پادشاهی‌خواهان توئیتر
917 subscribers
20.5K photos
9.24K videos
158 files
34.4K links
روشنگری تنها راه نجات بشریت از شر خرافه است.
Download Telegram
بررسی نفوذ نایاک به دفتر شاهزاده و عملکرد یاسمین پهلوی در سالهای…
بررسی نفوذ نایاک به دفتر رضا پهلوی و عملکرد یاسمین پهلوی در سالهای اخیر
#لایوهای_توییتر

@TwitterMamnoe
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
از نظرِ آقاي @PahlaviReza سرنگوني ج.ا فقط در سرنگون كردن خامنه اي از قدرت خلاصه مي شود و ايشان حاضرند با كروبي و ميرحسين موسوي براي انجام اين كار متحد شوند.

FrEeDoM

‏جناب ماندلا پهلوی ‎@pahlavireza آماده نشستن در کنار نخست وزیر نظام و رئیس مجلس نطام برای براندازی آقای نظام .
جماعتی رو اسگل کرده مرتیکه دوزاری https://t.co/TgBGURZ5MN

@TwitterMamnoe
این عکس هزار حرف داره
خیلی خوشم اومد💙
#جاویدشاه

Kaveh

@TwitterMamnoe
شاهزاده رضا پهلوی بعد از ناامیدی از بدنه مردمی سپاه و بسیج به بدنه مردمی طالبان پیوست.

کاربر

@TwitterMamnoe
یاوه گویی با عنوان "ملی شدن صنعت نفت" از آن دروغهایی بود که ملتی را برای یک قرن سرکار گذاشت بدون آنکه کسی توجه کند نفت ایران هیچگاه غیر ملی نبود که کسی ملی اش کند! موضوع یک قرارداد ظالمانه میان ایران و کنسرسیوم نفت انگلیس بود که باید بسود ایران اصلاح میشد، و مصدق نتها نتوانست...
تغییری در آن بوجود آورد بلکه با کنار گذاشتن یکجانبه انگلیسیها از قرارداد استخراج و صادرات نفت کشور را به مرز ورشکستگی و سقوط اقتصادی کشاند. مصدق السلطنه قجری چنان در این توهم شناور شده بود که حتی در سفری که به آمریکا و دیدار با ترومن و مقام‌های اقتصادی داشت زیربار هیچگونه...

مصالحه‌ای نرفت و دست خالی به ایران برگشت تا مبادا به شهرت دروغینی که برای خود در میان عوام ساخته بود لطمه‌ای وارد شود!
گفتگوها درباره اصلاح قرترداد کنسرسیوم از دوره #رضاشاه بزرگ آغاز شده بود و ارتشبد رزم آرا هم بخاطر ایستادن دربرابر عوام فریبی مصدق درمورد آن و بخواست او...

توسط فداییان اسلام ترور شد تا راه برای نیرنگ و فریبکاری‌ها و قصد اصلیش یعنی کودتا علیه خاندان پهلوی هموار گردد!
تصمیم به لغو قرارداد کنسرسیوم توسط شاه در دهه ۵۰ با توجه به بالا رفتن توانمندی کارشناسان ایرانی برای اکتشاف، استخراج و صادرات نفت از دلیل های عمده توطئه بزرگ ۵۷

برعلیه او با بازیگری اتحاد خائن سرخ و سیاه بود...
#جاوید_شاه

Radman Pour Mahak

@TwitterMamnoe
سروان اسکویی افسر آذربایجانی ارتش ایران، اولین کسی بود که توانست برای دفاع از قانون اساسی مشروطه و خنثی کردن کودتای مصدق در زیر باران گلوله محافظان مصدق با تانکش وارد خانه او شود. تانک او به تانک مصدق‌شکن معروف شد. دسته گلی که در دست اوست ساکنین خیابان کاخ به او اهدا کرده‌اند.

📻 رادیو تبریز

@TwitterMamnoe
پادشاهی‌خواهان توئیتر
Photo
در ادامه‌ی پرونده‌ی دختر دایی خانوم یاسمین پهلوی همسر مهندس ماندلا پهلوی بد ندیدم به کارکرد بنیادهای خیره وابسته به سازمان‌هایی مثل «نایاک» و خواهرخوانده‌اش «پایا» بپردازم. قبل از پرداختن به این سازمان‌ها برای آن‌هایی که دوست دارند خودشان را بزنند به آن راه و بگویند «آدم که دختردایی‌اش را انتخاب نمی‌کند» و «منم دختر دایی حزب الهی دارم که چی؟» دوباره تاکید می‌کنم این خانوم سال‌ها در دفتر آقای مهندس ماندلا پهلوی کار می‌کرده و به مدت بیست و دو سال همکار و همچنین همبنیانگذار یک سازمان خیریه با خانوم پهلوی بوده و در زمان فوت شاهپور علیرضا پهلوی سخنگوی خانواده پهلوی بوده از آنطرف عضو بورد سازمان نظام پسند پایا هم بوده.
حالا برگردیم به داستان بنیاد‌های خیریه. عزیزان من بنیادهای خیره‌ی خصوصا مربوط به کودکان که به سازمان‌های لابیست مثل نایاک و پایا وصل هستند معمولا پوشش‌هایی هستند برای دو کار. اول پولشویی برای نظام ج ا و همانطور که در مدارکی که از رویترز گذاشته ام یکی از بنیادهایی که هم نایاک و هم پایا تبلیغش را کرده‌اند یعنی «بنیاد کودک» از طرف مقامات قضایی ایالات متحده متهم به پولشویی و نقض تحریم‌های جمهوری اسلامی و انتقال یک و هشت دهم میلیون دلار از ایالات متحده به ایران شده.
کارکرد دیگر این مدل سازمانهای مثلا خیره و حقوق بشری تلاش برای تاثیرگذاری روی افکار عمومی ایالات متحده و سیاستمداران این کشور برای رفع تحریم‌های نظام اسلامی‌ست، یعنی ماموریت اصلی هر دو سازمان لابیست پایا و نایاک. این ماموریت در راستای این که تحریم‌های مثلا سپاه پاسداران باعث کمبود دارو و آسیب به کودکان در ایران می‌شود انجام می‌دهند. به شکلی همان خط ماله‌کشان جمهوری اسلامی‌ست که در توییتر هرگاه تظاهراتی در داخل کشور رخ می‌دهد ناگهان مادربزرگشان سکته قلبی می‌کند و جمعیت اجازه حرکت آمبولانس و انتقال مادر بزرگشان به بیمارستان را نمی‌دهد!!!
علی ایحال همانطور که در عکس‌های این پست گذاشته‌ام سازمان پایا از سه خیریه‌ی «بنیاد کودک» که اکنون متهم به پولشویی برای نظام اسلامیست، «بنیاد کودکان پرشیا» و «بنیاد کودکان ایران» حمایت و برای آن‌ها تبلیغ کرده‌ است. توجه کنید که بنیاد خیریه‌ی سوم همان بنیاد خانوم پهلوی و دختر دایی ایشان هست، دختر دایی‌ای که عضو بورد سازمان لابیست پایا برای جمهوری اسلامی هم هست.
بنده به سلطنت‌طلب‌ها می‌گویم اولا شرم بر شما اگر این ماجراها را می‌دانستید و چیزی نگفتید و ثانیا اگر نمی‌دانستید و حالا فهمیدید حداقل کاری که می‌توانید بکنید تحقیق گسترده درباره‌ی این موضوع و و فشار بر مهندس ماندلا پهلوی برای استعفا در بهترین حالت به سبب بی‌کفایتی‌ست مگر می‌شود شما رهبر اپوزیسیون باشید و کسانی که به طور رسمی در سازمان‌های لابیست جمهوری اسلامی کار می‌کنند در دفتر شما هم کار کنند؟ این مردم و جوانان فداکار ایرانی به شما اعتماد می‌کنند خطر می‌کنند و با شما و دفتر شما تماس می‌گیرند. چطور ممکن است بپذیریم اسامی و هویت اینها در دفتر شما برای کارمندانی عیان باشد که رسما در سازمان‌های لابیست جمهوری اسلامی کار می‌کنند؟ بنده با این تفاضیل نمی‌دانم چندتا نوید افکاری گمنام بخاطر این سوراخ گشاد در دفتر ایشان از بین رفته یا آسیب دیده‌اند.

Bijan

https://t.me/TwitterMamnoe/57128

@TwitterMamnoe
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
FrEeDoM
درك سياسي آخوند غلامحسين دانشي را با شاگردِ مصدق، جناب بختيار مقايسه كنيد، تا متوجه شويد كه حتي آخوند خوب هم داشتيم و داريم، اما مصدقي و چپول خوب، خير.

FrEeDoM
اگر رهبر‌ِ انقلابِ مرتجعانه ی ۵۷، خمینی بود، اولین رهبرانِ انقلابِ آزادی خواهانه ی مشروطه نیز، دو تن آخوند به نام های سید عبدالله بهبهانی و سید محمد طباطبایی بودند.در واقع آخوندها نیز در مقاطعی برای آزادی و آبای ایران تلاش کردند

@TwitterMamnoe
استوری یاسمین پهلوی همین الان در اینستاگرام ؛
فکر کنم با افشای مطالب اخیر دیگه با خیال راحت میتوانیم ایشان را بعنوان نوچه جدید #مسیح_علینژاد صدا کنیم.
بدیهی است منزلت آن قمیکلای دگوری بالا نرفته بلکه یاسمین پهلوی شأن خودش و خاندان بزرگ پهلوی را پایین آورد.
"از ماست که بر ماست "

Reza Khosravi

‌‎روحت شاد رضا شاه نیستی ببینی چه آدم چیپی عروست شده و با نام خانوادگی پهلوی چه ها که نمی کنه 🤦🏻‍♀️🤦🏻‍♀️ زن فمنیست بلاست . کاینات ( خدا) از همه دور کنه وصلت با زن فمنیست چپول رو
Perugina

@TwitterMamnoe
Pejvak92
الاغ پرنسیپش از شما گوسفندان به ظاهر «سلطنت طلب» بدون شبان بیشتره اگر از این نجاسات دفاع می کنین. یک مشت پفیوز ۵۷ی افتادن به تصفیه حساب و «شما» با «اعلامیه حقوق بشر» شدین آفتابه دار مسجد!

@TwitterMamnoe
⚡️افغانستان، پایان یک نبرد و آغاز نبردی دیگر
نبرد افغانستان برای آزادی و کرامت انسانی به یک توقف شدید و ناگهانی رسیده است. اما این توقف، به گمان من، کوتاه‌مدت خواهد بود و این نبرد به شکل‌های گوناگون از سر گرفته خواهد شد



سقوط دو جمهوری اسلامی، نخست در سودان و اکنون در افغانستان، بار دیگر نشان می‌دهد که تلفیق این دو عنوان متضاد حتی اگر در عالم فرضیات ممکن باشد، در زندگی واقعی چیزی جز پدیده‌ای گذرا در مقیاس تاریخی نخواهد بود. در سودان، نظام اسلامی که از پشتیبانی نیروهای مسلح و گروه‌های امنیتی برخوردار بود نتوانست در برابر نیروهای مردمی مقاومت کند. در افغانستان، جمهوری اسلامی حامد کرزی و اشرف غنی به محض از دست دادن حامی اصلی خود یعنی ایالات متحده آمریکا، اراده‌ای را که برای حفظ خویش لازم بود از دست داد. در سودان، پایان جمهوری اسلامی راه را برای حرکت آن جامعه تشنه آزادی به سوی یک نظام مردمی باز کرده است. در افغانستان، سقوط جمهوری اسلامی احتمال تحمیل نظامی سرکوبگر و بسا ضدمردمی‌تر به رهبری طالبان را قوت داده است. در سودان، نتیجه مثبت بود و در افغانستان منفی.

سه جمهوری اسلامی باقی‌مانده یعنی پاکستان، ایران و موریتانی در مسیرهای گوناگون حرکت می‌کنند. در پاکستان، جمهوری اسلامی با آنکه در دهه‌های اخیر در مسیر سرکوب و اختناق مذهبی حرکت کرده است، هنوز پاره‌ای از مقررات زندگی دموکراتیک آموخته از دوران استعمار بریتانیا را تا حدی رعایت می‌کند. در ایران، جمهوری اسلامی با «انتخابات» اخیر ظاهر جمهوری خود را کم‌رنگ کرد و اکنون، عملا در حال تبدیل به نوعی «امامت» است؛ همان‌طور که طالبان با رد کردن عنوان «جمهوری»، امیدوارند که «امارت اسلامی» خود را احیا کنند. در موریتانی، عنوان «جمهوری اسلامی» وسیله‌ای است برای حفظ حداقلی از وحدت میان قبایل گوناگون با سابقه نژادی گوناگون و میلیون‌ها برده آزاده‌شده یا نشده.

هر پنج جمهوری اسلامی تقریبا در همه زمینه‌ها شکست خورده‌اند. همه آنان جوامع خود را به یک بن‌بست تاریخی کشانده‌اند. هر پنج جمهوری اسلامی ادامه وجود خود را مدیون درآمد نفتی، به‌ویژه در ایران و سودان، و کمک‌های خارجی، به‌ویژه در افغانستان و موریتانی، بوده‌اند. پاکستان نیز با دریافت یک چک سه میلیارد دلاری سالانه از ایالات متحده آمریکا و اخاذی از کشورهای ثروتمند عرب، توانسته است ارتش خود را به‌عنوان ستون فقرات یک نظام اساسا ناپایدار حفظ کند.

با این حال، نباید فراموش کرد که سقوط جمهوری اسلامی «Made in America» (ساخت آمریکا) در افغانستان می‌تواند عواقبی بس وخیم‌تر داشته باشد. طالبان، گروهی که اکنون می‌کوشد تا بر افغانستان مسلط شود، از نظر مرام و مسلک و منش، به‌مراتب از هیئت‌های حاکمه در پاکستان، ایران، سودان (پیش از سقوط جمهوری اسلامی) و موریتانی خشن‌تر، کوردل‌تر و از نظر اخلاقی فاسدترند.

از این رو، لازم است که از همین آغاز کار، بعضی افسانه‌هایی را که مشاطه‌گران دانسته یا ندانسته طالبان انتشار می‌دهند بشناسیم و رد کنیم. نخستین افسانه این است که افغانستان هرگز کنترل هیچ قدرت خارجی را نپذیرفته است. هواخواهان جو بایدن، رئیس‌جمهوری آمریکا، حتی مدعی‌اند که اسکندر مقدونی و چنگیزخان و امپراتوری‌ بریتانیا هم نتوانستند بر افغانستان مسلط شوند.

اما واقعیت‌های تاریخی نشان می‌دهد که این بخش از آسیای غربی که از دو قرن پیش نام افغانستان را بر آن نهاده‌اند، همواره جزئی از امپراتوری‌های گوناگون بوده است. در بخش بزرگی از تاریخ، سرزمین هندوکش پایگاهی بود برای حمله دودمان‌های مغول، تاتار و گورخانی به شبه‌قاره هند. از نیمه سده نوزدهم به بعد، دست‌کم تا نیمه سده بیستم، بریتانیا در واقع کنترل‌کننده سرنوشت افغانستان بود.

حتی اگر بپذیریم که افسانه مذکور واقعیت دارد، به هیچ روی نمی‌توان گفت که طالبان نماینده اکثریت مردم افغانستان‌ است. نظرخواهی‌های گوناگون در ۲۰ سال اخیر نشان می‌دهد که فقط بین ۱۳ تا ۱۵ درصد از افغان‌ها نظر خوبی به طالبان دارند.



افسانه دیگر این است که طالبان نماینده قوم پشتون‌ است که بین ۳۸ تا ۴۰ درصد از کل جمعیت را تشکیل می‌دهند. اما این نیز درست نیست. جالب است که در جریان‌های اخیر تنها مقاومت مسلحانه علیه بازگشت طالبان در دو شهر قندهار (با ۸۵ درصد جمعیت پشتون) و لشکرگاه (تقریبا ۱۰۰ درصد پشتون) صورت گرفت. نخستین و بزرگ‌ترین تظاهرات اعتراضی علیه طالبان نیز در جلال‌آباد (با ۷۰ درصد جمعیت پشتون) رخ داد. از این گذشته، پشتون‌ها در جمهوری اسلامی کرزی‌ و غنی نیز اهرم‌های اصلی قدرت را در دست داشتند. از همه مهم‌تر، به گمان من در جامعه امروز افغانستان، پرسش‌های قومی اهمیت گذشته را ندارد. تجربیات تلخ و شیرین، البته غالبا تلخ، چهار دهه اخیر به ظهور یک هویت مشترک افغان کمک کرده است.

@AmirTaheri4
شوروی در دوران حضورش در افغانستان، بین پشتون و تاجیک و هزاره و ازبک و غیره تفاوتی قائل نبود. بمب‌هایش بر سر همه افغان‌ها ریخته می‌شد و میدان‌های مین بچه‌های افغان را صرف‌نظر از تفاوت قومی به رده توان‌خواهان می‌فرستاد. میلیون‌ها آواره درونی و بیرونی در چهار دهه گذشته دریافته‌اند که یک وجه مشترک دارند: افغان بودند.

یک مشاطه‌گر طالبان، آقایی که مدت‌ها در خدمت آقایان خمینی و خامنه‌ای بوده است، افسانه دیگری را تبلیغ می‌کند: بازگشت طالبان به قدرت نشانه علاقه مردم افغانستان به اسلام است. اما این افسانه نیز دروغی بیش نیست. افغانستان که در دوران سلطه کمونیست‌ها ۲.۵ میلیون آواره تحویل جهان داد، در دوران سلطه مجاهدین و سپس، طالبان این رقم را تقریبا دو برابر کرد. اکنون نیز با سلطه مجدد طالبان، سیلابی از فراریان از حکومت اسلامی در حال شکل گرفتن است.

یک افسانه دیگر را پرزیدنت بایدن عرضه می‌کند: خودداری ارتش افغانستان از مقاومت باعث پیروزی طالبان شد. اما واقعیت این است که تصمیم آمریکا به خروج شتابزده از افغانستان سبب اصلی عدم مقاومت ارتش افغانستان بود. در فوریه ۲۰۲۰، ایالات متحده آمریکا، ابرقدرت بزرگ، برای نخستین بار با یک گروه تروریستی نه تنها مذاکره کرد بلکه به امضای یک معاهده نیز تن داد. در این معاهده، دو طرف‌ــ که تلویحا از نظر اخلاقی، سیاسی و نظامی، برابر قلمداد می‌شوند‌ــ می‌پذیرند که بر اساس یک آتش‌بس دوجانبه، از حمله به نیروهای یکدیگر خودداری کنند. به عبارت دیگر، واشنگتن چراغ سبز را برای حمله طالبان به نیروهای دولتی افغانستان روشن کرد.

معاهده دوحه که تنها می‌تواند «شرم‌آور» توصیف شود، یک سال به طالبان فرصت داد که با اطمینان از بی‌طرفی آمریکا، هرگاه و هرجا که خواست نیروهای دولتی را هدف قرار دهد. سقوط سریع تقریبا تمامی شهرهای بزرگ افغانستان بسیاری از ناظران را شگفت‌زده کرده است. اما واقعیت این است که تقریبا در تمامی این شهرها نیروهای طالبان از یک سال پیش مستقر بودند و منتظر فرصت که ایالات متحده آمریکا باقی‌مانده نیروهای خود را بیرون ببرد. طالبان در جنگ پیروز نشد زیرا جنگی در کار نبود.

شاید خطرناک‌ترین افسانه، که اخیرا در شبکه‌های تلویزیونی ایالات متحده آمریکا نیز مطرح شد، این است که طالبان تغییر کرده است و رهبری جدیدش بیشتر به جناح «اصلاح‌طلب» و «معتدل» در جمهوری اسلامی ایران نزدیک است تا جناح «اصول‌گرا». اما یک نگاه کوتاه به پرونده هیبت‌الله آخوندزاده، سراج‌الدین حقانی، ملاعبدالغنی برادر، ذبیح‌الله مجاهد و پسران ملامحمدعمر مرحوم نشان می‌دهد که رهبری کنونی طالبان احتمالا حتی از رهبری آن در سال‌های ۱۹۹۰ افراطی‌تر، انتقامجوتر و خشک‌مغزتر است. ساخت‌و‌پاخت با آمریکا، همان‌طور که در جمهوری اسلامی ایران و تجربه «بچه‌های نیویورک» دیدیم، به معنای «معتدل» و «اصلاح‌طلب» شدن نیست.

فراموش نکنیم که در اوت سال ۲۰۰۰ طرحی که پرزیدنت بیل کلینتون برای برقراری رابطه با طالبان تمهید کرده بود در آستانه اجرا قرار داشت. این طرح سه مبلغ اساسی در واشنگتن داشت: حامد کرزی، محمد اشرف غنی احمدزی و زلمی خلیل‌زاد. بر اساس آن طرح قرار بود کرزی به‌عنوان نخستین سفیر «امارت اسلامی» طالبان در واشنگتن تعیین شود. حمله القاعده به نیویورک و واشنگتن که چند هفته بعد رخ داد، آن طرح را به سبد زباله فرستاد. با این حال، مثلث کرزی، غنی و خلیل‌زاد موفق شد نقش مهمی در تعیین سرنوشت افغانستان به دست آورد. در وقایع اخیر نیز خلیل‌زاد مبتکر معاهده آمریکا‌ـ‌طالبان در دوحه بود. غنی نقش خنثی‌کننده نیروی مقاومت افغانستان را بر عهده گرفت و کرزی اکنون به‌عنوان ریش‌سفید محلی می‌کوشد تا با تلفیق طالبان و چند گروه بی‌ریشه در کابل، راه را برای سلطه طالبان هموار کند. تعجب نکنید اگر دولت بایدن طی چند ماه آینده، با وساطت کرزی و خلیل‌زاد، امارت اسلامی طالبان را به رسمیت بشناسد و طرح کلینتون را پس از دو دهه، تحقق بخشد.

با این حال، نباید تصور کرد که تراژدی افغانستان با «The End» (پایان) هالیوودی تمام شده است. برای پژوهندگان امور افغانستان مسلم است که طالبان، مانند همگنان خود در خلافت اسلامی داعش، قادر به پی‌ریزی یک دولت به معنای متعارف آن نیست و نخواهد بود. حضور آنان در این مرحله از تاریخ افغانستان مانند حضور یک زلزله یا سیلاب در یک مقطع جغرافیایی است که به‌رغم تاثیرگذاری در کوتاه‌مدت، نمی‌تواند واقعیت پایان آن مقطع را در درازمدت تغییر دهد.

نبرد افغانستان برای آزادی و کرامت انسانی به یک توقف شدید و ناگهانی رسیده است. اما این توقف، به گمان من، کوتاه‌مدت خواهد بود و این نبرد به شکل‌های گوناگون از سر گرفته خواهد شد.



@AmirTaheri4
کارمون به یه جایی رسیده که این خیک چربی و هزاربار صیغه شده توی حکومت اسلامی هم به خودش اجازه میده بواسطه ی خیانت های @PahlaviReza ، به پادشاهی خواه ها اهانت کنه.

FrEeDoM

@TwitterMamnoe
آقای آرش جودکی @arash_joudaki کلاغ ها خبر آوردند که جنابعالی بهمراه مهدی یحیی نژاد و رفیقت مهدی ملقب به دودوزه با @PahlaviReza جلسه ای داشتید. و دودوزه همه جا ادعا میکند که جمهوری خواه شدن جناب پهلوی ماحصل آن جلسه است !!
سوال اینجاست؛ تو واقعا کی هستی و داری چه غلطی میکنی ؟
طنز ماجرا اینجاست که در صورت صحت خبر؛ #شاهزاده_رضا_پهلوی با کسی (دودوزه) جلسه و گفتگو داشته که اکانتش به همت ریپورت بچه های پادشاهی خواه و به دلیل فحاشی رکیک و جنسی به خاندان پهلوی ساسپند شد !!
خدایا به تو پناه میبرم

Reza Khosravi

‌‌‌‎در بالاترین اکانت رضا پهلوی سرباز وطن بود مهدی یحیی نژاد همه اکانتهای پادشاهی خواهان ر میبست یه اکانت پارودی بود به اسم mR pAhLaVİ
از زبون محمدرضا شاه به قدری زباله بود بعد اکانت مصدق السلطنه پارودی یکی درست کرد همین کچل9 بار اکانتشو بست
رضا پهلوی همه اینا ر میدید اما ...
Beheen

‌‎جمبولی خواه شدنش فقط به اون جلسه(در صورت وجود)مربوط نیست
بلکه نتیجه‌ی تلاش 25 ساله‌ی ۳۷ی ها و تحکیم وحشتی‌ها و اسهال طلبان نوچه‌ها شون هست حتی در دی ۷۶ هم در مصاحبه با خلجی و نوری زاده این مطلب رو بیان کرده بود
من از جلسه با نازیلا گلستان و محسن سازگارا شنیده بودم
Levi

@TwitterMamnoe