دشتها نام تو را می گویند .
کوهها شعر مرا می خوانند .
کوه باید شد و ماند،
رود باید شد و رفت،
دشت باید شد و خواند .
در من این جلوه اندوه ز چیست ؟
در تو این قصه پرهیز - که چه ؟
در من این شعله عصیان نیاز،
در تو دمسردی پاییز - که چه ؟
حرف را باید زد !
درد را باید گفت !
سخن از مهر من و جور تو نیست .
سخن از
متلاشی شدن دوستی است ،
و عبث بودن پندار سرور آور مهر
...
سینه ام آینه ای ست،
با غباری از غم .
تو به لبخندی از این آینه بزدای غبار .
...
#حمید_مصدق
#گپ_دو_نفره 👫
@TwoSomeChat
کوهها شعر مرا می خوانند .
کوه باید شد و ماند،
رود باید شد و رفت،
دشت باید شد و خواند .
در من این جلوه اندوه ز چیست ؟
در تو این قصه پرهیز - که چه ؟
در من این شعله عصیان نیاز،
در تو دمسردی پاییز - که چه ؟
حرف را باید زد !
درد را باید گفت !
سخن از مهر من و جور تو نیست .
سخن از
متلاشی شدن دوستی است ،
و عبث بودن پندار سرور آور مهر
...
سینه ام آینه ای ست،
با غباری از غم .
تو به لبخندی از این آینه بزدای غبار .
...
#حمید_مصدق
#گپ_دو_نفره 👫
@TwoSomeChat
روزها رفتند...
و من دیگر...
خود نمی دانم کدامینم...
آن منِ...
سر سختِ مغرورم...
یا منِِ مغلوبِ دیرینم...!؟
#فروغ_فرخزاد
#گپ_دو_نفره 👫
@TwoSomeChat
و من دیگر...
خود نمی دانم کدامینم...
آن منِ...
سر سختِ مغرورم...
یا منِِ مغلوبِ دیرینم...!؟
#فروغ_فرخزاد
#گپ_دو_نفره 👫
@TwoSomeChat
نِنهش میگفت بُواش قنداقهشو دید
رو بازوش دس کشید مثل همیشه
میگفت دِستاش مثه بال نِهنگه
گِمونم ای پسر غِواص میشه
نِنهش میگفت: همهش نزدیک شط بود
میترسیدُم که دور شه از کنارُم
به مو میگف: نِنِه میخام بزرگ شُم
بِرُم سی لیلا مرواری بیارُم
نِنهش میگفت نمیخاستُم بره شط
میدیدُم هی تو قلبُم التهابه
یه روز اومد به مو گفت: بل بِرُم شط
نفس مو بیشتِر از جاسم تو آبه
زِد و نامردای بعثی رسیدن
مثه خرچنگ افتادن تو کارون
کِهورا سوختن، نخلا شکستن
تموم شهر شد غرقابهی خون
نِنهش میگفت روزی که داشت میرفت
پسین بود؟ صبح بود؟ یادُم نمیاد
مو گفتم :بِچِهای...لبخند زد گفت:
دفاع از شط شناسنامه نمیخواد
رفیقاش میگن: از وقتی که اومد
تو چشماش یه غرور خاص بوده
به فرماندهش میگفته بِل بِرُم شط
ماها هف پشتمون غِواص بوده
نِنهش میگف جِوونِ برگِ سِدرُم
مثه مرغابیای خسته برگشت
شبی که کربلای چاار لو رفت
یه گردان زد به خط یه دسته برگشت
نِنهش میگفت: چشام به در سیا شد
دوای زخم نمکسودُم نِیومد
مسلمونا دلُم میسوزه از داغ
جِوونُم دلبَرُم رودُم نِیومد
عشیره میگن از وقتی که گم شد
یه خنده رو لب باباش نیومد
تا از موجا جنازه پس بگیره
شبای ساحلو دمّام میزد
یه گردان اومده با دست بسته
دوباره شهر غرق یاس میشه
ننهش بندا رو وا میکرد باباش گفت:
مو گفتم ای پسر غِواص میشه.
#حامد_عسگری
#گپ_دو_نفره👫
@TwoSomeChat
رو بازوش دس کشید مثل همیشه
میگفت دِستاش مثه بال نِهنگه
گِمونم ای پسر غِواص میشه
نِنهش میگفت: همهش نزدیک شط بود
میترسیدُم که دور شه از کنارُم
به مو میگف: نِنِه میخام بزرگ شُم
بِرُم سی لیلا مرواری بیارُم
نِنهش میگفت نمیخاستُم بره شط
میدیدُم هی تو قلبُم التهابه
یه روز اومد به مو گفت: بل بِرُم شط
نفس مو بیشتِر از جاسم تو آبه
زِد و نامردای بعثی رسیدن
مثه خرچنگ افتادن تو کارون
کِهورا سوختن، نخلا شکستن
تموم شهر شد غرقابهی خون
نِنهش میگفت روزی که داشت میرفت
پسین بود؟ صبح بود؟ یادُم نمیاد
مو گفتم :بِچِهای...لبخند زد گفت:
دفاع از شط شناسنامه نمیخواد
رفیقاش میگن: از وقتی که اومد
تو چشماش یه غرور خاص بوده
به فرماندهش میگفته بِل بِرُم شط
ماها هف پشتمون غِواص بوده
نِنهش میگف جِوونِ برگِ سِدرُم
مثه مرغابیای خسته برگشت
شبی که کربلای چاار لو رفت
یه گردان زد به خط یه دسته برگشت
نِنهش میگفت: چشام به در سیا شد
دوای زخم نمکسودُم نِیومد
مسلمونا دلُم میسوزه از داغ
جِوونُم دلبَرُم رودُم نِیومد
عشیره میگن از وقتی که گم شد
یه خنده رو لب باباش نیومد
تا از موجا جنازه پس بگیره
شبای ساحلو دمّام میزد
یه گردان اومده با دست بسته
دوباره شهر غرق یاس میشه
ننهش بندا رو وا میکرد باباش گفت:
مو گفتم ای پسر غِواص میشه.
#حامد_عسگری
#گپ_دو_نفره👫
@TwoSomeChat
#بابا_لنگ_دراز
#جین_وبستر
قبلا می توانستم دختری بی فکر و بی خیال و آسوده باشم، چون چیز ارزشمندی نداشتم که از دست بدهم!
ولی حالا تا آخر عمر یک نگرانی بزرگـ خواهم داشت و هروقت که تو از من دور باشی، به همه ی اتومبیل هایی فکر میکنم که ممکن است تو را زیر بگیرند. یا همه ی تخته های اعلامیه ای که ممکن است روی سرت بیفتند! و یا همه ی میکروب های وحشتناکی که ممکن است بخوری. آرامش خیالم تا ابد از بین رفته است.
#گپ_دو_نفره 👫
@TwoSomeChat
#جین_وبستر
قبلا می توانستم دختری بی فکر و بی خیال و آسوده باشم، چون چیز ارزشمندی نداشتم که از دست بدهم!
ولی حالا تا آخر عمر یک نگرانی بزرگـ خواهم داشت و هروقت که تو از من دور باشی، به همه ی اتومبیل هایی فکر میکنم که ممکن است تو را زیر بگیرند. یا همه ی تخته های اعلامیه ای که ممکن است روی سرت بیفتند! و یا همه ی میکروب های وحشتناکی که ممکن است بخوری. آرامش خیالم تا ابد از بین رفته است.
#گپ_دو_نفره 👫
@TwoSomeChat
Forwarded from گپ دو نفره
هر چه
«به جز خيالِ او»
قصد حريمِ دل كند
در نگشايمش به رو،
از درِ دل، برانمش...
#مولانا
#گپ_دو_نفره 👫
@TwoSomeChat
«به جز خيالِ او»
قصد حريمِ دل كند
در نگشايمش به رو،
از درِ دل، برانمش...
#مولانا
#گپ_دو_نفره 👫
@TwoSomeChat
برای کسی که
با فکر کردن به معشوقه اش
هزاران بار مرده است
مرگ تنها گور کوچکی است
که شکل تنهایی اش را عوض می کند
#سید_مهدی_مرادیان
#بخشی_از_یک_شعر_بلند
#گپ_دو_نفره 👫
@TwoSomeChat
@mehdi_moradiyan1
با فکر کردن به معشوقه اش
هزاران بار مرده است
مرگ تنها گور کوچکی است
که شکل تنهایی اش را عوض می کند
#سید_مهدی_مرادیان
#بخشی_از_یک_شعر_بلند
#گپ_دو_نفره 👫
@TwoSomeChat
@mehdi_moradiyan1
دلتنگی آدم را به خیابان می کشد
دلتنگم!
و مردم نمی فهمند
قدم زدن گاهی
از گریه کردن غم انگیز تر است!
#اهورا_فروزان
#گپ_دو_نفره 👫
@TwoSomeChat
دلتنگم!
و مردم نمی فهمند
قدم زدن گاهی
از گریه کردن غم انگیز تر است!
#اهورا_فروزان
#گپ_دو_نفره 👫
@TwoSomeChat