#مامان! تمام زندگی ام درد می کند
دارد چه کار با خودش این مرد می کند؟!
دارد مرا شبیه همان بچّه ی لجوج
که تا همیشه گریه نمی کرد می کند
این باد از کدام جهنّم رسیده است
که برگ، برگ، برگ مرا زرد می کند
هی می رسد به نقطه ی پایان، به خودکشی
یک لحظه مکث، بعد عقبگرد می کند
ابری ست غوطه ور وسط خواب های مرد
که آتش نگاه مرا سرد می کند
بی فایده ست سعی کنم مثلتان شوم
دنیای خوب! باز مرا طرد می کند
هی فکر می کنم… و به جایی نمی رسم
هی فکر می کنم… و سرم درد می کند
#سید_مهدی_موسوی
پ.ن : هر چقدر این شعرو میخونم سیر نمیشم...
@TwoSomeChat
دارد چه کار با خودش این مرد می کند؟!
دارد مرا شبیه همان بچّه ی لجوج
که تا همیشه گریه نمی کرد می کند
این باد از کدام جهنّم رسیده است
که برگ، برگ، برگ مرا زرد می کند
هی می رسد به نقطه ی پایان، به خودکشی
یک لحظه مکث، بعد عقبگرد می کند
ابری ست غوطه ور وسط خواب های مرد
که آتش نگاه مرا سرد می کند
بی فایده ست سعی کنم مثلتان شوم
دنیای خوب! باز مرا طرد می کند
هی فکر می کنم… و به جایی نمی رسم
هی فکر می کنم… و سرم درد می کند
#سید_مهدی_موسوی
پ.ن : هر چقدر این شعرو میخونم سیر نمیشم...
@TwoSomeChat
«اهواز»
زیباترین زنِ سرزمینِ منی!
زنی که خلخال هایش را
کارون جلا می دهد
و شانه هایش
پُلی معلقند
که خورشید بر آن بوسه می زند.
گیسوانت را آتش زدند،
النگوهایت را شکستند
و تنِ نخل هایت هنوز
میهمانانِ فلزیِ ناخوانده در خود دارند
اما تو همچنان
زیباترین زنِ سرزمینِ منی!
زنی که هر سال
زنده به گور می شود
و نمی میرد.
یغما گلرویی
#اهواز_هوا_ندارد
#یغما_گلرویی
@TwoSomeChat
زیباترین زنِ سرزمینِ منی!
زنی که خلخال هایش را
کارون جلا می دهد
و شانه هایش
پُلی معلقند
که خورشید بر آن بوسه می زند.
گیسوانت را آتش زدند،
النگوهایت را شکستند
و تنِ نخل هایت هنوز
میهمانانِ فلزیِ ناخوانده در خود دارند
اما تو همچنان
زیباترین زنِ سرزمینِ منی!
زنی که هر سال
زنده به گور می شود
و نمی میرد.
یغما گلرویی
#اهواز_هوا_ندارد
#یغما_گلرویی
@TwoSomeChat
👆با صدای: #حامد_نیک_پی👆
نازنین آمد و دستی به دل ما زد و رفت
پرده ی خلوت این غمکده بالا زد و رفت
کنج تنهایی… ما را به خیالی خوش کرد
خواب خورشید به چشم شب یلدا زد و رفت
درد بی عشقی ما دید و دریغش آمد
آتش شوق درین جان شکیبا زد و رفت
خرمن سوخته ی ما به چه کارش می خورد
که چو برق آمد و در خشک و تر ما زد و رفت
رفت و از گریه ی توفانی ام اندیشه نکرد
چه دلی داشت خدایا که به دریا زد و رفت
بود آیا که ز دیوانه ی خود یاد کند
آن که زنجیر به پای دل شیدا زد و رفت
سایه آن چشم سیه با تو چه می گفت که دوش
عقل فریاد برآورد و به صحرا زد و رفت
شاعر: #هوشنگ_ابتهاج
نازنین آمد و دستی به دل ما زد و رفت
پرده ی خلوت این غمکده بالا زد و رفت
کنج تنهایی… ما را به خیالی خوش کرد
خواب خورشید به چشم شب یلدا زد و رفت
درد بی عشقی ما دید و دریغش آمد
آتش شوق درین جان شکیبا زد و رفت
خرمن سوخته ی ما به چه کارش می خورد
که چو برق آمد و در خشک و تر ما زد و رفت
رفت و از گریه ی توفانی ام اندیشه نکرد
چه دلی داشت خدایا که به دریا زد و رفت
بود آیا که ز دیوانه ی خود یاد کند
آن که زنجیر به پای دل شیدا زد و رفت
سایه آن چشم سیه با تو چه می گفت که دوش
عقل فریاد برآورد و به صحرا زد و رفت
شاعر: #هوشنگ_ابتهاج
اگر از من واژه ای مترادفِ عشق بپرسید ، چیزی جز توجه نخواهم گفت ...
شاید خیلی ها تنفر را متضادِ عشق بدانند ، اما تنفر همسایه ی عشق است ، چیزی که از عشق فرسخ ها فاصله دارد بی تفاوتی ست !
#عرفان_پاکزاد
@TwoSomeChat
شاید خیلی ها تنفر را متضادِ عشق بدانند ، اما تنفر همسایه ی عشق است ، چیزی که از عشق فرسخ ها فاصله دارد بی تفاوتی ست !
#عرفان_پاکزاد
@TwoSomeChat
چگونه از همان سر منزل کار دریافته ایم که نا آگاهی خویش را پاس بداریم تا از زندگی لذت ببریم !
#فریدریش_نیچه
#فراسوی_نیک_و_بد
@TwoSomeChat
#فریدریش_نیچه
#فراسوی_نیک_و_بد
@TwoSomeChat
پیراهن مشکی مُحَرَّم را با ؛
دستان تو پوشیدن و هیئت رفتن
این شوق مرا بس ، تو عزا دارم کن
فتوای نشاط ماه ماتم با من ...
@TwoSomeChat
دستان تو پوشیدن و هیئت رفتن
این شوق مرا بس ، تو عزا دارم کن
فتوای نشاط ماه ماتم با من ...
@TwoSomeChat
اینجا در سر زمین من گرگها هم افسردگی مفرط گرفته اند ، دیگر گوسفند نمی درند ...
به نی چوپان دل می سپارند و گریه می کنند ...
@TwoSomeChat
به نی چوپان دل می سپارند و گریه می کنند ...
@TwoSomeChat
در متون مذهبی غالبا خشونت تقدیس شده . در کمتر متن مذهبی ای خلاف این را دیده ام . شاید یک استثنا داستانی در تورات است که ابن عربی در کتاب فصوص الحکم آن را به شرح زیر نقل کرده است :
داوود هم پیامبر بود و هم پادشاهی قدرتمند که از کشتن مخالفانش هیچ ابایی نداشت . او از طرف خداوند فرمان داشت که بیت المقدس را که ویران شده بود از نو بسازد . چند بار آن را ساخت ولی هر بار که می ساخت فرو می ریخت و به اصطلاح گلش نمی گرفت . عاقبت متوجه شد که رمزی در کار است . به درگاه خداوند نالید " که چه سر و رمزی در کار است ؟ " خداوند در گوش جانش گفت " به این خاطر است که تو آدم کشته ای " . گفت " خدایا به خاطر تو کشتم " . فرمود "درست است ، اما به هر حال من بندگانم را دوست دارم . حتی اگر به فرمان من نیز کشته باشی ، کسی که آدم کشته باشد نمی تواند مسجد و عبادتگاه بسازد " ...
#بیژن_اشتری
@TwoSomeChat
داوود هم پیامبر بود و هم پادشاهی قدرتمند که از کشتن مخالفانش هیچ ابایی نداشت . او از طرف خداوند فرمان داشت که بیت المقدس را که ویران شده بود از نو بسازد . چند بار آن را ساخت ولی هر بار که می ساخت فرو می ریخت و به اصطلاح گلش نمی گرفت . عاقبت متوجه شد که رمزی در کار است . به درگاه خداوند نالید " که چه سر و رمزی در کار است ؟ " خداوند در گوش جانش گفت " به این خاطر است که تو آدم کشته ای " . گفت " خدایا به خاطر تو کشتم " . فرمود "درست است ، اما به هر حال من بندگانم را دوست دارم . حتی اگر به فرمان من نیز کشته باشی ، کسی که آدم کشته باشد نمی تواند مسجد و عبادتگاه بسازد " ...
#بیژن_اشتری
@TwoSomeChat
ماتیلدا : زندگی همیشه اینقدر سخته یا فقط وقتی بچه ای اين طوریه ؟ ...
لئون : همیشه همینطوره ...
#لئون_حرفه_ای
#دیالوگ_های_ماندگار
@TwoSomeChat
لئون : همیشه همینطوره ...
#لئون_حرفه_ای
#دیالوگ_های_ماندگار
@TwoSomeChat
مختار ( خطاب به جاریه همسر عمر سعد ) : حکومت ری در ازای سر حسین ؟!
معامله حقیریست ...
پسر سعد باید ملک سلیمان نبی را طلب می کرد ...
#مختار_نامه
#دیالوگ_های_ماندگار
@TwoSomeChat
معامله حقیریست ...
پسر سعد باید ملک سلیمان نبی را طلب می کرد ...
#مختار_نامه
#دیالوگ_های_ماندگار
@TwoSomeChat