گپ دو نفره
Ilyas Yalcintas – Icimdeki Dunam
متن و ترجمه ی آهنگ👇
Biri vardı çoktan izi kaldı kalpt
camımın damlasında
یه زمانی یکی تو قلبم بود و اثری از اون تو وجودم مونده
duruyormuş orda sanki bir düşmancasına
بلکه مثل یه دشمن تو وجودم (قلبم) بوده
sevemezmisin aşkı bağlayamazmı gönlümün bahçesine
نمیتونی عشق رو دوست داشته باشی و به باغچه دلم ببندیش?
kanadım kırıldı bak yağmurum ol yağ yüzüme
بالم شکست، پس بارانم باش به رویم ببار
tükendim çok yaraları açan
بریدم، باعث باز شدن زخم هام شدی
dağılmıyor içimdeki duman
این دود (حس) از وجودم نمیره
sen istersen yanalım o zaman
اگه تومیخوای، بسوزیم وبسازیم
gel artık yok yüreğe dokunan
پس بیا کسی نیست قلبم رو فتح کنه
Biri vardı çoktan izi kaldı kalpt
camımın damlasında
یه زمانی یکی تو قلبم بود و اثری از اون تو وجودم مونده
duruyormuş orda sanki bir düşmancasına
بلکه مثل یه دشمن تو وجودم (قلبم)
بوده
sevemezmisin aşkı bağlayamazmı gönlümün bahçesine
نمیتونی عشق رو دوست داشته باشی و به باغچه دلم ببندیش?
kanadım kırıldı bak yağmurum ol yağ yüzüme
بالم شکست، پس بارانم باش به رویم ببار
tükendim çok yaraları açan
بریدم، باعث بازشدن زخم هام شدی
dağılmıyor içimdeki duman
این دود (حس) از وجودم نمیره
sen istersen yanalım o zaman
اگه تو بخوای، بسوزیم و بسازیم
gel artık yok yüreğe dokunan
پس بیا کسی نیست قلبم رو فتح کنه
#گپ_دو_نفره 👫
@TwoSomeChat
Biri vardı çoktan izi kaldı kalpt
camımın damlasında
یه زمانی یکی تو قلبم بود و اثری از اون تو وجودم مونده
duruyormuş orda sanki bir düşmancasına
بلکه مثل یه دشمن تو وجودم (قلبم) بوده
sevemezmisin aşkı bağlayamazmı gönlümün bahçesine
نمیتونی عشق رو دوست داشته باشی و به باغچه دلم ببندیش?
kanadım kırıldı bak yağmurum ol yağ yüzüme
بالم شکست، پس بارانم باش به رویم ببار
tükendim çok yaraları açan
بریدم، باعث باز شدن زخم هام شدی
dağılmıyor içimdeki duman
این دود (حس) از وجودم نمیره
sen istersen yanalım o zaman
اگه تومیخوای، بسوزیم وبسازیم
gel artık yok yüreğe dokunan
پس بیا کسی نیست قلبم رو فتح کنه
Biri vardı çoktan izi kaldı kalpt
camımın damlasında
یه زمانی یکی تو قلبم بود و اثری از اون تو وجودم مونده
duruyormuş orda sanki bir düşmancasına
بلکه مثل یه دشمن تو وجودم (قلبم)
بوده
sevemezmisin aşkı bağlayamazmı gönlümün bahçesine
نمیتونی عشق رو دوست داشته باشی و به باغچه دلم ببندیش?
kanadım kırıldı bak yağmurum ol yağ yüzüme
بالم شکست، پس بارانم باش به رویم ببار
tükendim çok yaraları açan
بریدم، باعث بازشدن زخم هام شدی
dağılmıyor içimdeki duman
این دود (حس) از وجودم نمیره
sen istersen yanalım o zaman
اگه تو بخوای، بسوزیم و بسازیم
gel artık yok yüreğe dokunan
پس بیا کسی نیست قلبم رو فتح کنه
#گپ_دو_نفره 👫
@TwoSomeChat
Forwarded from گپ دو نفره
پنج شنبه ، شب است و آه در بساط ندارد ، دل رسوای من امشب ... !
ای کاش تو باشی و ببینی که چه رسواست تنهایی من امشب ... !
#مهران_شاه_مرادی
@TwoSomeChat
ای کاش تو باشی و ببینی که چه رسواست تنهایی من امشب ... !
#مهران_شاه_مرادی
@TwoSomeChat
Forwarded from گپ دو نفره
"شـــــــنـبـه"
خـودِ آب در هاونگ کوبیدن است...!
یـک نـفر تـصمـیـم بـه تـرک مـیـگـیـرد ُ
یـک نـفر شـروع...
مـن اراده مـیکنم ،
بـه شـروع دوبــارهِ
"دوسـت ٘ داشـتـنـت"
تـــو
مـصـمم بـاش، بـه ارادهِ
" تـــَرک "
کـردنـم ...!
#سیده_فاطمه_حسینیان
#گپ_دو_نفره 👫
@TwoSomeChat
خـودِ آب در هاونگ کوبیدن است...!
یـک نـفر تـصمـیـم بـه تـرک مـیـگـیـرد ُ
یـک نـفر شـروع...
مـن اراده مـیکنم ،
بـه شـروع دوبــارهِ
"دوسـت ٘ داشـتـنـت"
تـــو
مـصـمم بـاش، بـه ارادهِ
" تـــَرک "
کـردنـم ...!
#سیده_فاطمه_حسینیان
#گپ_دو_نفره 👫
@TwoSomeChat
🔴 #حمید_صفت رپر معروف ایرانی امروزظهر 28 مرداد به اتهام قتل ناپدریش دستگیر شد
منبع :میزان
#گپ_دو_نفره 👫
@TwoSomeChat
منبع :میزان
#گپ_دو_نفره 👫
@TwoSomeChat
به هر چه خوبتر
اندر جهـان نظر کَردم ،
که گویمش به تو ماند
تو خوبتر ز آنی ...
#سعدی
عکس : #لیلی_رجبی
SA @TwoSomeChat
اندر جهـان نظر کَردم ،
که گویمش به تو ماند
تو خوبتر ز آنی ...
#سعدی
عکس : #لیلی_رجبی
SA @TwoSomeChat
تمام قصههای عاشقانه
از صبح چشمانت شروع میشود
به تو نگاه میکنم
طلوع میکنی
در من...
#علی_باقری
#گپ_دو_نفره 👫
@TwoSomeChat
از صبح چشمانت شروع میشود
به تو نگاه میکنم
طلوع میکنی
در من...
#علی_باقری
#گپ_دو_نفره 👫
@TwoSomeChat
Audio
[ www.JenabMusic.Com ]
#آهنگ #بخشش
#حمید_صفت
این روزا خاموشم سردم
بی حسم لمسم میترسم
جونی نیست انگار نوری نیست
حتی از سایم میترسم
راهی نیست تکیه گاهی نیست
ای خدا خستم میفهمی
#گپ_دو_نفره 👫
@TwoSomeChat
#حمید_صفت
این روزا خاموشم سردم
بی حسم لمسم میترسم
جونی نیست انگار نوری نیست
حتی از سایم میترسم
راهی نیست تکیه گاهی نیست
ای خدا خستم میفهمی
#گپ_دو_نفره 👫
@TwoSomeChat
مپرس از من چرا در پیلهی مهر تو محبوسم
که عشق از پیلههای مرده هم پروانه میسازد
#فاضل_نظری
#گپ_دو_نفره 👫
@TwoSomeChat
که عشق از پیلههای مرده هم پروانه میسازد
#فاضل_نظری
#گپ_دو_نفره 👫
@TwoSomeChat
#ناشناس
من خواهر بزرگتر بودم و برادرم از من، ٥ سال كوچكتر بود! خوب به ياد دارم كه من ٧ ساله بودم و برادرم حدودا ٢ ساله ، كه يك روز من را در خانه پيش مادربزرگم گذاشتن و هرچي اصرار كردم كه منو هم با خودشون ببرن، مامان آروم در گوشم گفت:"نميشه بياي،داريم سجاد رو ميبريم كه بهش آمپول بزنيم!" پرسيدم:"سجاد مريض شده؟!" و مامان تاييد كرد!وقتي برگشتن،برادرم در آغوش بابا بود و دامن سفيد تنش بود! مادربزرگ خوشحال بود و قربون صدقه ي گريه و ناله هاي برادرم ميرفت و مُدام تبريك ميگفت!كمي بعد مادربزرگ از آشپزخونه اسپند آورد و بي توجه به صداي گريه ي برادرم كه فرياد ميزد:"درد ميكنه!" با كلي قربون صدقه رفتن ميگفت:"پسرمون ديگه مرد شده!" دلم ميخواست سجاد رو بغل كنم كه از درد جاي آمپولش ديگه گريه نكنه،اما وقتي به طرفش رفتم،مامان بلافاصله دستم رو كشيد و منو عقب كشيد كه:"چيكار ميكني؟نميبيني درد داره؟نبينم داداشتو تو اين وضعيت اذيت كني!تا خوب نشده اصلا سمتش نرو!" دلم ميخواست سجاد گريه نكنه،دلم ميخواست اسباب بازي هامون رو بيارم و باهم بازي كنيم! از صداي گريه هاي بي پايان سجاد،به اتاق رفتم و گوش هام رو با دست محكم گرفتم تا كمتر بشنوم و غصه بخورم!طولي نكشيد كه عمه ها و خاله ها،دايي ها و عموها و حتي همسايه ها،به خانه مان اومدن و هركدوم هديه اي براي سجاد مي آوردن!حتي بابا بالاخره ماشين كنترلي آبي رنگي كه مدت ها به سجاد قول داده بود رو،براش خريد و به خونه آورد!يادم هست با ديدن اون همه هديه،دست مامان رو گرفتم و پرسيدم:"امروز تولد سجاده؟" و مامان به گفتن يك:"نَه!" بسنده كرد اما در سر من سوال هاي زيادي بود! چرا تبريك ميگفتن؟چرا كادوهاي قشنگ براي سجاد مياوردن؟سجاد كه براي درد آمپول خونه رو،روي سرش گذاشته بود،پس چرا جايزه ميگرفت؟چرا سجاد دامن دخترونه پوشيده بود؟چرا بچه ها رو از نزديك شدن بهش منع كرده بودن؟
مدت ها گذشت!بعدها كه سجاد خوب شد،هروقت كار بدي ميكرد،بابا ميگفت:"اگه يه بار ديگه كار بد انجام بدي،ميبرمت پيش همون آقا دكتري كه گفت بايد دامن بپوشي!" و سجاد از ترس گريه ميكرد!
سال ها بعد فهميدم كه "ختنه" يعني چه!
بزرگتر كه شدم،يك روز كه دل درد عجيبي داشتم و از درد به خودم ميپيچيدم و بابت چيزي كه در دستشويي ديده بودم،از ترس ميلرزيدم،مامان منو به اتاق بُرد،در رو بست و شروع كرد آهسته حرف زدن و گفتن اينكه خانوم شدم و اين خانوم شدن بايد مثل يك راز هميشه بين من و خودش،و يا در نهايت زن هاي ديگه،مثل يك راز باقي بمونه و برادر و پدرم هم،حق باخبر شدن از اين موضوع رو ندارن!
اون روز هرچي گذشت،خبري از مهمان و مهماني نشد كه نشد!خبري از جايزه ي خانم شدنم نبود كه نبود!خبري از عروسكي كه هميشه دلم ميخواست نشد!اما در عوض،بارها مامان بابت آداب درست نشستن،درست خوابيدن،درست توالت رفتن و...برام چشم و ابرو نازك كرد و اشاره كرد،مثل يك خانوم مودب باشم و در چگونگي رفتارم دقت كنم!
و من هرگز نفهميدم چرا خانم شدن يواشكي ست و مرد شدن در بوق و كَرنا ميشود؟!
#گپ_دو_نفره 👫
@TwoSomeChat
من خواهر بزرگتر بودم و برادرم از من، ٥ سال كوچكتر بود! خوب به ياد دارم كه من ٧ ساله بودم و برادرم حدودا ٢ ساله ، كه يك روز من را در خانه پيش مادربزرگم گذاشتن و هرچي اصرار كردم كه منو هم با خودشون ببرن، مامان آروم در گوشم گفت:"نميشه بياي،داريم سجاد رو ميبريم كه بهش آمپول بزنيم!" پرسيدم:"سجاد مريض شده؟!" و مامان تاييد كرد!وقتي برگشتن،برادرم در آغوش بابا بود و دامن سفيد تنش بود! مادربزرگ خوشحال بود و قربون صدقه ي گريه و ناله هاي برادرم ميرفت و مُدام تبريك ميگفت!كمي بعد مادربزرگ از آشپزخونه اسپند آورد و بي توجه به صداي گريه ي برادرم كه فرياد ميزد:"درد ميكنه!" با كلي قربون صدقه رفتن ميگفت:"پسرمون ديگه مرد شده!" دلم ميخواست سجاد رو بغل كنم كه از درد جاي آمپولش ديگه گريه نكنه،اما وقتي به طرفش رفتم،مامان بلافاصله دستم رو كشيد و منو عقب كشيد كه:"چيكار ميكني؟نميبيني درد داره؟نبينم داداشتو تو اين وضعيت اذيت كني!تا خوب نشده اصلا سمتش نرو!" دلم ميخواست سجاد گريه نكنه،دلم ميخواست اسباب بازي هامون رو بيارم و باهم بازي كنيم! از صداي گريه هاي بي پايان سجاد،به اتاق رفتم و گوش هام رو با دست محكم گرفتم تا كمتر بشنوم و غصه بخورم!طولي نكشيد كه عمه ها و خاله ها،دايي ها و عموها و حتي همسايه ها،به خانه مان اومدن و هركدوم هديه اي براي سجاد مي آوردن!حتي بابا بالاخره ماشين كنترلي آبي رنگي كه مدت ها به سجاد قول داده بود رو،براش خريد و به خونه آورد!يادم هست با ديدن اون همه هديه،دست مامان رو گرفتم و پرسيدم:"امروز تولد سجاده؟" و مامان به گفتن يك:"نَه!" بسنده كرد اما در سر من سوال هاي زيادي بود! چرا تبريك ميگفتن؟چرا كادوهاي قشنگ براي سجاد مياوردن؟سجاد كه براي درد آمپول خونه رو،روي سرش گذاشته بود،پس چرا جايزه ميگرفت؟چرا سجاد دامن دخترونه پوشيده بود؟چرا بچه ها رو از نزديك شدن بهش منع كرده بودن؟
مدت ها گذشت!بعدها كه سجاد خوب شد،هروقت كار بدي ميكرد،بابا ميگفت:"اگه يه بار ديگه كار بد انجام بدي،ميبرمت پيش همون آقا دكتري كه گفت بايد دامن بپوشي!" و سجاد از ترس گريه ميكرد!
سال ها بعد فهميدم كه "ختنه" يعني چه!
بزرگتر كه شدم،يك روز كه دل درد عجيبي داشتم و از درد به خودم ميپيچيدم و بابت چيزي كه در دستشويي ديده بودم،از ترس ميلرزيدم،مامان منو به اتاق بُرد،در رو بست و شروع كرد آهسته حرف زدن و گفتن اينكه خانوم شدم و اين خانوم شدن بايد مثل يك راز هميشه بين من و خودش،و يا در نهايت زن هاي ديگه،مثل يك راز باقي بمونه و برادر و پدرم هم،حق باخبر شدن از اين موضوع رو ندارن!
اون روز هرچي گذشت،خبري از مهمان و مهماني نشد كه نشد!خبري از جايزه ي خانم شدنم نبود كه نبود!خبري از عروسكي كه هميشه دلم ميخواست نشد!اما در عوض،بارها مامان بابت آداب درست نشستن،درست خوابيدن،درست توالت رفتن و...برام چشم و ابرو نازك كرد و اشاره كرد،مثل يك خانوم مودب باشم و در چگونگي رفتارم دقت كنم!
و من هرگز نفهميدم چرا خانم شدن يواشكي ست و مرد شدن در بوق و كَرنا ميشود؟!
#گپ_دو_نفره 👫
@TwoSomeChat
📢 «جری لوئیس» افسانه کمدی تاریخ سینمای آمریکا و جهان در سن ۹۱ سالگی دار فانی را وداع گفت.😢
#گپ_دو_نفره👫
@TwoSomeChat
#گپ_دو_نفره👫
@TwoSomeChat
خیابان #کوروش، (به عبری: רחוב כורש) یکی از خیابانهای مرکزی #اورشلیم است
در کتاب مقدس #یهودیان (از جمله در کتاب عزرا) کوروش نجاتدهندهٔ یهودیان از یوغ بابلیان قلمداد شده است. به همین دلیل میگویند این خیابان به یاد مِهر و سپاسی که یهودیان به کوروش دارند، به نام او نامگذاری شدهاست.
#گپ_دو_نفره 👫
http://uupload.ir/files/6y85_photo_2017-08-21_12-54-28.jpg
در کتاب مقدس #یهودیان (از جمله در کتاب عزرا) کوروش نجاتدهندهٔ یهودیان از یوغ بابلیان قلمداد شده است. به همین دلیل میگویند این خیابان به یاد مِهر و سپاسی که یهودیان به کوروش دارند، به نام او نامگذاری شدهاست.
#گپ_دو_نفره 👫
http://uupload.ir/files/6y85_photo_2017-08-21_12-54-28.jpg