Forwarded from پادشاهیخواهان توئیتر
توی توییتر، آدم خاص کم نداریم.
یکی بانو @FlyingPoet که یکی از بانوان پیشگام خلبان در دوره پهلوی بودن و مدرس پرواز در زمان شاهنشاهی.
اون وقت، عره و عورهی اصلاحاتی با یه خلبان زن بعد ۴۰ سال، خودشونو جرواجر میکنن یا چپها از دیکتاتوری پهلوی میگن!
زن ایرانی، وجودش رو مدیون پهلویست
پنجاه سال پیش، در پادشاهی پهلوی، زنان، با وجود داشتن چند فرزند، فرشته آسمانها میشدند، اما چپها، حقوق زنان و آزادی اونها رو به شیو کردن موی زیر بغل و... محدود می کنن.
انتخاب با شماست!
#جاویدشاه
#بازگشت_از_کژراهه۵۷
خاویر پزر دکوئیار👑
@TwitterMamnoe
یکی بانو @FlyingPoet که یکی از بانوان پیشگام خلبان در دوره پهلوی بودن و مدرس پرواز در زمان شاهنشاهی.
اون وقت، عره و عورهی اصلاحاتی با یه خلبان زن بعد ۴۰ سال، خودشونو جرواجر میکنن یا چپها از دیکتاتوری پهلوی میگن!
زن ایرانی، وجودش رو مدیون پهلویست
پنجاه سال پیش، در پادشاهی پهلوی، زنان، با وجود داشتن چند فرزند، فرشته آسمانها میشدند، اما چپها، حقوق زنان و آزادی اونها رو به شیو کردن موی زیر بغل و... محدود می کنن.
انتخاب با شماست!
#جاویدشاه
#بازگشت_از_کژراهه۵۷
خاویر پزر دکوئیار👑
@TwitterMamnoe
فاطمه حقیقتجو که سابقه کار در مجلس، اصلاحطلبی، صدور به آمریکا، حفظ حجاب در آمریکا و کشف حجاب در آمریکا دارد (سپر به سپر با مسیح علینژاد در سوابق) گفته:
«من رضا پهلوی را در قد و قواره اداره مملکت و رهبری اپوزیسیون نمیبینم».
از «اصلاحطلب سابق» آدم در نمیآید.
Saeid Hosseinpour
فاطمه حقیقتجو نوشته«اساسا من رضا پهلوی را در قد و قواره اداره مملکت و رهبری اپوزیسیون نمیبینم».
قد و قوارهی «دید» شما خانم حقیقتجو در حد همان حسن روحانی و ظریف و عطامهاجرانی و دری نحفآبادی و تَکرار خاتمی است.اگر توان دید بالاتر از این داشتید که امروز عاقبت ایران این نبود.
@TwitterMamnoe
«من رضا پهلوی را در قد و قواره اداره مملکت و رهبری اپوزیسیون نمیبینم».
از «اصلاحطلب سابق» آدم در نمیآید.
Saeid Hosseinpour
فاطمه حقیقتجو نوشته«اساسا من رضا پهلوی را در قد و قواره اداره مملکت و رهبری اپوزیسیون نمیبینم».
قد و قوارهی «دید» شما خانم حقیقتجو در حد همان حسن روحانی و ظریف و عطامهاجرانی و دری نحفآبادی و تَکرار خاتمی است.اگر توان دید بالاتر از این داشتید که امروز عاقبت ایران این نبود.
@TwitterMamnoe
دیر زمانی است که کارد به استخوان رسیده، عذر میخواهم به مغز استخوان رسیده است.
این تصویرِ تنها یکی از فرزندهای آرمان و ایدئولوژی تمام گروه های چپ مارکسیستی و کمونیستی و جمهوری خواه است که بدون توجه به مبانی علمی به دنبال تشکیل دیکتاتوری پرولتریا بودند.
Soheyl Heydari
@TwitterMamnoe
این تصویرِ تنها یکی از فرزندهای آرمان و ایدئولوژی تمام گروه های چپ مارکسیستی و کمونیستی و جمهوری خواه است که بدون توجه به مبانی علمی به دنبال تشکیل دیکتاتوری پرولتریا بودند.
Soheyl Heydari
@TwitterMamnoe
فرانسه هم تلاش جمهوری اسلامی برای پرتاب ماهواره را مرتبط با «فناوری موشکی» دانست و آن را محکوم کرد
https://ir.voanews.com/a/france-iran/5281832.html
Akram Monfared Arya
@TwitterMamnoe
https://ir.voanews.com/a/france-iran/5281832.html
Akram Monfared Arya
@TwitterMamnoe
صدای آمریکا
فرانسه هم تلاش جمهوری اسلامی برای پرتاب ماهواره را مرتبط با «فناوری موشکی» دانست و آن را محکوم کرد
یک روز بعد از تلاش ناکام جمهوری اسلامی برای پرتاب ماهواره ظفر به فضا، فرانسه به این اقدام جمهوری اسلامی واکنش نشان داد و آن را محکوم کرد. به گزارش رویترز، وزارت خارجه فرانسه با اشاره به آزمایش روز
Forwarded from پادشاهیخواهان توئیتر
اینترنت را از چه کسی پس بگیرید؟
مگر اینترنت ارث پدری شما است؟
آنچه در این تصویر میبینید
ابطال تمام خطابه های آتشین این جماعت در عطش #دمکراسی است
از دید اینها حق حرف زدن
ارثیه ای است که فقط به خویشاوندان و دوستان تعلق دارد
و دیگران فقط حق شنیدن دارند
#دمکراسی_انحصاری
ordinary man
@TwitterMamnoe
مگر اینترنت ارث پدری شما است؟
آنچه در این تصویر میبینید
ابطال تمام خطابه های آتشین این جماعت در عطش #دمکراسی است
از دید اینها حق حرف زدن
ارثیه ای است که فقط به خویشاوندان و دوستان تعلق دارد
و دیگران فقط حق شنیدن دارند
#دمکراسی_انحصاری
ordinary man
@TwitterMamnoe
"تکرار" میکنم..
هرکه نان ممد خاتمی را تناول کرد
دیگر آن انسان سابق نشد
چه بساکه دیگر انسان نشد.
من آنچه شرط بلاغست با تو میگویم
تو خواه از سخنم پند گیر و خواه ملال
محل قابل و آنگه نصیحت قائل
چو گوش هوش نباشد چه سود حسن مقال
👑Khandaan👑
@TwitterMamnoe
هرکه نان ممد خاتمی را تناول کرد
دیگر آن انسان سابق نشد
چه بساکه دیگر انسان نشد.
من آنچه شرط بلاغست با تو میگویم
تو خواه از سخنم پند گیر و خواه ملال
محل قابل و آنگه نصیحت قائل
چو گوش هوش نباشد چه سود حسن مقال
👑Khandaan👑
@TwitterMamnoe
💠[آتش زدن سینما رکس آبادان] خیلی خیلی در روح اعلیحضرت اثر گذاشت. همه مبهوت بودند که چه سازمانی ممکن است این جنایت هولناک را کرده باشد.درآن شرایط روزی اعلیحضرت دردفتر کارشان قدم می زدند و هی تکرارمی کردند:«ارتجاع سیاه! ارتجاع سیاه!».
https://news.gooya.com/2020/02/post-35152.php
Hard Gerd
@TwitterMamnoe
https://news.gooya.com/2020/02/post-35152.php
Hard Gerd
@TwitterMamnoe
Telegraph
صفحه نخست » نیم نگاهی به شاهِ دکترعبّاس میلانی (بخش سوم)،علی میرفطروس
* سال های 1340- 1350 درخشان ترین دورۀ حیات اجتماعی،صنعتی،هنری و فرهنگی ایران بود.به نظرِ من،ایران درزمان محمّد رضا شاه یکی از سکولارترین کشورهای خاورمیانه بود. * در ردِّ نظرِدکترمیلانی مبنی بر«اسلامی شدنِ جامعۀ ایران درزمانِ شاه»-می توان پرسید:این چه«جامعۀ…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تراکم واقعی جمعیت در راهپیمایی ۲۲ بهمن تهران از نگاه دوربین یک چترباز :))
Shahram Bahrami
@TwitterMamnoe
Shahram Bahrami
@TwitterMamnoe
Sir Morgan Freeman
عکس از قرون وسطا نیست. سربازان غیور و بی فرهنگ ترکیه هستند و آن جسد سوخته خلبان هلیکوپتر سوریهای هست. ۹۰ سال تجربه پیوسته حکومت سکولار آتاترکی در چند سال زمامداری رجب اردوغان نتیجهاش شده این بربریت مطلق. کشور دزد و دروغگو با فرهنگ و تاریخ دزدی و جعلی نتیجهاش این میشه
Nardeep Pujji
Turkish terrorists dragging a Syrian Pilot of the military helicopter that was downed in #Idlib
These are the savages NATO is supporting in Idlib #Syria
#Oscars #AcademyAwards #OscarNoms #BreakingNews
هشدار 🚫🔞 تصویر دلخراش
@TwitterMamnoe
عکس از قرون وسطا نیست. سربازان غیور و بی فرهنگ ترکیه هستند و آن جسد سوخته خلبان هلیکوپتر سوریهای هست. ۹۰ سال تجربه پیوسته حکومت سکولار آتاترکی در چند سال زمامداری رجب اردوغان نتیجهاش شده این بربریت مطلق. کشور دزد و دروغگو با فرهنگ و تاریخ دزدی و جعلی نتیجهاش این میشه
Nardeep Pujji
Turkish terrorists dragging a Syrian Pilot of the military helicopter that was downed in #Idlib
These are the savages NATO is supporting in Idlib #Syria
#Oscars #AcademyAwards #OscarNoms #BreakingNews
هشدار 🚫🔞 تصویر دلخراش
@TwitterMamnoe
Forwarded from توییتر ممنوعه - میهنپرستان
12 فوریه روز داروین ، یکی از بزرگترین دانشمندان تاریخ علم ، گرامی باد
اگر می خواستم به کسی که بهترین نظریه در بین همه ی نظریات را مطرح ساخته ، جایزه ای بدهم ، آن را پیش از نیوتون و انیشتین و هر کس دیگری به داروین می دادم. نظریه ی تکامل(فرگشت) از طریق انتخاب طبیعی ، با یک حرکت ،عرصه های حیات ، معنی و مقصود را با عرصه های زمان و مکان، علت و معلول، ساز و کار و قانون طبیعت یکپارچه می کند. اما این, فقط یک نظریه ی شگرف نیست. یک ایده ی خطرناک نیز هست! (دنت – ۱۹۹۵ – ص۲)
گستره و قدرت اندیشه های داروینی برترین و شایسته ترین عناوین را به خود اختصاص می دهد : نظریه ی تکامل از طریق انتخاب طبیعی با ارتباط دادن هر فرم حیات با تمام فرم های درگیر آن و خود زندگی با فرآیندهای طبیعی غیر زنده شاید یکی از ژرف ترین اندیشه های بشری را نمایان کرده باشد. در واقع داروینیسم به بزرگترین پرسش های عمر بشر پاسخ می دهد ، اینکه زندگی چیست؟
اساس داروینیسم را می توان در قالب قواعدی پیرامون ماهیت موجودات زنده و تمایلات تولید مثلی آنها ، خلاصه نمود:
۱- افراد را می توان بر پایه ی تشابه در مشخصاتی چون شکل, فیزیولوژی, آناتومی, رفتار و غیره, دسته بندی کرد. این دسته بندی ها کاملا تصنعی و ساختگی نیستند: بنا به تعریف, افراد یک گونه آنهایی هستند که اگر با یکدیگر آمیزش جنسی داشته باشند بتوانند زاده هایی زنده و زایا تولید کنند.
۲- در درون یک گونه, افراد عینا مثل هم نیستند. آنها در مشخصه های فیزیکی و رفتاری با یکدیگر تفاوت دارند.
۳- برخی از این تفاوت ها از نسل قبلی به ارث رسیده و ممکن است به نسل بعدی منتقل شوند.
۴- تغییرات در اثر وقوع نو آوری های خود انگیخته, اما تصادفی, غنی می گردد. ممکن است صفتی ظاهر شود که در نسل قبلی وجود نداشته, یا تا به این درجه وجود نداشته است.
۵- منابع مورد نیاز جانداران برای رشد و نمو و تولید مثل, نامتناهی نیست. پس بروز رقابت ناگزیر و اجتناب ناپذیر است و در نتیجه برخی جانداران زاده های اندک تر از دیگران از خود به جای خواهند گذاشت.
۶- برخی تغییرات, به دارندگان خود, امتیازی به شکل دسترسی بیشتر به منابع و در نتیجه به جا گذاشتن زادگان بیشتر می دهند.
۷- جورهایی که زادگان بیشتری از خود بر جای می گذارند, استعداد حفظ شدن داشته و به تدریج رواج خواهند یافت. اگر انحراف از اجداد قبلی به قدر کافی زیاد باشد, ممکن است گونه ی جدید به وجود آید و این یعنی آنکه انتخاب طبیعی تغییر تکاملی به بار آورده است.
۸- جانداران در نتیجه ی انتخاب طبیعی, و به شکل انطباق با فرایندهای ضروری حیات نظیر به دست آوردن غذا, گریز از خطر صیادی, جفت یابی, رقابت با رقبا بر سر منابع محدود و غیره, با محیط خود سازگار خواهند شد.
▪️ یکی از نکات بسیار با اهمیت تفکر داروینی که باید به آن واقف بود ، آن است که تکامل یک فرایند "هدفدار" و "هوشمند" نیست.
جانداران در راستای هیچ مفهوم مطلقی به سوی بهتر شدن گام بر نمی دارند, هیچ فرجامی نیست که جاندار بخواهد به سمت آن میل کند .
▫️ موجودات زنده از آن رو وجود دارند که اجدادشان از خود نسخه هایی (هرچند ناکامل) بر جای گذاشته اند. استفان جی.گولد ، زیست شناس آمریکایی, تمثیلی سودمند در این زمینه پیشنهاد می کند . او زندگی بر روی زمین را همانند درختچه ی پر از شاخ و برگی می داند که هر از چند گاهی با بی رحمی تمام ، هرس می شود.
یکی از پیروزی های بزرگ داروینیسم, آن بود که برای تفسیر رفتار و ساختار موجودات زنده, بدون توسل به "غایت باوری" توضیحی ارائه می کرد.
غایت گرایی یا طراحی هوشمند :
این شیوه ی تفکر غایت باور, نخستین بار از سوی اسقف, ویلیام پیلی ، مطرح و طبقه بندی شد. او در اثر کلاسیک خود خداشناسی طبیعی (۱۸۰۲) کتابی که داروین آن را به خوبی می شناخت و حتی یک بار آن را ستوده بود تمثیل معروف ساعت ساز را ارائه کرد : "درست همانطور که یک ساعت به طور اتفاقی و از روی شانس به وجود نمی آید و نیازمند طراح و سازنده است, سازماندهی موجودات زنده هم نشان از در کار بودن یک طراح جهانی است. از همین رو, سراسر خلقت را می توان به چشم کتاب آفرینش خداوند نگریست. بنابراین, جانداران از آن جهت با شیوه ی زندگی خود تناسب و سازگاری دارند که به دست هنرمندی متعال طراحی شده اند، هنرمندی که ما خداوندش می نامیم."
اما :
مقصود غایت گرایی و سراسر اندیشه ی طرح الهی, و طراحی هوشمند و خلقت گرایی همه به دست ایده ی خطرناک داروین مردود و نابود شدند و به تاریخ پیوستند.
" برای فرگشت, نه یک طرح بزرگ وجود داشت ، نه مدرکی دال بر آنکه فرم های حیات توسط آفریدگاری بر روی زمین نهاده شده باشد ، نه هدفی غایی یا پیشرفتی ناگزیر به سوی آمال. بله ساعت ساز او کور بود.
منبع:
تکامل و رفتار انسان /نویسنده: جان کارت رایت/ مترجم: بهزاد سروری خراشاد
@TwitterMamnoe1
اگر می خواستم به کسی که بهترین نظریه در بین همه ی نظریات را مطرح ساخته ، جایزه ای بدهم ، آن را پیش از نیوتون و انیشتین و هر کس دیگری به داروین می دادم. نظریه ی تکامل(فرگشت) از طریق انتخاب طبیعی ، با یک حرکت ،عرصه های حیات ، معنی و مقصود را با عرصه های زمان و مکان، علت و معلول، ساز و کار و قانون طبیعت یکپارچه می کند. اما این, فقط یک نظریه ی شگرف نیست. یک ایده ی خطرناک نیز هست! (دنت – ۱۹۹۵ – ص۲)
گستره و قدرت اندیشه های داروینی برترین و شایسته ترین عناوین را به خود اختصاص می دهد : نظریه ی تکامل از طریق انتخاب طبیعی با ارتباط دادن هر فرم حیات با تمام فرم های درگیر آن و خود زندگی با فرآیندهای طبیعی غیر زنده شاید یکی از ژرف ترین اندیشه های بشری را نمایان کرده باشد. در واقع داروینیسم به بزرگترین پرسش های عمر بشر پاسخ می دهد ، اینکه زندگی چیست؟
اساس داروینیسم را می توان در قالب قواعدی پیرامون ماهیت موجودات زنده و تمایلات تولید مثلی آنها ، خلاصه نمود:
۱- افراد را می توان بر پایه ی تشابه در مشخصاتی چون شکل, فیزیولوژی, آناتومی, رفتار و غیره, دسته بندی کرد. این دسته بندی ها کاملا تصنعی و ساختگی نیستند: بنا به تعریف, افراد یک گونه آنهایی هستند که اگر با یکدیگر آمیزش جنسی داشته باشند بتوانند زاده هایی زنده و زایا تولید کنند.
۲- در درون یک گونه, افراد عینا مثل هم نیستند. آنها در مشخصه های فیزیکی و رفتاری با یکدیگر تفاوت دارند.
۳- برخی از این تفاوت ها از نسل قبلی به ارث رسیده و ممکن است به نسل بعدی منتقل شوند.
۴- تغییرات در اثر وقوع نو آوری های خود انگیخته, اما تصادفی, غنی می گردد. ممکن است صفتی ظاهر شود که در نسل قبلی وجود نداشته, یا تا به این درجه وجود نداشته است.
۵- منابع مورد نیاز جانداران برای رشد و نمو و تولید مثل, نامتناهی نیست. پس بروز رقابت ناگزیر و اجتناب ناپذیر است و در نتیجه برخی جانداران زاده های اندک تر از دیگران از خود به جای خواهند گذاشت.
۶- برخی تغییرات, به دارندگان خود, امتیازی به شکل دسترسی بیشتر به منابع و در نتیجه به جا گذاشتن زادگان بیشتر می دهند.
۷- جورهایی که زادگان بیشتری از خود بر جای می گذارند, استعداد حفظ شدن داشته و به تدریج رواج خواهند یافت. اگر انحراف از اجداد قبلی به قدر کافی زیاد باشد, ممکن است گونه ی جدید به وجود آید و این یعنی آنکه انتخاب طبیعی تغییر تکاملی به بار آورده است.
۸- جانداران در نتیجه ی انتخاب طبیعی, و به شکل انطباق با فرایندهای ضروری حیات نظیر به دست آوردن غذا, گریز از خطر صیادی, جفت یابی, رقابت با رقبا بر سر منابع محدود و غیره, با محیط خود سازگار خواهند شد.
▪️ یکی از نکات بسیار با اهمیت تفکر داروینی که باید به آن واقف بود ، آن است که تکامل یک فرایند "هدفدار" و "هوشمند" نیست.
جانداران در راستای هیچ مفهوم مطلقی به سوی بهتر شدن گام بر نمی دارند, هیچ فرجامی نیست که جاندار بخواهد به سمت آن میل کند .
▫️ موجودات زنده از آن رو وجود دارند که اجدادشان از خود نسخه هایی (هرچند ناکامل) بر جای گذاشته اند. استفان جی.گولد ، زیست شناس آمریکایی, تمثیلی سودمند در این زمینه پیشنهاد می کند . او زندگی بر روی زمین را همانند درختچه ی پر از شاخ و برگی می داند که هر از چند گاهی با بی رحمی تمام ، هرس می شود.
یکی از پیروزی های بزرگ داروینیسم, آن بود که برای تفسیر رفتار و ساختار موجودات زنده, بدون توسل به "غایت باوری" توضیحی ارائه می کرد.
غایت گرایی یا طراحی هوشمند :
این شیوه ی تفکر غایت باور, نخستین بار از سوی اسقف, ویلیام پیلی ، مطرح و طبقه بندی شد. او در اثر کلاسیک خود خداشناسی طبیعی (۱۸۰۲) کتابی که داروین آن را به خوبی می شناخت و حتی یک بار آن را ستوده بود تمثیل معروف ساعت ساز را ارائه کرد : "درست همانطور که یک ساعت به طور اتفاقی و از روی شانس به وجود نمی آید و نیازمند طراح و سازنده است, سازماندهی موجودات زنده هم نشان از در کار بودن یک طراح جهانی است. از همین رو, سراسر خلقت را می توان به چشم کتاب آفرینش خداوند نگریست. بنابراین, جانداران از آن جهت با شیوه ی زندگی خود تناسب و سازگاری دارند که به دست هنرمندی متعال طراحی شده اند، هنرمندی که ما خداوندش می نامیم."
اما :
مقصود غایت گرایی و سراسر اندیشه ی طرح الهی, و طراحی هوشمند و خلقت گرایی همه به دست ایده ی خطرناک داروین مردود و نابود شدند و به تاریخ پیوستند.
" برای فرگشت, نه یک طرح بزرگ وجود داشت ، نه مدرکی دال بر آنکه فرم های حیات توسط آفریدگاری بر روی زمین نهاده شده باشد ، نه هدفی غایی یا پیشرفتی ناگزیر به سوی آمال. بله ساعت ساز او کور بود.
منبع:
تکامل و رفتار انسان /نویسنده: جان کارت رایت/ مترجم: بهزاد سروری خراشاد
@TwitterMamnoe1
Telegram
📎
ما در اینجا دل نگران بیم ها و امیدها نیستیم ، فقط نگاهمان به حقایق است تا هراندازه که خردمان اجازه می دهد آنها را کشف کنیم .
چارلز داروین- تبار انسان
@TwitterMamnoe
چارلز داروین- تبار انسان
@TwitterMamnoe
🔴 یکی از سخنرانان مراسم ۲۲ بهمن امسال، الکساندرو دوگین بود!
آلکساندر گلییویچ دوگین مشاور ولادیمیر پوتین در نمایش حکومتی ۲۲ بهمن البرز سخنرانی کرد و گفت : پرچم قرمز امروز مسجد جمکران با شکوه ظهور مهدی موعود در آینده مرتبط است!
آلکساندر گلییویچ دوگین رهبر افراطیترین ناسیونالیستهای روس است و پیشتر خواستار قتلعام اوکراینیهای مخالف روسیه شده بود.
در زیر تصاویری از دیدار دوگین با آخوند میرباقری، نادرطالبزاده و آخوند مهدی نصیری در "فرهنگسرای علوم اسلامی قم" دیده می شود
لازم به ذکر است که از میرباقری به عنوان رهبر آینده اصولگرایان جمهوری اسلامی در "گام دوم انقلاب" نام برده میشود!
#سفارت_روسیه
#لانه_جاسوسیه
@TwitterMamnoe
آلکساندر گلییویچ دوگین مشاور ولادیمیر پوتین در نمایش حکومتی ۲۲ بهمن البرز سخنرانی کرد و گفت : پرچم قرمز امروز مسجد جمکران با شکوه ظهور مهدی موعود در آینده مرتبط است!
آلکساندر گلییویچ دوگین رهبر افراطیترین ناسیونالیستهای روس است و پیشتر خواستار قتلعام اوکراینیهای مخالف روسیه شده بود.
در زیر تصاویری از دیدار دوگین با آخوند میرباقری، نادرطالبزاده و آخوند مهدی نصیری در "فرهنگسرای علوم اسلامی قم" دیده می شود
لازم به ذکر است که از میرباقری به عنوان رهبر آینده اصولگرایان جمهوری اسلامی در "گام دوم انقلاب" نام برده میشود!
#سفارت_روسیه
#لانه_جاسوسیه
@TwitterMamnoe
همراه با پرسنل ورزیده و دوره دیده و صمیمی نیروی دریأیی شاهنشاهی که برای نظارت بر ساخت ناوچههای موشک انداز در بندر شربورگ فرانسه بودیم
فیروز داوودلو
@TwitterMamnoe
فیروز داوودلو
@TwitterMamnoe
Forwarded from پادشاهیخواهان توئیتر
یادش بخیر
مرداد داغ تهرانه و ده دقیقه ست که منتظر تاکسیام. حوالی میدون سپاه. طبق معمول حواسم میره به گذشتهها و خاطرات سالیان دور از خیابون شاهرضا...
بی اختیار به تاکسیای که برام بوق میزنه و میگذره میگم: مستقیم سر پهلوی!
بیست سی متر جلوتر میزنه روی ترمز و بعد از کمی مکث، دنده عقب میگیره و جلوی پام وایمیسته. راننده جوانکیه همسن و سال خودم. موی و ریش سپید و عینکی. نیش خودش و مسافرش تا بنا گوشش بازه.
کله شو به طرف پنجره دراز میکنه و با همون نیش باز میگه: کجا؟؟ یه بار دیگه بگو؟
خندهم میگیره. میگم: ببخشید، از دهنم پرید. سر ولیعصر.
میگه: نه آبجی، همونی که اون اول گفتی رو یه بار دیگهم بگو، کجا؟ میگم: عرض کردم چهارراه پهلوی.
یه وری میچرخه و در عقب رو باز میکنه و میگه: امر فرمودین قربان.
گردن مسافر جلویی که جوانک نوزده بیست سالهی هدفون به گوشیه میچرخه به طرف من. احساس میکنم همون سگ اصحاب کهف هستم که دارم با لباس مبدّل تو خیابونا پرسه میزنم.
راننده روشو میکنه به پسرک: جَوون شیشه تو بده بالا میخوام واسه آبجیم کولر بیگیرم.
همونجوری که ریز ریز میخنده و سر تکون میده، کولرو روشن میکنه. بعد دراز میشه و از توی داشبورد یه نوار کاست درمیاره: بیا آبجی، اینم الان واسهت پلِی میکنم شوما گوش بیگیر به یاد همون روزا که ولی عصرمون پهلوی بود.
میگم: لطف میکنید.
شروع آهنگ آشناست، همینجور که ته ذهنم دارم خواننده رو حدس میزنم، صدای غمگین مهرپویا میپیچیه تو تاکسی:
آن زمانها کز نگاه خستهی مرغان دریایی...
دلم فشرده میشه، سالها بود که این ترانه رو نشنیده بودم.
از تو آینه میگه: دمت گرم آبجی، سر صبحی انگاری پس کله مونو گرفتی انداختی تو دامن عَلضرت.
میگم: بعله، گرماست وحواس پرتی دیگه.
بعد از چند دقیقه همینجوری که با انگشتاش ریشای سپیدشو شونه میکنه میپرسه: حالا مسیرتون کجاس؟
گفتم: شما تا کجا میرید؟
میخنده، دنده رو عوض میکنه و سیگاری که پشت گوششه برمیداره و همونجور خاموش میذاره کنج لبش: مستقیم از آیزنهاور میرم تا خود میدون شهیاد.
حالا که اونم افتاده تو دامن طرف میگم: پس منم ۲۴ اسفند پیاده میشم.
میگه رو جف چشام.
از چهار راه که رد میشیم یهویی میزنه روی شونهی پسرک: هعععییی... ببین شازده، یه وقتی اینجا موسسه ملّی زبان بود، بعد از دانشگاه میومدم اینجا انگلیسی کار میکردم. (پسرک هدفون به گوش چرتش پاره میشه و گیج و منگ دور و برش رو نگاه میکنه.) دوباره از تو آینه میگه: یادته آبجی اینجاها رو؟ آندره رو یادته؟ صفحه فروشی بتهوونو چی؟
میگم: بله یادمه، اینجا خیلی چیزا بود که الان نیست. تهرون خیلی خاطرهها داشت که طوفان بُردش.
آه میکشه: حیف... حیف... چه روزایی بود… ای روزگار... هااای پیشانی ما را به کجا میکشانی...
علوم اجتماعی خوندم، همینجا تو دانشگاه تهران لیسانس گرفتم. الانمم که میبینی.
مهرپویا داره مرگ قو رو میخونه که راننده محکم میزنه رو پاش و میگه: واااای... خاطرت هست خانوم؟ به این بنده خدا میگفتیم عباس گاو صدا.
همونجوری که سرم رو به شیشه پنجره تکیه دادم و با بغض بیرون رو نگاه میکنم میگم:
ـ بعله آقا خاطرم هست، یه وقتایی هم سیتار میزد این عباس آقا.
آروم گفت: عباس آقا رو خیلی دوست دارم. خیلی.
به میدون ۲۴ اسفند که میرسیم میزنه بغل: بیا... محض گل روی آبجیم مسافر نزدم. جلوی سینما کاپریام پیادهت کردم، به یاد گوزنها.
تشکر میکنم و یه پنج هزار تومنی میگیرم طرفش. برمیگرده رو به من، غمگین توی چشام نگاه میکنه و با اون صدای خش دارش میگه: بذ جیبت آبجی، این دفه رو مهمون ما.
میگم: نه آقا ممنون، آخه اینجوری که نمیشه.
یه تلخ خندی میزنه: اتفاقا اینجوری میشه. دُنت وُری، یو مِید مای دِی آبجی. حالام بپر پایین که کار دارم.
پیاده میشم،
غم دنیا میشینه رو دلم
صدای مهرپویاست که میخونه:
تو از قبیله لیلی
من از قبیله مجنون
تو از سپیده و نوری
من از شقایق پر خون
این داستان را کسانی که پنجاه ساله یا بالاتر هستند خوب درک میکنند
اما بقیه هم بدونن روزگاری اینطور بود
یکی بود یکی نبود…
اون قدیما که تو شهر ما انتخاباتی در کار نبود و شاه خائن، هنوز خائن بود،
خیابونا خلوت بودن و آسمونا آبی...
اون قدیما که هنوز آدما زندگی یادشون نرفته بود،
یه روزایی میرفتیم چهارراه پهلوی فروشگاه بتهوون دنبال صفحهی جدید
بعدشم میرفتیم آندره ساندویچ میخوردیم
یا اگه پول داشتیم، میرفتیم کارتیه لاتن تو خیابون کاخ و اسپاگتی میخوردیم.
اون قدیما، یه روزایی که هنوز انقلاب نشده بود، بعدازظهرا میرفتیم کافه قنادی بامداد که یه کم پایین تر از آندره بود.
گاهی هم پیراشکی خسروی و بعدشم کافه نادری.
خاطره یک بانوی ایرانی
@TwitterMamnoe
مرداد داغ تهرانه و ده دقیقه ست که منتظر تاکسیام. حوالی میدون سپاه. طبق معمول حواسم میره به گذشتهها و خاطرات سالیان دور از خیابون شاهرضا...
بی اختیار به تاکسیای که برام بوق میزنه و میگذره میگم: مستقیم سر پهلوی!
بیست سی متر جلوتر میزنه روی ترمز و بعد از کمی مکث، دنده عقب میگیره و جلوی پام وایمیسته. راننده جوانکیه همسن و سال خودم. موی و ریش سپید و عینکی. نیش خودش و مسافرش تا بنا گوشش بازه.
کله شو به طرف پنجره دراز میکنه و با همون نیش باز میگه: کجا؟؟ یه بار دیگه بگو؟
خندهم میگیره. میگم: ببخشید، از دهنم پرید. سر ولیعصر.
میگه: نه آبجی، همونی که اون اول گفتی رو یه بار دیگهم بگو، کجا؟ میگم: عرض کردم چهارراه پهلوی.
یه وری میچرخه و در عقب رو باز میکنه و میگه: امر فرمودین قربان.
گردن مسافر جلویی که جوانک نوزده بیست سالهی هدفون به گوشیه میچرخه به طرف من. احساس میکنم همون سگ اصحاب کهف هستم که دارم با لباس مبدّل تو خیابونا پرسه میزنم.
راننده روشو میکنه به پسرک: جَوون شیشه تو بده بالا میخوام واسه آبجیم کولر بیگیرم.
همونجوری که ریز ریز میخنده و سر تکون میده، کولرو روشن میکنه. بعد دراز میشه و از توی داشبورد یه نوار کاست درمیاره: بیا آبجی، اینم الان واسهت پلِی میکنم شوما گوش بیگیر به یاد همون روزا که ولی عصرمون پهلوی بود.
میگم: لطف میکنید.
شروع آهنگ آشناست، همینجور که ته ذهنم دارم خواننده رو حدس میزنم، صدای غمگین مهرپویا میپیچیه تو تاکسی:
آن زمانها کز نگاه خستهی مرغان دریایی...
دلم فشرده میشه، سالها بود که این ترانه رو نشنیده بودم.
از تو آینه میگه: دمت گرم آبجی، سر صبحی انگاری پس کله مونو گرفتی انداختی تو دامن عَلضرت.
میگم: بعله، گرماست وحواس پرتی دیگه.
بعد از چند دقیقه همینجوری که با انگشتاش ریشای سپیدشو شونه میکنه میپرسه: حالا مسیرتون کجاس؟
گفتم: شما تا کجا میرید؟
میخنده، دنده رو عوض میکنه و سیگاری که پشت گوششه برمیداره و همونجور خاموش میذاره کنج لبش: مستقیم از آیزنهاور میرم تا خود میدون شهیاد.
حالا که اونم افتاده تو دامن طرف میگم: پس منم ۲۴ اسفند پیاده میشم.
میگه رو جف چشام.
از چهار راه که رد میشیم یهویی میزنه روی شونهی پسرک: هعععییی... ببین شازده، یه وقتی اینجا موسسه ملّی زبان بود، بعد از دانشگاه میومدم اینجا انگلیسی کار میکردم. (پسرک هدفون به گوش چرتش پاره میشه و گیج و منگ دور و برش رو نگاه میکنه.) دوباره از تو آینه میگه: یادته آبجی اینجاها رو؟ آندره رو یادته؟ صفحه فروشی بتهوونو چی؟
میگم: بله یادمه، اینجا خیلی چیزا بود که الان نیست. تهرون خیلی خاطرهها داشت که طوفان بُردش.
آه میکشه: حیف... حیف... چه روزایی بود… ای روزگار... هااای پیشانی ما را به کجا میکشانی...
علوم اجتماعی خوندم، همینجا تو دانشگاه تهران لیسانس گرفتم. الانمم که میبینی.
مهرپویا داره مرگ قو رو میخونه که راننده محکم میزنه رو پاش و میگه: واااای... خاطرت هست خانوم؟ به این بنده خدا میگفتیم عباس گاو صدا.
همونجوری که سرم رو به شیشه پنجره تکیه دادم و با بغض بیرون رو نگاه میکنم میگم:
ـ بعله آقا خاطرم هست، یه وقتایی هم سیتار میزد این عباس آقا.
آروم گفت: عباس آقا رو خیلی دوست دارم. خیلی.
به میدون ۲۴ اسفند که میرسیم میزنه بغل: بیا... محض گل روی آبجیم مسافر نزدم. جلوی سینما کاپریام پیادهت کردم، به یاد گوزنها.
تشکر میکنم و یه پنج هزار تومنی میگیرم طرفش. برمیگرده رو به من، غمگین توی چشام نگاه میکنه و با اون صدای خش دارش میگه: بذ جیبت آبجی، این دفه رو مهمون ما.
میگم: نه آقا ممنون، آخه اینجوری که نمیشه.
یه تلخ خندی میزنه: اتفاقا اینجوری میشه. دُنت وُری، یو مِید مای دِی آبجی. حالام بپر پایین که کار دارم.
پیاده میشم،
غم دنیا میشینه رو دلم
صدای مهرپویاست که میخونه:
تو از قبیله لیلی
من از قبیله مجنون
تو از سپیده و نوری
من از شقایق پر خون
این داستان را کسانی که پنجاه ساله یا بالاتر هستند خوب درک میکنند
اما بقیه هم بدونن روزگاری اینطور بود
یکی بود یکی نبود…
اون قدیما که تو شهر ما انتخاباتی در کار نبود و شاه خائن، هنوز خائن بود،
خیابونا خلوت بودن و آسمونا آبی...
اون قدیما که هنوز آدما زندگی یادشون نرفته بود،
یه روزایی میرفتیم چهارراه پهلوی فروشگاه بتهوون دنبال صفحهی جدید
بعدشم میرفتیم آندره ساندویچ میخوردیم
یا اگه پول داشتیم، میرفتیم کارتیه لاتن تو خیابون کاخ و اسپاگتی میخوردیم.
اون قدیما، یه روزایی که هنوز انقلاب نشده بود، بعدازظهرا میرفتیم کافه قنادی بامداد که یه کم پایین تر از آندره بود.
گاهی هم پیراشکی خسروی و بعدشم کافه نادری.
خاطره یک بانوی ایرانی
@TwitterMamnoe
یک عده چپول و مصدقی پنجاه و هفتی دارند در رسانه ها توضیح می دهند اشتباه بختیار فلان بود و اشتباه شاه بهمان بود. درست مثل دزد ماشینی که توضیح بده اشتباه صاحب ماشین این بود که قفل فرمون ماشینش بد بود -_-
روشنگر نسل سوخته
@TwitterMamnoe
روشنگر نسل سوخته
@TwitterMamnoe
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
👑💎خاویر پرز دکوئیار💎👑
۱. اگر در زمان پهلوی، کسی میگفت اینها دشمن ایرانند، اینها «ننه من غریبم» راه میانداختند که «ما ازادیخواهیم و شاه دیکتاتور»
حالا که پردهها کنار رفته، دشمنیشان را با ایران آشکار کردهاند.
باید بگویم: کور خواندهاید اگر فکر کردهاید حالا که سایهی پهلویها بالای سر ایران نیست،
میتوانید راه میرزا کوچک و خزعل و قاضیمحمد و پیشهوری را دنبال کنید و ایران را مثل گلهی کفتار پاره پاره کنید.
#رضاشاه_دوم هست و ایرانپرستان -با هر مشی و نگرش سیاسی- (خصوصا مشروطهخواهان) گردن «گراز»ها و «کفتار»ها را خواهند شکست.
رویای ایرانستان کردن ایران را به گور میبرید.
اينتر اصلاحطلب
مصطفی هجری، دبیرکل حزب دموکرات کردستان ایران در نشست «آینده اقوام در ایران» در بروکسل: «در دوره معاصر، مرکز همواره کوشیده است تا ضمن تغییر بافت جمعیتی مناطق ملیتها، آنها را در سطح نازلی از توسعهیافتگی نگه دارد و از استانداردهای زندگی امروزی محروم نماید.
طبق این نظرسنجی در کانال برگزار شد اسم شبکه اینترنشنال را به اینتر اصلاحطلب که بالاترین رای توسط شما داده شد، تغییر دادیم!
@TwitterMamnoe
۱. اگر در زمان پهلوی، کسی میگفت اینها دشمن ایرانند، اینها «ننه من غریبم» راه میانداختند که «ما ازادیخواهیم و شاه دیکتاتور»
حالا که پردهها کنار رفته، دشمنیشان را با ایران آشکار کردهاند.
باید بگویم: کور خواندهاید اگر فکر کردهاید حالا که سایهی پهلویها بالای سر ایران نیست،
میتوانید راه میرزا کوچک و خزعل و قاضیمحمد و پیشهوری را دنبال کنید و ایران را مثل گلهی کفتار پاره پاره کنید.
#رضاشاه_دوم هست و ایرانپرستان -با هر مشی و نگرش سیاسی- (خصوصا مشروطهخواهان) گردن «گراز»ها و «کفتار»ها را خواهند شکست.
رویای ایرانستان کردن ایران را به گور میبرید.
اينتر اصلاحطلب
مصطفی هجری، دبیرکل حزب دموکرات کردستان ایران در نشست «آینده اقوام در ایران» در بروکسل: «در دوره معاصر، مرکز همواره کوشیده است تا ضمن تغییر بافت جمعیتی مناطق ملیتها، آنها را در سطح نازلی از توسعهیافتگی نگه دارد و از استانداردهای زندگی امروزی محروم نماید.
طبق این نظرسنجی در کانال برگزار شد اسم شبکه اینترنشنال را به اینتر اصلاحطلب که بالاترین رای توسط شما داده شد، تغییر دادیم!
@TwitterMamnoe
روح ِسرزمینِ غرب
ملت به واقعیتها توجه نکردن
چشمشون رو به اعدامهای فله ای و نابودی کارخانه جات و...بستند
اما این دروغ بزرگ رو که شاه ۱۲۵۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰میلیارد دولارُ با خودش برد رو باور کردند.
(کل دارایی مردم دنیا رو هم بذاری بازم اینقدر نمیشه)
🦋پری به گل نشسته👑
اگر به این کارت پستالی که چهل سال پیش چاپ شده خوب نگاه کنید ، آینده معلومه.
با ورود خمینی به ایران دریای کاسپین ناپدید شد.
هیولای کاسپین با قرآن اومده بیرون
پایین سمت چپ عکس #سینما_رکس_آبادان در حال سوختن
و باز زیر اون تیرباران کردن ارتشیان، خرابی بناها، اسلحه،آتش ، مرگ و شیون
@TwitterMamnoe
ملت به واقعیتها توجه نکردن
چشمشون رو به اعدامهای فله ای و نابودی کارخانه جات و...بستند
اما این دروغ بزرگ رو که شاه ۱۲۵۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰میلیارد دولارُ با خودش برد رو باور کردند.
(کل دارایی مردم دنیا رو هم بذاری بازم اینقدر نمیشه)
🦋پری به گل نشسته👑
اگر به این کارت پستالی که چهل سال پیش چاپ شده خوب نگاه کنید ، آینده معلومه.
با ورود خمینی به ایران دریای کاسپین ناپدید شد.
هیولای کاسپین با قرآن اومده بیرون
پایین سمت چپ عکس #سینما_رکس_آبادان در حال سوختن
و باز زیر اون تیرباران کردن ارتشیان، خرابی بناها، اسلحه،آتش ، مرگ و شیون
@TwitterMamnoe