گپ دو نفره
134 subscribers
3.78K photos
741 videos
43 files
1.76K links
از هر دری ، سخنی ...
Download Telegram
دست هایت مرتع انگورهای نوبر است
چون حلال من نشد باشد حرام دیگری ...

#علیرضا_بدیع

@TwoSomeChat
در پشت بام یادت یک مشت برگ بودم
یخ زد دلم به دستت ٬ خورشید سرد آبان

#یکتا_رفیعی
@YektaRafiei58
@TwoSomeChat
مرا به خود می خوانَد !
بند بند احساسش ،
در من رخنه کرده ...
تهِ این تن
بن بستی است از تمام او ...

#فائزه_جداء
طراح : #ساسان_عزیزی

@HomayeSher
@TwoSomeChat
از وقتی که رفته ای
جنجالیست
میان من و
هجوم زمان
من و بی رحمی ساعت هایی که آمده اند
یاد تو را
با خود ببرند
#مینا_سمر_باف
@TwoSomeChat
فرض کن حسرت پاییز تو را درک کند
روز برگشتن او ، اولِ آبان باشد

#امید_صباغ_نو

@TwoSomeChat
به دلشوره میفتم.. مث برگی..
که تو دستای پاییز گیر کرده..
مث روزای خوبی که نیومد..
یکی هست که همیشه دیر کرده..

#سحر_نبی_پور
@TwoSomeChat
مادر من همه چیز را به من آموخت ،
به جز زندگی کردن بدون خودش ...

@TwoSomeChat
با تمام بیقراری هایش ماه کن آغاز شد ...
قلب پاییز ، برگ ریزان ، ماه شعر آغاز شد ...

#علی_جهاندیده

@TwoSomeChat
همیشه فکر می کردم که بدترین چیز توی زندگی اینه که تنها باشی ، ولی نه ، حالا فهمیدم که بدترین چیز توی زندگی بودن با آدمهایی که باعث می شن احساس تنهایی کنی ...

🎬 World's Greatest Dad

@TwoSomeChat
فوآد (Elyes Aguis): من ازش می‌ترسم.
سمیر (Tahar Rahim): از مامان؟
فوآد: اون مُرده.
سمیر: چرا اینو می‌گی؟ اگر مرده بود، تو بیمارستان نگه‌ش نمی‌داشتن. دستگاه رو ازش باز می‌کردند.
فوآد: اگه دستگاه رو باز کنند می‌میره؟
سمیر: آره.
فوآد: خب چرا باز نمی‌کنند؟
سمیر: چون نمی‌دونن اون دلش می‌خواد، با این دستگاه‌ها زنده بمونه یا دوست داره بمیره؟
فـوآد: دوست داره بمیره.
سمیر: از کجا می‌دونی؟
فوآد: وقتی خودکشی کرده یعنی می‌خواسته بمیره.

#دیالوگ_های_ماندگار

📽 گذشته - اصغر فرهادی

🎭 @TwoSomeChat
اگر در کاری حرفه ای هستی ، هیچ وقت آن را رایگان انجام نده ...

#دیالوگ_های_ماندگار

#جوکر
#شوالیه_تاریکی
#هیت_لجر

@TwoSomeChat
نماندست چیزی به جزغم ... مهم نیست
گــرفته دلـــم از دو عالم ... مهـــم نیست
تـــو را دوست دارم قسم به خدا که...
اگر چه پس از تو خدا هم مهم نیست
فقــــط آرزو مـــی کنم کــــه بمیرم
پس از آن بهشت و جهنمّ مهم نیست
همان وقت رانده شدن به زمین ... آه !
بـــه خود گفت حوّا که آدم مهم نیست
بیا تا علف هــــای هرزه بکاریم
اگر مرگ گلهای مریم مهم نیست
ببین! مرگ هم شانس مي خواهد ای عشق
فقط خوردن جامی از سم مهـــم نیست
نماندست چیزی به جز غم، مهم نیست،
گرفته دلـــم از دو عالم ، مهم نیست,
بمانم ، بخوانم ، برقصم ، بمیرم ...
دگر هیچ چیزي برایم #مهم_نیست

#سید_مهدی_موسوی
@TwoSomeChat

http://uupload.ir/files/akh6_mehdi-mosavi.jpeg
فکرِ صدا زدنِ تو
با نام خانوادگی من
دل ضعفه ای ست
که خدا کند خوب نشود!

#علي_سلطاني

@TwoSomeChat
تایوین لنسیتر: یه شیر خودشو نگران عقاید گوسفندا نمیکنه.
#دیالوگ_برتر
🎬Game Of Thrones - 2011
@TwoSomeChat
Sange Ghabre Arezoo - WwW.Teh-dl.IR
Artoush - WwW.Teh-dl.IR
آسمان چشم او آیینه کیست
آن که چون آیینه با من روبرو بود
درد و نفرین درد و نفرین بر سفر باد
سرنوشت این جدایی دست او بود
#ترانه_قدیمی
#سنگ_قبر_آرزو
با صدای #آرتوش
@TwoSomeChat
تراژدی عشقولانه دهه 60 ها


😂😂😂😂😂😂😂
ﻋﺮﺽ ﺷﻮﺩ ﮐﻪ ﺍﻭﻥ ﺯﻣﺎﻥ ﮐﻪ ﻣﺎ ﻣﺤﺼﻞ ﻭ ﺩﺍﻧﺶ‌ﺁﻣﻮﺯ ﺑﻮﺩﯾﻢ، ﺍﺻﻠﻦ ﺍﯾﻦ ﺍﻣﮑﺎﻧﺎﺕ ﺑﭽﻪ‌ﻫﺎﯼ ﺍﻣﺮﻭﺯﯼ ﺭﻭ ﻧﺪﺍﺷﺘﯿﻢ. ﺯﻣﺎﻥ ﻣﺎ ﺣﺘﯽ ﻋﺸﻖ‌ﻫﺎ ﻫﻢ ﺑﺎ ﻋﺸﻖ‌ﻫﺎﯼ ﻧﻮﺟﻮﻭﻧﯽ ﺍﻻ‌ﻥ ﻓﺮﻕ ﺩﺍﺷﺖ. 
ﺍﻻ‌ﻥ ﯾﺎﺭﻭ ﺑﺎ 14 ﺳﺎﻝ ﺳﻦ ﺍﺯ ﯾﮏ ﺩﺧﺘﺮ ﺗﻮ ﺧﯿﺎﺑﻮﻥ ﺧﻮﺷﺶ ﻣﯿﺎﺩ، ﺑﻌﺪ ﺑﻬﺶ ﺷﻤﺎﺭﻩ ﻣﯿﺪﻩ، ﺩﺧﺘﺮﻩ ﺷﺐ ﺗﻮ ﻭﺍﯾﺒﺮ ﺑﻬﺶ ﭘﯿﻐﺎﻡ ﻣﯿﺪﻩ ﻭ ﻫﻤﻮﻥ ﺷﺐ ﺭﺍﺟﻊ ﺑﻪ ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﺣﺮﻑ ﻣﯽ‌ﺯﻧﻦ، ﺑﻌﺪ ﻓﺮﺩﺍﺷﺐ ﻫﻢ ﻣﯿﺮﻥ ﺗﻮ ﺍﺳﮑﺎﯾﭗ ﻫﻤﻮ ﻣﯽ‌ﺑﯿﻨن،بعدم بعد ی مدتی میزنن ب تیپ و تاپ هم و ﺧﻼ‌ﺻﻪ ﺑﻌﺪ ﭼﻬﺎﺭ ﺭﻭﺯ ﺷﮑﺴﺖ ﻋﺸﻘﯽ ﻣﯽ‌ﺧﻮﺭﻥ ﻭ ﻣﯿﺮﻥ ﺳﺮﺍﻍ ﻋﺸﻖ ﺑﻌﺪﯼ ﻭ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺗﮑﺮﺍﺭ ﻫﻤﯿﻦ ﻣﺮﺍﺣﻞ.
ﺍﻣﺎ ﺯﻣﺎﻥ ﻣﺎ ﻋﺸﻖ ﯾﮏ ﭘﺮﻭﺳﻪ ﺯﻣﺎﻥ‌ﺑﺮ ﻭ ﻓﺮﺳﺎﯾﺸﯽ ﺑﻮﺩ. ﺍﻭﻥ ﺯﻣﺎﻥ ﻣﺎ ﺑﺎ ﻗﯿﺎﻓﻪ ﺩﺍﻏﻮﻥ ﺳﻦ ﺑﻠﻮﻏﻤﻮﻥ ﺗﻮ ﺭﺍﻩ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﺍﺯ ﯾﮏ ﺩﺧﺘﺮ ﮐﻪ ﺑﻠﻮﻍ ﻗﯿﺎﻓﻪ‌ﺍﺵ ﺭﻭ ﺷﮑﻞ ﺍﮐﺒﺮ ﻣﯿﺜﺎﻗﯿﺎﻥ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩ، ﺧﻮﺷﻤﻮﻥ ﻣﯽ‌ﺍﻭﻣﺪ، ﺑﻌﺪﺵ ﭘﺮﻭﺳﻪ ﻃﻮﻻ‌ﻧﯽ ﻋﺸﻖ ﻭ ﻋﺎﺷﻘﯽ ﺷﺮﻭﻉ ﻣﯽ‌ﺷﺪ. ﺍﯾﻦ ﺟﻮﺭﯼ ﮐﻪ ﺳﻪ ﻣﺎﻩ ﺍﻭﻝ ﻓﻘﻂ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﺍﺯ ﮐﻨﺎﺭﺵ ﺭﺩ ﻣﯽ‌ﺷﺪﯾﻢ. ﺳﻪ ﻣﺎﻩ ﺩﻭﻡ ﯾﮏ ﺭﻭﺯ ﺩﺭ ﻣﯿﻮﻥ ﯾﮏ ﻟﺒﺨﻨﺪﯼ ﻫﻢ ﺑﻬﺶ ﻣﯽ‌ﺯﺩﯾﻢ. ﺳﻪ ﻣﺎﻩ ﺳﻮﻡ ﻫﻔﺘﻪ‌ﺍﯼ ﯾﮏ ﺑﺎﺭ ﯾﮏ ﺳﻼ‌ﻡ ﻭ ﻋﻠﯿﮑﯽ ﻫﻢ ﺑﯿﻦ‌ﻣﻮﻥ ﺭﺩ ﻭ ﺑﺪﻝ ﻣﯽ‌ﺷﺪ. ﺍﯾﻦ ﻓﺮﺍﯾﻨﺪ 9 ﻣﺎﻫﻪ ﮐﻪ ﻃﯽ ﻣﯽ‌ﺷﺪ ﺗﺎﺯﻩ ﻣﯽ‌ﺭﺳﯿﺪﯾﻢ ﺑﻪ ﻣﺮﺣﻠﻪ ﻧﺎﻣﻪ‌ﻧﮕﺎﺭﯼ. ﺑﺎﯾﺪ ﻧﺎﻣﻪ ﻋﺎﺷﻘﺎﻧﻪ ﻣﯽ‌ﻧﻮﺷﺘﯿﻢ. ﻧﺎﻣﻪ‌ﻫﺎ ﺍﯾﻦ ﺟﻮﺭﯼ ﺷﺮﻭﻉ ﻣﯽ‌ﺷﺪ:
ﺑﻪ ﻧﺎﻡ ﺗﮏ ﻧﻮﺍﺯﻧﺪﻩ ﮔﯿﺘﺎﺭﻋﺸﻖ، ﺑﺮ ﺩﺭﻭﺍﺯﻩ ﻗﻠﺒﻢ ﻧﻮﺷﺘﻢ ﻭﺭﻭﺩ ﻋﺸﻖ ﻣﻤﻨﻮﻉ، ﺍﻣﺎ ﻋﺸﻖ ﺁﻣﺪ ﻭ ﮔﻔﺖ ﻣﻦ ﺑﯽ‌ﺳﻮﺍﺩﻡ، 
ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺩﻧﯿﺎ ﻧﮑﺮﺩﻡ ﻣﻦ ﮔﻨﺎﻫﯽ
ﻓﻘﻂ ﮐﺮﺩﻡ ﺑﻪ ﭼﺸﻤﺎﻧﺖ ﻧﮕﺎﻫﯽ
ﺍﮔﺮ ﺑﺎﺷﺪ ﻧﮕﺎﻩ ﻣﻦ ﮔﻨﺎﻫﯽ
ﻣﺠﺎﺯﺍﺗﻢ ﺑﮑﻦ ﻏﯿﺮ ﺍﺯ ﺟﺪﺍﯾﯽ
ﺧﻼ‌ﺻﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﺟﻮﺭ ﻣﯽ‌ﻧﻮﺷﺘﯿﻢ، ﺑﻌﺪ ﺷﺮﻭﻉ ﻣﯽ‌ﮐﺮﺩﯾﻢ ﻧﻘﺎﺷﯽ ﮐﺮﺩﻥ ﺣﺎﺷﯿﻪ ﮐﺎﻏﺬ ﻧﺎﻣﻪ. ﯾﮏ ﺩﺭﺧﺖ ﻧﺨﻞ ﻣﯽ‌ﮐﺸﯿﺪﯾﻢ ﮐﻨﺎﺭ ﯾﮏ ﺩﺭﯾﺎ ﻭ ﯾﮏ ﺧﻮﺭﺷﺪ ﮐﻪ ﺗﻪ ﺩﺭﯾﺎ ﺩﺍﺷﺖ ﻏﺮﻭﺏ ﻣﯽ‌ﮐﺮﺩ. ﺩﻭ ﺗﺎ ﭼﺸﻢ ﺷﻬﻼ‌ ﻭ ﻣﮋﻩ ﭘﺮﭘﺸﺖ ﻫﻢ ﺑﺎﻻ‌ﯼ ﻧﺎﻣﻪ ﻣﯽ‌ﮐﺸﯿﺪﯾﻢ ﮐﻪ ﻓﻀﺎﯼ ﻋﺸﻘﯽ ﻧﺎﻣﻪ ﺑﻪ ﺍﻭﺝ ﺑﺮﺳﻪ. ﺑﻌﺪ ﻧﺎﻣﻪ ﺭﻭ ﺑﺎ ﻫﺰﺍﺭ ﺟﻮﺭ ﺑﺪﺑﺨﺘﯽ ﻣﯽ‌ﺭﺳﻮﻧﺪﯾﻢ ﺩﺳﺖ ﻃﺮﻑ، ﺗﺎﺯﻩ ﺳﻪ ﻣﺎﻩ ﻃﻮﻝ ﻣﯽ‌ﮐﺸﯿﺪ ﻧﺎﻣﻪ ﺍﺛﺮ ﺧﻮﺩﺷﻮ ﺑﺰﺍﺭﻩ ﻭ ﺍﻭﻧﻢ ﺟﻮﺍﺏ ﺑﺪﻩ.
ﺑﻌﺪ ﻧﻤﯽ‌ﺩﻭﻧﻢ ﭼﻪ ﺭﺍﺯﯼ ﺑﻮﺩ ﺩﺧﺘﺮﻫﺎﯼ ﺯﻣﺎﻥ ﻣﺎ ﺍﯾﻦ ﻗﺪﺭ ﺩﯾﺮ ﺟﻮﺍﺏ ﻣﺜﺒﺖ ﻣﯽ‌ﺩﺍﺩﻥ. ﻣﺎ ﭘﺴﺮﻫﺎ ﻣﺠﺒﻮﺭ ﺑﻮﺩﯾﻢ ﻫﺰﺍﺭ ﺟﻮﺭ ﺷﺎﻣﻮﺭﺗﯽ ﺑﺎﺯﯼ ﺩﺭﺑﯿﺎﺭﯾﻢ ﺗﺎ ﺗﻮﺟﻪ‌ﺷﻮﻥ ﺟﻠﺐ ﺑﺸﻪ. ﻣﺜﻞ ﺻﺪﺍﻫﺎ ﻭ ﺣﺮﮐﺎﺗﯽ ﮐﻪ ﺣﯿﻮﺍﻧﺎﺕ ﻧﺮ ﺗﻮ ﺭﺍﺯ ﺑﻘﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﺟﻠﺐ ﺗﻮﺟﻪ ﺍﺯ ﺧﻮﺩﺷﻮﻥ ﺳﺎﻃﻊ ﻣﯽ‌ﮐﻨﻨﺪ. ﻣﺮﺳﻮﻡ‌ﺗﺮﯾﻦ ﮐﺎﺭ، ﺗﮏ ﭼﺮﺥ ﺯﺩﻥ ﺑﺎ ﻣﻮﺗﻮﺭ ﻭ ﺩﻭﭼﺮﺧﻪ ﺟﻠﻮﯼ ﻣﺪﺍﺭﺱ ﺩﺧﺘﺮﻭﻧﻪ ﺑﻮﺩ. ﻫﺮ ﮐﯽ ﺗﮏ ﭼﺮﺥ ﺑﻬﺘﺮ ﻭ ﻃﻮﻻ‌ﻧﯽ‌ﺗﺮﯼ ﻣﯽ‌ﺯﺩ، عشق خوبی ﻧﺼﯿﺒﺶ ﻣﯽ‌ﺷﺪ. 
ﺑﻌﺪ ﻣﺎ ﺣﺘﯽ ﺷﮑﺴﺖ ﻋﺸﻘﯽ‌ﻫﺎﻣﻮﻥ ﻫﻢ ﻓﺮﻕ ﺩﺍﺷﺖ. ﻣﺜﻞ ﺍﻻ‌ﻥ ﻧﺒﻮﺩ ﮐﻪ ﺷﮑﺴﺖ ﻋﺸﻘﯽ ﮐﻪ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﺑﯿﺎﻥ ﻓﯿﺲ‌ﺑﻮﮎ،ضجه ﻧﺎﻟﻪ ﻋﺸﻘﯽ ﺑﻨﻮﯾﺴﻦ ﻭ ﺍﻣﯿﺮ ﺗﺘﻠﻮ ﻭ "ﮐﯽ ﺍﺯ ﭘﺸﺖ ﻟﺒﺎﺳﺘﻮ ﻣﯽ‌ﺑﻨﺪﻩ" ﮔﻮﺵ ﺑﺪﻥ. ﻧﻬﺎﯾﺘﺶ ﯾﮏ ﮐﺎﺳﺖ "ﺍﻭﻥ ﮐﻪ ﺭﻓﺘﻪ ﺩﯾﮕﻪ ﻫﯿﭻ ﻭﻗﺖ ﻧﻤﯿﺎﺩ" ﺩﺍﺭﯾﻮﺵ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺗﺎﺯﻩ ﺍﻭﻧﻢ ﺍﻣﮑﺎﻧﺎﺕ ﮔﻮﺵ ﺩﺍﺩﻧﺶ ﺩﺭ ﺍختیاﺭ ﻫﻤﻪ ﻧﺒﻮﺩ ﻭ ﺧﯿﻠﯽ‌ﻫﺎ ﺑﺎ ﻫﻤﻮﻥ ﺗﺮﺍﻧﻪ "ﮔﻞ ﻣﯽ‌ﺭﻭﯾﺪ ﺑﻪ ﺑﺎﻍ" ﻋﺒﺎﺱ ﺑﻬﺎﺩﺭﯼ، ﺳﺮ ﻭ ﺗﻪ ﻗﻀﯿﻪ ﺷﮑﺴﺖ ﻋﺸﻘﯽ‌ﺷﻮﻥ ﺭﻭ ﻫﻢ ﻣﯿﺎﻭﺭﺩﻥ. 
ﺧﻼ‌ﺻﻪ ﺁﻗﺎ ﻓﺮﻕ ﺩﺍﺷﺖ، ﺧﯿﻠﯽ ﻓﺮﻕ ﺩﺍﺷﺖ..., به امید پیروزی دهه ۶۰ ها در مراحل بعدی 😄😄😄
#ناشناس

@TwoSomeChat
دیگر به هیچ رهگذری اعتماد نکن ...
می آیند ،
می مانند ،
عاشق می کنند ،
می روند ،
و تو در نهایت می میری ...

#فائزه_جداء
طراح : #ساسان_عزیزی

@HomayeSher
@TwoSomeChat
راهرو گر صد هنر دارد توکل بایدش …

#حافظ

@TwoSomeChat
خوشگلی و زشتی آدما هیچ ربطی به فرم اعضای صورتشون نداره.. فقط و فقط بستگی به این داره که کی داره نگاهشون میکنه ^_^

@TwoSomeChat
مادرم گفت به من:
"خیر ببینی پسرم"
مستجاب ست دعایش
به گمانم با #تو ❤️

#سجاد_شهیدی

@TwoSomeChat