چهار ، شنبه گذشت ...
انگار که پشت میله ها ...
ندیدن ات ، چرا سخت تر می شود !؟
در چهارشنبه های سیاه ...
@TwoSomeChat
انگار که پشت میله ها ...
ندیدن ات ، چرا سخت تر می شود !؟
در چهارشنبه های سیاه ...
@TwoSomeChat
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
زندگی جیره مختصری است ...
مثل یک فنجان چای
و کنارش عشق است
مثل یک حبه ی قند !
زندگی را با عشق
نوش جان باید کرد ... !
#سهراب_سپهری
@TwoSomeChat
مثل یک فنجان چای
و کنارش عشق است
مثل یک حبه ی قند !
زندگی را با عشق
نوش جان باید کرد ... !
#سهراب_سپهری
@TwoSomeChat
#معرفت نیست در این معرفتآموختگان
ای خوشا دولتِ دیدارِ دلافروختگان
دلم از صحبتِ این #چرب_زبانان بگرفت
بعد از این دستِ من و دامنِ لب دوختگان
عاقبت بر سر بازار فریبم بفروخت
ناجوانمردیِ این عاقبتاندوختگان
شرمشان باد ز هنگامه رسواییِ خویش
این متاع شرف از وسوسه بفروختگان
یاد دیرینه چنان خاطرم از #كینه بسوخت
كه بنالید به حالم دلِ كینتوختگان
خوش بخندید، رفیقان! كه در این صبح مراد
كهنه شد قصه ی ما تا به سحر سوختگان
#فریدون_توللی
@TwoSomeChat
ای خوشا دولتِ دیدارِ دلافروختگان
دلم از صحبتِ این #چرب_زبانان بگرفت
بعد از این دستِ من و دامنِ لب دوختگان
عاقبت بر سر بازار فریبم بفروخت
ناجوانمردیِ این عاقبتاندوختگان
شرمشان باد ز هنگامه رسواییِ خویش
این متاع شرف از وسوسه بفروختگان
یاد دیرینه چنان خاطرم از #كینه بسوخت
كه بنالید به حالم دلِ كینتوختگان
خوش بخندید، رفیقان! كه در این صبح مراد
كهنه شد قصه ی ما تا به سحر سوختگان
#فریدون_توللی
@TwoSomeChat
تو از زمان ِ تولد درون ِ من بودی
وگرنه عشق که اینقدر
اتفاقی نیست ...
#فرامرز_عرب_عامری
@TwoSomeChat
وگرنه عشق که اینقدر
اتفاقی نیست ...
#فرامرز_عرب_عامری
@TwoSomeChat
کاروان رفته بود و پیکر من
در سکوتی سیاه می لرزید
روح من تازیانه ها می خورد
به گناهی که ، عشق می ورزید
#فریدون_مشیری
@TwoSomeChat
در سکوتی سیاه می لرزید
روح من تازیانه ها می خورد
به گناهی که ، عشق می ورزید
#فریدون_مشیری
@TwoSomeChat
دوستت دارم و دانم که تویی دشمن جانم
از چه با دشمن جانم شده ام دوست،ندانم
#عماد_خراسانی(عمادالدین برقعی)
@TwoSomeChat
از چه با دشمن جانم شده ام دوست،ندانم
#عماد_خراسانی(عمادالدین برقعی)
@TwoSomeChat
ای زلیخا ...
دست از دامانِ یوسف باز کش ...
تا صبا پیراهنش را ، سوی کنعان آورد ...
شادروان #محمد_رضا_آقاسی
@TwoSomeChat
دست از دامانِ یوسف باز کش ...
تا صبا پیراهنش را ، سوی کنعان آورد ...
شادروان #محمد_رضا_آقاسی
@TwoSomeChat
لئونارد نورمن کوئن
متولد ۲۱ سپتامبر ۱۹۳۴
تاریخ مرگ ۰۷ نوامبر ۲۰۱۶ میلادی (۸۲ سال)
سبک فولکلور فولک راک سافت راک
حرفه موسیقیدان خواننده ترانهسرا شاعر رماننویس نقاش
@TwoSomeChat
ترانه 👇Dance me to the end of love👇
http://uupload.ir/files/wjf4_img_20161111_165248.jpg
متولد ۲۱ سپتامبر ۱۹۳۴
تاریخ مرگ ۰۷ نوامبر ۲۰۱۶ میلادی (۸۲ سال)
سبک فولکلور فولک راک سافت راک
حرفه موسیقیدان خواننده ترانهسرا شاعر رماننویس نقاش
@TwoSomeChat
ترانه 👇Dance me to the end of love👇
http://uupload.ir/files/wjf4_img_20161111_165248.jpg
با دگران در گلشن نوشی می
من ز فراغت ناله کنم تا کی
ز رقیبان خواری دیدن ها...
هر روز#یک_خط_ترانه👇
@TwoSomeChat
من ز فراغت ناله کنم تا کی
ز رقیبان خواری دیدن ها...
هر روز#یک_خط_ترانه👇
@TwoSomeChat
به خانه بازمیگردیم
دیوارهای مرده
قاب عکس ها را میبلعند
زمین های سوخته
لاشه ی دیروز را
بوی نای دم پخت مادرم
به ترس آویخته
حمام خواهرم به درازا کشیده
به اتاق میدوم و ...
پدرم دیگر نیست
برادرم تنهاست
بزرگ میشوم و درد میکشم
بزرگ میشوم و بغض میخورم...
#ناهید_گرجی
@TwoSomeChat
دیوارهای مرده
قاب عکس ها را میبلعند
زمین های سوخته
لاشه ی دیروز را
بوی نای دم پخت مادرم
به ترس آویخته
حمام خواهرم به درازا کشیده
به اتاق میدوم و ...
پدرم دیگر نیست
برادرم تنهاست
بزرگ میشوم و درد میکشم
بزرگ میشوم و بغض میخورم...
#ناهید_گرجی
@TwoSomeChat
وقتی کوچک بودم
فکر میکردم آدمها چقدر بزرگند و ترس برم میداشت ...
بزرگ که شدم دیدم بعضی آدم بزرگا چقدر کوچکند ...
و بیشتر ترسیدم ...
#آلفرد_هیچکاک
@TwoSomeChat
فکر میکردم آدمها چقدر بزرگند و ترس برم میداشت ...
بزرگ که شدم دیدم بعضی آدم بزرگا چقدر کوچکند ...
و بیشتر ترسیدم ...
#آلفرد_هیچکاک
@TwoSomeChat
یاد من باشد فردا دم صبح
به نسیم از سر صدق، سلامی بدهم
و به انگشت، نخی خواهم بست
تا فراموش نگردد فردا
زندگی شیرین است، زندگی باید کرد
گرچه دیر است ولی
کاسهای آب به پشت سر لبخند بریزم ،شاید
به سلامت ز سفر برگردد
بذر امید بکارم، در دل
لحظه را دریابم
من به بازار محبت بروم فردا صبح
مهربانی به خودم، عرضه کنم
یک بغل عشق از آنجا بخرم
#فریدون_مشیری
@TwoSomeChat
http://uupload.ir/files/3mxf_god_morning.jpg
به نسیم از سر صدق، سلامی بدهم
و به انگشت، نخی خواهم بست
تا فراموش نگردد فردا
زندگی شیرین است، زندگی باید کرد
گرچه دیر است ولی
کاسهای آب به پشت سر لبخند بریزم ،شاید
به سلامت ز سفر برگردد
بذر امید بکارم، در دل
لحظه را دریابم
من به بازار محبت بروم فردا صبح
مهربانی به خودم، عرضه کنم
یک بغل عشق از آنجا بخرم
#فریدون_مشیری
@TwoSomeChat
http://uupload.ir/files/3mxf_god_morning.jpg