🔴مستند ترور رزمآرا؛ رازگشایی یا آدرس غلط؟
1/6) اخیراً مستندی در جمهوری اسلامی راجع به زندگی و ترور تیمسار رزمآرا به وسیلۀ یک باند هوادار مصدق ساخته شده که کوشیده از مسئولیت جبهه ملی و مصدق در ترور رزمآرا بکاهد و اتهام و گمانهزنی را متوجه شاه فقید کند.
چند مورد در این رابطه:
2/6) در مستند مذکور به نقل از حسین مکی در کمیسیون نفت مجلس که در روز واقعه میگوید به هنگام شنیدن خبر ترور رزمآرا، "رئیس گفت به ما ربطی ندارد. به کارتون ادامه بدید" سعی شده اشاره نشود که رئیس کمیسیون مصدق بود و هیچ تعجبی از ترور نکرد و همۀ اعضای کمیسیون از واکنش مصدق متحیر شدند.
3/6) در این مستند تنها اشاره میشود که مجلس برای عفو قاتل رزمآرا، ماده واحده به تصویب رساند. اما نمیگوید که پیشنهاد دهندگان این ماده واحده جملگی از اعضای جبهه ملی و نزدیکان مصدق بودند که چنین عمل حیرتآوری که نقض مسلم و بی سابقۀ استقلال قوا و حقوق شهروندی بود را مرتکب شدند.
4/6)در ادامه به منظور همرأی و نظر نمایاندن شاه با عفو قاتل، تأکید شد که شاه هم ماده واحدۀ مصوب مجلس را امضاء کرد.
این دیگر شیادی با تاریخ است. چراکه مطابق متمم اصل 49 قانون اساسی مشروطه، شاه هرگز نمیتواند اجرای قوانین مصوبه را به تعویق بیاندازد یا توقیف کند.لذا امضایش نمادین است.
5/6)در ادامۀ آدرس غلط از نوع امضای شاه، در این مستند ادعا شده وقتی مصدق در "حصر" بود، وی را برای پروندۀ رزمآرا به دادگاه خواستند.
میکوشد اینگونه القا کند که "حصر" در زمان شاه هم مسبوق به سابقه بوده، همینطور به دروغ مصدق را محصور میخوانند که او هرگز نبود.
M.R.Reza دکتر رضا
@TwitterMamnoe
1/6) اخیراً مستندی در جمهوری اسلامی راجع به زندگی و ترور تیمسار رزمآرا به وسیلۀ یک باند هوادار مصدق ساخته شده که کوشیده از مسئولیت جبهه ملی و مصدق در ترور رزمآرا بکاهد و اتهام و گمانهزنی را متوجه شاه فقید کند.
چند مورد در این رابطه:
2/6) در مستند مذکور به نقل از حسین مکی در کمیسیون نفت مجلس که در روز واقعه میگوید به هنگام شنیدن خبر ترور رزمآرا، "رئیس گفت به ما ربطی ندارد. به کارتون ادامه بدید" سعی شده اشاره نشود که رئیس کمیسیون مصدق بود و هیچ تعجبی از ترور نکرد و همۀ اعضای کمیسیون از واکنش مصدق متحیر شدند.
3/6) در این مستند تنها اشاره میشود که مجلس برای عفو قاتل رزمآرا، ماده واحده به تصویب رساند. اما نمیگوید که پیشنهاد دهندگان این ماده واحده جملگی از اعضای جبهه ملی و نزدیکان مصدق بودند که چنین عمل حیرتآوری که نقض مسلم و بی سابقۀ استقلال قوا و حقوق شهروندی بود را مرتکب شدند.
4/6)در ادامه به منظور همرأی و نظر نمایاندن شاه با عفو قاتل، تأکید شد که شاه هم ماده واحدۀ مصوب مجلس را امضاء کرد.
این دیگر شیادی با تاریخ است. چراکه مطابق متمم اصل 49 قانون اساسی مشروطه، شاه هرگز نمیتواند اجرای قوانین مصوبه را به تعویق بیاندازد یا توقیف کند.لذا امضایش نمادین است.
5/6)در ادامۀ آدرس غلط از نوع امضای شاه، در این مستند ادعا شده وقتی مصدق در "حصر" بود، وی را برای پروندۀ رزمآرا به دادگاه خواستند.
میکوشد اینگونه القا کند که "حصر" در زمان شاه هم مسبوق به سابقه بوده، همینطور به دروغ مصدق را محصور میخوانند که او هرگز نبود.
M.R.Reza دکتر رضا
@TwitterMamnoe
Telegraph
مستند ترور رزمآرا؛ رازگشایی یا آدرس غلط؟
مستند ترور رزمآرا؛ رازگشایی یا آدرس غلط؟ 1/6) اخیراً مستندی در جمهوری اسلامی راجع به زندگی و ترور تیمسار رزمآرا به وسیلۀ یک باند هوادار مصدق ساخته شده که کوشیده از مسئولیت جبهه ملی و مصدق در ترور رزمآرا بکاهد و اتهام و گمانهزنی را متوجه شاه فقید کند.…
اینکه امروز یک #مارکسیست تا نزدیکی کاندیداتوری ریاست جمهوری آمریکا بالا میآید، تا حد زیادی محصول خروجی کالجهای آمریکا در دو دهه اخیره. چپ افراطی واقعا این یک قلم را مدیون این کارگاههای مغزشویی است
داون آندر
@TwitterMamnoe
داون آندر
@TwitterMamnoe
⚠️اشاره ای به رابطه تبلیغات در سیاست
در دنیای امروز، رابطه تبلیغات و سیاست چنان درهم تنیده است که بدون فهم تبلیغات، محال است درکی کانونی از سیاست بدست آوریم. چرا تبلیغات اینقدر مهم است؟
روند تاثیرگذاری سیاست بیش از آنکه بر ساخت افکار عمومی تکیه زند، تمرکزش روی برانگیختن عواطف انسانی است. عواطف که همراه شود، انسانها همراه شده اند! اهالی سیاست بیشتر روی "تاثیر مقطعی" سرمایه گذاری میکنند، به همین خاطر تبلیغات -که وسیله فروش ایده است- سخت بکارشان می آید.
موارد تبلیغاتی در سیاست فراوان است، اینجا من فقط به استفاده از تصویر میپردازم. یک تصویر چه پیامی دارد؟
یک تصویر سیاسی تک منظوره نیست و تنها جنبه خبری ندارد. یک تصویر سعی دارد ایده ای را به مخاطب القا کند، بدون اینکه مخاطب خود متوجه اش باشد! کار تصویر، بازی روی عواطف است.
درست به همین خاطر، "نشانه شناسی" بکار ما می آید تا به درکی فرای خبری از یک تصویر برسیم و سیاست پشت آن تصویر را بازشناسیم.
نشانه شناسی در واقع خواندن میان خطوط/بسترشناسی/نیت خوانی یک تصویر سیاسی است.
در تصویری که بر پیشانی این #رشته_توییت خورده، ما با یک زندانی سیاسی زن طرف هستیم با یکسری شاخصه های روانشناسانه و ساختاری:
- او زن است و در بیمارستان زندان ولایت بی حجاب و با آرایش ملایم عکس بیرون میدهد،
- به این زندانی سیاسی دارد انسانی رسیدگی میشود چون در بیمارستان است،
وضعیت ظاهری (آرایش، ابروهای برداشته، صورت تمیز، گوشواره بلند فانتزی، یک پرده گوشت صورت و سرخی آن، الخ) و لبخند رضایتمندانه او در تضاد با خاطره ی جمعی ایرانی از زندان/زندان سیاسی است.
پیام این تصویر، چه خود آتنا بخواهد یا نخواهد، این است که "وضعیت آنقدرها هم بد نیست!"
ما از نیت آتنا خبر نداریم از اینرو قضاوت ما صرفاً مبتنی بر جنبه تبلیغاتی تصویر اوست. چه بسا او را مجبور کرده باشند؟ چه بسا او برای کم کردن از مجازات به این رویه تن داده؟ هر احتمالی در زندان جمهوری اسلامی ممکن است. هر چه هست، یک تصویر سیاسی با قضاوت روبرو خواهد شد.
نکته دیگر سابقه ای است که از "زندانیان سیاسی" رژیم در دست است. خیل عظیم صادراتی ها و زندانیان فیک باعث شده که افکار عمومی به این روند ظنین شود. این ظن، خود مزید بر علت است که افراد به اینگونه عکس ها به دیده ی شک بنگرند، خصوصاً اگر با تصویری که ما در ذهن از زندان داریم نخواند.
در برخورد با مسئله تبلیغات در سیاست بایستی بردباری مان را بیشتر و تعصب مان را تا آنجا که ممکن است کمتر کنیم و به یک تصویر تنها بعنوان یک تصویر ننگریم. هر تصویری در دنیای تبلیغات، یک پیام کلی و چند پیام فرعی در مغزه ی خود دارد و مخاطب را در وضعیت "پذیرش اجباری" قرار میدهد.
مخاطب ایرانی طبق تجربه 41 ساله با رژیم دریافته است، وقتی دستگاه تبلیغاتی آشکار/نهان رژیم نام کسی را در بوق میکند، قضیه ی آن فرد بودار است! به تجربه دریافته ایم که برای صادراتی ها نخست سابقه "زندان سیاسی" و "اعتصاب غذا" تراشیدند، بعد صادر شدند!
آیا عجیب نیست که مثلاً حسین درخشان که 7 سال زندانی بوده یا اکبر گنجی که تا پای مرگ رفته به محضی که صادر شدند به بلندگوی عمده تبلیغاتی رژیم تبدیل شدند؟! طبرزدی که زندانی مادام العمر است شاید نمونه گویاتری باشد!
این چه زندانی است که شخص را به طرفدار رژیم تبدیل میکند؟!
گرفتاری عمده بسیاری، ساده گیری جنبه تبلیغاتی رژیم و طرفداران پراکنده آن در جهان است. این افراد به پیچیده ترین شگردهای تبلیغاتی مجهز هستند و در فعالیت های خود از بهترین مشاورین تبلیغاتی سود می جویند.
پیام یک تصویر را با نشانه شناسی، رجوع به سابقه و پیوندهای آن میشود فهمید.
Majid Zohari
اگر کارکرد واقعی تبلیغات و قدرت شگفتانگیز آن در لاپوشانی حقایق رو میخواید به خوبی متوجه بشید به حال و روز کنونی حزب کمونیست چین نگاه کنید که به خاطر پروپاگاندای تبلیغاتی گستردهاش در جهان چگونه مظلومنمایی میکند و خیلیها متوجه نمیشن حزب کمونیست چه بلایی سر جهان اورده است.
Tuiter
@TwitterMamnoe
در دنیای امروز، رابطه تبلیغات و سیاست چنان درهم تنیده است که بدون فهم تبلیغات، محال است درکی کانونی از سیاست بدست آوریم. چرا تبلیغات اینقدر مهم است؟
روند تاثیرگذاری سیاست بیش از آنکه بر ساخت افکار عمومی تکیه زند، تمرکزش روی برانگیختن عواطف انسانی است. عواطف که همراه شود، انسانها همراه شده اند! اهالی سیاست بیشتر روی "تاثیر مقطعی" سرمایه گذاری میکنند، به همین خاطر تبلیغات -که وسیله فروش ایده است- سخت بکارشان می آید.
موارد تبلیغاتی در سیاست فراوان است، اینجا من فقط به استفاده از تصویر میپردازم. یک تصویر چه پیامی دارد؟
یک تصویر سیاسی تک منظوره نیست و تنها جنبه خبری ندارد. یک تصویر سعی دارد ایده ای را به مخاطب القا کند، بدون اینکه مخاطب خود متوجه اش باشد! کار تصویر، بازی روی عواطف است.
درست به همین خاطر، "نشانه شناسی" بکار ما می آید تا به درکی فرای خبری از یک تصویر برسیم و سیاست پشت آن تصویر را بازشناسیم.
نشانه شناسی در واقع خواندن میان خطوط/بسترشناسی/نیت خوانی یک تصویر سیاسی است.
در تصویری که بر پیشانی این #رشته_توییت خورده، ما با یک زندانی سیاسی زن طرف هستیم با یکسری شاخصه های روانشناسانه و ساختاری:
- او زن است و در بیمارستان زندان ولایت بی حجاب و با آرایش ملایم عکس بیرون میدهد،
- به این زندانی سیاسی دارد انسانی رسیدگی میشود چون در بیمارستان است،
وضعیت ظاهری (آرایش، ابروهای برداشته، صورت تمیز، گوشواره بلند فانتزی، یک پرده گوشت صورت و سرخی آن، الخ) و لبخند رضایتمندانه او در تضاد با خاطره ی جمعی ایرانی از زندان/زندان سیاسی است.
پیام این تصویر، چه خود آتنا بخواهد یا نخواهد، این است که "وضعیت آنقدرها هم بد نیست!"
ما از نیت آتنا خبر نداریم از اینرو قضاوت ما صرفاً مبتنی بر جنبه تبلیغاتی تصویر اوست. چه بسا او را مجبور کرده باشند؟ چه بسا او برای کم کردن از مجازات به این رویه تن داده؟ هر احتمالی در زندان جمهوری اسلامی ممکن است. هر چه هست، یک تصویر سیاسی با قضاوت روبرو خواهد شد.
نکته دیگر سابقه ای است که از "زندانیان سیاسی" رژیم در دست است. خیل عظیم صادراتی ها و زندانیان فیک باعث شده که افکار عمومی به این روند ظنین شود. این ظن، خود مزید بر علت است که افراد به اینگونه عکس ها به دیده ی شک بنگرند، خصوصاً اگر با تصویری که ما در ذهن از زندان داریم نخواند.
در برخورد با مسئله تبلیغات در سیاست بایستی بردباری مان را بیشتر و تعصب مان را تا آنجا که ممکن است کمتر کنیم و به یک تصویر تنها بعنوان یک تصویر ننگریم. هر تصویری در دنیای تبلیغات، یک پیام کلی و چند پیام فرعی در مغزه ی خود دارد و مخاطب را در وضعیت "پذیرش اجباری" قرار میدهد.
مخاطب ایرانی طبق تجربه 41 ساله با رژیم دریافته است، وقتی دستگاه تبلیغاتی آشکار/نهان رژیم نام کسی را در بوق میکند، قضیه ی آن فرد بودار است! به تجربه دریافته ایم که برای صادراتی ها نخست سابقه "زندان سیاسی" و "اعتصاب غذا" تراشیدند، بعد صادر شدند!
آیا عجیب نیست که مثلاً حسین درخشان که 7 سال زندانی بوده یا اکبر گنجی که تا پای مرگ رفته به محضی که صادر شدند به بلندگوی عمده تبلیغاتی رژیم تبدیل شدند؟! طبرزدی که زندانی مادام العمر است شاید نمونه گویاتری باشد!
این چه زندانی است که شخص را به طرفدار رژیم تبدیل میکند؟!
گرفتاری عمده بسیاری، ساده گیری جنبه تبلیغاتی رژیم و طرفداران پراکنده آن در جهان است. این افراد به پیچیده ترین شگردهای تبلیغاتی مجهز هستند و در فعالیت های خود از بهترین مشاورین تبلیغاتی سود می جویند.
پیام یک تصویر را با نشانه شناسی، رجوع به سابقه و پیوندهای آن میشود فهمید.
Majid Zohari
اگر کارکرد واقعی تبلیغات و قدرت شگفتانگیز آن در لاپوشانی حقایق رو میخواید به خوبی متوجه بشید به حال و روز کنونی حزب کمونیست چین نگاه کنید که به خاطر پروپاگاندای تبلیغاتی گستردهاش در جهان چگونه مظلومنمایی میکند و خیلیها متوجه نمیشن حزب کمونیست چه بلایی سر جهان اورده است.
Tuiter
@TwitterMamnoe
Telegraph
اشاره ای به رابطه تبلیغات در سیاست
1. اشاره ای به رابطه تبلیغات در سیاست اینرا برای محبوبه و شکیلا مینویسم: @KhanoomShad @shakilmonfared 1. در دنیای امروز، رابطه تبلیغات و سیاست چنان درهم تنیده است که بدون فهم تبلیغات، محال است درکی کانونی از سیاست بدست آوریم. چرا تبلیغات اینقدر مهم است؟ ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖…
Forwarded from Amir Taheri امیر طاهری
⚡ایران: اصلاحطلبان؛ بین «بلوا» و «وضع موجود»
کسانی که خواستار «تغییر رژیم» و نه «تغییر درون رژیم» هستند، میتوانند مدعی مشروعیت بیشتری باشند
«از اشتباهات خود درس بگیریم!» این جملهای است که این روزها البته به شکلها گوناگون در سخنرانیها و مقالات مقامات جمهوری اسلامی ایران و قشر مبلغ آن تکرار میشود.
در نگاه نخست، این جمله ممکن است به عنوان نشانهای از آمادگی جمهوری اسلامی ایران برای تجدیدنظر در سیاستهای راهبردی و مواضع مسلکی خود قلمداد شود. اما یک خوانش دقیقتر نشان میدهد که درس گرفتن از اشتباهات گذشته، کاری است که دیگران در کشورهای گوناگون میبایستی مورد توجه قرار دهد. جمهوری اسلامی ایران هرگز اشتباهی نکرده است که بخواهد از آن درس بگیرد.
با این حال، یک خوانش باز هم دقیقتر میتواند برداشتی متفاوت ارائه دهد. بعضی مقامات و اندیشمندان رژیم، به طور تلویحی همیشه دست به عصا، نمیپذیرند که جمهوری اسلامی ایران نیز ممکن است، نیازمند تجدیدنظر در باورها رفتارها و کردار خود باشد.
در بعضی موارد ورود به میدان مینگذاری شده، یعنی پذیرفتن نیاز به تجدیدنظر در سیاستها، از طریق جهانیسازی مسئله است. مثلا محمدباقر قالیباف، ژنرال بازنشسته سپاه پاسداران که اخیرا به نمایندگی مجلس شورای اسلامی ایران برگزیده شده است، از احتمال تغییر در دادههای جهانی سخن میگوید. بدین سال پیام او این است که وقتی دادههای اساسی جهانی دگرگون میشود، نباید انتظار داشت که جمهوری اسلامی ایران از هر گونه تغییر و اصلاح بینیاز بماند.
یک ژنرال بازنشسته دیگر سپاه، محسن رضایی، نیز در همین زمینه قلمفرسایی کرده است. در حالی که قالیباف معتقد است که دنیای پساکرونا شاهد نیرومند شدن دولتها خواهد شد، رضایی با الهام از نوام چامسکی، زبانشناس و جامعهشناس چپگرای آمریکایی، خواستار یک صفبندی جدید انقلابی در مقیاس جهانی است. با این حال، او نیز نمیپذیرد که دولت به عنوان یک نهاد، از قدرتها و مسئولیتهای بیشتری برخوردار خواهد شد.
توجه هر دو ژنرال بازنشسته به اهمیت نقش دولت به عنوان یک نهاد مرکزی، ممکن است تا حدی مربوط باشد به جاهطلبی هر دو که سالهاست که آرزومند بهدست آوردن مقام ریاست جمهوری هستند. در حال حاضر ایران فاقد یک دولت به معنای عام آن است، زیرا آنچه دولت خوانده میشود، مسئولیت دارد اما قدرت ندارد. بدین سان، تغییر در آينده تنها میتواند به معنای بازگرداندن قدرت به دولت، به عنوان نهاد مرکزی کشور، باشد. در آن صورت، نهادی که میبایست حذف شود، ولایت فقیه با همه مخلفات آن است.
همین مضمون را در مقالهای از عباس عبدی، یکی ار گروگانگیران سفارت آمریکا در آغاز انقلاب و یکی از چهرههای اصلاحطلب در حال حاضر، میتوان دید. او از «بازنگری در شیوه حکمرانی» سخن میگوید. اما این بازنگری بدون انتقاد جدی از کردوکار جمهوری اسلامی ایران در چهار دهه گذشته، ممکن نخواهد بود. از این مهمتر، بازنگری بدون توان یا محمل اقدام به تغییرات اساسی، چیزی جز یک بازی روشنفکرمآبانه نخواهد بود.
جالب این است که مبلغان بازنگری و درس گرفتن از اشتباهات، نمیگویند که چه مرجعی و در چه چارچوبی میبایست به این امر مهم بپردازد. گمان من همواره این بوده است که «نظام ملکوتی به خاطر معایب بنیادیاش، از آغاز مکانیسمی برای اصلاح و تغییر در چارچوب کلی رژیم ندارد. بدینسان، آرزوهای قالیباف و رضایی و عبدی، حتی اگر جدی و صمیمی هم باشند، با حفظ نظام کنونی ممکن نخواهد بود.
Independentpersian
@AmirTaheri4
کسانی که خواستار «تغییر رژیم» و نه «تغییر درون رژیم» هستند، میتوانند مدعی مشروعیت بیشتری باشند
«از اشتباهات خود درس بگیریم!» این جملهای است که این روزها البته به شکلها گوناگون در سخنرانیها و مقالات مقامات جمهوری اسلامی ایران و قشر مبلغ آن تکرار میشود.
در نگاه نخست، این جمله ممکن است به عنوان نشانهای از آمادگی جمهوری اسلامی ایران برای تجدیدنظر در سیاستهای راهبردی و مواضع مسلکی خود قلمداد شود. اما یک خوانش دقیقتر نشان میدهد که درس گرفتن از اشتباهات گذشته، کاری است که دیگران در کشورهای گوناگون میبایستی مورد توجه قرار دهد. جمهوری اسلامی ایران هرگز اشتباهی نکرده است که بخواهد از آن درس بگیرد.
با این حال، یک خوانش باز هم دقیقتر میتواند برداشتی متفاوت ارائه دهد. بعضی مقامات و اندیشمندان رژیم، به طور تلویحی همیشه دست به عصا، نمیپذیرند که جمهوری اسلامی ایران نیز ممکن است، نیازمند تجدیدنظر در باورها رفتارها و کردار خود باشد.
در بعضی موارد ورود به میدان مینگذاری شده، یعنی پذیرفتن نیاز به تجدیدنظر در سیاستها، از طریق جهانیسازی مسئله است. مثلا محمدباقر قالیباف، ژنرال بازنشسته سپاه پاسداران که اخیرا به نمایندگی مجلس شورای اسلامی ایران برگزیده شده است، از احتمال تغییر در دادههای جهانی سخن میگوید. بدین سال پیام او این است که وقتی دادههای اساسی جهانی دگرگون میشود، نباید انتظار داشت که جمهوری اسلامی ایران از هر گونه تغییر و اصلاح بینیاز بماند.
یک ژنرال بازنشسته دیگر سپاه، محسن رضایی، نیز در همین زمینه قلمفرسایی کرده است. در حالی که قالیباف معتقد است که دنیای پساکرونا شاهد نیرومند شدن دولتها خواهد شد، رضایی با الهام از نوام چامسکی، زبانشناس و جامعهشناس چپگرای آمریکایی، خواستار یک صفبندی جدید انقلابی در مقیاس جهانی است. با این حال، او نیز نمیپذیرد که دولت به عنوان یک نهاد، از قدرتها و مسئولیتهای بیشتری برخوردار خواهد شد.
توجه هر دو ژنرال بازنشسته به اهمیت نقش دولت به عنوان یک نهاد مرکزی، ممکن است تا حدی مربوط باشد به جاهطلبی هر دو که سالهاست که آرزومند بهدست آوردن مقام ریاست جمهوری هستند. در حال حاضر ایران فاقد یک دولت به معنای عام آن است، زیرا آنچه دولت خوانده میشود، مسئولیت دارد اما قدرت ندارد. بدین سان، تغییر در آينده تنها میتواند به معنای بازگرداندن قدرت به دولت، به عنوان نهاد مرکزی کشور، باشد. در آن صورت، نهادی که میبایست حذف شود، ولایت فقیه با همه مخلفات آن است.
همین مضمون را در مقالهای از عباس عبدی، یکی ار گروگانگیران سفارت آمریکا در آغاز انقلاب و یکی از چهرههای اصلاحطلب در حال حاضر، میتوان دید. او از «بازنگری در شیوه حکمرانی» سخن میگوید. اما این بازنگری بدون انتقاد جدی از کردوکار جمهوری اسلامی ایران در چهار دهه گذشته، ممکن نخواهد بود. از این مهمتر، بازنگری بدون توان یا محمل اقدام به تغییرات اساسی، چیزی جز یک بازی روشنفکرمآبانه نخواهد بود.
جالب این است که مبلغان بازنگری و درس گرفتن از اشتباهات، نمیگویند که چه مرجعی و در چه چارچوبی میبایست به این امر مهم بپردازد. گمان من همواره این بوده است که «نظام ملکوتی به خاطر معایب بنیادیاش، از آغاز مکانیسمی برای اصلاح و تغییر در چارچوب کلی رژیم ندارد. بدینسان، آرزوهای قالیباف و رضایی و عبدی، حتی اگر جدی و صمیمی هم باشند، با حفظ نظام کنونی ممکن نخواهد بود.
Independentpersian
@AmirTaheri4
Telegraph
ایران: اصلاحطلبان؛ بین «بلوا» و «وضع موجود»
ایران: اصلاحطلبان؛ بین «بلوا» و «وضع موجود» کسانی که خواستار «تغییر رژیم» و نه «تغییر درون رژیم» هستند، میتوانند مدعی مشروعیت بیشتری باشند امیر طاهری جمعه ۲۲ فروردین ۱۳۹۹ برابر با ۱۰ آوریل ۲۰۲۰
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تفاوت پادشاهی و جمهوری تفاوت قرمه سبزی و فسنجون نیست!
پادشاهی هویت تاریخی ماست!
نمیتوان به سلیقه میراث تاریخی یک ملت را دگرگون کرد!
من یک پادشاهی خواهم و تنها وظیفه ای که برای خود میدانم دفاع از سامانه پادشاهی در این فضاست
#KingdomWithPahlavi
#بازگشت_به_مشروطه
Azad
@TwitterMamnoe
پادشاهی هویت تاریخی ماست!
نمیتوان به سلیقه میراث تاریخی یک ملت را دگرگون کرد!
من یک پادشاهی خواهم و تنها وظیفه ای که برای خود میدانم دفاع از سامانه پادشاهی در این فضاست
#KingdomWithPahlavi
#بازگشت_به_مشروطه
Azad
@TwitterMamnoe
از تن روانم رفته است سویِ شَهانم رفته است
این راه آخر رفتنیست ،پیرُ جوانم رفته است
تیر از کمانم رفته است از آرمانم رفته است
بر چشمُ بر قلبِ همه ،اهریمنانم رفته است
شاهِ زمانم رفته است آن خاندانم رفته است
با رفتنِ نیکان ز مُلک ،نامُ نشانم رفته است
از مُلک نانم رفته است روزی رسانم رفته است
آسان نمیگیرم به خود ،چونکه امانم رفته است
آن قهرمانم رفته است آن پهلوانم رفته است
ارتش نمی بینم دلیر ،شاه از یگانم رفته است
آن مهربانم رفته است هم مِهرگانم رفته است
بد بر وطن کردیدُ بد ،بر کودکانم رفته است
شیرین زبانم رفته است شاهِ جهانم رفته است
خورشیدُ ماهِ این وطن ،از آسمانم رفته است
آن کاروانم رفته است هم ساربانم رفته است
من مانده ام در نیمه رَه ،آن راه دانم رفته است
نیرو ز جانم رفته است تابُ توانم رفته است
خنجر زدیدَم بی هوا ،در استخوانم رفته است
آن سایبانم رفته است رنگِ کیانم رفته است
از پرچمِ ایرانزمین ،شیرِ ژیانم رفته است
هم دودمان رفته است هم خانِمان رفته است
غم میخورم غم میخورم ،جایُ مکانم رفته است
هم بوستانم رفته است دُرِ گرانم رفته است
با پهلوی باز آورید ،آنچه که خوانم رفته است
م.ص
درویش
@TwitterMamnoe
این راه آخر رفتنیست ،پیرُ جوانم رفته است
تیر از کمانم رفته است از آرمانم رفته است
بر چشمُ بر قلبِ همه ،اهریمنانم رفته است
شاهِ زمانم رفته است آن خاندانم رفته است
با رفتنِ نیکان ز مُلک ،نامُ نشانم رفته است
از مُلک نانم رفته است روزی رسانم رفته است
آسان نمیگیرم به خود ،چونکه امانم رفته است
آن قهرمانم رفته است آن پهلوانم رفته است
ارتش نمی بینم دلیر ،شاه از یگانم رفته است
آن مهربانم رفته است هم مِهرگانم رفته است
بد بر وطن کردیدُ بد ،بر کودکانم رفته است
شیرین زبانم رفته است شاهِ جهانم رفته است
خورشیدُ ماهِ این وطن ،از آسمانم رفته است
آن کاروانم رفته است هم ساربانم رفته است
من مانده ام در نیمه رَه ،آن راه دانم رفته است
نیرو ز جانم رفته است تابُ توانم رفته است
خنجر زدیدَم بی هوا ،در استخوانم رفته است
آن سایبانم رفته است رنگِ کیانم رفته است
از پرچمِ ایرانزمین ،شیرِ ژیانم رفته است
هم دودمان رفته است هم خانِمان رفته است
غم میخورم غم میخورم ،جایُ مکانم رفته است
هم بوستانم رفته است دُرِ گرانم رفته است
با پهلوی باز آورید ،آنچه که خوانم رفته است
م.ص
درویش
@TwitterMamnoe
Telegram
📎
اینکه چند روز پیش #منشه_امیر تحلیل گر و مفسر سیاسی اسرائیلی در تحلیل سیاسی هفتگیش میگه جهان داره قبول میکنه رهبری معتبرتر از @PahlaviReza برای براندازی حکومت ج.ا نیست و اینکه پمپئو در مصاحبش میگه ایران معمولی چون نروژ(کشور پادشاهی)،ندا از خبرهای بسیار خوب داره
پیروزی نزدیک است✌️
👑تیمسار سپهبد خلبان نادر جهانبانی👑
@TwitterMamnoe
پیروزی نزدیک است✌️
👑تیمسار سپهبد خلبان نادر جهانبانی👑
@TwitterMamnoe
جان کلام این است:در خیزش این باره ، مردم ایران تنها نخواهند ماند.جهانی با آنهاست.
حاصل اطاق فکر رژیم درین روزهای کرونایی این بود: ادامه تحریم مردم از سوی خامنه ای،تهدید به کشتار جمعی ملت ،از سوی روحانی و مانور نظامی-دون کیشوتی سپاه ،علیه مردم،به کمک رفیق و شفیق جدید اش کرونای چینی.آنچه خامنه ای آشکارا گفت و آنچه روحانی در خفا(بهترست دو میلیون با کرونا کشته شوند تا سی میلیون بریزند به خیابانها)حاکی از این است.که رژیم از کرونای چینی،بعنوان متحد طبیعی خود، علیه مردم،حداکثر استفاده را می کند و این امر یعنی غایت وحشت رژیم از خیزش مردم. وقتی به بهانه کرونا، که با چشم غیر مسلح قابل رویت نیست،اجرای مانور نظامی در خیابانها،از سوی رهبر رژیم توصیه و تدارک دیده میشود.یعنی به رخ کشیدن قدرت سرکوب رژیم ،به ملتی کرونا زده،اما آنچه درین ماجرا از ذهن بیمار رژیم بدور است. به جان رسیدن نهایی مردم و انفجار سیل آسای خشم ملی بغض کرده ،در سینه هایی است.که دیگرچیزی ندارند.از دست بدهند.
از سوی دیگر در محافل پشت پرده غرب،گفته مبشود. شریک جرم بودن رژیم، با چین در جهانگیرشدن کرونا و نیز رفتارهای ضد بشری و تشدید و خرابی عمدی اوضاع مردم ایران، در ایام کرونایی،تائید این امر است.که رژیم در اوج بحران ها ،همچون همیشه در خلوت خود،دنبال تحقق غایت آمال و آرزوهایش، یعنی اتمی کردن نظام خویش و به مرحله تولید نهایی رساندن بمب اتمی در خفا، با استفاده از شلوغی بازار است و اینکه ،اگر کرونا متحد طبیعی رژیم ،درین ماجراست. متحد طبیعی بقیه جهان، با مردم ایران ،بخاطر درد مشترک است.تا با یک تیر دو نشان بزنند. یعنی در خیزش مردم در کنار و متحد آنان بوده، تا هم از شر رژیم،شرارت ها و بمب اتمی اش، در امان باشند و هم با تبدیل ایران ،به یک کشور دولت ملت این جهانی و متمدن،پروسه تروریسم بین المللی را ،یک بار و برای همیشه ،از جامعه جهانی ریشه کن نمایند و سرانجام اینکه ،روس و چین نیز، ملیجک خود را از دست میدهند و بیش ازین نمیتوانند ،علیه جهان آزاد، سم پاشی و خرابکاری نمایند.جان کلام این که: در خیزش این باره، بخاطر درد مشترک،مردم ایران تنها نخواهند ماند.جهانی با آنهاست.
علی اکبر امید مهر
@TwitterMamnoe
حاصل اطاق فکر رژیم درین روزهای کرونایی این بود: ادامه تحریم مردم از سوی خامنه ای،تهدید به کشتار جمعی ملت ،از سوی روحانی و مانور نظامی-دون کیشوتی سپاه ،علیه مردم،به کمک رفیق و شفیق جدید اش کرونای چینی.آنچه خامنه ای آشکارا گفت و آنچه روحانی در خفا(بهترست دو میلیون با کرونا کشته شوند تا سی میلیون بریزند به خیابانها)حاکی از این است.که رژیم از کرونای چینی،بعنوان متحد طبیعی خود، علیه مردم،حداکثر استفاده را می کند و این امر یعنی غایت وحشت رژیم از خیزش مردم. وقتی به بهانه کرونا، که با چشم غیر مسلح قابل رویت نیست،اجرای مانور نظامی در خیابانها،از سوی رهبر رژیم توصیه و تدارک دیده میشود.یعنی به رخ کشیدن قدرت سرکوب رژیم ،به ملتی کرونا زده،اما آنچه درین ماجرا از ذهن بیمار رژیم بدور است. به جان رسیدن نهایی مردم و انفجار سیل آسای خشم ملی بغض کرده ،در سینه هایی است.که دیگرچیزی ندارند.از دست بدهند.
از سوی دیگر در محافل پشت پرده غرب،گفته مبشود. شریک جرم بودن رژیم، با چین در جهانگیرشدن کرونا و نیز رفتارهای ضد بشری و تشدید و خرابی عمدی اوضاع مردم ایران، در ایام کرونایی،تائید این امر است.که رژیم در اوج بحران ها ،همچون همیشه در خلوت خود،دنبال تحقق غایت آمال و آرزوهایش، یعنی اتمی کردن نظام خویش و به مرحله تولید نهایی رساندن بمب اتمی در خفا، با استفاده از شلوغی بازار است و اینکه ،اگر کرونا متحد طبیعی رژیم ،درین ماجراست. متحد طبیعی بقیه جهان، با مردم ایران ،بخاطر درد مشترک است.تا با یک تیر دو نشان بزنند. یعنی در خیزش مردم در کنار و متحد آنان بوده، تا هم از شر رژیم،شرارت ها و بمب اتمی اش، در امان باشند و هم با تبدیل ایران ،به یک کشور دولت ملت این جهانی و متمدن،پروسه تروریسم بین المللی را ،یک بار و برای همیشه ،از جامعه جهانی ریشه کن نمایند و سرانجام اینکه ،روس و چین نیز، ملیجک خود را از دست میدهند و بیش ازین نمیتوانند ،علیه جهان آزاد، سم پاشی و خرابکاری نمایند.جان کلام این که: در خیزش این باره، بخاطر درد مشترک،مردم ایران تنها نخواهند ماند.جهانی با آنهاست.
علی اکبر امید مهر
@TwitterMamnoe
#توجه
🔴 کانال #پاسارگادنیوز به ادرس زیر انتقال پیدا کرده است
👇👇👇👇
https://t.me/joinchat/AAAAAEcV5zgJCHlIwulupA
🔴 کانال #پاسارگادنیوز به ادرس زیر انتقال پیدا کرده است
👇👇👇👇
https://t.me/joinchat/AAAAAEcV5zgJCHlIwulupA
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نظر استاد امیر طاهری @AmirTaheri4، نسبت به #جنگ و افرادی که خواهان #حمله_نظامی به #ایران هستند👇👇
(مصاحبه قدیمی)
#جاویدشاه
#پاینده_ایرانشاهی https://twitter.com/venus48527670/status/1245758292128751616
Venus👑
@TwitterMamnoe
(مصاحبه قدیمی)
#جاویدشاه
#پاینده_ایرانشاهی https://twitter.com/venus48527670/status/1245758292128751616
Venus👑
@TwitterMamnoe
Forwarded from AlborzDreams
حالا که تک تیراندازهای حکومت، پویا را کشته بودند، بهرام بیشتر تحت تاثیر حرف های پویا قرار گرفته بود. به بهرام و خانواده اش اجازه نداده بودند برای پویا عزاداری کنند و پیکر پویا را هم با حضور نیروهای سپاه به خاک سپرده بودند. چه فریادهایی که بهرام و پدر و مادرش فروخورده بودند. پدر و مادرش به یکباره سال ها پیر شده بودند و بهرام با دیدن چهره ی غمگین آنها، از ته دل خشمگین می شد. خشم او از این بود که نمی توانست کاری کند. قاتلان پویا هم قتل او را به گردن اراذل و اوباش انداخته بودند و خود پویا را در این جنایت رخ داده، مقصر می دانستند.
رمان «ایران، به زودی»-کوروش قربانی
@kouroshartbook
رمان «ایران، به زودی»-کوروش قربانی
@kouroshartbook
در اين سه هفته اخير كه در ايتاليا بطور دائم تحت قرنطينه شديد هستيم، جبر زمانه حكم ميكند كه همه در منزل خود را محفوظ نگاه داريم.
بخواهى يا نه من وقت بيشترى داشتم تا وقايع دنيا و عكس العمل ملت و دولت ايتاليا را بررسى، تحقيق و مداقه كنم و انرا در اين شرايط بسيار حساس، حاد و بحرانى بامردم خودمان و حكومت اخوندا مقايسه كنم.
اول بايد در نظر گرفت كه تعداد تلفات،
مرگ مير و ضايعات مستقيم و جانبى اين ويروس خطرناك در ايتاليا بسيار بالا بوده.
البته به دو علت، يكى اينكه بر خلاف چين كه يك حكومت تك حزبى ديكتاتورى كمونيست است، و سران ان ميتوانند در هر وحله و مكانى حكومت نظامى اعلام كرده، و قرنطينه عمومى اعلام كنند.
همانطور كه اين كار را از اغاز اين بلا و ناخوشى همه گير و جانگير كردند.
ايتاليا يك دمكراسى پارلمانى است و اگر نخست وزير در شروع اين ناخوشى اعلام قرنطينه و مسدود كردن رفت امد ميكرد او را ديوانه ميپنداشتند چون دلايل واضح و كاملى هنوز وجود نداشت.
دوم اينكه بافت اجتماعى ايتاليائيها بسيار شبيه ملت ايران است و به ميهمانى رفت امد فاميلى بسيار اهميت ميدهند.
اين امر باعث شد كه جوانانى كه بديدن پدر و مادر بزرگشان ميرفتند ويروس را سرايت و شيوع دهند.
چون ايتاليا ركورد طول عمر و ديرپائى را در دنيا دارد اين بلا در ميان سالمندان كه يك بيمارى هم از قبل داشتند كشتار و قتل عام فجيع كرد.
فرق اصلى مابين ايتاليا و ايران اين است كه در اينجا اقلاً مردم در شفافيت، وضوح، و فرانمائى تعداد تلف شده گان راميدانند، اما در ايران انگار امارى را كه اخوندا ميدهند فقط نوك ايز برگ يا يخ غلتان است.
در حقيقت تا حالا هيچكس نميداند تعداد تلف شده گان در ايران چقدر است.
اما موضوع واقعاً زننده وبيزار كننده انهائى هستند، كه از اين بلاى ناگهانى ميخواهند يك استفاده سياسى، اقتصادى بكنند.
بكسى پوشيده نيست كه اخوندا ميخواهند از اين بيمارى استفاده كنند تا شايداز خارج مقدارى پول تو دست بالشان بيايد.
موضوع ديگر اينست كه باز دوباره شايعه پراكنى را شروع كرده و تئوريهاى دسيسه و توطئه را مابين مردم پخش ميكنند، و يك عده ادم ساده لو و احمق هم اين تئوريهاى اخوندا را با آب تاب بيشتر در بين مردم شيوع داده و تبليغ ميكنند.
در لحظه شروع بيمارى گفتند امريكائيها ويروس را در ازمايشگاهاى خود ساخته اند كه چين را از سر راهشان بردارند.
بعداً گفتند اين چينيها هستند كه ميخواهند امريكا خلع سلاح كنند، بعد گفتند نه اين اسرائيل است براى نابودى ملت ما با كمك و يارمندى بهائيها و گلوباليستها جهانى.
من در حيرت هستم كه چگونه يك عده نادان هم با شاخ برگ دادن به اين
چرنديات ذهن مردم ما را بطور دائم و پى در پى از مسئله و سرگردانى اصلى، كه عدم و فقدان يك حكومت قابل اعتبار و اطمينان است به دور ميكنند.
اين بيمارى همه گير يك بلاى جهانى است هيچ ملتى نميتواند به بطور يكتا و تنها از پس ان بر بيآيد، با فرق بر اين كه كشورهاى مانند ايتاليا و اسپانيا كه در شرايط خطير هستند از كمك مالى و پشتيبانى جهانى و متحدين خود بر خوردارند.
دولت اخوندا كه از زمان روكار امدن كارى بجز گروگان گيرى، تهديد كشورهاى منطقه، راكت پرانى، تروريست پرورى، اتش پراكنى،قتل، ترور، و كشتار مخالفان خود در داخل و خارج كار ديگرى نكرده است، چون در جمع كشورهاى متمدن از هيچ
قدر و منزلت، حيثيت، و اعتبارى برخوردار نيست حتى يك وام از بانك جهانى هم نميتواند بگيرد.
بديهى و خود پيدا است كه در اين فاجعه اسفناك بسيار زيادى از هموطنان ما تلف خواهندشد، ولى
بعد از اين بلاى ناگهانى ما بايد از شر
و موذيگرى اخوند، ملا، جن گير، دعا نويس، نوحه خوان، خودمان را رها كنيم .
در هر دو حالت ما به اتحاد و هم بستگى قوى چه از داخل و چه از خارج احتياج داريم.
از ديد اينجانب در اين لحظات حساس و سرنوشت ساز، شاهزاده رضا پهلوى تنها شخصى است كه ميتواند در اتحاد، ائتلاف و انسجام ايرانيان در خارج و همبستگى مطلق در داخل ايران بما كمك كند.
Mehrdad Shirvani
@TwitterMamnoe
بخواهى يا نه من وقت بيشترى داشتم تا وقايع دنيا و عكس العمل ملت و دولت ايتاليا را بررسى، تحقيق و مداقه كنم و انرا در اين شرايط بسيار حساس، حاد و بحرانى بامردم خودمان و حكومت اخوندا مقايسه كنم.
اول بايد در نظر گرفت كه تعداد تلفات،
مرگ مير و ضايعات مستقيم و جانبى اين ويروس خطرناك در ايتاليا بسيار بالا بوده.
البته به دو علت، يكى اينكه بر خلاف چين كه يك حكومت تك حزبى ديكتاتورى كمونيست است، و سران ان ميتوانند در هر وحله و مكانى حكومت نظامى اعلام كرده، و قرنطينه عمومى اعلام كنند.
همانطور كه اين كار را از اغاز اين بلا و ناخوشى همه گير و جانگير كردند.
ايتاليا يك دمكراسى پارلمانى است و اگر نخست وزير در شروع اين ناخوشى اعلام قرنطينه و مسدود كردن رفت امد ميكرد او را ديوانه ميپنداشتند چون دلايل واضح و كاملى هنوز وجود نداشت.
دوم اينكه بافت اجتماعى ايتاليائيها بسيار شبيه ملت ايران است و به ميهمانى رفت امد فاميلى بسيار اهميت ميدهند.
اين امر باعث شد كه جوانانى كه بديدن پدر و مادر بزرگشان ميرفتند ويروس را سرايت و شيوع دهند.
چون ايتاليا ركورد طول عمر و ديرپائى را در دنيا دارد اين بلا در ميان سالمندان كه يك بيمارى هم از قبل داشتند كشتار و قتل عام فجيع كرد.
فرق اصلى مابين ايتاليا و ايران اين است كه در اينجا اقلاً مردم در شفافيت، وضوح، و فرانمائى تعداد تلف شده گان راميدانند، اما در ايران انگار امارى را كه اخوندا ميدهند فقط نوك ايز برگ يا يخ غلتان است.
در حقيقت تا حالا هيچكس نميداند تعداد تلف شده گان در ايران چقدر است.
اما موضوع واقعاً زننده وبيزار كننده انهائى هستند، كه از اين بلاى ناگهانى ميخواهند يك استفاده سياسى، اقتصادى بكنند.
بكسى پوشيده نيست كه اخوندا ميخواهند از اين بيمارى استفاده كنند تا شايداز خارج مقدارى پول تو دست بالشان بيايد.
موضوع ديگر اينست كه باز دوباره شايعه پراكنى را شروع كرده و تئوريهاى دسيسه و توطئه را مابين مردم پخش ميكنند، و يك عده ادم ساده لو و احمق هم اين تئوريهاى اخوندا را با آب تاب بيشتر در بين مردم شيوع داده و تبليغ ميكنند.
در لحظه شروع بيمارى گفتند امريكائيها ويروس را در ازمايشگاهاى خود ساخته اند كه چين را از سر راهشان بردارند.
بعداً گفتند اين چينيها هستند كه ميخواهند امريكا خلع سلاح كنند، بعد گفتند نه اين اسرائيل است براى نابودى ملت ما با كمك و يارمندى بهائيها و گلوباليستها جهانى.
من در حيرت هستم كه چگونه يك عده نادان هم با شاخ برگ دادن به اين
چرنديات ذهن مردم ما را بطور دائم و پى در پى از مسئله و سرگردانى اصلى، كه عدم و فقدان يك حكومت قابل اعتبار و اطمينان است به دور ميكنند.
اين بيمارى همه گير يك بلاى جهانى است هيچ ملتى نميتواند به بطور يكتا و تنها از پس ان بر بيآيد، با فرق بر اين كه كشورهاى مانند ايتاليا و اسپانيا كه در شرايط خطير هستند از كمك مالى و پشتيبانى جهانى و متحدين خود بر خوردارند.
دولت اخوندا كه از زمان روكار امدن كارى بجز گروگان گيرى، تهديد كشورهاى منطقه، راكت پرانى، تروريست پرورى، اتش پراكنى،قتل، ترور، و كشتار مخالفان خود در داخل و خارج كار ديگرى نكرده است، چون در جمع كشورهاى متمدن از هيچ
قدر و منزلت، حيثيت، و اعتبارى برخوردار نيست حتى يك وام از بانك جهانى هم نميتواند بگيرد.
بديهى و خود پيدا است كه در اين فاجعه اسفناك بسيار زيادى از هموطنان ما تلف خواهندشد، ولى
بعد از اين بلاى ناگهانى ما بايد از شر
و موذيگرى اخوند، ملا، جن گير، دعا نويس، نوحه خوان، خودمان را رها كنيم .
در هر دو حالت ما به اتحاد و هم بستگى قوى چه از داخل و چه از خارج احتياج داريم.
از ديد اينجانب در اين لحظات حساس و سرنوشت ساز، شاهزاده رضا پهلوى تنها شخصى است كه ميتواند در اتحاد، ائتلاف و انسجام ايرانيان در خارج و همبستگى مطلق در داخل ايران بما كمك كند.
Mehrdad Shirvani
@TwitterMamnoe
خبرها حاکی از آن است که امروز مصطفی سلیمی زندان سیاسی کرد اعدام شد.
هم میهنان کردستانیم ؛
با صراحت و بدون هیچگونه تعارفی همانگونه که در مستند سناریوی چپاول نیز نوشته ام در اینجا نیز اعلام میکنم
مصطفی سلیمی از همان شهری امروز اعدام شد که اتفاقا از همان شهر من با چشمان خودم افرادی( برخی از این افراد رو در سناریوی چپاول با مشخصات کامل معرفی نموده ام) را دیدم که با تمام وجودشان در خدمت این نظام جهل و جور فساد بودند و منابع و سرمایه های کشورمان را به تاراج می بردند و باز هم اتفاقا بخشی از این ثروت و سامان کشورمان را در اقلیم کردستان عراق صرف مزدور سازی خود میکردند که در چنین روزهایی مصطفی سلیمی ها رو تحویل این حکومت نمایند تا به جوخه اعدام سپرده شود
هم میهن کردستانی ام ؛ درد هنگامی مضاعف می شود که بگویم همین مزدورانی که اجیر شده بودند ثروت و سامان سرزمینمان را به یغما ببرند دقیقا همینها نیز بودند که دم از تجزیه طلبی می زدند و به قول خودشان مدافع حقوق قوم کرد بودند و همینها بودند که موازی با چپاول سرمایه های کشورمان مامور این نیز بودند تا شغالوار در میان مردم سربلند کردستان بخزند و با اشاعه پدیده شومی مانند جدایی طلبی و استقلال و این قبیل اراجیف، مانع این بشوند که شیرمردان و شیرزنان این مرزو بوم در کنار یکدیگر قرار بگیرند و متحد شوند ،
زیرا چپاولگران به خوبی می دانند که تنها در ایجاد تفرقه میان ما می توانند به راحتی هرچه تمامتر چپاولمان کنند
هم میهنان عزیز
می خواهم این را بگویم که اگر قرار بر اعدام باشد باید آنانکه برای هموار کردن راه اربابانشان جهت چپاول سرمایه هایمان و نیز پراکندن بذر نفرت و دشمنی بین اقوام سرافراز ایران زمین ، اجیر می شوند و به خدمت گرفته می شوند اعدام شوند نه مصطفی سلیمی ها که بر علیه همین نکبتی ها به مبارزه برخاسته است البته به شخصه امیدوارم سلیمی جرمش اقدام مسلحانه نباشد چرا که من معتقدم این رژیم نکبت فاشیستی آنقدر کوچک و زبون است که مبارزه با آن نیاز به اسلحه ندارد فقط کافیست ایرانیان از هر قوم و نژاد و فرهنگ و آئینی در کنار هم قرار بگیرند و باهم متحد شوند همین و بس.
ایران سربلند
ایرانی سرفراز
درفش زیبای سه رنگ شیر و خورشید نشان هماره به اهتزاز باد
حمید خوبرو
کتاب سناریو چپاول👇
https://t.me/TwitterMamnoe/47173
@TwitterMamnoe
هم میهنان کردستانیم ؛
با صراحت و بدون هیچگونه تعارفی همانگونه که در مستند سناریوی چپاول نیز نوشته ام در اینجا نیز اعلام میکنم
مصطفی سلیمی از همان شهری امروز اعدام شد که اتفاقا از همان شهر من با چشمان خودم افرادی( برخی از این افراد رو در سناریوی چپاول با مشخصات کامل معرفی نموده ام) را دیدم که با تمام وجودشان در خدمت این نظام جهل و جور فساد بودند و منابع و سرمایه های کشورمان را به تاراج می بردند و باز هم اتفاقا بخشی از این ثروت و سامان کشورمان را در اقلیم کردستان عراق صرف مزدور سازی خود میکردند که در چنین روزهایی مصطفی سلیمی ها رو تحویل این حکومت نمایند تا به جوخه اعدام سپرده شود
هم میهن کردستانی ام ؛ درد هنگامی مضاعف می شود که بگویم همین مزدورانی که اجیر شده بودند ثروت و سامان سرزمینمان را به یغما ببرند دقیقا همینها نیز بودند که دم از تجزیه طلبی می زدند و به قول خودشان مدافع حقوق قوم کرد بودند و همینها بودند که موازی با چپاول سرمایه های کشورمان مامور این نیز بودند تا شغالوار در میان مردم سربلند کردستان بخزند و با اشاعه پدیده شومی مانند جدایی طلبی و استقلال و این قبیل اراجیف، مانع این بشوند که شیرمردان و شیرزنان این مرزو بوم در کنار یکدیگر قرار بگیرند و متحد شوند ،
زیرا چپاولگران به خوبی می دانند که تنها در ایجاد تفرقه میان ما می توانند به راحتی هرچه تمامتر چپاولمان کنند
هم میهنان عزیز
می خواهم این را بگویم که اگر قرار بر اعدام باشد باید آنانکه برای هموار کردن راه اربابانشان جهت چپاول سرمایه هایمان و نیز پراکندن بذر نفرت و دشمنی بین اقوام سرافراز ایران زمین ، اجیر می شوند و به خدمت گرفته می شوند اعدام شوند نه مصطفی سلیمی ها که بر علیه همین نکبتی ها به مبارزه برخاسته است البته به شخصه امیدوارم سلیمی جرمش اقدام مسلحانه نباشد چرا که من معتقدم این رژیم نکبت فاشیستی آنقدر کوچک و زبون است که مبارزه با آن نیاز به اسلحه ندارد فقط کافیست ایرانیان از هر قوم و نژاد و فرهنگ و آئینی در کنار هم قرار بگیرند و باهم متحد شوند همین و بس.
ایران سربلند
ایرانی سرفراز
درفش زیبای سه رنگ شیر و خورشید نشان هماره به اهتزاز باد
حمید خوبرو
کتاب سناریو چپاول👇
https://t.me/TwitterMamnoe/47173
@TwitterMamnoe
Telegram
پادشاهیخواهان توییتر
هم میهنان عزیز
من در این کتاب آنچه را که از نزدیک و در طی ایستادگیم در برابر دزدان سرزمینم برایم روی داده است را مستند و به زبان ساده نوشته ام و هدفم از آن این است که به ملت بزرگ ایران بگویم که چگونه و با چه سبک و سیاقی چپاولگران از تمامی پتاسیلهای جامعه…
من در این کتاب آنچه را که از نزدیک و در طی ایستادگیم در برابر دزدان سرزمینم برایم روی داده است را مستند و به زبان ساده نوشته ام و هدفم از آن این است که به ملت بزرگ ایران بگویم که چگونه و با چه سبک و سیاقی چپاولگران از تمامی پتاسیلهای جامعه…
💠#ریشه_ایرانی_کروات
در مورد ایرانی بودن کراوات گفته شده که در اوستا ۱۲ چیز را نیاز مرد جنگی دانستهاند که هشتمین آن کوئرس (از ریشه کوئرت) بود که در زبان پهلوی به آن گریوپان میگفتند و به روی زره بسته میشد.
هم چنین در نقش رجب فارس نرسیده به نقش رستم،
#KingdomWithPahlavi
که بنا بر نظر هرتسفلد مربوط به بابک، پدر اردشیر پاپکان میشود، کوئرت را بر دور گردن بابک به وضوح میتوان دید که به روی زره بسته است. این پارچه پهن را بزرگان وسرداران سپاه به صورت پهن و پیشسینهای استفاده میکردند و نمونه پهن آن درنقوش طاقبستان دیده میشود.
#KingdomWithPahlavi
نوئل مالکوم، پژوهشگر بریتانیایی، در کتاب خود به نام “تاریخچه مختصر بوسنی” بر این باور است که کراوات نخستین بار از ایران در زمان ساسانیان به اروپا رفت. این ایرانیان پیروان مانی بودند و برای اینکه از دیگران متمایز نشان داده شوند از پارچهای در جلوی پیراهن خود
#KingdomWithPahlavi
استفاده میکردند ولی در تاریخ معاصر توسط کرواسیها به فرانسه برده شد و به دلیل تفاوتهای زبانی، نام آن به کراوات تبدیل شد..
هرچند که بی گمان این پوشش از فرانسه به جاهای دیگر جهان رفت و فرانسویان نیز آن را در سال 1656، در زمان لویی چهاردهم از کروات ها گرفته اند.اما جالب است بدانیم
کرواتها (کرواسی) در جنوب شرق اروپا در اصل گروهی از ایرانیان خراسان کهن بودند به نام خروات (خور آوات) یا (خور آباد) که به دلایلی به شبه جزیره ی بالکان کوچ کرده اند، کروات ها به ریشه ایرانی خود امروزه افتخار می کنند.
اینان در گذشته پارچه ی زیبایی را به گردن خود برای زیبایی
می آویختند و این جامه به نام خودشان نامیده شد و امروزه در سراسر جهان پوشیده می شود.
پژوهشگر انگلیسی، نوئل مالکوم در کتاب خود به نام " تاریخچه مختصر بوسنی" پژوهش ارزشمندی در مورد پیوندهای ایرانیان و گذشته مردمان یوگسلاوی پیشین انجام داده است. وی در این کتاب مینویسد:
"واژه کراوات، یا هراوات (Hravat) در زبان صربی" ریشه در این زبان ندارد. این واژه از ریشه ی ایرانیست که در لوحی سنگی در ناحیه یونانی نشین جنوب روسیه پیدا شده است.
ریشه آن نام، خراوات("Khoravat") در اوستا به معنای " دوستانه" است.
پژوهشهای تاریخی نشان میدهد که نژاد کنونی کرواسی،
کرواتها، از 3000 سال پیش شروع به مهاجرت از سرزمین مادریشان ، ایران به سوی کرواسی، صربستان و بوسنی نمودهاند. البته موج بزرگ از کوچ این قوم 1700 سال پیش روی داده است. شاید دلیل این کوچ سرکوب مانویان در دوران ساسانیان بوده است.
برمبنای پژوهش انجام شده توسط این پژوهشگر، واژه "صرب "
ریشه در واژهای ایرانی با عنوان "چارو" ("Charv") دارد که به معنای رَمه است.
بر پایه ی اسناد قدیمی، مردمان صرب و کروات دارای اصالت ایرانی هستند که بعدها به اقوام اسلاو پیوسته اند .نوئل مالکوم بر این باور است که نظریه های نوین در این زمینه با شواهد تاریخی همگنی دارد.
برخی از تئوریسین های ملیگرای کروات، ترجیح میدهند که اصلیت خود را با ایرانیان پیوند دهند تا همسایگان اسلاو خود. چنین تئوریهایی به ویژه در زمان جنگ جهانی دوم، در هنگامی که نژاد ایرانیان در طبقهبندی نژادها از سوی آلمانیان بالاتر از نژاد اسلاو قرار گرفت، تقویت شد.
هرچند برابر نظر مالکوم، هم کرواتها و هم صربها مهاجرینی از ایران بودهاند که تقریباً به صورت همزمان از ایران به بالکان مهاجرت کردهاند.یک نکته کاملاً مشخص است: مهاجرین نخستین برای آنکه از سایر اقوام آن ناحیه تمییز داده شوند خود را "خراوات" یا همان "کراوات" مینامیدند.
همچنین این مهاجران ایرانی تبار، برای آنکه وجه تمایز خود را از نشان دهند، یا برای زیبایی دستمالی به دور گردنشان میبستند، چیزی که بعدها محبوبیتی جهانی یافت و به کراوات مشهور گشت.
در سال 1656، لوئی چهاردهم، هنگی از داوطلبان کروات را در ارتش خود تشکیل داد. اعضای این هنگ،
به رسم پیشینیان خود، دستمالی ابریشمین را به دور گردن خود میبستند که در انتهای آن گرهای داشت. همچنین این دستمال برای بستن زخم مجروحین مورد استفاده قرار میگرفت. از آن به بعد این حمایل ابریشمی به عنوان بخشی از زیور نظامی در ارتش فرانسه پذیرفته شد و واژه ’a la croate’ وارد
زبان فرانسه گشت. 170 سال بعد بستن کراوات به گردن رسمی جهان شمول گردید.
بن مایه:
نوئل مالکوم، تاریخچه مختصر بوسنی
#KingdomWithPahlavi
#مرگ_بر_کلیت_و_تمامیت_جمهوری_اسلامی
👑KiM👑
@TwitterMamnoe
در مورد ایرانی بودن کراوات گفته شده که در اوستا ۱۲ چیز را نیاز مرد جنگی دانستهاند که هشتمین آن کوئرس (از ریشه کوئرت) بود که در زبان پهلوی به آن گریوپان میگفتند و به روی زره بسته میشد.
هم چنین در نقش رجب فارس نرسیده به نقش رستم،
#KingdomWithPahlavi
که بنا بر نظر هرتسفلد مربوط به بابک، پدر اردشیر پاپکان میشود، کوئرت را بر دور گردن بابک به وضوح میتوان دید که به روی زره بسته است. این پارچه پهن را بزرگان وسرداران سپاه به صورت پهن و پیشسینهای استفاده میکردند و نمونه پهن آن درنقوش طاقبستان دیده میشود.
#KingdomWithPahlavi
نوئل مالکوم، پژوهشگر بریتانیایی، در کتاب خود به نام “تاریخچه مختصر بوسنی” بر این باور است که کراوات نخستین بار از ایران در زمان ساسانیان به اروپا رفت. این ایرانیان پیروان مانی بودند و برای اینکه از دیگران متمایز نشان داده شوند از پارچهای در جلوی پیراهن خود
#KingdomWithPahlavi
استفاده میکردند ولی در تاریخ معاصر توسط کرواسیها به فرانسه برده شد و به دلیل تفاوتهای زبانی، نام آن به کراوات تبدیل شد..
هرچند که بی گمان این پوشش از فرانسه به جاهای دیگر جهان رفت و فرانسویان نیز آن را در سال 1656، در زمان لویی چهاردهم از کروات ها گرفته اند.اما جالب است بدانیم
کرواتها (کرواسی) در جنوب شرق اروپا در اصل گروهی از ایرانیان خراسان کهن بودند به نام خروات (خور آوات) یا (خور آباد) که به دلایلی به شبه جزیره ی بالکان کوچ کرده اند، کروات ها به ریشه ایرانی خود امروزه افتخار می کنند.
اینان در گذشته پارچه ی زیبایی را به گردن خود برای زیبایی
می آویختند و این جامه به نام خودشان نامیده شد و امروزه در سراسر جهان پوشیده می شود.
پژوهشگر انگلیسی، نوئل مالکوم در کتاب خود به نام " تاریخچه مختصر بوسنی" پژوهش ارزشمندی در مورد پیوندهای ایرانیان و گذشته مردمان یوگسلاوی پیشین انجام داده است. وی در این کتاب مینویسد:
"واژه کراوات، یا هراوات (Hravat) در زبان صربی" ریشه در این زبان ندارد. این واژه از ریشه ی ایرانیست که در لوحی سنگی در ناحیه یونانی نشین جنوب روسیه پیدا شده است.
ریشه آن نام، خراوات("Khoravat") در اوستا به معنای " دوستانه" است.
پژوهشهای تاریخی نشان میدهد که نژاد کنونی کرواسی،
کرواتها، از 3000 سال پیش شروع به مهاجرت از سرزمین مادریشان ، ایران به سوی کرواسی، صربستان و بوسنی نمودهاند. البته موج بزرگ از کوچ این قوم 1700 سال پیش روی داده است. شاید دلیل این کوچ سرکوب مانویان در دوران ساسانیان بوده است.
برمبنای پژوهش انجام شده توسط این پژوهشگر، واژه "صرب "
ریشه در واژهای ایرانی با عنوان "چارو" ("Charv") دارد که به معنای رَمه است.
بر پایه ی اسناد قدیمی، مردمان صرب و کروات دارای اصالت ایرانی هستند که بعدها به اقوام اسلاو پیوسته اند .نوئل مالکوم بر این باور است که نظریه های نوین در این زمینه با شواهد تاریخی همگنی دارد.
برخی از تئوریسین های ملیگرای کروات، ترجیح میدهند که اصلیت خود را با ایرانیان پیوند دهند تا همسایگان اسلاو خود. چنین تئوریهایی به ویژه در زمان جنگ جهانی دوم، در هنگامی که نژاد ایرانیان در طبقهبندی نژادها از سوی آلمانیان بالاتر از نژاد اسلاو قرار گرفت، تقویت شد.
هرچند برابر نظر مالکوم، هم کرواتها و هم صربها مهاجرینی از ایران بودهاند که تقریباً به صورت همزمان از ایران به بالکان مهاجرت کردهاند.یک نکته کاملاً مشخص است: مهاجرین نخستین برای آنکه از سایر اقوام آن ناحیه تمییز داده شوند خود را "خراوات" یا همان "کراوات" مینامیدند.
همچنین این مهاجران ایرانی تبار، برای آنکه وجه تمایز خود را از نشان دهند، یا برای زیبایی دستمالی به دور گردنشان میبستند، چیزی که بعدها محبوبیتی جهانی یافت و به کراوات مشهور گشت.
در سال 1656، لوئی چهاردهم، هنگی از داوطلبان کروات را در ارتش خود تشکیل داد. اعضای این هنگ،
به رسم پیشینیان خود، دستمالی ابریشمین را به دور گردن خود میبستند که در انتهای آن گرهای داشت. همچنین این دستمال برای بستن زخم مجروحین مورد استفاده قرار میگرفت. از آن به بعد این حمایل ابریشمی به عنوان بخشی از زیور نظامی در ارتش فرانسه پذیرفته شد و واژه ’a la croate’ وارد
زبان فرانسه گشت. 170 سال بعد بستن کراوات به گردن رسمی جهان شمول گردید.
بن مایه:
نوئل مالکوم، تاریخچه مختصر بوسنی
#KingdomWithPahlavi
#مرگ_بر_کلیت_و_تمامیت_جمهوری_اسلامی
👑KiM👑
@TwitterMamnoe
Telegraph
ریشه ایرانی کراوات
#ریشه_ایرانی_کروات در مورد ایرانی بودن کراوات گفته شده که در اوستا ۱۲ چیز را نیاز مرد جنگی دانستهاند که هشتمین آن کوئرس (از ریشه کوئرت) بود که در زبان پهلوی به آن گریوپان میگفتند و به روی زره بسته میشد. هم چنین در نقش رجب فارس نرسیده به نقش رستم، #KingdomWithPahlavi…
🔴شهید «آمریکایی» مشروطه ایران
«هوارد باسکرویل» معلم ۲۴ ساله آمریکایی مدرسه مموریال (مدرسه آمریکایی) تبریز بود، بعد از به توپ بستن مجلس بفرمان محمدعلی شاه و محاصرهی تبریز بدست قوای دولتی، با تشکیل «فوج نجات» به آزادیخواهان تبریزی، تحت فرماندهی ستارخان پیوست
باسکرویل به وجود مخالفت شدید دولت و کنسولگری آمریکا در تبریز به مشروخواهان پیوست و به آموزش نظامی جوانان تبریزی «فوج نجات» پرداخت و سرانجام روز ۳۰ فروردین ۱۲۸۸ در سن ۲۴ سالگی، در نبرد با نیروهای صمدخان شجاعالدوله (گماشتهی محمد علی شاه) در منطقه شنبغازان به شهادت رسید
کسروی در شرح خاکسپاری نوشته:
سراسر راه را از شهر تا گورستان مجاهدین این سو و آن سو رده کشیده با تفنگهای وارونه ایستادند
شاگردان باسکرویل و دسته فدائیان او، ارمنیان، گرجیان، آمریکاییان و همه آزادی خواهان از بزرگ و کوچک با دسته گل به دست پیرامون جنازه را گرفته روانه شدند
۵ روز پس از خاکسپاری، ستارخان تلگرافی برای والدین وی در آمریکا بدین شرح ارسال کرد:
ایران در غم از دست رفتن پسر عزیزتان در راه آزادی سوگوار است و ما قسم میخوریم که ایران آینده همواره از او چون لافایت، در تاریخ به بزرگی یاد خواهد کرد و به مزار شریف او احترام خواهد گذاشت
چندی بعد، ستارخان تفنگ بسکرویل را که نام و تاریخ کشته شدنش روی آن حک شده و در پرچم ایران پیچیده شده بود، به انضمام عکسی از افراد فوج نجات، برای خانوادهاش فرستاد.
توضیح عکس: عدهای از اعضای گروه فوج نجات (از جمله رضازاده شفق) به رهبری باسکرویل، میدان مشق.
فرشی که زنان تبریز در سالهای ۱۲۸۸ تا ۱۲۸۹ با نام و تصویر باسکرویل، برای مادر وی بافتند که هرگز به دست مادرش نرسید.
رضازاده شفق در اینباره نوشته: به واسطه آغاز جنگ جهانگیر، ارسال فرش به تاخیر افتاد و بعد از جنگ نیز برای حمل آن توسط سفارت آمریکا به تهران فرستاده شد.
روز دوشنبه ۳۰ فروردین ۱۳۳۸ برابر با پنجاهمین سالگرد فوت باسکرویل، مراسمی در مدرسه پروین تبریز برگزار گردید. حاضرین شامل رضازاده شفق، حسن تقیزاده، اسماعیل امیرخیزی، ابوالقاسم فیوضات، سفیر کبیر آمریکا بودند.
حسن تقیزاده و اقبال آذر در حال ادای احترام سر مزار هوارد باسکرویل
وحید بهمن
@TwitterMamnoe
«هوارد باسکرویل» معلم ۲۴ ساله آمریکایی مدرسه مموریال (مدرسه آمریکایی) تبریز بود، بعد از به توپ بستن مجلس بفرمان محمدعلی شاه و محاصرهی تبریز بدست قوای دولتی، با تشکیل «فوج نجات» به آزادیخواهان تبریزی، تحت فرماندهی ستارخان پیوست
باسکرویل به وجود مخالفت شدید دولت و کنسولگری آمریکا در تبریز به مشروخواهان پیوست و به آموزش نظامی جوانان تبریزی «فوج نجات» پرداخت و سرانجام روز ۳۰ فروردین ۱۲۸۸ در سن ۲۴ سالگی، در نبرد با نیروهای صمدخان شجاعالدوله (گماشتهی محمد علی شاه) در منطقه شنبغازان به شهادت رسید
کسروی در شرح خاکسپاری نوشته:
سراسر راه را از شهر تا گورستان مجاهدین این سو و آن سو رده کشیده با تفنگهای وارونه ایستادند
شاگردان باسکرویل و دسته فدائیان او، ارمنیان، گرجیان، آمریکاییان و همه آزادی خواهان از بزرگ و کوچک با دسته گل به دست پیرامون جنازه را گرفته روانه شدند
۵ روز پس از خاکسپاری، ستارخان تلگرافی برای والدین وی در آمریکا بدین شرح ارسال کرد:
ایران در غم از دست رفتن پسر عزیزتان در راه آزادی سوگوار است و ما قسم میخوریم که ایران آینده همواره از او چون لافایت، در تاریخ به بزرگی یاد خواهد کرد و به مزار شریف او احترام خواهد گذاشت
چندی بعد، ستارخان تفنگ بسکرویل را که نام و تاریخ کشته شدنش روی آن حک شده و در پرچم ایران پیچیده شده بود، به انضمام عکسی از افراد فوج نجات، برای خانوادهاش فرستاد.
توضیح عکس: عدهای از اعضای گروه فوج نجات (از جمله رضازاده شفق) به رهبری باسکرویل، میدان مشق.
فرشی که زنان تبریز در سالهای ۱۲۸۸ تا ۱۲۸۹ با نام و تصویر باسکرویل، برای مادر وی بافتند که هرگز به دست مادرش نرسید.
رضازاده شفق در اینباره نوشته: به واسطه آغاز جنگ جهانگیر، ارسال فرش به تاخیر افتاد و بعد از جنگ نیز برای حمل آن توسط سفارت آمریکا به تهران فرستاده شد.
روز دوشنبه ۳۰ فروردین ۱۳۳۸ برابر با پنجاهمین سالگرد فوت باسکرویل، مراسمی در مدرسه پروین تبریز برگزار گردید. حاضرین شامل رضازاده شفق، حسن تقیزاده، اسماعیل امیرخیزی، ابوالقاسم فیوضات، سفیر کبیر آمریکا بودند.
حسن تقیزاده و اقبال آذر در حال ادای احترام سر مزار هوارد باسکرویل
وحید بهمن
@TwitterMamnoe
Telegraph
شهید «آمریکایی» مشروطه ایران
شهید «آمریکایی» مشروطه ایران ۱/۷ «هوارد باسکرویل» معلم ۲۴ ساله آمریکایی مدرسه مموریال (مدرسه آمریکایی) تبریز بود، بعد از به توپ بستن مجلس بفرمان محمدعلی شاه و محاصرهی تبریز بدست قوای دولتی، با تشکیل «فوج نجات» به آزادیخواهان تبریزی، تحت فرماندهی ستارخان…
حادثه ای که برای اقای سلیمی رخ داد نشان از این است که پانکردیسم در راستای منافع عده ای خاص ایجاد شده و کمترین ارزشی برای مردم کردستان قائل نیست!
یک جریان ارتجاعی سوار بر جهل و تعصب برای منافع احزاب و گروه های خاص است!
Azad
لعنت به #بارزانی
درحالی که مردم کردستان بخاطر او و تفورات ابلهانه بارزانیها و طالبانیها به صلابه کشیده میشوند،مسعود بارزانی خانه چندمیلیون دلاری درنیاوران زندگی میکنندودختر فاحشهاش با پروشه در شمال ابران دور دور میکند
ودختران #کرد هم به فجیع ترین شکل کشته میشوند
#مصطفی_سلیمی
Mehandaryasari
@TwitterMamnoe
یک جریان ارتجاعی سوار بر جهل و تعصب برای منافع احزاب و گروه های خاص است!
Azad
لعنت به #بارزانی
درحالی که مردم کردستان بخاطر او و تفورات ابلهانه بارزانیها و طالبانیها به صلابه کشیده میشوند،مسعود بارزانی خانه چندمیلیون دلاری درنیاوران زندگی میکنندودختر فاحشهاش با پروشه در شمال ابران دور دور میکند
ودختران #کرد هم به فجیع ترین شکل کشته میشوند
#مصطفی_سلیمی
Mehandaryasari
@TwitterMamnoe
پیروز حناچی شهردار فاسد تهران برای سلبریتی های شاخص و مرفه بسته پرپیمان غذایی شامل گوشت چرخ کرده،ماهیچه گوسفندی، برنج،حبوبات، روغن،ماهی،میوه و شیرینی ارسال کرده تا در قرنطینه خدایی نکرده اسیب نبینند!
وضعیت مردم،پاکبانها و نیروهای خدماتی همین شهرداری بینیاز از شرح است.
خبر ارسال بسته های غذایی زرای سلبریتی های مرفه و شاخص توسط منابع برای من تایید شد،البته ارسال چنین بسته هایی در مناسبتها برای افراد خاص و عموما مرفه کاملا معمول است،مثلا همه دستگاهای دولتی در استانه ماه رمضان بستههای مشابهی برای مدیران و مقامات میفرستند،بیاد دارم مثلا سازمان استاندارد یکی از پرپیمان ترین بسته ها را برای مدیرانش و مدیران و مقامات نهاد ریاستجمهوری میفرستاد
Amir Moghadam
@TwitterMamnoe
وضعیت مردم،پاکبانها و نیروهای خدماتی همین شهرداری بینیاز از شرح است.
خبر ارسال بسته های غذایی زرای سلبریتی های مرفه و شاخص توسط منابع برای من تایید شد،البته ارسال چنین بسته هایی در مناسبتها برای افراد خاص و عموما مرفه کاملا معمول است،مثلا همه دستگاهای دولتی در استانه ماه رمضان بستههای مشابهی برای مدیران و مقامات میفرستند،بیاد دارم مثلا سازمان استاندارد یکی از پرپیمان ترین بسته ها را برای مدیرانش و مدیران و مقامات نهاد ریاستجمهوری میفرستاد
Amir Moghadam
@TwitterMamnoe
یک چالش خوب توسط سهیل ملک پور عزیز برای همه
مخصوصا جمهوری خواهان،
یک رئیس جمهور در کل دنیا نام ببرید که تورم صفر را در تمام مدت دوره ی ریاست جمهوری خود داشته باشد؟
در سیستم پادشاهی اما نخست وزیری بود که ۱۳ سال تورم صفر را در پرونده خویش دارد.
روان شاد امیر عباس هویدا
پدرژپتو(or**)🛇
@TwitterMamnoe
مخصوصا جمهوری خواهان،
یک رئیس جمهور در کل دنیا نام ببرید که تورم صفر را در تمام مدت دوره ی ریاست جمهوری خود داشته باشد؟
در سیستم پادشاهی اما نخست وزیری بود که ۱۳ سال تورم صفر را در پرونده خویش دارد.
روان شاد امیر عباس هویدا
پدرژپتو(or**)🛇
@TwitterMamnoe
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نعیمه اشراقی میگه کاش خمینی جلاد۱۰سال بیشتر می موندوجوانان بیشتر میشناختنش!
آخه بیشرف،پدربزرگ جنایتکارت غیر از سکس با حیوانات چیداشت برای جوانان؟زنده می موند تا بعد از حکم سکس با خر و گاو و الاغ،حکم سکس با سخت پوستان، خزندگان،پرندگان و ماهیها رو کامل میکرد؟
خاک بر سرتون توده ای ها،چپولهاو...،شما بایدخفه بشین بخاطر بلایی که سر ما آوردین!
حکم جماع با حیوانات چیست؟
خمینی؛اگر گوسفند،گاو،شتراست وازگوشت و شیرش استفاده میشه آن را بکشندو بسوزانند،اگراسب،الاغ یاقاطر و برای سواری و باراست آنرا شهر دیگری ببرند و بفروشند.
#KingdomWithPahlavi
👑Roshanaeii
@TwitterMamnoe
آخه بیشرف،پدربزرگ جنایتکارت غیر از سکس با حیوانات چیداشت برای جوانان؟زنده می موند تا بعد از حکم سکس با خر و گاو و الاغ،حکم سکس با سخت پوستان، خزندگان،پرندگان و ماهیها رو کامل میکرد؟
خاک بر سرتون توده ای ها،چپولهاو...،شما بایدخفه بشین بخاطر بلایی که سر ما آوردین!
حکم جماع با حیوانات چیست؟
خمینی؛اگر گوسفند،گاو،شتراست وازگوشت و شیرش استفاده میشه آن را بکشندو بسوزانند،اگراسب،الاغ یاقاطر و برای سواری و باراست آنرا شهر دیگری ببرند و بفروشند.
#KingdomWithPahlavi
👑Roshanaeii
@TwitterMamnoe