گپ دو نفره
134 subscribers
3.78K photos
741 videos
43 files
1.76K links
از هر دری ، سخنی ...
Download Telegram
Forwarded from گپ دو نفره
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پنجشنبه ششمین روز هفته در گاه‌شماری خورشیدی و با نام Thursday چهارمین روز هفته در گاه‌شماری میلادی است. در گاه‌شماری آریایی نام این روز اورمزد شید است.
معمولاً پنجشنبه خانواده‌ها گرد می‌آیند و دیدار تازه می‌کنند.

#پنج_شنبتون_بخیر☺️♥️
@TwoSomeChat
آشفتـِگی ام در نـظرِ خَـلـق عـَیان شـُد
آن لحظه که حرف از تو و گیسویِ تو آمد

#امیرحسین_اثناعشری
@TwoSomeChat
@amiresnayazd
Forwarded from گپ دو نفره
باز کجا
با که قدم میزنی
که اشک آسمان در آمده...

#ناهید_گرجی
@TwoSomeChat
Forwarded from عکس نگار
شاه خطاب به قاضي شارح :
شرع براي اين موضوع چه حكمي دارد ؟
قاضي شارح : تا شاه را چه خوش آيد ، شرعيات آن قدر فرعيات دارد كه آنچه ما گويیم عوام قبول كنند ...

#سربداران
#دیالوگ_های_ماندگار

SA https://t.me/TwoSomeChat
تو زِ ما فارغ و
ما از تو پریشان
تا چند ؟

#سعدی

SA @TwoSomeChat
خواست عشق یعنی خواست مرگ ، به شما ترسویان می گویم ...

#فردریش_نیچه

SA @TwoSomeChat
Forwarded from گپ دو نفره
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
از دلایل مهم افزایش امید به زندگی 😍 ( زندگی هنوز خوشگلی هاشو داره ) ...

SA @TwoSomeChat
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فردا شنبه است ... 😢😢😢😢😢

SA @TwoSomeChat
جمعه فریادِ زمان است ،
ز بی مهری یار ...

#ندا_عبدی

SA @TwoSomeChat
Forwarded from گپ دو نفره
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دلبران دل می برند
اما تو جانم می‌بری ...

#مصطفی_ملکی

SA @TwoSomeChat
Forwarded from گپ دو نفره
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مرگ من روزی فرا خواهد رسید
در بهاری روشن از امواج نور
در زمستانی غبار آلود و دور
یا خزانی خالی از فریاد و شور

#فروغ_فرخزاد

24 بهمن ، پنجاهمین سالگرد درگذشت فروغ فرخزاد را به تمام شاعران و علاقه مندانش تسلیت عرض می کنیم ...

SA @TwoSomeChat
صحنه تصادف فروغ فرخزاد بیست و چهارم بهمن ماه ...

SA @TwoSomeChat
رفتم ، مرا ببخش و مگو او وفا نداشت

راهي بجز گريز برايم نمانده بود

اين عشق آتشين پر از درد بي اميد

در وادي گناه و جنونم کشانده بود

رفتم ، که داغ بوسه پر حسرت ترا

با اشک هاي ديده ز لب شستشو دهم

رفتم که نا تمام بمانم در اين سرود

رفتم که با نگفته بخود آبرو دهم

رفتم مگو ، مگو ، که چرا رفت ، ننگ بود

عشق من و نياز تو و سوز و ساز ما

از پرده ي خموشي و ظلمت ، چو نور صبح

بيرون فتاده بود يکباره راز ما

رفتم ، که گم شوم چو يکي قطره اشک گرم

در لابلاي دامن شبرنگ زندگي

رفتم که در سياهي يک گور بي نشان

فارغ شوم زکشمکش و جنگ زندگي

من از دو چشم روشن و گريان گريختم

از خنده هاي وحشي طوفان گريختم

از بستر وصال به آغوش سرد هجر

آزرده از ملامت وجدان گريختم

اي سينه در حرارت سوزان خود بسوز

ديگر سراغ شعله ي آتش زمن مگير

مي خواستم که شعله شوم سرکشي کنم

مرغي شدم به کنج قفس بسته و اسير

روحي مشوشم که شبي بي خبر ز خويش

در دامن سکوت به تلخي گريستم

نالان ز کرده ها و پشيمان ز گفته ها

ديدم که لايق تو و عشق تو نيستم

#فروغ_فرخزاد