گپ دو نفره
134 subscribers
3.78K photos
741 videos
43 files
1.76K links
از هر دری ، سخنی ...
Download Telegram
دل❤️
به گـرمایِ
حـضـورش
بسته بودم
بـی ریـــا...🌹🍃

عاشقم شد،
تــا غـمِ😔ِ
عشقی دگر
یــادش رود...💙

#میلاد_صدیق

@TwoSomeChat
تا به دیوار و درش تازه کنم عهد قدیم

گاهی از کوچه‌ی معشوقه‌ ی خود می‌گذرم

#شهریار

@TwoSomeChat
Tomor 2
AliReza Azar
دکلمه - علی رضا آذر - تومور 2 ...

@TwoSomeChat
مـا مـی دويـم و جـاده بـه جـايـی نـمـی رسـد
قـولـی کـه عـشـق داده بـه جـايـی نـمـی رسـد

چـون کـوه روی حـرفِ خـودم ايـسـتـاده‌ام

کـوهـی کـه ايـسـتـاده بـه جـايـی نـمـی رسـد!

دريـا هـنـوز هـسـت ولـی مـانـده‌ام چـرا

ايـن رودِ بـی اراده بـه جـايـی نـمـی رسـد

دنـيـا هـمـيـشـه عـرصـه ی پـيـچـيـده بـودن اسـت

آدم کـه صـاف و سـاده بـه جـايـی نـمـی رسـد

تـاريـخ را ورق زدم و مـطـمـئـن شـدم

هـرگـز کـسـی پـيـاده بـه جـايـی نـمـی رسـد

مـن حـاضـرم قـسـم بـخـورم مـسـت نـيـسـتـم

ايـن چـنـد جـرعـه بـاده بـه جـايـی نـمـی رسـد !

#حسين_طاهری

@TwoSomeChat
جهان آلوده ی خواب است و من

در وهم خود بیدار...

#سهراب_سپهری

@TwoSomeChat
یاد من باشد فردا حتما
به سلامی، دل همسایه‌ی خود شاد کنم
بگذرم از سر تقصیر رفیق، بنشینم دم در
چشم بر کوچه بدوزم با شوق
تا که شاید برسد همسفری ، ببرد این دل مارا با خود
و بدانم دیگر، قهر هم چیز بدیست

#فریدون_مشیری

@TwoSomeChat

http://uupload.ir/files/21au_img_20161113_002928.jpg
Forwarded from گپ دو نفره
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شد شصت سال
حالا تمام کارهایش را انجام داده بود
مانده بود زندگی ...

@TwoSomeChat
📗📘📙

بریده ای از #کتاب #من_یک_زنم

عاقد گفت عروس خانوم وكيلم؟
گفتند عروس رفته گل بچينه. دوباره پرسيد وكيلم عروس خانوم؟
- عروس رفته گلاب بياره.
عاقد گفت براى بار سوم مى پرسم؛ عروس خانم. وكيلم؟


عروس رفته...
عروس رفته بود.

پچ پچ افتاد بين مهمانها. شيرين سيزده سالش بود؛ وراج و پر هيجان. بلند بلند حرف مى زد و غش غش مى خنديد. هر روز سر ديوار و بالاى درخت پيدايش مى كردند. پدرش هم صلاح ديد زودتر شوهرش دهد.
داماد بددل و غيرتى بود و گفته بود پرده بكشند دور عروس.

شيرين هم از شلوغى استفاده كرده بود و چهاردست و پا از زير پاى خاله خانبانجى ها كه داشتند قند مى سابيدند، زده بود به چاك.
مهمانى بهم ريخت. هر كس از يك طرف دويد دنبال عروس. مهمانها ريختند توى كوچه.
شيرين را روى پشت بام همسايه پيدا كردند.لاى طناب هاى رخت. پدرش كشان كشان برگرداندش سر سفره عقد. گفتند پرده بى پرده! نامحرمها را رفتند بيرون. كمال مچ شيرين را سفت نگه داشت.
عاقد گفت استغفرالله! براى بار دهم مى پرسم. وكيلم؟
پدر چشم غره رفت و مادر پهلوى شيرين يك نيشگون ريز گرفت. عروس با صداى بلند بله را گفت و لگد زد زير آينه. زن ها كل كشيدند و مردها بهم تبريك گفتند. كمال زير لب غريد كه آدمت مى كنم جووووجه و خيره شد به تصوير خودش در آينه شكسته.

فرداى عروسى شيرين را سر درخت توت پيدا كردند. كمال داد درخت هاى حياط را بريدند. سر ديوارها هم بطرى شكسته گذاشتند. به درها هم قفل زدند. اسم عروس را هم عوض كردند. كمال گفت چه معنى دارد كه اسم زن آدم شيرينى و شكلات باشد.
شيرين شد زهره.
زهره تمرين كرد يواش حرف بزند. كمال گفت چه معنى دارد زن اصلا حرف بزند؟ فقط در صورت لزوم! آنهم طورى كه دهانت تكان نخورد. طورى هم راه برو كه دستهايت جلو و عقب نرود. به اطراف هم نگاه نكن، فقط خيره به پايين يا روبرو.

زهره شد يك آدم آهنى تمام و عيار. فاميل ها گفتند اين زهره يك مرضى چيزى گرفته. آن از حرف زدنش، آن از راه رفتنش. كمال نگران شد. زهره را بردند دكتر. دكتر گفت يك اختلال نادر روانى است. همه گفتند از روز عروسى معلوم بود يك مرگش مى شود. الان خودش را نشان داده.
بستريش كه كردند، كمال طلاقش داد.

خواهرها گفتند دلت نگيره برادر!
زهره قسمتت نبود. برايت يك دختر چهارده ساله پسنديده ايم به نام شربت.


#صدیقه_احمدی

@TwoSomeChat
خداوند جهان را در هفت روز آفريد :
روز اول : آفتاب را آفريد .
روز دوم : آسمان را آفريد .
روز سوم : صدا را آفريد.
روز چهارم: رنگ ها را آفريد .
روز پنجم : حيوانات را آفريد .
روز ششم : انسان را آفريد.
روز هفتم : خداوند انديشيد كه ديگر چه چيزي را نيافريدهاست پس تو را براي من آفريد.

@TwoSomeChat
http://uupload.ir/files/8xzw_27219338649021191214.jpg
- اینجا رو چه جوری پیدا کردی ؟!
= آسون بود ...
- غیر ممکنه ...
= چشمامو نبسته بودی ...
- خوشحالم ، پس می بینی ...
= همیشه می دیدم ...
- پونزده سال ؟!
= ی روزی صورت زنمو سوزوندی ، خیلی رنج کشید ، رنج می کشید چون دوست نداشت من او صورتو ببینم ، منم تصمیم گرفتم که نبینم ...

#ارمغان_تاریکی
#دیالوگ_های_ماندگار

@TwoSomeChat

http://media.iranmatlab.ir/files/fa/news/1392/12/3/83554_228.jpg
تمام شهر خواستند بشنوم که رفته ای
تمام شهر! بشنوید! من کَر َم !نمی شود!

#پرتو_پاژنگ
@TwoSomeChat
تموم شهر همدستند

منو یاد #تو بندازند...

هر روز #یک_خط_ترانه👇

@TwoSomeChat
دوستانم به حرف معتادند
با سکوت انتقام می گیرم
بس که در خانه خودخوری کردم
ذره ذره جذام می گیرم

#آنا_لمسو
@TwoSomeChat
عاشقم

اهل همین کوچه‌ی بن‌بست کـناری

که تو از پنجره‌اش پای به قلب من ِ دیوانه نهادی

تو کجا؟ کوچه کجا؟ پنجره‌ی باز کجا؟

من کجا؟ عشق کجا؟ طاقتِ آغاز کجا؟

تو به لبخند و نگاهی

منِ دلداده به آهی

بنشستیم

تو در قلب و

منِ خسته به چاهی

گُنه از کیست؟

از آن پنجره‌ی باز؟

از آن لحظه‌ی آغاز؟

از آن چشم ِ گنه کار؟

از آن لحظه‌ی دیدار؟

کاش می شد گُنهِ پنجره و لحظه و چشمت،

همه بر دوش بگیرم

جای آن یک شب مهتاب

تو را تنگ در آغوش بگیرم



#رحمان_نصر_اصفهانی

@TwoSomeChat
یاد من باشد فردا دم صبح
جور دیگر باشم
بد نگویم به هوا، آب، زمین
مهربان باشم، با مردم شهر
و فراموش کنم، هر چه گذشت
خانه‌ی دل، بتکانم از غم
و به دستمالی از جنس گذشت
بزدایم دیگر، تار کدورت، از دل
مشت را باز کنم، تا که دستی گردد
و به لبخندی خوش
دست در دست زمان بگذارم

#فریدون_مشیری
@TwoSomeChat

http://uupload.ir/files/ytzt_img_20161113_220657.jpg
Forwarded from گپ دو نفره
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
انگار دوباره روزِ دلخواه رسید
نور از پس تاری شبانگاه رسید

برخیز و بخند و زندگی کن با عشق
صبح دگری دوباره از راه رسید
#صبح_بخیر
@TwoSomeChat
من مشکلات زیادی در زندگی دارم
ولی لب های من از آن ها خبر ندارند
آن ها همیشه می خندند.

#چارلی_چاپلین
@TwoSomeChat