مار از پونه، من از مار بدم میآید
یعنی از عامل آزار بدم میآید
هم ازین هرزه علفهای چمن بیزارم
هم ز همسایگی خار بدم میآید
کاش میشد بنویسم بزنم بر در باغ
که من از اینهمه دیوار بدم میآید
دوست دارم به ملاقات سپیدار روم
ولی از مرد تبردار بدم میآید
ای صبا! بگذر و بر مرد تبردار بگو
که من از کار تو بسیار بدم میآید
عمق تنهایی احساس مرا دریابید
دارد از آینه انگار بدم میآید
آه، ای گرمی دستان زمستانی من
بیتو از کوچه و بازار بدم میآید
لحظهها مثل ردیف غزلم تکراریست
آری از اینهمه تکرار بدم میآید
#محمد_سلمانی
@TwoSomeChat
یعنی از عامل آزار بدم میآید
هم ازین هرزه علفهای چمن بیزارم
هم ز همسایگی خار بدم میآید
کاش میشد بنویسم بزنم بر در باغ
که من از اینهمه دیوار بدم میآید
دوست دارم به ملاقات سپیدار روم
ولی از مرد تبردار بدم میآید
ای صبا! بگذر و بر مرد تبردار بگو
که من از کار تو بسیار بدم میآید
عمق تنهایی احساس مرا دریابید
دارد از آینه انگار بدم میآید
آه، ای گرمی دستان زمستانی من
بیتو از کوچه و بازار بدم میآید
لحظهها مثل ردیف غزلم تکراریست
آری از اینهمه تکرار بدم میآید
#محمد_سلمانی
@TwoSomeChat
چهار ، شنبه گذشت ...
انگار که پشت میله ها ...
ندیدن ات ، چرا سخت تر می شود !؟
در چهارشنبه های سیاه ...
@TwoSomeChat
انگار که پشت میله ها ...
ندیدن ات ، چرا سخت تر می شود !؟
در چهارشنبه های سیاه ...
@TwoSomeChat
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
زندگی جیره مختصری است ...
مثل یک فنجان چای
و کنارش عشق است
مثل یک حبه ی قند !
زندگی را با عشق
نوش جان باید کرد ... !
#سهراب_سپهری
@TwoSomeChat
مثل یک فنجان چای
و کنارش عشق است
مثل یک حبه ی قند !
زندگی را با عشق
نوش جان باید کرد ... !
#سهراب_سپهری
@TwoSomeChat
#معرفت نیست در این معرفتآموختگان
ای خوشا دولتِ دیدارِ دلافروختگان
دلم از صحبتِ این #چرب_زبانان بگرفت
بعد از این دستِ من و دامنِ لب دوختگان
عاقبت بر سر بازار فریبم بفروخت
ناجوانمردیِ این عاقبتاندوختگان
شرمشان باد ز هنگامه رسواییِ خویش
این متاع شرف از وسوسه بفروختگان
یاد دیرینه چنان خاطرم از #كینه بسوخت
كه بنالید به حالم دلِ كینتوختگان
خوش بخندید، رفیقان! كه در این صبح مراد
كهنه شد قصه ی ما تا به سحر سوختگان
#فریدون_توللی
@TwoSomeChat
ای خوشا دولتِ دیدارِ دلافروختگان
دلم از صحبتِ این #چرب_زبانان بگرفت
بعد از این دستِ من و دامنِ لب دوختگان
عاقبت بر سر بازار فریبم بفروخت
ناجوانمردیِ این عاقبتاندوختگان
شرمشان باد ز هنگامه رسواییِ خویش
این متاع شرف از وسوسه بفروختگان
یاد دیرینه چنان خاطرم از #كینه بسوخت
كه بنالید به حالم دلِ كینتوختگان
خوش بخندید، رفیقان! كه در این صبح مراد
كهنه شد قصه ی ما تا به سحر سوختگان
#فریدون_توللی
@TwoSomeChat
تو از زمان ِ تولد درون ِ من بودی
وگرنه عشق که اینقدر
اتفاقی نیست ...
#فرامرز_عرب_عامری
@TwoSomeChat
وگرنه عشق که اینقدر
اتفاقی نیست ...
#فرامرز_عرب_عامری
@TwoSomeChat
کاروان رفته بود و پیکر من
در سکوتی سیاه می لرزید
روح من تازیانه ها می خورد
به گناهی که ، عشق می ورزید
#فریدون_مشیری
@TwoSomeChat
در سکوتی سیاه می لرزید
روح من تازیانه ها می خورد
به گناهی که ، عشق می ورزید
#فریدون_مشیری
@TwoSomeChat
دوستت دارم و دانم که تویی دشمن جانم
از چه با دشمن جانم شده ام دوست،ندانم
#عماد_خراسانی(عمادالدین برقعی)
@TwoSomeChat
از چه با دشمن جانم شده ام دوست،ندانم
#عماد_خراسانی(عمادالدین برقعی)
@TwoSomeChat
ای زلیخا ...
دست از دامانِ یوسف باز کش ...
تا صبا پیراهنش را ، سوی کنعان آورد ...
شادروان #محمد_رضا_آقاسی
@TwoSomeChat
دست از دامانِ یوسف باز کش ...
تا صبا پیراهنش را ، سوی کنعان آورد ...
شادروان #محمد_رضا_آقاسی
@TwoSomeChat
لئونارد نورمن کوئن
متولد ۲۱ سپتامبر ۱۹۳۴
تاریخ مرگ ۰۷ نوامبر ۲۰۱۶ میلادی (۸۲ سال)
سبک فولکلور فولک راک سافت راک
حرفه موسیقیدان خواننده ترانهسرا شاعر رماننویس نقاش
@TwoSomeChat
ترانه 👇Dance me to the end of love👇
http://uupload.ir/files/wjf4_img_20161111_165248.jpg
متولد ۲۱ سپتامبر ۱۹۳۴
تاریخ مرگ ۰۷ نوامبر ۲۰۱۶ میلادی (۸۲ سال)
سبک فولکلور فولک راک سافت راک
حرفه موسیقیدان خواننده ترانهسرا شاعر رماننویس نقاش
@TwoSomeChat
ترانه 👇Dance me to the end of love👇
http://uupload.ir/files/wjf4_img_20161111_165248.jpg
با دگران در گلشن نوشی می
من ز فراغت ناله کنم تا کی
ز رقیبان خواری دیدن ها...
هر روز#یک_خط_ترانه👇
@TwoSomeChat
من ز فراغت ناله کنم تا کی
ز رقیبان خواری دیدن ها...
هر روز#یک_خط_ترانه👇
@TwoSomeChat
به خانه بازمیگردیم
دیوارهای مرده
قاب عکس ها را میبلعند
زمین های سوخته
لاشه ی دیروز را
بوی نای دم پخت مادرم
به ترس آویخته
حمام خواهرم به درازا کشیده
به اتاق میدوم و ...
پدرم دیگر نیست
برادرم تنهاست
بزرگ میشوم و درد میکشم
بزرگ میشوم و بغض میخورم...
#ناهید_گرجی
@TwoSomeChat
دیوارهای مرده
قاب عکس ها را میبلعند
زمین های سوخته
لاشه ی دیروز را
بوی نای دم پخت مادرم
به ترس آویخته
حمام خواهرم به درازا کشیده
به اتاق میدوم و ...
پدرم دیگر نیست
برادرم تنهاست
بزرگ میشوم و درد میکشم
بزرگ میشوم و بغض میخورم...
#ناهید_گرجی
@TwoSomeChat
وقتی کوچک بودم
فکر میکردم آدمها چقدر بزرگند و ترس برم میداشت ...
بزرگ که شدم دیدم بعضی آدم بزرگا چقدر کوچکند ...
و بیشتر ترسیدم ...
#آلفرد_هیچکاک
@TwoSomeChat
فکر میکردم آدمها چقدر بزرگند و ترس برم میداشت ...
بزرگ که شدم دیدم بعضی آدم بزرگا چقدر کوچکند ...
و بیشتر ترسیدم ...
#آلفرد_هیچکاک
@TwoSomeChat
یاد من باشد فردا دم صبح
به نسیم از سر صدق، سلامی بدهم
و به انگشت، نخی خواهم بست
تا فراموش نگردد فردا
زندگی شیرین است، زندگی باید کرد
گرچه دیر است ولی
کاسهای آب به پشت سر لبخند بریزم ،شاید
به سلامت ز سفر برگردد
بذر امید بکارم، در دل
لحظه را دریابم
من به بازار محبت بروم فردا صبح
مهربانی به خودم، عرضه کنم
یک بغل عشق از آنجا بخرم
#فریدون_مشیری
@TwoSomeChat
http://uupload.ir/files/3mxf_god_morning.jpg
به نسیم از سر صدق، سلامی بدهم
و به انگشت، نخی خواهم بست
تا فراموش نگردد فردا
زندگی شیرین است، زندگی باید کرد
گرچه دیر است ولی
کاسهای آب به پشت سر لبخند بریزم ،شاید
به سلامت ز سفر برگردد
بذر امید بکارم، در دل
لحظه را دریابم
من به بازار محبت بروم فردا صبح
مهربانی به خودم، عرضه کنم
یک بغل عشق از آنجا بخرم
#فریدون_مشیری
@TwoSomeChat
http://uupload.ir/files/3mxf_god_morning.jpg