گپ دو نفره
134 subscribers
3.78K photos
741 videos
43 files
1.76K links
از هر دری ، سخنی ...
Download Telegram
ده سال بعد از حال این روزام
با کافـه هـای بــی تو درگیرم
گفتم جهان بی تو یعنی مرگ
ده سال ِ رفتــی و نمی میرم
ده سال بعد از حال این روزام
تو تــوی آغـــوش یکی خوابی
من گفتم و دکتر موافق نیست
تو بهتـــر از قرصـــای اعصابــی
ده سال بعـــد از حــال این روزام
من چهل سالم می شه و تنهام
با حوصـــله ،قرمز، سفید ، آبی
رنگین کمون می سازم از قرصام
می ترسم از هر چی که جا مونده
از ریمل ِ با گریـــه هـــــــا جـــــاری
از سایه روشن های بعد از ظهر
از شوهری کـــه دوستش داری
گرم ِ هم آغوشی و لبخندین
توُ بستر ِ بـــی تابتون تا صبح
تکلیف تنهـاییــم روشن بود
مثل چراغ ِ خوابتون تا صبح
ده سال ِ که لب هام و می بندم
با بوسه هــــای تلـــخ هر جایـی
ده سال ِ وقتی شعر می خونم
لبخند ِ روی صندلــــی هــایــی
یه عمر بعد از حال این روزام
یـــه پیرمردم توی ِ یـــه کافه
بارون دلم می خواد ،هوا اما
مثل موهای دخترت صافه

#حسین_غیاثی

#گپ_دو_نفره 👫
@TwoSomeChat
گاه می اندیشم

خبر مرگ مرا با تو چه کس می گوید؟
آن زمان که خبر مرگ مرا
از کسی میشنوی، روی تو را
کاشکی میدیدم.
شانه بالازدنت را،
-بی قید -
و تکان دادن دستت که،
- مهم نیست زیاد -
و تکان دادن سر را که
-عجیب! عاقبت مرد؟
-افسوس!
کاشکی میدیدم.
من با خود می گویم
چه کسی باور کرد
جنگل جان مرا
آتش عشق تو خاکستر کرد ؟؟؟

#حمید_مصدق

#گپ_دو_نفره 👫
@TwoSomeChat
#فروغ_فرخزاد
🌼🌼🌼
رفتم ، مرا ببخش و مگو او وفا نداشت
راهي بجز گريز برايم نمانده بود
اين عشق آتشين پر از درد بي اميد
در وادي گناه و جنونم کشانده بود
رفتم ، که داغ بوسه پر حسرت ترا
با اشک هاي ديده ز لب شستشو دهم
رفتم که نا تمام بمانم در اين سرود
رفتم که با نگفته بخود آبرو دهم
رفتم مگو ، مگو ، که چرا رفت ، ننگ بود
عشق من و نياز تو و سوز و ساز ما
از پرده ي خموشي و ظلمت ، چو نور صبح
بيرون فتاده بود يکباره راز ما
رفتم ، که گم شوم چو يکي قطره اشک گرم
در لابلاي دامن شبرنگ زندگي
رفتم که در سياهي يک گور بي نشان
فارغ شوم زکشمکش و جنگ زندگي

من از دو چشم روشن و گريان گريختم
از خنده هاي وحشي طوفان گريختم
از بستر وصال به آغوش سرد هجر
آزرده از ملامت وجدان گريختم
اي سينه در حرارت سوزان خود بسوز
ديگر سراغ شعله ي آتش زمن مگير
مي خواستم که شعله شوم سرکشي کنم
مرغي شدم به کنج قفس بسته و اسير
روحي مشوشم که شبي بي خبر ز خويش
در دامن سکوت به تلخي گريستم
نالان ز کرده ها و پشيمان ز گفته ها
ديدم که لايق تو و عشق تو نيست

#گپ_دو_نفره 👫
@TwoSomeChat
تا به دیوار و درش تازه کنم عهد قدیم
گاهی از کوچه معشوقه خود می گذرم
تو از آن دگری رو که مرا یاد تو بس
خود تو دانی که من از کان جهانی دگرم
#شهریار
#گپ_دو_نفره 👫
@TwoSomeChat
Forwarded from گپ دو نفره
صدای مشترک ِ روزهای غم باشی
صدای هق هق هر #پنج_شنبه ام باشی

زمان گذشت... و ساعت چهار بار نواخت
زمان گذشت... و زن بازی خودش را باخت

#فاطمه_اختصاری
بخشی از یک شعر

@TwoSomeCha
❤️💛💚💙💜💖🖤

#گپ_دو_نفره 👫
@TwoSomeChat
Forwarded from گپ دو نفره
عصر جمعه، تک و تنها،
به خیابان بزنی

نم باران بزند،
باز هوا بی پدر است ...


#پویا_جمشید

#گپ_دو_نفره 👫
@TwoSomeChat
قرار نیست تمام جمعه ها
به رسم همیشه
تو کسل باشی
و من بی قرار ...
بیا امروز جمعه را غافلگیر کنیم !
من صدایت می زنم
تو دلتنگم شو
بازهم بگو :
جانِ دلم ...

SA https://t.me/TwoSomeChat
خسته از هرچه نبوده ست که حتما ً بوده!
خستــه از خستگی ِ این شب ِ خواب آلوده
می نشینم وسط ِ گریـه ی تهران در دود
می نشینم جلوی عکس زنی خواب آلود
گم شده در وسط این همه میدان شلوغ
بغض من می ترکد در شب تـو با هر بوق
به کسی در وسط ِ آینه ها سنگ زدن!
به زنــی منتظر ِ هیــچ کست زنگ زدن
به زنی با لب خشکیده و چشمی قرمز
به زنــی گریه کنـان روی کتاب ِ «حافظ»
به زنی سرد شده در دل ِ تابستانت!
به زنـــی رقص کنان در وسط ِ بارانت
به زنی خسته از این آمدن و رفتن ها
به زنــــی بیشتر از بیشتر از تو، تنها!
#سید_مهدی_موسوی
بخشی از یک شعر

#گپ_دو_نفره 👫
@TwoSomeChat
Forwarded from گپ دو نفره
..و شب که خسته تر از خواب ِ چشم هام شده
شروع می شوم از «جمعه» ی تمام شده

صدای هق هق ِ تو، پشت خنده های من است
صدای خرد شدن توی دنده های من است
#فاطمه_اختصاری

@TwoSomeChat
لَب به اِحساس زَدَم..!!
مَست شُدَم..! فَهمیدَم؛
«شاعِران مَست تَرین طایفهٔ هُشیارَند.!!»
بی خود اَز حال شُدَن،
گرچه گُناه اَست
وَلی..
"شاعِری جُرمِ قَشَنگی است اگر بگذارند
#م_بهرامی


#گپ_دو_نفره 👫
@TwoSomeChat
❤️💛💚💙💜💖🖤



#گپ_دو_نفره 👫
@TwoSomeChat
مدتی بود لبم روزه ی لب های تو داشت
روزه ی شهدِ لب ِ لعلِ مربای تو داشت

چشم من تشنه ی آن چشمه ی نوشین تو بود
دل نگو، ذکرِ لبش نام مقفّای تو داشت

قد تو سرو سِهی، قامت تو قدّ قیام
چه کسی قامت و روی و قد و بالای تو داشت

عشق، تعبیرِ قشنگی است برایم از تو
ورنه کمتر سخنی بود که معنای تو داشت

شهدِ شیرینِ لبت، نوبه ی افطارم بود
شبنم روی گلت، عطر و مسمّای تو داشت

جان گرفتم به نگاه تو و کردم افطار
روزه ی عشقِ دلی را که تمنّای تو داشت


#افشين_يداللهي

@TwoSomeChat
نميتونى به رقصيدن با شيطان ادامه بدى و بپرسى چرا هنوز وسط جهنم هستى .

You can't keep dancing with devil and ask why you're still in hell.

#گپ_دو_نفره 👫
@TwoSomeChat