هاشم : قرصِ قمر ...
بلقیس : خودشه ، وقتی شنید اومد ، نتونست طاقت بیاره ، آدمه دیگه ، میاد ، می ره ، کی اومده که نرفته ، بد زخمیه ...
#شهرزاد
#دیالوگ_های_ماندگار
SA https://t.me/TwoSomeChat
بلقیس : خودشه ، وقتی شنید اومد ، نتونست طاقت بیاره ، آدمه دیگه ، میاد ، می ره ، کی اومده که نرفته ، بد زخمیه ...
#شهرزاد
#دیالوگ_های_ماندگار
SA https://t.me/TwoSomeChat
ﺑﺮﺍﺩﺭﺍﻥ ﯾﻮﺳﻒ ﻭﻗﺘﯽ ﻣﯿﺨﻮﺍﺳﺘﻨﺪ
ﯾﻮﺳﻒ ﺭﺍ ﺑﻪ ﭼﺎﻩ بیفکنند،
ﯾﻮﺳﻒ ﻟﺒﺨﻨﺪﯼ ﺯﺩ!
ﯾﻬﻮﺩﺍ ﭘﺮﺳﯿﺪ: ﭼﺮﺍ ﻣﯿﺨﻨﺪﯼ؟! ﺍﯾﻨﺠﺎ ﮐﻪ ﺟﺎﯼ ﺧﻨﺪﻩ ﻧﯿﺴﺖ...!
ﯾﻮﺳﻒ ﮔﻔﺖ: ﺭﻭﺯﯼ ﺩﺭ ﻓﮑﺮ ﺑﻮﺩﻡ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﮐﺴﯽ ﻣﯽﺗﻮﺍﻧﺪ با ﻣﻦ ﺍﻇﻬﺎﺭ
ﺩﺷﻤﻨﯽ ﮐﻨﺪ، ﺑﺎ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﺮﺍﺩﺭﺍﻥ ﻧﯿﺮﻭﻣﻨﺪﯼ ﺩﺍﺭﻡ...!
ﺍﯾﻨﮏ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﻫﻤﯿﻦ ﺑﺮﺍﺩﺭﺍﻥ ﺭﺍ ﺑﺮ ﻣﻦ ﻣﺴﻠﻂ ﮐﺮﺩ، ﺗﺎ ﺑﺪﺍﻧﻢ ﮐﻪ
"ﻧﺒﺎﯾﺪ جز خدا ﺑﻪ ﻫﯿﭻ ﺑﻨﺪﻩﺍﯼ ﺗﮑﯿﻪ ﮐﺮﺩ..."
#گپ_دو_نفره 👫
@TwoSomeChat
ﯾﻮﺳﻒ ﺭﺍ ﺑﻪ ﭼﺎﻩ بیفکنند،
ﯾﻮﺳﻒ ﻟﺒﺨﻨﺪﯼ ﺯﺩ!
ﯾﻬﻮﺩﺍ ﭘﺮﺳﯿﺪ: ﭼﺮﺍ ﻣﯿﺨﻨﺪﯼ؟! ﺍﯾﻨﺠﺎ ﮐﻪ ﺟﺎﯼ ﺧﻨﺪﻩ ﻧﯿﺴﺖ...!
ﯾﻮﺳﻒ ﮔﻔﺖ: ﺭﻭﺯﯼ ﺩﺭ ﻓﮑﺮ ﺑﻮﺩﻡ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﮐﺴﯽ ﻣﯽﺗﻮﺍﻧﺪ با ﻣﻦ ﺍﻇﻬﺎﺭ
ﺩﺷﻤﻨﯽ ﮐﻨﺪ، ﺑﺎ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﺮﺍﺩﺭﺍﻥ ﻧﯿﺮﻭﻣﻨﺪﯼ ﺩﺍﺭﻡ...!
ﺍﯾﻨﮏ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﻫﻤﯿﻦ ﺑﺮﺍﺩﺭﺍﻥ ﺭﺍ ﺑﺮ ﻣﻦ ﻣﺴﻠﻂ ﮐﺮﺩ، ﺗﺎ ﺑﺪﺍﻧﻢ ﮐﻪ
"ﻧﺒﺎﯾﺪ جز خدا ﺑﻪ ﻫﯿﭻ ﺑﻨﺪﻩﺍﯼ ﺗﮑﯿﻪ ﮐﺮﺩ..."
#گپ_دو_نفره 👫
@TwoSomeChat
گپ دو نفره
Www.Sedabax.Ir
#فروغ_فرخزاد
ای شب از رؤيای تو رنگين شده
سينه از عطر توام سنگين شده
ای به روی چشم من گسترده خویش
شادیم بخشیده از اندوه بیش
همچو بارانی که شوید جسم خاک
هستیم زآلودگیها کرده پاک
ای تپشهای تن سوزان من
آتشی در مزرع مژگان من
ای ز گندمزارها سرشارتر
ای ز زرین شاخه ها پربارتر
ای در بگشوده بر خورشیدها
در هجوم ظلمت تردیدها
با توام ديگر ز دردی بيم نيست
هست اگر، جز درد خوشبختیم نیست
ای دل تنگ من و این بار نور؟
هایهوی زندگی در قعر گور؟
ای دو چشمانت چمنزاران من
داغ چشمت خورده بر چشمان من
پيش از اینت گر که در خود داشتم
هرکسی را تو نمیانگاشتم
" درد تاریکیست، درد خواستن
رفتن و بیهوده خود را کاستن
سر نهادن بر سیهدل سینهها
سینه آلودن به چرک کینهها
در نوازش، نيش ماران يافتن
زهر در لبخند ياران يافتن "
زر نهادن در کف طرارها
گمشدن در پهنهٔ بازارها
آه، ای با جان من آميخته
ای مرا از گور من انگيخته
چون ستاره، با دو بال زرنشان
آمده از دوردست آسمام
از تو، تنهائیم خاموشی گرفت
پیکرم بوی همآغوشی گرفت
جوی خشک سينه ام را آب، تو
بستر رگهام را سيلاب، تو
در جهانی اینچنين سرد و سياه
با قدمهایت قدمهايم براه
ای به زير پوستم پنهان شده
همچو خون در پوستم جوشان شده
گيسويم رااز نوازش سوخته
گونههام از هرم خواهش سوخته
آه، ای بيگانه با پیراهنم
آشنای سبزهزاران تنم
آه، ای روشن طلوع بیغروب
آفتاب سرزمينهای جنوب
عشق ديگر نيست اين، اين خيرگيست
چلچراغی در سکوت و تيرگيست
عشق چون در سينهام بيدار شد
از طلب، پا تا سرم ايثار شد
اين دگر من نيستم، من نيستم
حيف از آن عمری که با من زيستم
ای لبانم بوسهگاه بوسهات
خیره چشمانم براه بوسهات
ای تشنجهای لذت در تنم
ای خطوط پيکرت پيراهنم
آه، میخواهم که بشکافم ز هم
شادیم یکدم بيالاید به غم
آه، میخواهم که برخيزم ز جای
همچو ابری اشک ریزم هایهای
اين دل تنگ من و اين دود عود؟
در شبستان، زخمههای چنگ و رود؟
اين فضای خالی و پروازها؟
اين شب خاموش و اين آوازها؟
ای نگاهت لایلائی سحر بار
گاهوار کودکان بيقرار
ای نفسهایت نسیم نیمخواب
شسته در خود، لرزههای اضطراب
خفته در لبخند فرداهای من
رفته تا اعماق دنیاهای من
ای مرا با شور شعر آميخته
اينهمه آتش به شعرم ريخته
چون تب عشقم چنين افروختی
لاجرم، شعرم به آتش سوختی
#گپ_دو_نفره 👫
@TwoSomeChat
ای شب از رؤيای تو رنگين شده
سينه از عطر توام سنگين شده
ای به روی چشم من گسترده خویش
شادیم بخشیده از اندوه بیش
همچو بارانی که شوید جسم خاک
هستیم زآلودگیها کرده پاک
ای تپشهای تن سوزان من
آتشی در مزرع مژگان من
ای ز گندمزارها سرشارتر
ای ز زرین شاخه ها پربارتر
ای در بگشوده بر خورشیدها
در هجوم ظلمت تردیدها
با توام ديگر ز دردی بيم نيست
هست اگر، جز درد خوشبختیم نیست
ای دل تنگ من و این بار نور؟
هایهوی زندگی در قعر گور؟
ای دو چشمانت چمنزاران من
داغ چشمت خورده بر چشمان من
پيش از اینت گر که در خود داشتم
هرکسی را تو نمیانگاشتم
" درد تاریکیست، درد خواستن
رفتن و بیهوده خود را کاستن
سر نهادن بر سیهدل سینهها
سینه آلودن به چرک کینهها
در نوازش، نيش ماران يافتن
زهر در لبخند ياران يافتن "
زر نهادن در کف طرارها
گمشدن در پهنهٔ بازارها
آه، ای با جان من آميخته
ای مرا از گور من انگيخته
چون ستاره، با دو بال زرنشان
آمده از دوردست آسمام
از تو، تنهائیم خاموشی گرفت
پیکرم بوی همآغوشی گرفت
جوی خشک سينه ام را آب، تو
بستر رگهام را سيلاب، تو
در جهانی اینچنين سرد و سياه
با قدمهایت قدمهايم براه
ای به زير پوستم پنهان شده
همچو خون در پوستم جوشان شده
گيسويم رااز نوازش سوخته
گونههام از هرم خواهش سوخته
آه، ای بيگانه با پیراهنم
آشنای سبزهزاران تنم
آه، ای روشن طلوع بیغروب
آفتاب سرزمينهای جنوب
عشق ديگر نيست اين، اين خيرگيست
چلچراغی در سکوت و تيرگيست
عشق چون در سينهام بيدار شد
از طلب، پا تا سرم ايثار شد
اين دگر من نيستم، من نيستم
حيف از آن عمری که با من زيستم
ای لبانم بوسهگاه بوسهات
خیره چشمانم براه بوسهات
ای تشنجهای لذت در تنم
ای خطوط پيکرت پيراهنم
آه، میخواهم که بشکافم ز هم
شادیم یکدم بيالاید به غم
آه، میخواهم که برخيزم ز جای
همچو ابری اشک ریزم هایهای
اين دل تنگ من و اين دود عود؟
در شبستان، زخمههای چنگ و رود؟
اين فضای خالی و پروازها؟
اين شب خاموش و اين آوازها؟
ای نگاهت لایلائی سحر بار
گاهوار کودکان بيقرار
ای نفسهایت نسیم نیمخواب
شسته در خود، لرزههای اضطراب
خفته در لبخند فرداهای من
رفته تا اعماق دنیاهای من
ای مرا با شور شعر آميخته
اينهمه آتش به شعرم ريخته
چون تب عشقم چنين افروختی
لاجرم، شعرم به آتش سوختی
#گپ_دو_نفره 👫
@TwoSomeChat
#زاد_روز
« #علی_حاتمی» متولد ۲۳مرداد ۱۳۲۳ تهران؛ کارگردان، فیلمنامهنویس و تهیهکننده سینما بود. او بیش از ۱۵فیلم بلند سینمایی و مجموعه تلویزیونی ساخته است
وی در ۱۵آذر ۱۳۷۵ بر اثر بیماری سرطان درگذشت
« #علی_حاتمی» متولد ۲۳مرداد ۱۳۲۳ تهران؛ کارگردان، فیلمنامهنویس و تهیهکننده سینما بود. او بیش از ۱۵فیلم بلند سینمایی و مجموعه تلویزیونی ساخته است
وی در ۱۵آذر ۱۳۷۵ بر اثر بیماری سرطان درگذشت
معجزه یعنی تو هم وابسته شی
پای دلتنگی به قلبت باز شه
با چشای بسته احساسم کنی
با سلامت #صبح من آغاز شه
#ملیحه_شفیعی
#گپ_دو_نفره 👫
@TwoSomeChat
@malihe_shafiei
پای دلتنگی به قلبت باز شه
با چشای بسته احساسم کنی
با سلامت #صبح من آغاز شه
#ملیحه_شفیعی
#گپ_دو_نفره 👫
@TwoSomeChat
@malihe_shafiei
گپ دو نفره
Farzad Farzin - نیک موزیک – Oghyanoos
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تو هـمان ...!
عطر گل یاس و نسیم سحری ....
که اگر #صبح نباشی ....
نفسی در من نیست ....!!!
🌴🌴🌴
#گپ_دو_نفره 👫
@TwoSomeChat
عطر گل یاس و نسیم سحری ....
که اگر #صبح نباشی ....
نفسی در من نیست ....!!!
🌴🌴🌴
#گپ_دو_نفره 👫
@TwoSomeChat
امروز سالگرد شهادت سهیل روحانی میباشد که بخاطر بهایی بودن بنیاد شهید او را به عنوان شهید قبول نکرد...
پ.ن: ایرانی که بود...
#گپ_دو_نفره 👫
@TwoSomeChat
پ.ن: ایرانی که بود...
#گپ_دو_نفره 👫
@TwoSomeChat
Audio
www.myeasymusic.ir
#دکلمه #شاید
#مسعود_فردمنش
نمیدانم که در جای نگین تاج زرین کلاهت
جای میگیرم
و یا در زیر پاهای تو
بی رحمانه میمیرم
شاید...
#گپ_دو_نفره 👫
@TwoSomeChat
#مسعود_فردمنش
نمیدانم که در جای نگین تاج زرین کلاهت
جای میگیرم
و یا در زیر پاهای تو
بی رحمانه میمیرم
شاید...
#گپ_دو_نفره 👫
@TwoSomeChat
گپ دو نفره
www.myeasymusic.ir
برایت بارها باید بگویم که در رگهای من جاری شدی
چون خون
که از من سا ختی بار دگر
مجنون
شاید
از شکوه عشق خانمان سوز
برایت بارها باید قسم ها یادکرد
برایت بارها باید
سر سجده فرود آورد
شاید
زدست تو
به تاریکی کوهستان غم باید سفر کرد
به دنبال تو
تا خورشید باید رفت
به پیش پای تو
شاید
که چون یک مشت خاک بی بها گردد
برای قلب تو
شاید
خدا گردد
نمیدانم که در جای نگین تاج زرین کلاهت
جای میگیرم
و یا در زیر پاهای تو
بی رحمانه میمیرم
شاید
نمیدانم که بعد از سالهای سخت و دشوار
که بعد از روزهای گرم و شیرین
زمان مردنم ،
زمان مردنم
آیا در اغوش تو جانم را خدا گیرد
و یا این آرزو در نطفه میمیرد
شاید
#مسعود_فردمنش
#گپ_دو_نفره 👫
@TwoSomeChat
چون خون
که از من سا ختی بار دگر
مجنون
شاید
از شکوه عشق خانمان سوز
برایت بارها باید قسم ها یادکرد
برایت بارها باید
سر سجده فرود آورد
شاید
زدست تو
به تاریکی کوهستان غم باید سفر کرد
به دنبال تو
تا خورشید باید رفت
به پیش پای تو
شاید
که چون یک مشت خاک بی بها گردد
برای قلب تو
شاید
خدا گردد
نمیدانم که در جای نگین تاج زرین کلاهت
جای میگیرم
و یا در زیر پاهای تو
بی رحمانه میمیرم
شاید
نمیدانم که بعد از سالهای سخت و دشوار
که بعد از روزهای گرم و شیرین
زمان مردنم ،
زمان مردنم
آیا در اغوش تو جانم را خدا گیرد
و یا این آرزو در نطفه میمیرد
شاید
#مسعود_فردمنش
#گپ_دو_نفره 👫
@TwoSomeChat