📙 بريده رمان
در محلههای اعیاننشین جایی برای دلقکها نیست. نه اینکه دو دنیا وجود داشته باشد؛ یکی برای ثروتمندان و یکی برای تهیدستها. خیلی مهمتر از این است. فقط یک دنیا وجود دارد، آن هم دنیای ثروتمندان است. و کنار آن یا پشت سرش ساختمانهای بیقوارهی پسماندههای این دنیا.
یاد روزی میافتم که پدرم مرا به یکی از خیابانهای قشنگ نیس برد. دنبال هدیهای برای زادروز مادرم میگشت. با او وارد یک جواهرفروشی شدم. صورتم کثیف بود، تمام پیش از ظهر با بچههای دیگر توی خاکها غلت زده بودم. پدرم ریشش را نتراشیده بود، لکههای سیاه روغن روی شلوارش بود.
هرگز نگاهی را که زن فروشنده به پدرم کرد از یاد نمیبرم. تجربهی تحقیر شدن مثل تجربهی عشق است، فراموش نشدنی. نمیدانم روح چگونه چیزی است. ولی خوب میدانم در کدام بخش از بدن بخار میشود، تا سرانجام نابود شود.
نقطهی سیاه کوچکی در مردمک چشمها - تحقیر – بدتر از همه جرقهای بود که در نگاه آن زن فروشنده درخشید و چهرهای که در برابر اسکناسی که پدرم از جیبش بیرون آورد، گشاده و خندان شد.
چشمهای آدمها خیلی تغییر پذیرتر از چشمهای گرگهاست. آنچه آدم در آنها میبیند خیلی وحشتناکتر است.
دیوانه بازی
کریستین بوبن
@TwoSomeChat
در محلههای اعیاننشین جایی برای دلقکها نیست. نه اینکه دو دنیا وجود داشته باشد؛ یکی برای ثروتمندان و یکی برای تهیدستها. خیلی مهمتر از این است. فقط یک دنیا وجود دارد، آن هم دنیای ثروتمندان است. و کنار آن یا پشت سرش ساختمانهای بیقوارهی پسماندههای این دنیا.
یاد روزی میافتم که پدرم مرا به یکی از خیابانهای قشنگ نیس برد. دنبال هدیهای برای زادروز مادرم میگشت. با او وارد یک جواهرفروشی شدم. صورتم کثیف بود، تمام پیش از ظهر با بچههای دیگر توی خاکها غلت زده بودم. پدرم ریشش را نتراشیده بود، لکههای سیاه روغن روی شلوارش بود.
هرگز نگاهی را که زن فروشنده به پدرم کرد از یاد نمیبرم. تجربهی تحقیر شدن مثل تجربهی عشق است، فراموش نشدنی. نمیدانم روح چگونه چیزی است. ولی خوب میدانم در کدام بخش از بدن بخار میشود، تا سرانجام نابود شود.
نقطهی سیاه کوچکی در مردمک چشمها - تحقیر – بدتر از همه جرقهای بود که در نگاه آن زن فروشنده درخشید و چهرهای که در برابر اسکناسی که پدرم از جیبش بیرون آورد، گشاده و خندان شد.
چشمهای آدمها خیلی تغییر پذیرتر از چشمهای گرگهاست. آنچه آدم در آنها میبیند خیلی وحشتناکتر است.
دیوانه بازی
کریستین بوبن
@TwoSomeChat
طرح عطر ماه مهر
خرید لوازم التحریربرای دانش اموزان نیازمند
باما دراین راه همراه شوید.
انجمن خیریه مهرباران.
مهربانی ساده است.
مهربانی راتقسیم کنیم.
@bita_fatahi
@mehr_baran1395
خرید لوازم التحریربرای دانش اموزان نیازمند
باما دراین راه همراه شوید.
انجمن خیریه مهرباران.
مهربانی ساده است.
مهربانی راتقسیم کنیم.
@bita_fatahi
@mehr_baran1395
یادمان نرود دردمندان را چون چشمانمان گرامی بداریم که #رازی این دانش را به بهای چشمهایش به من و تو رسانده است . . .
روز #داروسازی مبارک باد .
#گپ_دو_نفره👫
@TwoSomeChat
روز #داروسازی مبارک باد .
#گپ_دو_نفره👫
@TwoSomeChat
اولین حربه زن هاست نفس های عمیق
بعد از آن مات شدن مثل وقار تندیس
بعدش آرام شدن ، حرف شدن ، بغض شدن
آخرین حربه زن هاست ، دوتا گونه خیس
#علیرضا_آذر
#SA https://t.me/TwoSomeChat
بعد از آن مات شدن مثل وقار تندیس
بعدش آرام شدن ، حرف شدن ، بغض شدن
آخرین حربه زن هاست ، دوتا گونه خیس
#علیرضا_آذر
#SA https://t.me/TwoSomeChat
Khab o Khial (Ahangha.org)
Hamed & Reza
#آهنگ #خواب_و_خیال
#حامد_نیک_پی
بود آیا که ز دیوانه ی خود یاد کند
آن که زنجیر به پای دل شیدا زد و رفت
#گپ_دو_نفره 👫
@TwoSomeChat
#حامد_نیک_پی
بود آیا که ز دیوانه ی خود یاد کند
آن که زنجیر به پای دل شیدا زد و رفت
#گپ_دو_نفره 👫
@TwoSomeChat
گپ دو نفره
Hamed & Reza – Khab o Khial (Ahangha.org)
#هوشنگ_ابتهاج
نازنین آمد و دستی به دل ما زد و رفت
پرده ی خلوت این غمکده بالا زد و رفت
کنج تنهایی… ما را به خیالی خوش کرد
خواب خورشید به چشم شب یلدا زد و رفت
درد بی عشقی ما دید و دریغش آمد
آتش شوق درین جان شکیبا زد و رفت
خرمن سوخته ی ما به چه کارش می خورد
که چو برق آمد و در خشک و تر ما زد و رفت
رفت و از گریه ی توفانی ام اندیشه نکرد
چه دلی داشت خدایا که به دریا زد و رفت
بود آیا که ز دیوانه ی خود یاد کند
آن که زنجیر به پای دل شیدا زد و رفت
سایه آن چشم سیه با تو چه می گفت که دوش
عقل فریاد برآورد و به صحرا زد و رفت
باصدای #حامد_نیک_پی
👇
#گپ_دو_نفره 👫
@TwoSomeChat
نازنین آمد و دستی به دل ما زد و رفت
پرده ی خلوت این غمکده بالا زد و رفت
کنج تنهایی… ما را به خیالی خوش کرد
خواب خورشید به چشم شب یلدا زد و رفت
درد بی عشقی ما دید و دریغش آمد
آتش شوق درین جان شکیبا زد و رفت
خرمن سوخته ی ما به چه کارش می خورد
که چو برق آمد و در خشک و تر ما زد و رفت
رفت و از گریه ی توفانی ام اندیشه نکرد
چه دلی داشت خدایا که به دریا زد و رفت
بود آیا که ز دیوانه ی خود یاد کند
آن که زنجیر به پای دل شیدا زد و رفت
سایه آن چشم سیه با تو چه می گفت که دوش
عقل فریاد برآورد و به صحرا زد و رفت
باصدای #حامد_نیک_پی
👇
#گپ_دو_نفره 👫
@TwoSomeChat
یا رب دل ِ بازش ده ،
صد عمر ِ درازش ده
فخرش دِه و نازش دِه ،
تا فخر بُوَد ما را ...
#مولانا
عکس: #جنیفر_تیلی
#SA https://t.me/TwoSomeChat
صد عمر ِ درازش ده
فخرش دِه و نازش دِه ،
تا فخر بُوَد ما را ...
#مولانا
عکس: #جنیفر_تیلی
#SA https://t.me/TwoSomeChat
بار دیگر صبح شد ، بیدار شد این زندگی ،
ای تمام حس بودنهای من ، صبحت بخیر ...
#نادر_احدزاده
#گپ_دو_نفره👫
@TwoSomeChat
ای تمام حس بودنهای من ، صبحت بخیر ...
#نادر_احدزاده
#گپ_دو_نفره👫
@TwoSomeChat
Forwarded from گپ دو نفره
برون نمی رود از
خاطرم خیال وصالت
اگر چه نیست وصالی
ولی خوشم به خیالت ...
#رهی_معیری
عکس : #لیلی_رجبی
#SA https://t.me/TwoSomeChat
خاطرم خیال وصالت
اگر چه نیست وصالی
ولی خوشم به خیالت ...
#رهی_معیری
عکس : #لیلی_رجبی
#SA https://t.me/TwoSomeChat
می شوم بیدار و می بینم کنارم نیستی
حسرتت سر می گذارد،
بی تو بر بالین من
#حسین_منزوی
#گپ_دو_نفره👫
@TwoSomeChat
حسرتت سر می گذارد،
بی تو بر بالین من
#حسین_منزوی
#گپ_دو_نفره👫
@TwoSomeChat
Forwarded from گپ دو نفره
در را باز کن
هق هقم در اتاق جای نمیگیرد
و زمستان
از پشت پنجره به من مینگرد
من تمسخر آیینه را
در وضوح دستانم میبینم
من آیینه را میبینم
و تورا
که در پس این تنهایی!
تنهایی...
و ما مسموم میشویم
هر چند زهر نمینوشیم
هر چند تیتر روزنامه های کثیرالانتشار نمیشویم
اما،
مسموم میشویم
و مادرم را میبینم
که گیسوان خواهرم را هنوز جوان است
و پدرم را در لابلای دود نامریی سیگار
و آن کوچه...
چه حجم وسیعی از او در ذهنم درد میکند
من اشتباه کرده ام
درست همانجایی که باید میرفتم،ماندم!!!
و این چه درد مشترکیست
بین من و تمام بازماندگان در خطایی سرزده!!!
سه شنبه ها همیشه طعم کافور میداد
آن وهم
آن خیال
در تاریکی,خاطرات خاک خورده ام
در کنج اتاق
مرا به سرابی ابدی سوق میداد
مرداب است یا مرده خوار؟!!!
تالاب است یامنجلاب؟!!!
تنهایی من در آسمان هفتم
خاموش مانده است
خنده ام میگیرد
زمستان برف میبارد
و آیینه از لابه لای دستانم
هزار تکه ابر میزاید
و تو هنوز
در نگشوده ای...
#ناهید_گرجی
#گپ_دو_نفره 👫
@TwoSomeChat
هق هقم در اتاق جای نمیگیرد
و زمستان
از پشت پنجره به من مینگرد
من تمسخر آیینه را
در وضوح دستانم میبینم
من آیینه را میبینم
و تورا
که در پس این تنهایی!
تنهایی...
و ما مسموم میشویم
هر چند زهر نمینوشیم
هر چند تیتر روزنامه های کثیرالانتشار نمیشویم
اما،
مسموم میشویم
و مادرم را میبینم
که گیسوان خواهرم را هنوز جوان است
و پدرم را در لابلای دود نامریی سیگار
و آن کوچه...
چه حجم وسیعی از او در ذهنم درد میکند
من اشتباه کرده ام
درست همانجایی که باید میرفتم،ماندم!!!
و این چه درد مشترکیست
بین من و تمام بازماندگان در خطایی سرزده!!!
سه شنبه ها همیشه طعم کافور میداد
آن وهم
آن خیال
در تاریکی,خاطرات خاک خورده ام
در کنج اتاق
مرا به سرابی ابدی سوق میداد
مرداب است یا مرده خوار؟!!!
تالاب است یامنجلاب؟!!!
تنهایی من در آسمان هفتم
خاموش مانده است
خنده ام میگیرد
زمستان برف میبارد
و آیینه از لابه لای دستانم
هزار تکه ابر میزاید
و تو هنوز
در نگشوده ای...
#ناهید_گرجی
#گپ_دو_نفره 👫
@TwoSomeChat
Forwarded from گپ دو نفره
" بهانه " كه تو باشى ،
شنبه ام مي شود شيرين ترين روزِ هفته ...
#علي_قاضي_نظام
#SA https://t.me/TwoSomeChat
شنبه ام مي شود شيرين ترين روزِ هفته ...
#علي_قاضي_نظام
#SA https://t.me/TwoSomeChat
Tanha Omide Zendegi]
Sina Sarlak
#آهنگ #کاش_ای_تنها_امید_زندگی
#سینا_سرلک
کاش آن شب در گلستان خیال
ای گل وحشی نمیچیدن تو را
تا نسوزم در خزان آرزو
کاشکی هرگز نمیدیدم تورا..
#گپ_دو_نفره 👫
@TwoSomeChat
#سینا_سرلک
کاش آن شب در گلستان خیال
ای گل وحشی نمیچیدن تو را
تا نسوزم در خزان آرزو
کاشکی هرگز نمیدیدم تورا..
#گپ_دو_نفره 👫
@TwoSomeChat
گفتند که نا محرمی و بوسه حرام است ،
دل گفت که محرم تر از این عشق کدام است ؟ ...
بوسیدم و لب دادم و آغوش کشیدم ،
نامحرم من ! محرمی و کار تمام است ...
عکس : #مرلین_مونرو
#SA https://t.me/TwoSomeChat
دل گفت که محرم تر از این عشق کدام است ؟ ...
بوسیدم و لب دادم و آغوش کشیدم ،
نامحرم من ! محرمی و کار تمام است ...
عکس : #مرلین_مونرو
#SA https://t.me/TwoSomeChat