Forwarded from ㅤ𝖠-𝖿𝗍𝖾𝗋 𝗌𝖾𝗑' 💬 (seen)
💬واقعا متاسفم، و امیدوارم درک کنید، لیمیت شدم و مجبورم مجدد پاکسازی بزارم، جدی ممکنه این آخرین، پاکسازی باشه، پس فقط کافیه این پیام رو فوروارد کنید، و آیدی @ خودتون رو مشخص کنید، تا از چنلایی که فوروارد نکردن، لف بدم و چنلای جدید جایگزین کنم، حتما جوین باشید .
𝖨𝖣 : @Qojk1 .
و آیدی بالا بن، نشه .
فولدر جدید بر اساس فوروارد ها، آپدیت میشه .
𝖨𝖣 : @
و آیدی بالا بن، نشه .
Forwarded from 𝘔𝘰𝘤𝘩𝘪 𝘣𝘰𝘺 پاکسازی ( ᴇʀɪᴄ)
‡پاکسازی‡
اگر اینجا رو چک میکنید این پیام رو فوروارد کنید.
اگر اینجا رو چک میکنید این پیام رو فوروارد کنید.
فقط جوین چنل هایی میمونم که این پیام رو فوروارد بکنن و از بقیه لفت میدم.
Forwarded from 𝐕𝐚𝐦𝐩𝐢𝐫𝐞
اگه حمایتم میکنید فور کنید
همون تعدادی که فور کردنو فقط چک میکنم چون وقتشو ندارم زیاد...
Forwarded from 𝐀𝗅𝗂𝗏𝖾 𝗂𝗇 𝐒𝗂𝗅𝖾𝗇𝖼𝖾
نفس کشیدن بیتو شبیه جان دادنِ آرام زیرِ آوارِ سکوت است؛ انگار غمی عظیم، مثل سنگ قبری سرد، روی سینهام افتاده و پنجههای نامرئیِ شب، گلوی مرا میان انگشتان یخزدهشان فشار میدهند. بیتو جهان بوی فراموشی گرفته؛ خیابانها سردترند، ساعتها کندتر میگذرند و ثانیهها مثل قطرههای خون از رگِ زمان چکه میکنند. در نبودنت، پوچی مثل مهی خاکستری درونِ ذهنم خزیده و تمام پنجرههای روشنِ روحم را بلعیده است. حس گمشدن دارم؛ شبیه مسافری که در ایستگاهی متروک، میان مه و باران، سالها منتظر قطاری مانده که هرگز نمیرسد. دیگر نمیتوانم منطقی باشم؛ عقل، گوشهای تاریک از ذهنم زانو زده و احساس، مثل دریایی طوفانی، تمام وجودم را غرق کرده است. انگار تکهای از من، همان بخش زنده و آرامِ روحم، سالها پیش در هزارتوی افکار ترسناک جا مانده؛ روحی زنجیرشده به ستونی پوسیده در اعماقِ شب، که نه توانِ فرار دارد و نه راهی برای بازگشت. زندگی وقتی او درونم نفس میکشید، قابل تحمل بود؛ اما حالا هر صبح، مرثیهای برای نبودنش است و هر شب، مجلس عزای آدمیست که هنوز نفس میکشد اما مدتهاست مرده است. من نه عشق میخواهم، نه محبت، نه آغوشی برای تسکین؛ من خودم را میخواهم، همان آدمی که سالها پیش میان سایههای هولناکِ ذهنش گم شد، در سیاهچالِ افکارش زندانی شد
و دیگر هیچوقت راهِ بازگشت به این جسمِ خسته را پیدا نکرد.