زندگی به من آموخت که همیشه ، منتظر حمله ی احتمالی کسی باشم ، که به او خوبی فراوان کرده ام ...
#ویلیام_فاکنر
@TwoSomeChat
#ویلیام_فاکنر
@TwoSomeChat
باید ﯾﺎﺩ ﺑﮕﯿﺮﯾﺪ ﻧﻤﯽ ﺗﻮﺍﻧﯿﺪ ﻣﺤﺒﻮﺏ ﻫﻤﮕﺎﻥ ﺑﺎﺷﯿﺪ ...
ﺷﻤﺎ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﯿﺪ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺁﻟﻮﯼ ﺩﻧﯿﺎ ﺑﺎﺷﯿﺪ ، ﺭﺳﯿﺪﻩ ، ﺁﺑﺪﺍﺭ ، ﺷﯿﺮﯾﻦ ﻭ ﺧﻮﺷﻤﺰﻩ ... ﺍﻣﺎ ﯾﺎﺩﺗﺎﻥ ﺑﺎﺷﺪ ، ﻫﺴﺘﻨﺪ ﺁﺩﻣﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺁﻟﻮ ﺩﻭﺳﺖ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ ...
ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻔﻬﻤﯿﺪ ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﻣﺮﻏﻮﺑﺘﺮﯾﻦ ﺁﻟﻮ ﻫﺴﺘﯿﺪ ، ﺍﻣﺎ ﺩﻭﺳﺖ ﺷﻤﺎ ﺁﻟﻮ ﺩﻭﺳﺖ ﻧﺪﺍﺭﺩ ، ﺣﺎﻻ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﯿﺪ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﮐﻨﯿﺪ ﮐﻪ ﻣﻮﺯ ﺑﺸﻮﯾﺪ ، ﺍﻣﺎ ﺑﺎﯾﺪ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﺑﺎﺷﯿﺪ ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﺑﮕﯿﺮﯾﺪ ﻣﻮﺯ ﺑﺸﻮﯾﺪ ، ﻫﻤﯿﺸﻪ ﯾﮏ ﻣﻮﺯ ﺩﺭﺟﻪ ﺩﻭﻡ ﺧﻮﺍﻫﯿﺪ ﺑﻮﺩ ، ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯿﮑﻪ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺴﺘﯿﺪ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺁﻟﻮﯼ ﺩﻧﯿﺎ ﺑﺎﻗﯽ ﺑﻤﺎﻧﯿﺪ ...
#زندﮔﯽ_ﻋﺸﻖ_ﻭ_ﺩﯾﮕﺮ_ﻫﯿﭻ
#لئو_ﺑﻮﺳﮑﺎﻟﯿﺎ
@TwoSomeChat
ﺷﻤﺎ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﯿﺪ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺁﻟﻮﯼ ﺩﻧﯿﺎ ﺑﺎﺷﯿﺪ ، ﺭﺳﯿﺪﻩ ، ﺁﺑﺪﺍﺭ ، ﺷﯿﺮﯾﻦ ﻭ ﺧﻮﺷﻤﺰﻩ ... ﺍﻣﺎ ﯾﺎﺩﺗﺎﻥ ﺑﺎﺷﺪ ، ﻫﺴﺘﻨﺪ ﺁﺩﻣﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺁﻟﻮ ﺩﻭﺳﺖ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ ...
ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻔﻬﻤﯿﺪ ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﻣﺮﻏﻮﺑﺘﺮﯾﻦ ﺁﻟﻮ ﻫﺴﺘﯿﺪ ، ﺍﻣﺎ ﺩﻭﺳﺖ ﺷﻤﺎ ﺁﻟﻮ ﺩﻭﺳﺖ ﻧﺪﺍﺭﺩ ، ﺣﺎﻻ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﯿﺪ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﮐﻨﯿﺪ ﮐﻪ ﻣﻮﺯ ﺑﺸﻮﯾﺪ ، ﺍﻣﺎ ﺑﺎﯾﺪ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﺑﺎﺷﯿﺪ ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﺑﮕﯿﺮﯾﺪ ﻣﻮﺯ ﺑﺸﻮﯾﺪ ، ﻫﻤﯿﺸﻪ ﯾﮏ ﻣﻮﺯ ﺩﺭﺟﻪ ﺩﻭﻡ ﺧﻮﺍﻫﯿﺪ ﺑﻮﺩ ، ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯿﮑﻪ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺴﺘﯿﺪ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺁﻟﻮﯼ ﺩﻧﯿﺎ ﺑﺎﻗﯽ ﺑﻤﺎﻧﯿﺪ ...
#زندﮔﯽ_ﻋﺸﻖ_ﻭ_ﺩﯾﮕﺮ_ﻫﯿﭻ
#لئو_ﺑﻮﺳﮑﺎﻟﯿﺎ
@TwoSomeChat
خودت باش !
کسی هم اگر خوشش نیامد ،
نیامد !!!
دنیا کارخانه ی مجسمه سازی نیست !
#عکس ، کسی که از سلام نظامی به هیتلر خودداری کرد !
@TwoSomeChat
کسی هم اگر خوشش نیامد ،
نیامد !!!
دنیا کارخانه ی مجسمه سازی نیست !
#عکس ، کسی که از سلام نظامی به هیتلر خودداری کرد !
@TwoSomeChat
ما حرف نمیزنیم
تنها
فرو میرویم
در تکرار روز بعد
روز بعدترش
و حتی روزی بعدتر از ان
و هرسال ذوق عید را داریم
توهم تحولی ناب
عطری نو
لباسی نو
برداشتی نو
اما همچنان حرف نمیزنیم
تنها
در درونمان به شکست اقرار میکنیم
و باز دست در دست
لبخند میزنیم به روزهای بعد...
بعدتر...
بعدتر از آن!!!
#ناهید_گرجی
@TwoSomeChat
تنها
فرو میرویم
در تکرار روز بعد
روز بعدترش
و حتی روزی بعدتر از ان
و هرسال ذوق عید را داریم
توهم تحولی ناب
عطری نو
لباسی نو
برداشتی نو
اما همچنان حرف نمیزنیم
تنها
در درونمان به شکست اقرار میکنیم
و باز دست در دست
لبخند میزنیم به روزهای بعد...
بعدتر...
بعدتر از آن!!!
#ناهید_گرجی
@TwoSomeChat
شعر ...
تو بودی و دختری که نوجوانی اش را
در ایستگاه های اتوبوس
به عشقی زود هنگام ...
فروخت
شعر...
تو بودی و بعد از ظهری بارانی
و چهارراهی که به انتظار یک دلواپسی
چتری را به اشاره بر سر گرفته بود
شعر...
تو بودی و سیم تلفن
یک بوق ممتد
و آغاز آلارم های تقویم نوشت سال های بعد...
احساسی از گناه
لذت و ... آه!!!
شعر...
تو بودی و جاده
شب و تاریکی
بوسه های بین راهی...
در خروپف اتوبوسی که مقصدمان را
به تعویق می انداخت
شعر...
تو بودی و من
و هزاران خاطره ای که با ما...
هرگز به مرور ننشست
فردیت اجباری ضمیرهایی که
قسمت ما را...
ما رقم نزد...
#ناهید_گرجی
@TwoSomeChat
تو بودی و دختری که نوجوانی اش را
در ایستگاه های اتوبوس
به عشقی زود هنگام ...
فروخت
شعر...
تو بودی و بعد از ظهری بارانی
و چهارراهی که به انتظار یک دلواپسی
چتری را به اشاره بر سر گرفته بود
شعر...
تو بودی و سیم تلفن
یک بوق ممتد
و آغاز آلارم های تقویم نوشت سال های بعد...
احساسی از گناه
لذت و ... آه!!!
شعر...
تو بودی و جاده
شب و تاریکی
بوسه های بین راهی...
در خروپف اتوبوسی که مقصدمان را
به تعویق می انداخت
شعر...
تو بودی و من
و هزاران خاطره ای که با ما...
هرگز به مرور ننشست
فردیت اجباری ضمیرهایی که
قسمت ما را...
ما رقم نزد...
#ناهید_گرجی
@TwoSomeChat
ساعت پنج و سی دقیقه ی بعد از ظهر
عقربه های گیج ،
زمان به تپش افتاده ای را
به فردای من
وصل میکرد...
راهروی تنگ آنروز
پشت یک گفتمان ناب
پتکی به یاداوری رویای نیمه شبم
میزد
چه میگوید
حجم این سال ها؟!!!!!
قسمت را کجا سلاخی کرده ایم
که امروز
ساعت پنج و سی دقیقه ی بعدازظهر را
در سال هزار و سیصد و هفتاد و نه هجری شمسی
اوقات میگذارنیم
در پوشالی ترین ماه سال
این خرداد مریض
این بعد از ظهر لعنتی
این ساعت پنج و سی دقیقه ی ادامه دار...
#ناهید_گرجی
@TwoSomeChat
عقربه های گیج ،
زمان به تپش افتاده ای را
به فردای من
وصل میکرد...
راهروی تنگ آنروز
پشت یک گفتمان ناب
پتکی به یاداوری رویای نیمه شبم
میزد
چه میگوید
حجم این سال ها؟!!!!!
قسمت را کجا سلاخی کرده ایم
که امروز
ساعت پنج و سی دقیقه ی بعدازظهر را
در سال هزار و سیصد و هفتاد و نه هجری شمسی
اوقات میگذارنیم
در پوشالی ترین ماه سال
این خرداد مریض
این بعد از ظهر لعنتی
این ساعت پنج و سی دقیقه ی ادامه دار...
#ناهید_گرجی
@TwoSomeChat
مادرم حق داشت
درخت خیابان بعدی ما
هرگز ثمر نداد
و سیب آن
اغوای لازم را
به بردگی نمی برد ...
دیگر زمین برای ما جایی نداشت
و از هبوط مان
چندصد هزار سال
به دیروز رفته بود
تو پیامبر وعدهای بهشت بودی
و من اولین زن مسلمان
که پنهانی
از لبان تو
شعر بر می داشت ...
#ناهید_گرجی
@TwoSomeChat
درخت خیابان بعدی ما
هرگز ثمر نداد
و سیب آن
اغوای لازم را
به بردگی نمی برد ...
دیگر زمین برای ما جایی نداشت
و از هبوط مان
چندصد هزار سال
به دیروز رفته بود
تو پیامبر وعدهای بهشت بودی
و من اولین زن مسلمان
که پنهانی
از لبان تو
شعر بر می داشت ...
#ناهید_گرجی
@TwoSomeChat
چه حماقت شیرینی
هنوز هم کودکانه به سمت تو می دوم
پس میزنی
لجبازی ام را از سر می گیرم
و خلاصه ی عاشقی ام هنوز هم
بوی تو را می دهد
چه حماقت شیرینی !!!
#ناهید_گرجی
@TwoSomeChat
هنوز هم کودکانه به سمت تو می دوم
پس میزنی
لجبازی ام را از سر می گیرم
و خلاصه ی عاشقی ام هنوز هم
بوی تو را می دهد
چه حماقت شیرینی !!!
#ناهید_گرجی
@TwoSomeChat
چشمان توست
که پاییز را می آراید
یا که پاییز است
چشمانت را عاشق تر کرده است
هر چه هست
پاییز را
از دریچه چشمان تو دیدن
لذتی است مدام
#سعید_حسن_آبادی
@TwoSomeChat
که پاییز را می آراید
یا که پاییز است
چشمانت را عاشق تر کرده است
هر چه هست
پاییز را
از دریچه چشمان تو دیدن
لذتی است مدام
#سعید_حسن_آبادی
@TwoSomeChat
اختاپوس : من سفارش غذا رو می گیرم ، تو غذا رو حاضر میکنی ...
بعدش مشتری می خوره و ظرفاشو می شورییم ...
ما چهل سال اینکارو انجام می دیم بعدش می میریم ...
#باب_اسفنجی
@TwoSomeChat
بعدش مشتری می خوره و ظرفاشو می شورییم ...
ما چهل سال اینکارو انجام می دیم بعدش می میریم ...
#باب_اسفنجی
@TwoSomeChat
#مامان! تمام زندگی ام درد می کند
دارد چه کار با خودش این مرد می کند؟!
دارد مرا شبیه همان بچّه ی لجوج
که تا همیشه گریه نمی کرد می کند
این باد از کدام جهنّم رسیده است
که برگ، برگ، برگ مرا زرد می کند
هی می رسد به نقطه ی پایان، به خودکشی
یک لحظه مکث، بعد عقبگرد می کند
ابری ست غوطه ور وسط خواب های مرد
که آتش نگاه مرا سرد می کند
بی فایده ست سعی کنم مثلتان شوم
دنیای خوب! باز مرا طرد می کند
هی فکر می کنم… و به جایی نمی رسم
هی فکر می کنم… و سرم درد می کند
#سید_مهدی_موسوی
پ.ن : هر چقدر این شعرو میخونم سیر نمیشم...
@TwoSomeChat
دارد چه کار با خودش این مرد می کند؟!
دارد مرا شبیه همان بچّه ی لجوج
که تا همیشه گریه نمی کرد می کند
این باد از کدام جهنّم رسیده است
که برگ، برگ، برگ مرا زرد می کند
هی می رسد به نقطه ی پایان، به خودکشی
یک لحظه مکث، بعد عقبگرد می کند
ابری ست غوطه ور وسط خواب های مرد
که آتش نگاه مرا سرد می کند
بی فایده ست سعی کنم مثلتان شوم
دنیای خوب! باز مرا طرد می کند
هی فکر می کنم… و به جایی نمی رسم
هی فکر می کنم… و سرم درد می کند
#سید_مهدی_موسوی
پ.ن : هر چقدر این شعرو میخونم سیر نمیشم...
@TwoSomeChat