حضور اعلیحضرت شاهنشاه محمّدرضاشاه پهلوی ، علیاحضرت شهبانو فرح پهلوی ، ملكه ژوليانا و پرنس برنارد (خانواده سلطنتى هلند) در شيراز
و بازديد از تخت جمشيد و پاسارگاد؛
١٣٤٢ خورشيدى
🎖🏛
His Imperial Majesty Shahanshah Mohammad Reza, Her Majesty Empress Farah, Queen Juliana & Prince Bernhard (Netherlands Royal Family) visit of Persepolis and Pasargad; 1963
Ahora.mazdai
اینده ایران
جاوید خاندان بزرگ و ایرانساز پهلوی
@TwitterMamnoe
و بازديد از تخت جمشيد و پاسارگاد؛
١٣٤٢ خورشيدى
🎖🏛
His Imperial Majesty Shahanshah Mohammad Reza, Her Majesty Empress Farah, Queen Juliana & Prince Bernhard (Netherlands Royal Family) visit of Persepolis and Pasargad; 1963
Ahora.mazdai
اینده ایران
جاوید خاندان بزرگ و ایرانساز پهلوی
@TwitterMamnoe
یک ماه مانده به انتصابات رژیم و من هنوز کسی را ندیدم که قصد رای دادن داشته باشد. این آگاهی ملی حاصل خون پویا بختیاری ها و نوید افکاری هاست. حاصل با خون سردی موشک زدن به هواپیمای مسافربری است. حاصل هیچ انگاشتن یک ملت است.
این بلوغ سیاسی-اجتماعی مبارک ملت ایران.
ارتشبد
@TwitterMamnoe
این بلوغ سیاسی-اجتماعی مبارک ملت ایران.
ارتشبد
@TwitterMamnoe
سوسیال دمکراسی - سوسیال دمکراسی واژه دیگری است برای جنبش کمونیستی. امروزه گفتگوها بر سر آن است که ایران به سوی سوسیال دمکراسی سوق داده شود. این گفتمان، به ویژه از سوی کسانی راه اندازی شده است که برای ایران جمهوری میخواهند. واژه سوسیال دمکراسی در زبان پارسی واژهای بیگانه است و برابر آن وجود ندارد. کسانی که طبل سوسیال دمکراسی را میزنند، خودشان واژهای سر هم بندی کردهاند و سوسیال دمکراسی را «مردم سالاری جامعه خواه» مینامند.
در آغاز باید یادآور شد که سوسیال دمکراسی جنبشی است علیه شاهنشاهی. بسیار کسان که امروز درباره سوسیال دمکراسی در ایران سنگ به سینه میزنند کسانی بودند که در سرنگونی شاه ایران و حکومت مشروطه شاهنشاهی ایران فعالیت بسیار داشتند و سنگ تمام گزاشتند.
دوم سوسیال دمکراسی علیه ملیت است یعنی اینان بی وطن هستند و خود را جهان وطن مینامند و سازمان بینالمللی آنان انترناسیونال سوسیالیست نام دارد. در سال ۱۸۶۴ میلادی برابر با ۱۲۴۳ خورشیدی سازمان انترناسیونال سوسیالیست از سوی کارل مارکس در لندن بنیاد نهاده شد. حزب دموکرات کردستان ایران و حزب کومله کردستان هموندان انترناسیونال سوسیالیست میباشند. پیوندهای پایداری نیز با حزب سوسیال دمکرات آلمان و حزب کارگر در انگلستان و پارتی سوسیالیست در فرانسه و هم چنین حزب کارگری سوسیالیست در اسپانیا و حزب سوسیالیستها در پرتغال و حزب سوسیالیست در بلژیک و ... بیش از یک سد حزب و سازمان سوسیالیستی دیگر میباشد.
سوسیال دمکراسی یک ایدئولوژی سیاسی است که بر پایه ایدههای کارل مارکس بنا گردیده است. واژه کلیدی سوسیال دمکراسی همان عدالت اجتماعی است و ابزار برای پیاده کردن عدالت اجتماعی تقسیم ثروتها میان همگان است تا همگان دارایی یکسان داشته باشند. در کشورهایی که این ایدئولوژی پیاده شد مانند جمهوری دمکراتیک آلمان شرقی و یا شوروی و یا کوبا این کشورها ورشکسته شدند یعنی در پایان همگان هیچ نداشتند و تهیدست و نیازمند شدند و کسانی که کارا و شایسته بودند گوشمالی داده شدند. از آنجا که این استراتژی شکست خورد امروزه واژه دیگری را به جای عدالت اجتماعی به کار میگیرند و آن را درآمد پایه یا یونیورسال بیسیک اینکام مینامند. هر شهروندی از دولت حقوق ثابتی میگیرد چه کار بکند و چه کار نکند. اما از کجا این پول برای تقسیم میان شهروندان خواهد آمد چیزی در این باره گفته نمیشود.
بر پایه ایده کارل مارکس حزبهای سوسیال دموکراسی خود را نمایندگان کارگران صنعت خواندند. در جامعه مدرن شمار کارگرانی که در کارخانهها کار میکنند (یقه آبی) کاهش مییابد در جایی که شمار کارمندان دولت و حقوق بگیران ماهانه (یقه سفید) و دستمزد بگیران صنعتگران و پیشه وران و هم چنین دیگر کسانی که مستقل کار میکنند مانند وکیل و داروخانه دار افزایش مییابد. به کارگران ساده در کارخانهها یا یقه آبیها آموزش داده میشود و از آنان کارگران متخصص ساخته میشود و بدین سان این کارگران حرفهای درآمد بسیار بالایی خواهند داشت و مورد نیاز کارخانهها میباشند. روند دیگری که امروزه رواک دارد این است ربات ها جایگزین کارگران ساده یا یقه آبی ها می شوند. کارگران حرفهای آموزش دیده و دیگر گروههای خویش فرما و کارمندان دولت و یقه سپیدها دیگر حزبهای سوسیال دموکراسی را دیگر برنمیگزینند بلکه گرایش به حزبهای سبز و یا محافظه کار دارند و آنان را انتخاب میکنند زیرا که این گروهها از درآمد بالایی برخوردار هستند و میخواهند که درآمدشان حفظ شود و بدین گونه بماند.
در جامعههای مدرن غربی بیمههای درمانی و بیکاری و بازنشستگی وجود دارد و همه شهروندان زیر پوشش بیمهها قراردارند. این پروسه بدانجا انجامیده است که حزبهای سوسیال دمکراسی وزنه سیاسی خود را از دست داده اند. برای نمونه در کشور آلمان حزب سوسیال دمکرات کمتر از پانزده درسد رای میآورد در جایی که پنجاه سال پیش بیش از چهل درسد رای را به خود اختصاص داده بودند. در ایتالیا و فرانسه نیز همین روند روی داده است. در همه کشورهایی که به بلوک شرق شناخته شده بودند سوسیال دموکراتی دیگر جایی ندارد. حتی در کوبا سیستم سوسیال دمکراسی را میخواهند از میان بردارند. در کشور چین حزبی که بر سر کار است خود را حزب کمونیست مینامد ولی ایدیولوژی کمونیستی را دهه هاست که به دور انداختهاند.
اینکه اکنون در ایران یک حکومت سوسیال دموکراسی برقرار شود قابل فهم نیست. کسانی که چنین میاندیشند و کوشش میکنند که سوسیال دموکراسی به ایران بیاورند کوشش میکنند که ایران را در سد سال پیش نگاه دارند. این کسان در جوانی اشان سرسپردگان کمونیسم و بیگانگان بودند و در شورشی که در سال ۱۳۵۷ به راه انداختند با خمینی همراه شدند تا شاه ایران را براندازند.
@TwitterMamnoe
در آغاز باید یادآور شد که سوسیال دمکراسی جنبشی است علیه شاهنشاهی. بسیار کسان که امروز درباره سوسیال دمکراسی در ایران سنگ به سینه میزنند کسانی بودند که در سرنگونی شاه ایران و حکومت مشروطه شاهنشاهی ایران فعالیت بسیار داشتند و سنگ تمام گزاشتند.
دوم سوسیال دمکراسی علیه ملیت است یعنی اینان بی وطن هستند و خود را جهان وطن مینامند و سازمان بینالمللی آنان انترناسیونال سوسیالیست نام دارد. در سال ۱۸۶۴ میلادی برابر با ۱۲۴۳ خورشیدی سازمان انترناسیونال سوسیالیست از سوی کارل مارکس در لندن بنیاد نهاده شد. حزب دموکرات کردستان ایران و حزب کومله کردستان هموندان انترناسیونال سوسیالیست میباشند. پیوندهای پایداری نیز با حزب سوسیال دمکرات آلمان و حزب کارگر در انگلستان و پارتی سوسیالیست در فرانسه و هم چنین حزب کارگری سوسیالیست در اسپانیا و حزب سوسیالیستها در پرتغال و حزب سوسیالیست در بلژیک و ... بیش از یک سد حزب و سازمان سوسیالیستی دیگر میباشد.
سوسیال دمکراسی یک ایدئولوژی سیاسی است که بر پایه ایدههای کارل مارکس بنا گردیده است. واژه کلیدی سوسیال دمکراسی همان عدالت اجتماعی است و ابزار برای پیاده کردن عدالت اجتماعی تقسیم ثروتها میان همگان است تا همگان دارایی یکسان داشته باشند. در کشورهایی که این ایدئولوژی پیاده شد مانند جمهوری دمکراتیک آلمان شرقی و یا شوروی و یا کوبا این کشورها ورشکسته شدند یعنی در پایان همگان هیچ نداشتند و تهیدست و نیازمند شدند و کسانی که کارا و شایسته بودند گوشمالی داده شدند. از آنجا که این استراتژی شکست خورد امروزه واژه دیگری را به جای عدالت اجتماعی به کار میگیرند و آن را درآمد پایه یا یونیورسال بیسیک اینکام مینامند. هر شهروندی از دولت حقوق ثابتی میگیرد چه کار بکند و چه کار نکند. اما از کجا این پول برای تقسیم میان شهروندان خواهد آمد چیزی در این باره گفته نمیشود.
بر پایه ایده کارل مارکس حزبهای سوسیال دموکراسی خود را نمایندگان کارگران صنعت خواندند. در جامعه مدرن شمار کارگرانی که در کارخانهها کار میکنند (یقه آبی) کاهش مییابد در جایی که شمار کارمندان دولت و حقوق بگیران ماهانه (یقه سفید) و دستمزد بگیران صنعتگران و پیشه وران و هم چنین دیگر کسانی که مستقل کار میکنند مانند وکیل و داروخانه دار افزایش مییابد. به کارگران ساده در کارخانهها یا یقه آبیها آموزش داده میشود و از آنان کارگران متخصص ساخته میشود و بدین سان این کارگران حرفهای درآمد بسیار بالایی خواهند داشت و مورد نیاز کارخانهها میباشند. روند دیگری که امروزه رواک دارد این است ربات ها جایگزین کارگران ساده یا یقه آبی ها می شوند. کارگران حرفهای آموزش دیده و دیگر گروههای خویش فرما و کارمندان دولت و یقه سپیدها دیگر حزبهای سوسیال دموکراسی را دیگر برنمیگزینند بلکه گرایش به حزبهای سبز و یا محافظه کار دارند و آنان را انتخاب میکنند زیرا که این گروهها از درآمد بالایی برخوردار هستند و میخواهند که درآمدشان حفظ شود و بدین گونه بماند.
در جامعههای مدرن غربی بیمههای درمانی و بیکاری و بازنشستگی وجود دارد و همه شهروندان زیر پوشش بیمهها قراردارند. این پروسه بدانجا انجامیده است که حزبهای سوسیال دمکراسی وزنه سیاسی خود را از دست داده اند. برای نمونه در کشور آلمان حزب سوسیال دمکرات کمتر از پانزده درسد رای میآورد در جایی که پنجاه سال پیش بیش از چهل درسد رای را به خود اختصاص داده بودند. در ایتالیا و فرانسه نیز همین روند روی داده است. در همه کشورهایی که به بلوک شرق شناخته شده بودند سوسیال دموکراتی دیگر جایی ندارد. حتی در کوبا سیستم سوسیال دمکراسی را میخواهند از میان بردارند. در کشور چین حزبی که بر سر کار است خود را حزب کمونیست مینامد ولی ایدیولوژی کمونیستی را دهه هاست که به دور انداختهاند.
اینکه اکنون در ایران یک حکومت سوسیال دموکراسی برقرار شود قابل فهم نیست. کسانی که چنین میاندیشند و کوشش میکنند که سوسیال دموکراسی به ایران بیاورند کوشش میکنند که ایران را در سد سال پیش نگاه دارند. این کسان در جوانی اشان سرسپردگان کمونیسم و بیگانگان بودند و در شورشی که در سال ۱۳۵۷ به راه انداختند با خمینی همراه شدند تا شاه ایران را براندازند.
@TwitterMamnoe
همین جرثومهها از سوی خمینی بیرون انداخته شدند و اکنون که جمهوری اسلامی در حال ریزش است میخواهند رویاهای جوانی شان را پیاده کنند و بر روی صحنه بیاورند. مردم ایران برای این گونه آزمایشهای ایدئولوگهای ورشکسته جایی ندارد. مردم ایران آن حکومتی را میخواهند که میشناسند یعنی حکومت مشروطه شاهنشاهی. این گونه آزمایشهای سیاسی از سوی تبعیدشدگان مانند افغانستان و عراق کشورهایی که در آن جمهوری بر پا کردند نشان میدهد که این جمهوریها در این سرزمینها به کار نمیآیند. همه کسانی که مدعی هستند باید روی فرم حکومت رفراندوم باید بر پا کرد در واقع میخواهند یک جمهوری در ایران بر پا کنند. مردم ایران نیازی به رفراندوم ندارند زیرا که میدانند چه میخواهند.
شاهنشاه ایران محمدرضا شاه پهلوی آریامهر در کتاب تمدن بزرگ به نوشتار درآورد که در ایران مدرن هر ایرانی از دم زاده شدن تا آخرین دم که در این جهان است زیر پوشش بیمههای اجتماعی زندگی با رفاهی خواهد داشت همانند کشورهای اروپایی. شاهنشاه ایران بیش از پنجاه سال پیش برنامهای برای جامعه ایران در سر داشتند که بسیار مدرنتر و پیشرفته تر از آنچه که کلههای ناقص سوسیال دموکرات میگویند کسانی که برای ایران دوباره نقشههای نابودکننده در پیش دارند. اگر این سوسیال دموکراتها در آن زمان از شاهنشاه ایران پشتیبانی میکردند ویزیون شاهنشاه ایران دههها بود که در ایران پیاده شده بود و مردم ایران گدایان گرسنه در خیابانها و سرگردان در کمپهای پناهندگی نبودند.
https://www.mashruteh.org/wiki/index.php?title=%D8%B3%D9%88%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D9%84_%D8%AF%D9%85%D9%88%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%B3%DB%8C
@TwitterMamnoe
شاهنشاه ایران محمدرضا شاه پهلوی آریامهر در کتاب تمدن بزرگ به نوشتار درآورد که در ایران مدرن هر ایرانی از دم زاده شدن تا آخرین دم که در این جهان است زیر پوشش بیمههای اجتماعی زندگی با رفاهی خواهد داشت همانند کشورهای اروپایی. شاهنشاه ایران بیش از پنجاه سال پیش برنامهای برای جامعه ایران در سر داشتند که بسیار مدرنتر و پیشرفته تر از آنچه که کلههای ناقص سوسیال دموکرات میگویند کسانی که برای ایران دوباره نقشههای نابودکننده در پیش دارند. اگر این سوسیال دموکراتها در آن زمان از شاهنشاه ایران پشتیبانی میکردند ویزیون شاهنشاه ایران دههها بود که در ایران پیاده شده بود و مردم ایران گدایان گرسنه در خیابانها و سرگردان در کمپهای پناهندگی نبودند.
https://www.mashruteh.org/wiki/index.php?title=%D8%B3%D9%88%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D9%84_%D8%AF%D9%85%D9%88%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%B3%DB%8C
@TwitterMamnoe
Forwarded from پادشاهیخواهان توئیتر
آماشالا یدالله خان بیگدلی یار دیرین رضاشاه کبیر
Thank you for your service
Lebo
حواستون هست که به طور کلی واژه دوموکرات! رمز شب کمونیست مخفی هاست. حالا که فهمیدید از این به بعد گوشتون رو بیشتر تیز کنید.
Simo
@TwitterMamnoe
Thank you for your service
Lebo
حواستون هست که به طور کلی واژه دوموکرات! رمز شب کمونیست مخفی هاست. حالا که فهمیدید از این به بعد گوشتون رو بیشتر تیز کنید.
Simo
@TwitterMamnoe
Forwarded from Amir Taheri امیر طاهری
مساله فلسطین ؛ از نگاه شاه فقید و آیتالله ها – تحلیلی از روزنامه نگار و تحلیل گر ارشد، دکتر امیر طاهری
هفته گذشته در دیداری با هیأت نمایندگی حماس، بخش فلسطینی اخوان المسلمین، رهبر جمهوری اسلامی، آیتالله علی خامنهای، مسأله فلسطین را «قضیه اول و مهمترین مسأله دنیای اسلام» خواند و از فلسطینیان خواست که با «مقاومت و فداکاری» برای «آزادی قدس و فلسطین از چنگال صهیونیستها» بکوشند.
این که آیا فلسطین، مسألهای که میتواند صورتهای گوناگون داشته باشد، «قضیه اول و مهمترین مسأله دنیای اسلام» هست یا نه، قابل بحث است. نزدیک به ۱.۵ میلیارد مسلمان با بسیار مسائل دیگر روبرو هستند: رژیمهای استبدادی و غالبا فاسد در بسیاری کشورهای با اکثریت مسلمان، عقب ماندگی اقتصادی و علمی، معضلات اجتماعی، تنشهای قومی و شکاف روز افزون طبقاتی از این زمرهاند. حتا اگر مسأله فلسطین را در ابعاد سنتی آن بنگریم – به ویژه حضور آوارگانی که پس از چند نسل هنوز در آرزوی بازگشت به زادگاه پدران یا نیاکان خود هستند، تکیه آیتالله بر این مطلب به آسانی پذیرفتنی نیست. آیا نزدیک به یک میلیون مسلمان برمهای یا روهینجا که از زادگاه خود بیرون رانده شدهاند، از نظر آیتالله انسانهای درجه دوم هستند؟ و آیا دیده یا شنیدهاید که آیتالله حتی یک بار و حداقل با یک جمله از کشتار و پراگندگی قوم چچن ابراز تأسف کرده باشد؟ همچنین، آنچه جمهوری خلق چین هم اکنون در ترکستان خاوری یا شینجان با مسلمانان اویغور میکند، هرگز توجه آیتالله را جلب نکرده است.
مسأله فلسطین را به دو صورت میتوان بررسی کرد. در صورت اول ما با نبرد دو قوم، اسرائیلی و عرب، بر سر یک خاک روبرو هستیم نه با یک مسأله دینی یا مذهبی. این مسأله دستکم از نظر تئوریک میتواند دو راهحل داشته باشد. راه حل اول تفاهم بر سر همزیستی است که استراتژی «دو کشور برای دو ملت»، را توجیه میکند. راه حل دوم کوشش دو ملت متخاصم برای حذف یکدیگر است.
صورت دوم مسأله فلسطین، سوء استفادهای است که مستبدان عرب از آن کردهاند. جمال عبدالناصر، صدام حسین، حافظ الاسد، معمر القذافی و دیگران برای انحراف افکار عمومی از بدکاری یا دستکم ندانم کاری خویش، مسأله فلسطین را دستاویز قرار دادهاند. آنان با هزینه پرداخت شده به شکل رنجها و حتا خون دادن فلسطینیها، خود را در هیأت قهرمان مقاومت و مبارزه جلوه دادهاند. آقای خامنهای این الگوی رسوا شده را پذیرفته است و میکوشد با کوبیدن بر طبل فلسطین، کمبودها و شکستهای حکومت خود را ناچیز جلوه دهد. در سخنان طولانی خود برای هیأت حماس، «رهبر» جمهوری اسلامی یاد آور شد که «مقاومت فلسطین»، که روزی با سنگ مبارزه میکرد، امروز به خاطر کمکهای تهران، به «موشکهای نقطهزن» مجهز شده است و این یعنی «احساس پیشرفت».
مشاهده کامل در تلگراف
@AmirTaheri4
هفته گذشته در دیداری با هیأت نمایندگی حماس، بخش فلسطینی اخوان المسلمین، رهبر جمهوری اسلامی، آیتالله علی خامنهای، مسأله فلسطین را «قضیه اول و مهمترین مسأله دنیای اسلام» خواند و از فلسطینیان خواست که با «مقاومت و فداکاری» برای «آزادی قدس و فلسطین از چنگال صهیونیستها» بکوشند.
این که آیا فلسطین، مسألهای که میتواند صورتهای گوناگون داشته باشد، «قضیه اول و مهمترین مسأله دنیای اسلام» هست یا نه، قابل بحث است. نزدیک به ۱.۵ میلیارد مسلمان با بسیار مسائل دیگر روبرو هستند: رژیمهای استبدادی و غالبا فاسد در بسیاری کشورهای با اکثریت مسلمان، عقب ماندگی اقتصادی و علمی، معضلات اجتماعی، تنشهای قومی و شکاف روز افزون طبقاتی از این زمرهاند. حتا اگر مسأله فلسطین را در ابعاد سنتی آن بنگریم – به ویژه حضور آوارگانی که پس از چند نسل هنوز در آرزوی بازگشت به زادگاه پدران یا نیاکان خود هستند، تکیه آیتالله بر این مطلب به آسانی پذیرفتنی نیست. آیا نزدیک به یک میلیون مسلمان برمهای یا روهینجا که از زادگاه خود بیرون رانده شدهاند، از نظر آیتالله انسانهای درجه دوم هستند؟ و آیا دیده یا شنیدهاید که آیتالله حتی یک بار و حداقل با یک جمله از کشتار و پراگندگی قوم چچن ابراز تأسف کرده باشد؟ همچنین، آنچه جمهوری خلق چین هم اکنون در ترکستان خاوری یا شینجان با مسلمانان اویغور میکند، هرگز توجه آیتالله را جلب نکرده است.
مسأله فلسطین را به دو صورت میتوان بررسی کرد. در صورت اول ما با نبرد دو قوم، اسرائیلی و عرب، بر سر یک خاک روبرو هستیم نه با یک مسأله دینی یا مذهبی. این مسأله دستکم از نظر تئوریک میتواند دو راهحل داشته باشد. راه حل اول تفاهم بر سر همزیستی است که استراتژی «دو کشور برای دو ملت»، را توجیه میکند. راه حل دوم کوشش دو ملت متخاصم برای حذف یکدیگر است.
صورت دوم مسأله فلسطین، سوء استفادهای است که مستبدان عرب از آن کردهاند. جمال عبدالناصر، صدام حسین، حافظ الاسد، معمر القذافی و دیگران برای انحراف افکار عمومی از بدکاری یا دستکم ندانم کاری خویش، مسأله فلسطین را دستاویز قرار دادهاند. آنان با هزینه پرداخت شده به شکل رنجها و حتا خون دادن فلسطینیها، خود را در هیأت قهرمان مقاومت و مبارزه جلوه دادهاند. آقای خامنهای این الگوی رسوا شده را پذیرفته است و میکوشد با کوبیدن بر طبل فلسطین، کمبودها و شکستهای حکومت خود را ناچیز جلوه دهد. در سخنان طولانی خود برای هیأت حماس، «رهبر» جمهوری اسلامی یاد آور شد که «مقاومت فلسطین»، که روزی با سنگ مبارزه میکرد، امروز به خاطر کمکهای تهران، به «موشکهای نقطهزن» مجهز شده است و این یعنی «احساس پیشرفت».
مشاهده کامل در تلگراف
@AmirTaheri4
Telegraph
INDEPENDENT
July 30, 2019 مساله فلسطین از نگاه شاه و آیتالله خامنهای موشکهای نقطهزن برای فلسطینیها دستاوردی جز درگیریهای پر هزینه با اسرائیل نداشته است امیر طاهری پنج شنبه 3 مرداد 1398 برابر با 25 ژوئیه 2019 AFP هفته گذشته در دیداری با هیأت نمایندگی حماس، بخش…
Forwarded from Amir Taheri امیر طاهری
اما پیشرفت به سوی چه چیزی؟ مبارزه فلسطینیها با سنگپرانی «انتفاضه» دستکم منجر به شناسایی سازمان آزادی فلسطین و استقرار دستگاه خودگران فلسطین در رام الله گردید. موشکهای نقطهزن آقای خامنهای تا کنون دستاوردی برای فلسطینیها جز درگیریهای نابرابر و پر هزینه با اسرائیل و اختلاف میان احزاب فلسطینی نداشته است.
آقای خامنهای مدعی شده که ایران پیش از روی کار آمدن آقای خمینی، به مسأله فلسطین بیاعتنا بود. او فراموش میکند که ایران یکی از پنج کشوری بود که در سال ۱۹۴۷ میلادی از سوی سازمان ملل مأمور یافتن راهحلی برای مسأله فلسطین گردید. نصرالله انتظام سفیر شاه در سازمان ملل متحد، رئیس کمیسیون قیمومیتهای سازمان ملل بود – کمیسیونی که مسأله فلسطین یکی از موضوعات کارش به شمار میرفت. همان کمیسیون طرح ایجاد دو دولت اسرائیلی و عربی را تهیه کرد که با مخالفت دولتهای عرب و انگلستان روبرو گردید و به جنگ ۱۹۴۸ منجر شد.
در ۱۹۴۹ ایران یکی از بنیانگذاران آژانس کمک و سازندگی سازمان ملل UNWRA بود و تا پایان دوران شاه در ۱۹۷۹ یکی از منابع تأمین نیازهای مالی آن به شمار میرفت.
در زمان شاه نوع کمکهای ایران به مردم فلسطین با نوع کمکهای که در دوران حکومت آیتاللهها عرضه میشود، فرق داشت. از سال ۱۹۷۱ تا ۱۹۷۹ ایران با سرمایه گذاری در تأسیس دهها دبستان و دبیرستان در اردن و لبنان، هزاران کودک و نوجوان فلسطینی را از آموزش بهرهمند ساخت. جمهوری اسلامی، برعکس حتا یک کلاس درس هم برای فلسطینیان تاسیس نکرده است – البته بجز کلاسهای لازم برای به کار بردن «موشکهای نقطهزن». در زمان شاه، شیر و خورشید سرخ ایران – که اکنون «هلال احمر» خوانده میشود با تاسیس بیش از ۳۰ کلینیک، خدمات پزشکی لازم را به بسیار آوارگان فلسطینی در سوریه، لبنان و اردن هاشمی عرضه میکرد.
در صحنه دپیلماتیک نقش ایران پیش از انقلاب در تدوین و تصویب بسیار قطعنامههای اساسی سازمان ملل در مورد فلسطین- بویژه قطعنامه ۲۴۲ - برای همگان روشن است. برگزاری نخستین کنفرانس سران اسلامی در رباط، به کوشش مشترک شاه ایران و ملک فیصل پادشاه سعودی، راه را برای هماهنگ کردن مواضع دولتهای مسلمان در مورد فلسطین، با توجه ویژه به مسأله بیتالمقدس (اورشلیم) باز کرد.
شناسایی دوفاکتو اسرائیل از سوی ایران به ایجاد یک کانال گفت و شنود غیر مستقیم بین اسرائیل و اعراب کمک کرد و راه را برای سفر تاریخی انور سادات رئیس جمهور مصر به اسرائیل گشود.
در کنفرانس سران اسلامی در رباط، شاه خواستار « اقدامات صلح آمیز و سازنده» برای پایان دادن به تراژدی فلسطین شد. او گفت: «سعی نکنیم از رنج فلسطینیان سوء استفاده کنیم و از آنان بخواهیم خود را فدا کنند تا ما ژست قهرمانی بگیریم!»
در یک شام با یک دوست دیرین فلسطینی، که سالها عضو برجسته هیأتهای فلسطینی در مذاکرات صلح بوده است، از او پرسیدم: از ایران چه میخواهد؟ جوابش این بود: لطفا برای ما سنگ به سینه نزنید!
@AmirTaheri4
آقای خامنهای مدعی شده که ایران پیش از روی کار آمدن آقای خمینی، به مسأله فلسطین بیاعتنا بود. او فراموش میکند که ایران یکی از پنج کشوری بود که در سال ۱۹۴۷ میلادی از سوی سازمان ملل مأمور یافتن راهحلی برای مسأله فلسطین گردید. نصرالله انتظام سفیر شاه در سازمان ملل متحد، رئیس کمیسیون قیمومیتهای سازمان ملل بود – کمیسیونی که مسأله فلسطین یکی از موضوعات کارش به شمار میرفت. همان کمیسیون طرح ایجاد دو دولت اسرائیلی و عربی را تهیه کرد که با مخالفت دولتهای عرب و انگلستان روبرو گردید و به جنگ ۱۹۴۸ منجر شد.
در ۱۹۴۹ ایران یکی از بنیانگذاران آژانس کمک و سازندگی سازمان ملل UNWRA بود و تا پایان دوران شاه در ۱۹۷۹ یکی از منابع تأمین نیازهای مالی آن به شمار میرفت.
در زمان شاه نوع کمکهای ایران به مردم فلسطین با نوع کمکهای که در دوران حکومت آیتاللهها عرضه میشود، فرق داشت. از سال ۱۹۷۱ تا ۱۹۷۹ ایران با سرمایه گذاری در تأسیس دهها دبستان و دبیرستان در اردن و لبنان، هزاران کودک و نوجوان فلسطینی را از آموزش بهرهمند ساخت. جمهوری اسلامی، برعکس حتا یک کلاس درس هم برای فلسطینیان تاسیس نکرده است – البته بجز کلاسهای لازم برای به کار بردن «موشکهای نقطهزن». در زمان شاه، شیر و خورشید سرخ ایران – که اکنون «هلال احمر» خوانده میشود با تاسیس بیش از ۳۰ کلینیک، خدمات پزشکی لازم را به بسیار آوارگان فلسطینی در سوریه، لبنان و اردن هاشمی عرضه میکرد.
در صحنه دپیلماتیک نقش ایران پیش از انقلاب در تدوین و تصویب بسیار قطعنامههای اساسی سازمان ملل در مورد فلسطین- بویژه قطعنامه ۲۴۲ - برای همگان روشن است. برگزاری نخستین کنفرانس سران اسلامی در رباط، به کوشش مشترک شاه ایران و ملک فیصل پادشاه سعودی، راه را برای هماهنگ کردن مواضع دولتهای مسلمان در مورد فلسطین، با توجه ویژه به مسأله بیتالمقدس (اورشلیم) باز کرد.
شناسایی دوفاکتو اسرائیل از سوی ایران به ایجاد یک کانال گفت و شنود غیر مستقیم بین اسرائیل و اعراب کمک کرد و راه را برای سفر تاریخی انور سادات رئیس جمهور مصر به اسرائیل گشود.
در کنفرانس سران اسلامی در رباط، شاه خواستار « اقدامات صلح آمیز و سازنده» برای پایان دادن به تراژدی فلسطین شد. او گفت: «سعی نکنیم از رنج فلسطینیان سوء استفاده کنیم و از آنان بخواهیم خود را فدا کنند تا ما ژست قهرمانی بگیریم!»
در یک شام با یک دوست دیرین فلسطینی، که سالها عضو برجسته هیأتهای فلسطینی در مذاکرات صلح بوده است، از او پرسیدم: از ایران چه میخواهد؟ جوابش این بود: لطفا برای ما سنگ به سینه نزنید!
@AmirTaheri4
عکس کرانه رودخانه کارون در شهر اهواز سال ۱۳۵۴ از توماس نبوریک انگلیسی، و در سوی راست کرانه کارون سال ۱۴۰۰ اثر مدفوع الله خامنهای!
Radman
@TwitterMamnoe
Radman
@TwitterMamnoe
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Kay-Khosro
آتوسا یک تنه رهبری و هماهنگیِ یک کُنش کم مانند بر علیه #فرقه_تبهکار را چندین هفته به دوش کشیده است
اگر او «زن» است، آن مادینهٔ فاندبگیرِ شوهرنایاکی ساکن نیویورک چیست
#جاویدشاه
atusa sabagh
درود و سپاس از شما هموطنانمان ،که امروز هم از راه دور همراه ما بودید.برنامه روز بعد ادامه کمپین اعتراضی رو با توجه خبرها و ادامه چانه زنی ها به آگاهی تان میرسانیم.خیالتون راحت ما همچنان در میدان خواهیم بود.✌✌
#نه_به_جمهوری_اسلامی
#جاویدشاه
@TwitterMamnoe
آتوسا یک تنه رهبری و هماهنگیِ یک کُنش کم مانند بر علیه #فرقه_تبهکار را چندین هفته به دوش کشیده است
اگر او «زن» است، آن مادینهٔ فاندبگیرِ شوهرنایاکی ساکن نیویورک چیست
#جاویدشاه
atusa sabagh
درود و سپاس از شما هموطنانمان ،که امروز هم از راه دور همراه ما بودید.برنامه روز بعد ادامه کمپین اعتراضی رو با توجه خبرها و ادامه چانه زنی ها به آگاهی تان میرسانیم.خیالتون راحت ما همچنان در میدان خواهیم بود.✌✌
#نه_به_جمهوری_اسلامی
#جاویدشاه
@TwitterMamnoe
🛑 نمایش سه خودرو ایرانى ژیان، پیکان جوانان و مهاری ، هامبورگ آلمان سال ۱۹۷۵ میلادی
#خودروی_ملی #ژیان #مهاری #پیکان_جوانان #تولید_ملی #صنعت_خودرو #نوستالژیک
#دوران_پهلوی
تاریخ در تصویر
@TwitterMamnoe
#خودروی_ملی #ژیان #مهاری #پیکان_جوانان #تولید_ملی #صنعت_خودرو #نوستالژیک
#دوران_پهلوی
تاریخ در تصویر
@TwitterMamnoe
Sir Morgan Freeman
روز بزرگداشت #فردوسی آرامگاهش را بسته و چند آخوند اهریمن درون آرامگاه همایش برگزار کردند. لابد همایش تازی پرستی و راهکارهای ایران ستیزی
میراث
#روز_بزرگداشت_فردوسی
@TwitterMamnoe
روز بزرگداشت #فردوسی آرامگاهش را بسته و چند آخوند اهریمن درون آرامگاه همایش برگزار کردند. لابد همایش تازی پرستی و راهکارهای ایران ستیزی
میراث
#روز_بزرگداشت_فردوسی
@TwitterMamnoe
Forwarded from پادشاهیخواهان توئیتر
رژیم از که میترسد؟ مسعود مولوی چون فسادش را افشا میکند نتیجه اینکه با هزینه سنگین مخالف خطرناک واقعی را از میان بر میدارد
از امثال قمیکلا نمیترسد چون مزدوری بیش نيستند
نتیجه چیست؟
گل سر، رقص، خانه میلیاردی، شهرت، کمیسیون، شوهر نایاکی!
چطور میتوانید اینقدر ابله باشید؟!
فی الواقع آنچه بر ما میگذرد تنها چیزی است که حقیقت را بدون هیچ پوشش زرین و دروغینی افشا میکند
مخالفان واقعی و هشیار و تسلیم نشدنی، با خباثت و ناپاکی و دروغ و غارت و فساد،در خون خود میرقصند
شیادان دست نشانده بیسواد پاپتی که برای انحراف از فساد و غارت مزد میگیرند بر خون ملت!
مهندسی معکوس
@TwitterMamnoe
از امثال قمیکلا نمیترسد چون مزدوری بیش نيستند
نتیجه چیست؟
گل سر، رقص، خانه میلیاردی، شهرت، کمیسیون، شوهر نایاکی!
چطور میتوانید اینقدر ابله باشید؟!
فی الواقع آنچه بر ما میگذرد تنها چیزی است که حقیقت را بدون هیچ پوشش زرین و دروغینی افشا میکند
مخالفان واقعی و هشیار و تسلیم نشدنی، با خباثت و ناپاکی و دروغ و غارت و فساد،در خون خود میرقصند
شیادان دست نشانده بیسواد پاپتی که برای انحراف از فساد و غارت مزد میگیرند بر خون ملت!
مهندسی معکوس
@TwitterMamnoe