گپ دو نفره
134 subscribers
3.78K photos
741 videos
43 files
1.76K links
از هر دری ، سخنی ...
Download Telegram
برادری به تعداد نیست ،
به وفاداریست ...
یوسف یازده برادر داشت ،
و حسین تنها عباس را ...

@TwoSomeChat
👆با صدای: #حامد_نیک_پی👆

نازنین آمد و دستی به دل ما زد و رفت
پرده ی خلوت این غمکده بالا زد و رفت

کنج تنهایی… ما را به خیالی خوش کرد
خواب خورشید به چشم شب یلدا زد و رفت

درد بی عشقی ما دید و دریغش آمد
آتش شوق درین جان شکیبا زد و رفت

خرمن سوخته ی ما به چه کارش می خورد
که چو برق آمد و در خشک و تر ما زد و رفت

رفت و از گریه ی توفانی ام اندیشه نکرد
چه دلی داشت خدایا که به دریا زد و رفت

بود آیا که ز دیوانه ی خود یاد کند
آن که زنجیر به پای دل شیدا زد و رفت

سایه آن چشم سیه با تو چه می گفت که دوش
عقل فریاد برآورد و به صحرا زد و رفت

شاعر: #هوشنگ_ابتهاج
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پاییز یعنی

خاطره می بارد و ...
خاطره می بارد و ...

خ
ا
ط
ر
ه

#ناهید_گرجی

@TwoSomeChat
اگر از من واژه ای مترادفِ عشق بپرسید ، چیزی جز توجه نخواهم گفت ...
شاید خیلی ها تنفر را متضادِ عشق بدانند ، اما تنفر همسایه ی عشق است ، چیزی که از عشق فرسخ ها فاصله دارد بی تفاوتی ست !

#عرفان_پاکزاد

@TwoSomeChat
یار مفروش به دنیا که بسی سود نکرد
آن‌ که یوسف به زَرِ ناسره بفروخته بود

#حافظ

@TwoSomeChat
چگونه از همان سر منزل کار دریافته ایم که نا آگاهی خویش را پاس بداریم تا از زندگی لذت ببریم !

#فریدریش_نیچه
#فراسوی_نیک_و_بد

@TwoSomeChat
پیراهن مشکی مُحَرَّم را با ؛
دستان تو پوشیدن و هیئت رفتن

این شوق مرا بس ، تو عزا دارم کن
فتوای نشاط ماه ماتم با من ...

@TwoSomeChat
اینجا در سر زمین من گرگها هم افسردگی مفرط گرفته اند ، دیگر گوسفند نمی درند ...
به نی چوپان دل می سپارند و گریه می کنند ...

@TwoSomeChat
در متون مذهبی غالبا خشونت تقدیس شده . در کمتر متن مذهبی ای خلاف این را دیده ام . شاید یک استثنا داستانی در تورات است که ابن عربی در کتاب فصوص الحکم آن را به شرح زیر نقل کرده است :
داوود هم پیامبر بود و هم پادشاهی قدرتمند که از کشتن مخالفانش هیچ ابایی نداشت . او از طرف خداوند فرمان داشت که بیت المقدس را که ویران شده بود از نو بسازد . چند بار آن را ساخت ولی هر بار که می ساخت فرو می ریخت و به اصطلاح گلش نمی گرفت . عاقبت متوجه شد که رمزی در کار است . به درگاه خداوند نالید " که چه سر و رمزی در کار است ؟ " خداوند در گوش جانش گفت " به این خاطر است که تو آدم کشته ای " . گفت " خدایا به خاطر تو کشتم " . فرمود "درست است ، اما به هر حال من بندگانم را دوست دارم . حتی اگر به فرمان من نیز کشته باشی ، کسی که آدم کشته باشد نمی تواند مسجد و عبادتگاه بسازد " ...

#بیژن_اشتری

@TwoSomeChat
ماتیلدا : زندگی همیشه اینقدر سخته یا فقط وقتی بچه ای اين طوریه ؟ ...
لئون : همیشه همینطوره ...

#لئون_حرفه_ای
#دیالوگ_های_ماندگار

@TwoSomeChat
صفحه ای از کتاب اول دبستان سال ١٣٣٩ خورشیدی
@TwoSomeChat
خواستند از تو بگویند شبی شاعر ها
عاقبت با قلم شرم نوشتند : نشد ! ...

#فاضل_نظری

@TwoSomeChat
نوبت روضه ی گودال شد ؛ از غربت تو ...
شمر تعزیه نشست در وسط صحنه گریست ...

@TwoSomeChat
مختار ( خطاب به جاریه همسر عمر سعد ) : حکومت ری در ازای سر حسین ؟!
معامله حقیریست ...
پسر سعد باید ملک سلیمان نبی را طلب می کرد ...

#مختار_نامه
#دیالوگ_های_ماندگار

@TwoSomeChat
به سراغ من اگر می‌آیید
نرم و آهسته بیایید
مبادا که ترک بردارد
چینی نازک تنهایی من

#زاد_روز #سهراب_سپهری

@TwoSomeChat
حس ششم
با
زنانگی ام
تبانی میکند
وقصه گلیم کوتاه
وپاهای درازتو
رابه دست فراموشی که نه
به بادمیدهد
باد به سمت تو
طوفان می کند
باصاعقه همدست میشود
پنجره ها را میکوبند


شاید لحظه ای
تحمل آشفته شدنت را ندارم
پاهایت رازیرپتومیپوشانم
باد رابه سکوت سنگین خودم


میخوانم
تمام دستهای صاعقه راازسرت برمیدارم
و

لعنت میکنم تلخی مردانه ات
که شیرینی
تمام خوابهایم را ربود....

#شبنم_محامدی

@TwoSomeChat
من را به تو این نذر و دعاها نرساندند
ای کاش مهیا بشود گاه گناهـــــــی

#حامد_عسگري

@TwoSomeChat
نام تو مرا همیشه مست می کند ،
بهتر از شراب ،
بهتر از تمام شعرهای ناب ... !

#فریدون_مشیری

@TwoSomeChat