در گذشته و در نبود یخچال، خنک ترین آب قنات در #تهران، قناتی بود که بعدها #زندان_قصر در آن ساخته و بنا شد.
پس از آن هر کس به زندان می افتاد، می گفتند: رفته است #آب_خنک بخورد.
@TwoSomeChat
پس از آن هر کس به زندان می افتاد، می گفتند: رفته است #آب_خنک بخورد.
@TwoSomeChat
Forwarded from دنیا معروفی (Donya)
امروز به قلبم فکر کردم
که چقدر سمی اش کرده ام
که چقدر پرش کرده ام از انسانهای نه چندان مهربان
دیدم قلبم چقدر فریاد میزند چقدر تند تند میکوبد
چقدر خسته است و بی تاب
من سعی ام را کرده بودم که قلب تمام آدم هایی که دوست داشتمرا آرام کنم
اما برای قلب خودم هیچ فکری و هیچ کاری نکرده بودم
شاید من هم فکر میکردم کسی باید آرامش کند
و اما این بر سرش آمده ...
امروز خواستم کمی هم اندوه قلب خودم را درمان کنم
خالی اش کنم از دلخوریهای بیهوده
از ناملایمتی های آدمها
جایی بماند برای عشق های حقیقی که شایستگی اش را دارند
من می بایست آرامش کنم
چراکه میترسم دیگر از دوست داشتن سیر شود و هیچ کس را در خود جای ندهد...
#دنیامعروفی
@donyama6
که چقدر سمی اش کرده ام
که چقدر پرش کرده ام از انسانهای نه چندان مهربان
دیدم قلبم چقدر فریاد میزند چقدر تند تند میکوبد
چقدر خسته است و بی تاب
من سعی ام را کرده بودم که قلب تمام آدم هایی که دوست داشتمرا آرام کنم
اما برای قلب خودم هیچ فکری و هیچ کاری نکرده بودم
شاید من هم فکر میکردم کسی باید آرامش کند
و اما این بر سرش آمده ...
امروز خواستم کمی هم اندوه قلب خودم را درمان کنم
خالی اش کنم از دلخوریهای بیهوده
از ناملایمتی های آدمها
جایی بماند برای عشق های حقیقی که شایستگی اش را دارند
من می بایست آرامش کنم
چراکه میترسم دیگر از دوست داشتن سیر شود و هیچ کس را در خود جای ندهد...
#دنیامعروفی
@donyama6
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ماییم که از باده ی بی جام خوشیم
هر صبح منوریم و هر شام خوشیم
گویند سر انجام ندارید شما
ماییم که بی هیچ سرانجام خوشیم
#مولانا
#صبح_بخیر
#گپ_دو_نفره 👫
@TwoSomeChat
هر صبح منوریم و هر شام خوشیم
گویند سر انجام ندارید شما
ماییم که بی هیچ سرانجام خوشیم
#مولانا
#صبح_بخیر
#گپ_دو_نفره 👫
@TwoSomeChat
یا چشم بپوش از من و از خویش برانم
یا تنگ در آغوش بگیرم که بمیرم
#فاضل_نظری
Join👇
#گپ_دو_نفره 👫
@TwoSomeChat
یا تنگ در آغوش بگیرم که بمیرم
#فاضل_نظری
Join👇
#گپ_دو_نفره 👫
@TwoSomeChat
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فنجان طلای شعر ناب آوردم
چای گل سرخ با گلاب آوردم
برخیز و بنوش زندگی را از نو
در سینی صبح، آفتاب آوردم
#شهراد_ميدرى
#صبح_بخیر 🦋
#گپ_دو_نفره 👫
@TwoSomeChat
چای گل سرخ با گلاب آوردم
برخیز و بنوش زندگی را از نو
در سینی صبح، آفتاب آوردم
#شهراد_ميدرى
#صبح_بخیر 🦋
#گپ_دو_نفره 👫
@TwoSomeChat
Forwarded from گپ دو نفره
بازآ! که در فراقِ تو چشمِ امیدوار
چون گوشِ روزهدار بر «الله اکبر» است
#سعدی
#گپ_دو_نفره 👫
@TwoSomeChat
چون گوشِ روزهدار بر «الله اکبر» است
#سعدی
#گپ_دو_نفره 👫
@TwoSomeChat
این سو صدای سوت و کف و فریاد
آن سو نگاه یخ زده ی جلاد
مارا کسی نجات نخواهد داد
از گریه های این شب طولانی
#سید_مهدی_موسوی
#گپ_دو_نفره 👫
@TwoSomeChat
آن سو نگاه یخ زده ی جلاد
مارا کسی نجات نخواهد داد
از گریه های این شب طولانی
#سید_مهدی_موسوی
#گپ_دو_نفره 👫
@TwoSomeChat
در دنيايى كه زنهايش پا به پاى مردها كار مى كنند مردهايش بايد ياد بگيرند خستگى را با چاى از تن همسرشان درآورند. در دنيايى كه زنهايش با مفهوم چك و قسط و وام عجين شده اند، شرم دارد مردهايش با دستور قورمه سبزى و ته ديگ ماكارونى بيگانه باشند.
من براى فرزندم همسرى قدرتمند آرزو ميكنم . زنى كه تمام لذتش در خريد خلاصه نشود. زنى كه سياست را بفهمد، شعر ببافد، كتاب بخواند و از دنياى اطرافش بى خبر نباشد.براى انكه پسرم شايسته چنان زنى باشد بايد ياد بگيرد چاى دارچينى درست كند. ياد بگيرد آشپزى كند. لالايى بخواند. نوازش كند و جملات عاشقانه بگويد.
#دکتر_المیرا_لایق
#گپ_دو_نفره 👫
@TwoSomeChat
من براى فرزندم همسرى قدرتمند آرزو ميكنم . زنى كه تمام لذتش در خريد خلاصه نشود. زنى كه سياست را بفهمد، شعر ببافد، كتاب بخواند و از دنياى اطرافش بى خبر نباشد.براى انكه پسرم شايسته چنان زنى باشد بايد ياد بگيرد چاى دارچينى درست كند. ياد بگيرد آشپزى كند. لالايى بخواند. نوازش كند و جملات عاشقانه بگويد.
#دکتر_المیرا_لایق
#گپ_دو_نفره 👫
@TwoSomeChat
با انگشت مبارك اين جا را فشار دهيد
http://goo.gl/YyHYXE
💙💖💜💚#یلدا_مبارک 💜💙💚💛❤️
#گپ_دو_نفره 👫
Join👇
@TwoSomeChat
http://goo.gl/YyHYXE
💙💖💜💚#یلدا_مبارک 💜💙💚💛❤️
#گپ_دو_نفره 👫
Join👇
@TwoSomeChat
🍉🍉 #یلدا_مبارک
میان همهمه برگ های خشک پاییز فقط تو ماندی که هنوز از بهار لبریزی
روزهای آخر پاییز پر از خش خش آرزوهای قشنگ !
روی هر لینک کلیک کنید یک کارت پستال موزیکال یلدا خواهید داشت
☺️☺️☺️
http://goo.gl/Ux3ZmG -1
http://goo.gl/Wyau8C -2
http://goo.gl/oVq4NG -3
http://goo.gl/3LTTx4 -4
http://goo.gl/hPPp77 -5
http://goo.gl/w7ZKBZ -6
http://goo.gl/282fA8 -7
http://goo.gl/x8yRsE -8
http://goo.gl/11dhwR -9
http://goo.gl/fzb5EK -10
Join → 🆔 @TwoSomeChat
میان همهمه برگ های خشک پاییز فقط تو ماندی که هنوز از بهار لبریزی
روزهای آخر پاییز پر از خش خش آرزوهای قشنگ !
روی هر لینک کلیک کنید یک کارت پستال موزیکال یلدا خواهید داشت
☺️☺️☺️
http://goo.gl/Ux3ZmG -1
http://goo.gl/Wyau8C -2
http://goo.gl/oVq4NG -3
http://goo.gl/3LTTx4 -4
http://goo.gl/hPPp77 -5
http://goo.gl/w7ZKBZ -6
http://goo.gl/282fA8 -7
http://goo.gl/x8yRsE -8
http://goo.gl/11dhwR -9
http://goo.gl/fzb5EK -10
Join → 🆔 @TwoSomeChat
#افسانه_بافی_های_من
این داستان : #شب_یلدا
یلدا دختری بود با گیسوانی مشکی که به شب عاشق بود به ستارگان حسود و ماه را رقیب
از بلندای آسمان میرفت تا به شب برسد به طاق هفتم که میرسید روز شده بود و به ناچار به زمین برمیگشت. پس از سال ها بالاخره توانست تمامی بلندای آسمان را تا نیامدن روز طی بکند و به شب لبخند بزند...شب به لبخند یلدا عاشق شد و ماه از این عاشقی ترسید. با ستارگان همدست شد و زمانی که یلدا با ظرفی پر از انارهای دون شده به حجله ی شب میرفت ...زیر پایش را خالی کردند و یلدا به وصال محبوب نرسید ... ماه به شب گفت که یلدا به عشق تو خیانت کرده و به روز عاشق شده و تو را در میان این تیرگی ها تنها گذاشته ...شب که گفته های ماه را باور نمیکرد از روز اجازه خواست تا دقایقی را به او امانت بدهد شاید که یلدا به دیدار او برسد اما یلدا دیگر هرگز نیامد و شب به سختی بیمار شد ستارگان که از بیماری شب ترسیده بودند و موقعیت خود را در اسمان به خطر دیدند حقیقت را به او گفتند از آن پس شب برای نشان دادن رسوایی ماه به تمامی کاینات او را بزرگتر از سایر ستارگان در دل خود جای داد و هر سال یکبار دقایقی را از روز قرض میگیرد تنها برای شاید دوباره دیدن یلدا...
ناهید گرجی ۲۹ آذر ۱۳۹۴
#گپ_دو_نفره 👫
http://uupload.ir/files/8r7h_screenshot_۲۰۱۷-۱۲-۲۱-۱۹-۴۶-۰۸_1.jpg
این داستان : #شب_یلدا
یلدا دختری بود با گیسوانی مشکی که به شب عاشق بود به ستارگان حسود و ماه را رقیب
از بلندای آسمان میرفت تا به شب برسد به طاق هفتم که میرسید روز شده بود و به ناچار به زمین برمیگشت. پس از سال ها بالاخره توانست تمامی بلندای آسمان را تا نیامدن روز طی بکند و به شب لبخند بزند...شب به لبخند یلدا عاشق شد و ماه از این عاشقی ترسید. با ستارگان همدست شد و زمانی که یلدا با ظرفی پر از انارهای دون شده به حجله ی شب میرفت ...زیر پایش را خالی کردند و یلدا به وصال محبوب نرسید ... ماه به شب گفت که یلدا به عشق تو خیانت کرده و به روز عاشق شده و تو را در میان این تیرگی ها تنها گذاشته ...شب که گفته های ماه را باور نمیکرد از روز اجازه خواست تا دقایقی را به او امانت بدهد شاید که یلدا به دیدار او برسد اما یلدا دیگر هرگز نیامد و شب به سختی بیمار شد ستارگان که از بیماری شب ترسیده بودند و موقعیت خود را در اسمان به خطر دیدند حقیقت را به او گفتند از آن پس شب برای نشان دادن رسوایی ماه به تمامی کاینات او را بزرگتر از سایر ستارگان در دل خود جای داد و هر سال یکبار دقایقی را از روز قرض میگیرد تنها برای شاید دوباره دیدن یلدا...
ناهید گرجی ۲۹ آذر ۱۳۹۴
#گپ_دو_نفره 👫
http://uupload.ir/files/8r7h_screenshot_۲۰۱۷-۱۲-۲۱-۱۹-۴۶-۰۸_1.jpg