گپ دو نفره
134 subscribers
3.78K photos
741 videos
43 files
1.76K links
از هر دری ، سخنی ...
Download Telegram
Forwarded from Clippy 📎
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ریسمان واژه ها
از دستم دررفته
توبگو
در این پراکندگی
کدام دال را به ی ختم کنم
تا تعبیر دلتنگی را
به یقین ببری
#ناهید_گرجی
#گپ_دو_نفره 👫
@TwoSomeChat
گفت تا امروز دیدی من دلی را بشکنم ؟!
بغض کردم ، خودخوری کردم ؛ نگفتم بارها ...

#تقی_سیدی
#گپ_دو_نفره 👫
@TwoSomeChat
سالها پرسیدم از خود کیستم ؟
آتشم، شورم، شرابم، چیستم ؟
دیدمش امروز و دانستم کنون
او به‌ جز من، من به‌ جز او نیستم
#بايزيد_بسطامی

#گپ_دو_نفره 👫
@TwoSomeChat
یه رسمی هم داریم هر موقع سریالی به قسمت آخرش میرسه شبکه ی مورد نظر بیخود و بی جهت انواع و اقسام موسیقی ها ، تبلیغ ها ، مساجد و نقاط دیدنی کشور و ... رو پخش میکنه تا به اشتیاق ما برای دیدن قسمت آخر سریال بیافزاید 😒

پ.ن : در سریال های ایرانی پایان متفاوتی را شاهد نخواهیم بود که اشتیاق کاذب تولید میکنید در آخر همه همدیگر را میبخشند و باهم ازدواج میکنند و گل و بلبل و به به و چه چه🌹🍀💥💃🌱

#اندر_حکایت_شبکه_یک
#سریال #زیر_پای_مادر

#ناهید_گرجی
#گپ_دو_نفره 👫
@TwoSomeChat
در من کسی جان میدهد هر شب
با خاطراتی سرد و تکراری
دیوانه جان کی میشود اصلا
از حال و روزم دست برداری .. ؟
#مریم_قهرمانلو

#گپ_دو_نفره 👫
@TwoSomeChat
- معلوم است تو دیگر مرا دوست نداری.
- چطور می‌توانی این حرف را بزنی؟ چرا؟
- چون که غصه می‌خوری. وقتی کسی را دوست داشته باشی، هرگز غمگین نمی‌شوی...!

📕 #تربیت_اروپایی
🖌 #رومن_گاری
👨‍💻 #مترجم: #مهدی_غبرائی
#گپ_دو_نفره 👫


http://uupload.ir/files/e0hy_photo_2017-06-25_09-14-42.jpg
یادداشت
🔸 برای کوروش اسدی؛
" بار دیگر مرگ سفره چرمینش را گشود"

🖋میترا معینی، تحریریه کافه داستان

حدود چهار صبح … خبر این است: کوروش اسدی هم رفت!

اولین بار اردیبهشت سال هشتادوهشت بود که در همایش ادبیات نفت آبادان، کورش اسدی را دیدم. تمام نویسنده‌های جنوبی جمع بودند؛ جمع خوبان بود. بعدترها خودش و داستان‌های باغ‌ملی‌اش، کوچه ابرهای گمشده‌اش و دوستی خودش بود و بود تا امروز که بهت است و ناباوری.

بهت و اندوهی که دامن اهل ادبیات را بدجوری گرفته؛ همپالکی ها، دوستان نویسنده و مترجم، استادان و بزرگ‌ترهایمان، ناشرها و کتاب‌فروشی‌ها در شبکه‌های مجازی یکسر بهت‌زده‌اند و در عزایی به غایتِ دل؛ که کوروش اهل دل بود. اهل جنوب بود و همین کفایت می‌کند حدیث رفته را.

اصل سخن راجع به کورش اسدی و ضربه فقدانش را در نوشته‌های دلی و از سرِ اندوه هم‌خون‌های ادبی‌اش می‌توان خواند و شنید که چنین در سوگ نشستند و نوشتند:

مهدی غبرایی: خداوندا باورم نمی‌شود! هنوز کارها داشتیم کوروش…چه مسکین و درمانده‌ایم! دیگر سر بر کدام شانه بگذاریم و بگرییم؟

احمد پوری: مرثیه‌ای برای رؤیای موزارت….برای کوروش اسدی که چنین پرشتاب رفت!

داود غفارزادگان: کوروش اسدی به معنای درست کلمه داستان‌نویس بود. مثل سایه آمد و مثل سایه رفت.

مهدی یزدانی خرم: هنوز فکر می‌کنم چرند است خبر مردن کوروش. اما کوروش اسدی را چه پیر کرد؟از هم گسلاند در سال‌های تا چهل‌وپنج سالگی‌اش؟دهه هفتاد… هراس نویسنده بودن… سانسورها… خاطرات تند جنگ، مگر تن چقدر تاب دارد؟

حامد اسماعیلیون: نویسنده‌های ایرانی برای دق‌مرگ شدن زندگی می‌کنند، دق کردن و جوان‌مرگی. نویسنده ایرانی برای مردن در سکوت و تنهایی زندگی می‌کند.

شهریار عباسی: مرگ داستان‌نویس فقط مرگ او نیست. ناقص ماندن بازآفرینی تجربه‌های زیسته‌ی یک نسل است.

مهدی ربی: گلشیری در خانه روشنان برایمان نوشته بود که کاتبان نمی‌میرند و تو کاتب بودی کوروش. تو هیچ‌وقت نمی‌میری. تو نمرده‌ای.

مهسا محب علی: باور نمی‌کنم. حتماً باز شوخی‌ات گرفته. بی‌خبر رفته‌ای کنجی، نشسته‌ای و دوری می‌کنی. باور نمی‌کنم.

یوسف علیخانی: کوروش اسدی خیلی هم تحمل کرده بود تا امروز. خدا پشت‌وپناهت هم‌قبیله. بله باور می‌کنم رفتی. امروز روز رفتن است و چشمان تمام کوه‌ها خیس است،چون مردی از آن‌ها عبور کرده.

انوشه منادی: همیشه گم می‌شد. در طول بیست و اندی سال، چند سالی می‌رفت و پیدایش نمی‌کردیم. وقتی یافته می‌آمد کوروش دیگر و بهتری بود. هویت کوروش هویت ادبیات و داستان خوب ماست که گاه‌به‌گاه گم می‌رود.

محسن حکیم معانی: رفت؟ کجا رفت؟ مسخره است. روزگار مسخره‌ای است. ما را گرفت به حرف و پاسش تمام شد و رفت و سپرد که من چیزها دارم؟

پوریا فلاح: کوروش اسدی دیگر دردی ندارد ازبس‌که جان ندارد.

منیرالدین بیروتی :انگار گفته باشند منیرالدین بیروتی سکته کرد و مرد… نوبت من بود رفیق تو چرا؟

حسن محمودی: کوروش قرارت چه بود که رمان دوم را ناتمام گذاشتی و رفتی؟

فرشته نوبخت: حالا دیگر شک ندارم مرگ شوخی بی‌مزه‌ای ست که زندگی هر روز با ما می‌کند.
الهام کاغذچی: آرام بخواب که زیر این گنبد کبود غیر از تو و تنهایی تو هیچ‌کس نبود.
فردین کوراوند: هنوز بسیار جوان بود که دست در ویرانی برد و در انهدامی مدام ، غور کرد.

کاوه فولادی نسب: چه وقت مردن است مرد؟ هنوز کلی خنده به زندگی بدهکاری، کلی داستان به ما بدهکاری…

منصور علیمرادی: مرگِ چنین خواجه نه کاریست خرد.

این‌ها بخش کوچکی از نوشته‌های بخش کوچکی از دوستان و دوست داران او در ساعات اولیه انتشار خبرست که مرا از معرفی او معاف می‌کند. تنها اینکه بچه جنوب بود؛ آبادان. و بچه جنگ. این تمام معنا و لایه‌های ذهنی کوروش اسدی و نوشته‌ها و سلوک و رفاقت و زندگی و انسانیت اش را باز می‌کند. جنگ جوانی‌اش را گرفت و اداره سانسور نزدیک به پنجاه سال زندگی‌اش را و مرگ جوانی نوشتنش را. این اواخر کارهایش مجوز گرفتند و چاپ شدند و دیده شدند؛ که اجل مهلتش نداد. یادش تا ابد گرامی.
(عکس: https://goo.gl/jqmBv5 )

@TwoSomeChat
Forwarded from گپ دو نفره
من این تغییر رفتارو نمی فهمم
منم اونکه واسش پرپر میزد قلبت
چقد سردی چقد سنگی شدی با من
منم اونکه باهاش تندتر میزد قلبت
#یاشار_بلوری_نیا
#گپ_دو_نفره 👫
@TwoSomeChat
@yasharbolourinia
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
يكي از اينا باشه ، آدم براش ضعف كنه ( زندگی هنوز خوشگلی هاشو داره ) ...

SA https://t.me/TwoSomeChat
📢خبر آمدخبری در راه است؛سرخوش آن دل که از آن آگاه است

📢 روز دوشنبه مورخه 96/4/5بعد از اذان صبح مراسم آشتی با یخچال برگزار خواهد شد از دوستان واشنایان دعوت به عمل میاید😋😋

🍌🍉🍇🌶🍆🍅🍍🍑🍒🍈🍓🌽🍠🍯🍞🧀🍗🍖🍤🌯🌮🍝🍕🌭🍟🍔🍳🍜🍲🍣🍱🍛🎂🍰🍦🍨

🍏🍎🍐🍊🍋🍌🍉🍇🌶🍆🍅🍍🍑🍒🍈🍓🌽🍠🍯🍞🧀🍗🍖🍤🌯🌮🍝🍕🌭🍟🍔🍳🍜🍲🍣🍱🍛🎂🍰🍦🍨🍧🍡🍢🍘🍮🍬🍭🍫🍿🍩🍪🍺🍷🍸🍹🍾🍶🍵☕️🍼
با تشکر
عید فطر بر شما مبارک🌷💖

#گپ_دو_نفره 👫
@TwoSomeChat
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌸🌼🌺
💫 #عید_فطر_مبارک 💫
❤️💛💚💙💜💖

🌕🌖🌗🌘🌑🌒🌓🌔🌝


#گپ_دو_نفره 👫
@TwoSomeChat
از ملاقات تو شاعر، بي مشاعر ميرود!
هم پر از تشويش، هم آسوده خاطر مي رود!
هركسي در عشقبازي تازه كار و ناشي است،
آخرش از مكتب عشق تو «ماهر» ميرود !
هر مسلماني كه يك شب مي شود مهمان تو
صبح روز بعد، از پيش تو «كافر» مي رود ؛
اوّل از روي تفنّن ميشود اهل شراب،
بعد از آن جدّي به دنبال مخدّر مي رود!
برخلاف آنچه مي گويند، «عشق آتشين» -
خاطراتش زودتر از ياد و خاطر مي رود !
من قطاري خارج از ريلم، ولي حس ميكنم -
اينكه هر شب از درونم يك مسافر مي رود!
بخشي از آن ناشي از «بحران بي معشوقگي» ست
اين مصيبت ها كه بر شعر معاصر مي رود !
آمدي و ... زود رفتي ... گاه يك مضمون ناب ،
ناگهان با غفلتي از ذهن شاعر ... مي ... ر... ود

#اصغر_عظیمی_مهر


#گپ_دو_نفره 👫
@TwoSomeChat