Forwarded from گپ دو نفره
بعضی کارها از شنبه شروع نمی شود ، فقط هر شنبه تمدید می شود
مثلِ دوست داشتَنَت ...
#شهرزاد_پاییزی
@TwoSomeChat
مثلِ دوست داشتَنَت ...
#شهرزاد_پاییزی
@TwoSomeChat
دل دل نکن ! بیا که زمان دیر میشود...
امروز " #شنبه " است و سرآغاز عاشقي
#فاطمه_دشتی
#گپ_دو_نفره 👫
@TwoSomeChat
امروز " #شنبه " است و سرآغاز عاشقي
#فاطمه_دشتی
#گپ_دو_نفره 👫
@TwoSomeChat
تو نخواهی آمد
و شعر
داستان پرنده یی است
که پرواز را دوست دارد و
بالی ندارد
#شمس_لنگرودی
#گپ_دو_نفره 👫
@TwoSomeChat
و شعر
داستان پرنده یی است
که پرواز را دوست دارد و
بالی ندارد
#شمس_لنگرودی
#گپ_دو_نفره 👫
@TwoSomeChat
چند روز هست که میخوام بنویسم ولی واقعا نمیدونم چی بنویسم تا عمق این قضیه احساس بشه ...
من فوتبالی نیستم ولی این یه بحث ملی هست...
#محروم کردن دو بازیکن #فوتبال به جهت اینکه در مقابل اسراییل برای تیمی که بابت بازی کردن داره بهشون حقوق میده اصلا شگفت آوره...
خائن به وطن خوندنشونم که اصلا از درک ذهن قاصر هست چه برسه به بیان!
آره راست میگن اسراییل هیچ وقت برای ایران اهمیت نداشته به همین جهت هست که بابت بازی دو بازیکن در مقابل این تیم حاضریم به تیم ملی ایران ضربه که چه عرض کنم خیانت بکنیم...
چه افتخارات نصیب نشده ای که بابت انصراف دادنهای اینچنینی از چنگمان رفت که رفت
چه پوزخنده هایی نصیبمان شد که شد
چه حسرت هایی که به دلمان ماند که ماند...
نه این دو بازیکن خائن به مملکت و ملت نیستند اگر ملت منم اگر دوستان من هستند اگر اینهایی که در هرروز در کوچه و بازار میبینم ملت هستند هیچکدام اینهارا خائن نمیدانند اما اگر ملت شمایید که...صدق الله العلی العظیم
پ.ن: خائن به وطن و مملکت کسانی هستند که با تمام جنایات عربستان به ایران هنوز حاضرند پول یامفت به شکم آل سعود ببندند و خدایی را که در شاد کردن دل یک بچه یتیم، خشنود کردن دل سالمندان چشم انتظار و غیره و غیره میتوان دید ، در جایی دیگر دنبال کنند
#ناهید_گرجی
#مسعود_شجاعی
#احسان_حاجصفی
http://uupload.ir/files/y99k_img_20170812_214905_955.jpg
من فوتبالی نیستم ولی این یه بحث ملی هست...
#محروم کردن دو بازیکن #فوتبال به جهت اینکه در مقابل اسراییل برای تیمی که بابت بازی کردن داره بهشون حقوق میده اصلا شگفت آوره...
خائن به وطن خوندنشونم که اصلا از درک ذهن قاصر هست چه برسه به بیان!
آره راست میگن اسراییل هیچ وقت برای ایران اهمیت نداشته به همین جهت هست که بابت بازی دو بازیکن در مقابل این تیم حاضریم به تیم ملی ایران ضربه که چه عرض کنم خیانت بکنیم...
چه افتخارات نصیب نشده ای که بابت انصراف دادنهای اینچنینی از چنگمان رفت که رفت
چه پوزخنده هایی نصیبمان شد که شد
چه حسرت هایی که به دلمان ماند که ماند...
نه این دو بازیکن خائن به مملکت و ملت نیستند اگر ملت منم اگر دوستان من هستند اگر اینهایی که در هرروز در کوچه و بازار میبینم ملت هستند هیچکدام اینهارا خائن نمیدانند اما اگر ملت شمایید که...صدق الله العلی العظیم
پ.ن: خائن به وطن و مملکت کسانی هستند که با تمام جنایات عربستان به ایران هنوز حاضرند پول یامفت به شکم آل سعود ببندند و خدایی را که در شاد کردن دل یک بچه یتیم، خشنود کردن دل سالمندان چشم انتظار و غیره و غیره میتوان دید ، در جایی دیگر دنبال کنند
#ناهید_گرجی
#مسعود_شجاعی
#احسان_حاجصفی
http://uupload.ir/files/y99k_img_20170812_214905_955.jpg
هاشم : قرصِ قمر ...
بلقیس : خودشه ، وقتی شنید اومد ، نتونست طاقت بیاره ، آدمه دیگه ، میاد ، می ره ، کی اومده که نرفته ، بد زخمیه ...
#شهرزاد
#دیالوگ_های_ماندگار
SA https://t.me/TwoSomeChat
بلقیس : خودشه ، وقتی شنید اومد ، نتونست طاقت بیاره ، آدمه دیگه ، میاد ، می ره ، کی اومده که نرفته ، بد زخمیه ...
#شهرزاد
#دیالوگ_های_ماندگار
SA https://t.me/TwoSomeChat
ﺑﺮﺍﺩﺭﺍﻥ ﯾﻮﺳﻒ ﻭﻗﺘﯽ ﻣﯿﺨﻮﺍﺳﺘﻨﺪ
ﯾﻮﺳﻒ ﺭﺍ ﺑﻪ ﭼﺎﻩ بیفکنند،
ﯾﻮﺳﻒ ﻟﺒﺨﻨﺪﯼ ﺯﺩ!
ﯾﻬﻮﺩﺍ ﭘﺮﺳﯿﺪ: ﭼﺮﺍ ﻣﯿﺨﻨﺪﯼ؟! ﺍﯾﻨﺠﺎ ﮐﻪ ﺟﺎﯼ ﺧﻨﺪﻩ ﻧﯿﺴﺖ...!
ﯾﻮﺳﻒ ﮔﻔﺖ: ﺭﻭﺯﯼ ﺩﺭ ﻓﮑﺮ ﺑﻮﺩﻡ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﮐﺴﯽ ﻣﯽﺗﻮﺍﻧﺪ با ﻣﻦ ﺍﻇﻬﺎﺭ
ﺩﺷﻤﻨﯽ ﮐﻨﺪ، ﺑﺎ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﺮﺍﺩﺭﺍﻥ ﻧﯿﺮﻭﻣﻨﺪﯼ ﺩﺍﺭﻡ...!
ﺍﯾﻨﮏ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﻫﻤﯿﻦ ﺑﺮﺍﺩﺭﺍﻥ ﺭﺍ ﺑﺮ ﻣﻦ ﻣﺴﻠﻂ ﮐﺮﺩ، ﺗﺎ ﺑﺪﺍﻧﻢ ﮐﻪ
"ﻧﺒﺎﯾﺪ جز خدا ﺑﻪ ﻫﯿﭻ ﺑﻨﺪﻩﺍﯼ ﺗﮑﯿﻪ ﮐﺮﺩ..."
#گپ_دو_نفره 👫
@TwoSomeChat
ﯾﻮﺳﻒ ﺭﺍ ﺑﻪ ﭼﺎﻩ بیفکنند،
ﯾﻮﺳﻒ ﻟﺒﺨﻨﺪﯼ ﺯﺩ!
ﯾﻬﻮﺩﺍ ﭘﺮﺳﯿﺪ: ﭼﺮﺍ ﻣﯿﺨﻨﺪﯼ؟! ﺍﯾﻨﺠﺎ ﮐﻪ ﺟﺎﯼ ﺧﻨﺪﻩ ﻧﯿﺴﺖ...!
ﯾﻮﺳﻒ ﮔﻔﺖ: ﺭﻭﺯﯼ ﺩﺭ ﻓﮑﺮ ﺑﻮﺩﻡ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﮐﺴﯽ ﻣﯽﺗﻮﺍﻧﺪ با ﻣﻦ ﺍﻇﻬﺎﺭ
ﺩﺷﻤﻨﯽ ﮐﻨﺪ، ﺑﺎ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﺮﺍﺩﺭﺍﻥ ﻧﯿﺮﻭﻣﻨﺪﯼ ﺩﺍﺭﻡ...!
ﺍﯾﻨﮏ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﻫﻤﯿﻦ ﺑﺮﺍﺩﺭﺍﻥ ﺭﺍ ﺑﺮ ﻣﻦ ﻣﺴﻠﻂ ﮐﺮﺩ، ﺗﺎ ﺑﺪﺍﻧﻢ ﮐﻪ
"ﻧﺒﺎﯾﺪ جز خدا ﺑﻪ ﻫﯿﭻ ﺑﻨﺪﻩﺍﯼ ﺗﮑﯿﻪ ﮐﺮﺩ..."
#گپ_دو_نفره 👫
@TwoSomeChat
گپ دو نفره
Www.Sedabax.Ir
#فروغ_فرخزاد
ای شب از رؤيای تو رنگين شده
سينه از عطر توام سنگين شده
ای به روی چشم من گسترده خویش
شادیم بخشیده از اندوه بیش
همچو بارانی که شوید جسم خاک
هستیم زآلودگیها کرده پاک
ای تپشهای تن سوزان من
آتشی در مزرع مژگان من
ای ز گندمزارها سرشارتر
ای ز زرین شاخه ها پربارتر
ای در بگشوده بر خورشیدها
در هجوم ظلمت تردیدها
با توام ديگر ز دردی بيم نيست
هست اگر، جز درد خوشبختیم نیست
ای دل تنگ من و این بار نور؟
هایهوی زندگی در قعر گور؟
ای دو چشمانت چمنزاران من
داغ چشمت خورده بر چشمان من
پيش از اینت گر که در خود داشتم
هرکسی را تو نمیانگاشتم
" درد تاریکیست، درد خواستن
رفتن و بیهوده خود را کاستن
سر نهادن بر سیهدل سینهها
سینه آلودن به چرک کینهها
در نوازش، نيش ماران يافتن
زهر در لبخند ياران يافتن "
زر نهادن در کف طرارها
گمشدن در پهنهٔ بازارها
آه، ای با جان من آميخته
ای مرا از گور من انگيخته
چون ستاره، با دو بال زرنشان
آمده از دوردست آسمام
از تو، تنهائیم خاموشی گرفت
پیکرم بوی همآغوشی گرفت
جوی خشک سينه ام را آب، تو
بستر رگهام را سيلاب، تو
در جهانی اینچنين سرد و سياه
با قدمهایت قدمهايم براه
ای به زير پوستم پنهان شده
همچو خون در پوستم جوشان شده
گيسويم رااز نوازش سوخته
گونههام از هرم خواهش سوخته
آه، ای بيگانه با پیراهنم
آشنای سبزهزاران تنم
آه، ای روشن طلوع بیغروب
آفتاب سرزمينهای جنوب
عشق ديگر نيست اين، اين خيرگيست
چلچراغی در سکوت و تيرگيست
عشق چون در سينهام بيدار شد
از طلب، پا تا سرم ايثار شد
اين دگر من نيستم، من نيستم
حيف از آن عمری که با من زيستم
ای لبانم بوسهگاه بوسهات
خیره چشمانم براه بوسهات
ای تشنجهای لذت در تنم
ای خطوط پيکرت پيراهنم
آه، میخواهم که بشکافم ز هم
شادیم یکدم بيالاید به غم
آه، میخواهم که برخيزم ز جای
همچو ابری اشک ریزم هایهای
اين دل تنگ من و اين دود عود؟
در شبستان، زخمههای چنگ و رود؟
اين فضای خالی و پروازها؟
اين شب خاموش و اين آوازها؟
ای نگاهت لایلائی سحر بار
گاهوار کودکان بيقرار
ای نفسهایت نسیم نیمخواب
شسته در خود، لرزههای اضطراب
خفته در لبخند فرداهای من
رفته تا اعماق دنیاهای من
ای مرا با شور شعر آميخته
اينهمه آتش به شعرم ريخته
چون تب عشقم چنين افروختی
لاجرم، شعرم به آتش سوختی
#گپ_دو_نفره 👫
@TwoSomeChat
ای شب از رؤيای تو رنگين شده
سينه از عطر توام سنگين شده
ای به روی چشم من گسترده خویش
شادیم بخشیده از اندوه بیش
همچو بارانی که شوید جسم خاک
هستیم زآلودگیها کرده پاک
ای تپشهای تن سوزان من
آتشی در مزرع مژگان من
ای ز گندمزارها سرشارتر
ای ز زرین شاخه ها پربارتر
ای در بگشوده بر خورشیدها
در هجوم ظلمت تردیدها
با توام ديگر ز دردی بيم نيست
هست اگر، جز درد خوشبختیم نیست
ای دل تنگ من و این بار نور؟
هایهوی زندگی در قعر گور؟
ای دو چشمانت چمنزاران من
داغ چشمت خورده بر چشمان من
پيش از اینت گر که در خود داشتم
هرکسی را تو نمیانگاشتم
" درد تاریکیست، درد خواستن
رفتن و بیهوده خود را کاستن
سر نهادن بر سیهدل سینهها
سینه آلودن به چرک کینهها
در نوازش، نيش ماران يافتن
زهر در لبخند ياران يافتن "
زر نهادن در کف طرارها
گمشدن در پهنهٔ بازارها
آه، ای با جان من آميخته
ای مرا از گور من انگيخته
چون ستاره، با دو بال زرنشان
آمده از دوردست آسمام
از تو، تنهائیم خاموشی گرفت
پیکرم بوی همآغوشی گرفت
جوی خشک سينه ام را آب، تو
بستر رگهام را سيلاب، تو
در جهانی اینچنين سرد و سياه
با قدمهایت قدمهايم براه
ای به زير پوستم پنهان شده
همچو خون در پوستم جوشان شده
گيسويم رااز نوازش سوخته
گونههام از هرم خواهش سوخته
آه، ای بيگانه با پیراهنم
آشنای سبزهزاران تنم
آه، ای روشن طلوع بیغروب
آفتاب سرزمينهای جنوب
عشق ديگر نيست اين، اين خيرگيست
چلچراغی در سکوت و تيرگيست
عشق چون در سينهام بيدار شد
از طلب، پا تا سرم ايثار شد
اين دگر من نيستم، من نيستم
حيف از آن عمری که با من زيستم
ای لبانم بوسهگاه بوسهات
خیره چشمانم براه بوسهات
ای تشنجهای لذت در تنم
ای خطوط پيکرت پيراهنم
آه، میخواهم که بشکافم ز هم
شادیم یکدم بيالاید به غم
آه، میخواهم که برخيزم ز جای
همچو ابری اشک ریزم هایهای
اين دل تنگ من و اين دود عود؟
در شبستان، زخمههای چنگ و رود؟
اين فضای خالی و پروازها؟
اين شب خاموش و اين آوازها؟
ای نگاهت لایلائی سحر بار
گاهوار کودکان بيقرار
ای نفسهایت نسیم نیمخواب
شسته در خود، لرزههای اضطراب
خفته در لبخند فرداهای من
رفته تا اعماق دنیاهای من
ای مرا با شور شعر آميخته
اينهمه آتش به شعرم ريخته
چون تب عشقم چنين افروختی
لاجرم، شعرم به آتش سوختی
#گپ_دو_نفره 👫
@TwoSomeChat
#زاد_روز
« #علی_حاتمی» متولد ۲۳مرداد ۱۳۲۳ تهران؛ کارگردان، فیلمنامهنویس و تهیهکننده سینما بود. او بیش از ۱۵فیلم بلند سینمایی و مجموعه تلویزیونی ساخته است
وی در ۱۵آذر ۱۳۷۵ بر اثر بیماری سرطان درگذشت
« #علی_حاتمی» متولد ۲۳مرداد ۱۳۲۳ تهران؛ کارگردان، فیلمنامهنویس و تهیهکننده سینما بود. او بیش از ۱۵فیلم بلند سینمایی و مجموعه تلویزیونی ساخته است
وی در ۱۵آذر ۱۳۷۵ بر اثر بیماری سرطان درگذشت
معجزه یعنی تو هم وابسته شی
پای دلتنگی به قلبت باز شه
با چشای بسته احساسم کنی
با سلامت #صبح من آغاز شه
#ملیحه_شفیعی
#گپ_دو_نفره 👫
@TwoSomeChat
@malihe_shafiei
پای دلتنگی به قلبت باز شه
با چشای بسته احساسم کنی
با سلامت #صبح من آغاز شه
#ملیحه_شفیعی
#گپ_دو_نفره 👫
@TwoSomeChat
@malihe_shafiei
گپ دو نفره
Farzad Farzin - نیک موزیک – Oghyanoos
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تو هـمان ...!
عطر گل یاس و نسیم سحری ....
که اگر #صبح نباشی ....
نفسی در من نیست ....!!!
🌴🌴🌴
#گپ_دو_نفره 👫
@TwoSomeChat
عطر گل یاس و نسیم سحری ....
که اگر #صبح نباشی ....
نفسی در من نیست ....!!!
🌴🌴🌴
#گپ_دو_نفره 👫
@TwoSomeChat