مرگ من روزی فرا خواهد رسید
در بهاری روشن از امواج نور
در زمستانی غبار آلود و دور
یا خزانی خالی از فریاد و شور
#فروغ_فرخزاد
24 بهمن ، پنجاهمین سالگرد درگذشت فروغ فرخزاد را به تمام شاعران و علاقه مندانش تسلیت عرض می کنیم ...
SA @TwoSomeChat
در بهاری روشن از امواج نور
در زمستانی غبار آلود و دور
یا خزانی خالی از فریاد و شور
#فروغ_فرخزاد
24 بهمن ، پنجاهمین سالگرد درگذشت فروغ فرخزاد را به تمام شاعران و علاقه مندانش تسلیت عرض می کنیم ...
SA @TwoSomeChat
رفتم ، مرا ببخش و مگو او وفا نداشت
راهي بجز گريز برايم نمانده بود
اين عشق آتشين پر از درد بي اميد
در وادي گناه و جنونم کشانده بود
رفتم ، که داغ بوسه پر حسرت ترا
با اشک هاي ديده ز لب شستشو دهم
رفتم که نا تمام بمانم در اين سرود
رفتم که با نگفته بخود آبرو دهم
رفتم مگو ، مگو ، که چرا رفت ، ننگ بود
عشق من و نياز تو و سوز و ساز ما
از پرده ي خموشي و ظلمت ، چو نور صبح
بيرون فتاده بود يکباره راز ما
رفتم ، که گم شوم چو يکي قطره اشک گرم
در لابلاي دامن شبرنگ زندگي
رفتم که در سياهي يک گور بي نشان
فارغ شوم زکشمکش و جنگ زندگي
من از دو چشم روشن و گريان گريختم
از خنده هاي وحشي طوفان گريختم
از بستر وصال به آغوش سرد هجر
آزرده از ملامت وجدان گريختم
اي سينه در حرارت سوزان خود بسوز
ديگر سراغ شعله ي آتش زمن مگير
مي خواستم که شعله شوم سرکشي کنم
مرغي شدم به کنج قفس بسته و اسير
روحي مشوشم که شبي بي خبر ز خويش
در دامن سکوت به تلخي گريستم
نالان ز کرده ها و پشيمان ز گفته ها
ديدم که لايق تو و عشق تو نيستم
#فروغ_فرخزاد
راهي بجز گريز برايم نمانده بود
اين عشق آتشين پر از درد بي اميد
در وادي گناه و جنونم کشانده بود
رفتم ، که داغ بوسه پر حسرت ترا
با اشک هاي ديده ز لب شستشو دهم
رفتم که نا تمام بمانم در اين سرود
رفتم که با نگفته بخود آبرو دهم
رفتم مگو ، مگو ، که چرا رفت ، ننگ بود
عشق من و نياز تو و سوز و ساز ما
از پرده ي خموشي و ظلمت ، چو نور صبح
بيرون فتاده بود يکباره راز ما
رفتم ، که گم شوم چو يکي قطره اشک گرم
در لابلاي دامن شبرنگ زندگي
رفتم که در سياهي يک گور بي نشان
فارغ شوم زکشمکش و جنگ زندگي
من از دو چشم روشن و گريان گريختم
از خنده هاي وحشي طوفان گريختم
از بستر وصال به آغوش سرد هجر
آزرده از ملامت وجدان گريختم
اي سينه در حرارت سوزان خود بسوز
ديگر سراغ شعله ي آتش زمن مگير
مي خواستم که شعله شوم سرکشي کنم
مرغي شدم به کنج قفس بسته و اسير
روحي مشوشم که شبي بي خبر ز خويش
در دامن سکوت به تلخي گريستم
نالان ز کرده ها و پشيمان ز گفته ها
ديدم که لايق تو و عشق تو نيستم
#فروغ_فرخزاد
یکے باید باشد تو زندگے آدم!
ڪه آدم روزی چند بار بهش بگه:
خداروشـــــــــــــــکر که هستے❤️
@TwoSomeChat
ڪه آدم روزی چند بار بهش بگه:
خداروشـــــــــــــــکر که هستے❤️
@TwoSomeChat
Forwarded from گپ دو نفره
من مست و تو دیوانه ، ما را که برد خانه !؟
من چند تو را ( صد بار تو را ) گفتم کم خور دو سه پیمانه
#مولانا
SA @TwoSomeChat
من چند تو را ( صد بار تو را ) گفتم کم خور دو سه پیمانه
#مولانا
SA @TwoSomeChat
برگشته بود و تکه تکه ی کاغذرو بهم چسبونده بود فردای اونروز وقتی نامه ی چسب خورده ای رو که جلوی چشماش هزار تکه کرده بودم بهم نشون داد و گفت حرفاتو مو به مو خوندم فهمیدم اون عاشقم بود...
#ناهید_گرجی
از سری نوشته های #اون_عاشقم_بود
#ناهید_گرجی
از سری نوشته های #اون_عاشقم_بود
#خوزستان ، #اهواز ، وقت آن رسیده که ظلم به یکی از قطب های اقتصادی ایران پایان یابد ...
SA @TwoSomeChat
SA @TwoSomeChat
دیگر هیچ چیزی خودش نخواهد بود
نه این آسمان، آسمان
نه درخت، درخت
نه دریا، دریا
این قلب هم که به تو بخشیدم
دیگر نمیتواند قلب باشد
سیگار مرد دیگری را در آن خاموش کردهای...!
#علیرضا_راهب
کتاب:
#دو_استکان_عرق_چهل_گیاه
#نشرچشمه
@TwoSomeChat
http://uupload.ir/files/i4lq_photo_2017-02-14_09-39-50.jpg
نه این آسمان، آسمان
نه درخت، درخت
نه دریا، دریا
این قلب هم که به تو بخشیدم
دیگر نمیتواند قلب باشد
سیگار مرد دیگری را در آن خاموش کردهای...!
#علیرضا_راهب
کتاب:
#دو_استکان_عرق_چهل_گیاه
#نشرچشمه
@TwoSomeChat
http://uupload.ir/files/i4lq_photo_2017-02-14_09-39-50.jpg