
@TwoSomeChat
بهترین بازیگر نقش اول زن #الناز_شاکردوست
بهترین بازیگر نقش اول مرد
#هوتن_شکیبا
@TwoSomeChat
#عکس_روز
سالروز وفات #فروغ_فرخزاد
شاید حقیقت آن دو دست جوان بود،
آن دو دست جوان
که زیر بارش یکریز برف مدفون شد...
#روحش_شاد
@TwoSomeChat
سالروز وفات #فروغ_فرخزاد
شاید حقیقت آن دو دست جوان بود،
آن دو دست جوان
که زیر بارش یکریز برف مدفون شد...
#روحش_شاد
@TwoSomeChat
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پرویز و پونه - بامبولِ #ولنتاین!
...
💢همانا ولنتاین از رگ گردن به شما نزدیک تر است💢
@TwoSomeChat
@SooriLand
...
💢همانا ولنتاین از رگ گردن به شما نزدیک تر است💢
@TwoSomeChat
@SooriLand
Forwarded from دلتنگی های من و تو
اگر بدانی وقتی نیستی چه قدر بیهوده ام ، تلخم ، خرابم ، هیچم ...
اگر بدانی هیچ وقت نمی روی ...
#عباس_معروفی
https://telegram.me/joinchat/AAAAAERfbnhsnhpvA98g6g
اگر بدانی هیچ وقت نمی روی ...
#عباس_معروفی
https://telegram.me/joinchat/AAAAAERfbnhsnhpvA98g6g
#فروغ_فرخزاد
⠀
نمیدانم چه میخواهم خدایا؟
به دنبال چه میگردم شب و روز؟
چه میجوید نگاه خسته ی من؟
چرا افسرده است این قلب پرسوز . . .؟
ز جمع آشنایان میگریزم
به کنجی میخزم آرام و خاموش
نگاهم غوطه ور در تیرگی ها
به بیمار دل خود میدهم گوش . . .
گریزانم از این مردم که با من
به ظاهر همدم و یکرنگ هستند
ولی در باطن از فرط حقارت
به دامانم دو صد پیرایه بستند . . .
از این مردم ، که تا شعرم شنیدند
به رویم چون گلی خوشبو شکفتند
ولی آندم که در خلوت نشستند
مرا دیوانه ای بدنام گفتند . . .
دل من ، ای دل دیوانه ی من
که میسوزی از این بیگانگی ها
مکن دیگر ز دست غیر فریاد
خدا را ، بس کن این دیوانگی ها . . .
#فروغ_فرخزاد
@TwoSomeChat
⠀
نمیدانم چه میخواهم خدایا؟
به دنبال چه میگردم شب و روز؟
چه میجوید نگاه خسته ی من؟
چرا افسرده است این قلب پرسوز . . .؟
ز جمع آشنایان میگریزم
به کنجی میخزم آرام و خاموش
نگاهم غوطه ور در تیرگی ها
به بیمار دل خود میدهم گوش . . .
گریزانم از این مردم که با من
به ظاهر همدم و یکرنگ هستند
ولی در باطن از فرط حقارت
به دامانم دو صد پیرایه بستند . . .
از این مردم ، که تا شعرم شنیدند
به رویم چون گلی خوشبو شکفتند
ولی آندم که در خلوت نشستند
مرا دیوانه ای بدنام گفتند . . .
دل من ، ای دل دیوانه ی من
که میسوزی از این بیگانگی ها
مکن دیگر ز دست غیر فریاد
خدا را ، بس کن این دیوانگی ها . . .
#فروغ_فرخزاد
@TwoSomeChat
#صبح_خوانی 📚
ما را مثل عقرب بار آورده اند؛ مثل عقرب!
ما مردم صبح که سر از بالین ورمی داریم تا شب که سر مرگمان را می گذاریم، مدام همدیگر را می گزیم. بخیلیم؛ بخیل! خوشمان می آید که سر راه دیگران سنگ بیندازیم؛ خوشمان می آید که دیگران را خوار و فلج ببینیم.
اگر دیگری یک لقمه نان داشته باشد که سق بزند، مثل این است که گوشت تن ما را می جود. تنگ نظریم ما مردم. تنگ نظر و بخیل. بخیل و بدخواه. وقتی می بینیم دیگری سر گرسنه زمین می گذارد، انگار خیال ما راحت تر است. وقتی می بینیم کسی محتاج است، اگر هم به او کمک کنیم، باز هم مایه خاطر جمعی ما هست. انگار که از سرپا بودن همدیگر بیم داریم!
📕 کلیدر
✍🏻 #محمود_دولت_آبادی
@TwoSomeChat
ما را مثل عقرب بار آورده اند؛ مثل عقرب!
ما مردم صبح که سر از بالین ورمی داریم تا شب که سر مرگمان را می گذاریم، مدام همدیگر را می گزیم. بخیلیم؛ بخیل! خوشمان می آید که سر راه دیگران سنگ بیندازیم؛ خوشمان می آید که دیگران را خوار و فلج ببینیم.
اگر دیگری یک لقمه نان داشته باشد که سق بزند، مثل این است که گوشت تن ما را می جود. تنگ نظریم ما مردم. تنگ نظر و بخیل. بخیل و بدخواه. وقتی می بینیم دیگری سر گرسنه زمین می گذارد، انگار خیال ما راحت تر است. وقتی می بینیم کسی محتاج است، اگر هم به او کمک کنیم، باز هم مایه خاطر جمعی ما هست. انگار که از سرپا بودن همدیگر بیم داریم!
📕 کلیدر
✍🏻 #محمود_دولت_آبادی
@TwoSomeChat
دور و برم را ضعيفها گرفته بودند
به جاى قوى ها، زشـت ها به جاى
زيباها، بازنده ها به جاى برنده ها
انگار اين سرنوشتم بود كهدر طول
زندگیبا اينجماعت همنشينباشم
راستش اينكهمن از نظر اين احمق
هاى كند ذهن، قوى و جذابم آزارم
نمیداد؛ عوض اينكه گلى باشم كه
زنبور و پروانه مى پسندند، بيشتر
مثل «پشـگلى» بودم كـه مگس ها
را دور خودش جمع مى كند.
دلم مى خواسـت تنها زنـدگى كنم،
وقـتى تنها بودم حـالم خــيلى بهتر
بود. اما آنقدر زورم نمى رسيد كه
بتوانمخودم را از شـرشان خلاص
كنم.. شايد آن ها اربـاب هاى من
بودند: پدرهايى به شكلى ديگر.
| #چارلز_بوكوفسكى
📙ساندويچ ژامبون |
@TwoSomeChat
به جاى قوى ها، زشـت ها به جاى
زيباها، بازنده ها به جاى برنده ها
انگار اين سرنوشتم بود كهدر طول
زندگیبا اينجماعت همنشينباشم
راستش اينكهمن از نظر اين احمق
هاى كند ذهن، قوى و جذابم آزارم
نمیداد؛ عوض اينكه گلى باشم كه
زنبور و پروانه مى پسندند، بيشتر
مثل «پشـگلى» بودم كـه مگس ها
را دور خودش جمع مى كند.
دلم مى خواسـت تنها زنـدگى كنم،
وقـتى تنها بودم حـالم خــيلى بهتر
بود. اما آنقدر زورم نمى رسيد كه
بتوانمخودم را از شـرشان خلاص
كنم.. شايد آن ها اربـاب هاى من
بودند: پدرهايى به شكلى ديگر.
| #چارلز_بوكوفسكى
📙ساندويچ ژامبون |
@TwoSomeChat
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
همخواب رقیبانی و من تاب ندارم
بیتابم و از غصهٔ این خواب ندارم
زین در نتوان رفت و در آن کو نتوان بود
درماندهام و چارهٔ این باب ندارم
آزرده ز بخت بد خویشم نه ز احباب
دارم گله ازخویش و ز احباب ندارم
ساقی می صافی به حریفان دگر ده
من درد کشم ذوق می ناب ندارم
وحشی صفتم اینهمه اسباب الم هست
غیر از چه زند طعنه که اسباب ندارم
#وحشی
🎦 #عشق_ممنوع
@TwoSomeChat
بیتابم و از غصهٔ این خواب ندارم
زین در نتوان رفت و در آن کو نتوان بود
درماندهام و چارهٔ این باب ندارم
آزرده ز بخت بد خویشم نه ز احباب
دارم گله ازخویش و ز احباب ندارم
ساقی می صافی به حریفان دگر ده
من درد کشم ذوق می ناب ندارم
وحشی صفتم اینهمه اسباب الم هست
غیر از چه زند طعنه که اسباب ندارم
#وحشی
🎦 #عشق_ممنوع
@TwoSomeChat