گپ دو نفره
134 subscribers
3.78K photos
741 videos
43 files
1.76K links
از هر دری ، سخنی ...
Download Telegram
این روز ها
همه شاعر شده اند
تو در خیال همه چه می کنی ...

#پیچگاژ_کریمزاده

@TwoSomeChat
چه بیکران ندارمت ...
چه عاشقانه نیستی ...

@TwoSomeChat
«اهواز»

زیباترین زنِ سرزمینِ منی!
زنی که خلخال هایش را
کارون جلا می دهد
و شانه هایش
پُلی معلقند
که خورشید بر آن بوسه می زند.

گیسوانت را آتش زدند،
النگوهایت را شکستند
و تنِ نخل هایت هنوز
میهمانانِ فلزیِ ناخوانده در خود دارند
اما تو همچنان
زیباترین زنِ سرزمینِ منی!

زنی که هر سال
زنده به گور می شود
و نمی میرد.

یغما گلرویی

#اهواز_هوا_ندارد
#یغما_گلرویی

@TwoSomeChat
برادری به تعداد نیست ،
به وفاداریست ...
یوسف یازده برادر داشت ،
و حسین تنها عباس را ...

@TwoSomeChat
👆با صدای: #حامد_نیک_پی👆

نازنین آمد و دستی به دل ما زد و رفت
پرده ی خلوت این غمکده بالا زد و رفت

کنج تنهایی… ما را به خیالی خوش کرد
خواب خورشید به چشم شب یلدا زد و رفت

درد بی عشقی ما دید و دریغش آمد
آتش شوق درین جان شکیبا زد و رفت

خرمن سوخته ی ما به چه کارش می خورد
که چو برق آمد و در خشک و تر ما زد و رفت

رفت و از گریه ی توفانی ام اندیشه نکرد
چه دلی داشت خدایا که به دریا زد و رفت

بود آیا که ز دیوانه ی خود یاد کند
آن که زنجیر به پای دل شیدا زد و رفت

سایه آن چشم سیه با تو چه می گفت که دوش
عقل فریاد برآورد و به صحرا زد و رفت

شاعر: #هوشنگ_ابتهاج
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پاییز یعنی

خاطره می بارد و ...
خاطره می بارد و ...

خ
ا
ط
ر
ه

#ناهید_گرجی

@TwoSomeChat
اگر از من واژه ای مترادفِ عشق بپرسید ، چیزی جز توجه نخواهم گفت ...
شاید خیلی ها تنفر را متضادِ عشق بدانند ، اما تنفر همسایه ی عشق است ، چیزی که از عشق فرسخ ها فاصله دارد بی تفاوتی ست !

#عرفان_پاکزاد

@TwoSomeChat
یار مفروش به دنیا که بسی سود نکرد
آن‌ که یوسف به زَرِ ناسره بفروخته بود

#حافظ

@TwoSomeChat
چگونه از همان سر منزل کار دریافته ایم که نا آگاهی خویش را پاس بداریم تا از زندگی لذت ببریم !

#فریدریش_نیچه
#فراسوی_نیک_و_بد

@TwoSomeChat
پیراهن مشکی مُحَرَّم را با ؛
دستان تو پوشیدن و هیئت رفتن

این شوق مرا بس ، تو عزا دارم کن
فتوای نشاط ماه ماتم با من ...

@TwoSomeChat
اینجا در سر زمین من گرگها هم افسردگی مفرط گرفته اند ، دیگر گوسفند نمی درند ...
به نی چوپان دل می سپارند و گریه می کنند ...

@TwoSomeChat
در متون مذهبی غالبا خشونت تقدیس شده . در کمتر متن مذهبی ای خلاف این را دیده ام . شاید یک استثنا داستانی در تورات است که ابن عربی در کتاب فصوص الحکم آن را به شرح زیر نقل کرده است :
داوود هم پیامبر بود و هم پادشاهی قدرتمند که از کشتن مخالفانش هیچ ابایی نداشت . او از طرف خداوند فرمان داشت که بیت المقدس را که ویران شده بود از نو بسازد . چند بار آن را ساخت ولی هر بار که می ساخت فرو می ریخت و به اصطلاح گلش نمی گرفت . عاقبت متوجه شد که رمزی در کار است . به درگاه خداوند نالید " که چه سر و رمزی در کار است ؟ " خداوند در گوش جانش گفت " به این خاطر است که تو آدم کشته ای " . گفت " خدایا به خاطر تو کشتم " . فرمود "درست است ، اما به هر حال من بندگانم را دوست دارم . حتی اگر به فرمان من نیز کشته باشی ، کسی که آدم کشته باشد نمی تواند مسجد و عبادتگاه بسازد " ...

#بیژن_اشتری

@TwoSomeChat
ماتیلدا : زندگی همیشه اینقدر سخته یا فقط وقتی بچه ای اين طوریه ؟ ...
لئون : همیشه همینطوره ...

#لئون_حرفه_ای
#دیالوگ_های_ماندگار

@TwoSomeChat
صفحه ای از کتاب اول دبستان سال ١٣٣٩ خورشیدی
@TwoSomeChat
خواستند از تو بگویند شبی شاعر ها
عاقبت با قلم شرم نوشتند : نشد ! ...

#فاضل_نظری

@TwoSomeChat
نوبت روضه ی گودال شد ؛ از غربت تو ...
شمر تعزیه نشست در وسط صحنه گریست ...

@TwoSomeChat
مختار ( خطاب به جاریه همسر عمر سعد ) : حکومت ری در ازای سر حسین ؟!
معامله حقیریست ...
پسر سعد باید ملک سلیمان نبی را طلب می کرد ...

#مختار_نامه
#دیالوگ_های_ماندگار

@TwoSomeChat