چ عذابی کشید شاهنشاه وقتی میدید ملت ناسپاس زیر همون برج شهیادی ک خودش ساخت، شعار مرگ بر شاه سر میدن، عکسهاشو پاره میکنن، عکس یک انیرانی رو در آغوش میکشن و ایران رو ب حراج میذارن. با تصور حال بد روحی و جسمی شاهنشاه در اون روزها ساعتها باید گریست
در این ایام فقط باید گفت #جاویدشاه
👑یاقوتم👑
@TwitterMamnoe
در این ایام فقط باید گفت #جاویدشاه
👑یاقوتم👑
@TwitterMamnoe
دو گروه در عرصه سیاسی امروز ایران به مفت نمیارزن
۱.سلبریتیها
۲.جنبش دانشجویی
هرموقع اینارو خواستن جای اپوزیسون نظام و برانداز جا بزنن خیلی اروم کانال رو عوض کنین
ســـینان
@TwitterMamnoe
۱.سلبریتیها
۲.جنبش دانشجویی
هرموقع اینارو خواستن جای اپوزیسون نظام و برانداز جا بزنن خیلی اروم کانال رو عوض کنین
ســـینان
@TwitterMamnoe
کمپینی جالبی به نام #قطع_ارتباط در اینستاگرام و واتسآپ راه افتاده، با این مضمون که با هر کس که رای بدهد، چه دوست چه فامیل چه همکار قطع ارتباط خواهیم کرد.
آلخين
@TwitterMamnoe
آلخين
@TwitterMamnoe
Forwarded from 𝐋𝐈𝐎𝐍𝐒𝐔𝐍𝐈𝐑𝐀𝐍
📜 قانون موافقتنامه فرهنگی بین دولت شاهنشاهی ایران و دولت جمهوری
سوسیالیستی چکسلواکی
مصوب ۱۳۴۶٫۱۰٫۱۰
ماده واحده - موافقتنامه فرهنگی بین دولت شاهنشاهی ایران و دولت جمهوری سوسیالیستی چکسلواکی که مشتمل بر یک مقدمه و دوازده ماده است و در تاریخ پنجم خرداد ماه ۱۳۴۶ برابر ۲۶ مِى ۱۹۶۷ در پراگ به امضای نمایندگان دولتین رسید.
رئيس مجلس شورای ملّى
موافقتنامه فرهنگی بین دولت شاهنشاهی ایران و دولت جمهوری سوسیالیستی چکسلواکی نظر به علاقهای که به توسعه مناسبات و همکاری در زمینههای فرهنگی و علمی وهنری و آموزشی دارند و با اعتقاد به این که چنین همکاری در تشیید مناسبات دوستی بین دو کشور مؤثر خواهد بود به پیروی از اصول منشور سازمان ملل متّحد تصمیم به عقد این موافقتنامه فرهنگی گرفته است. نمایندگان پس از مبادله اختیارنامههای خود که در کمال صحت و اعتبار ميباشد در موارد زیر توافق نمودند:
ماده ۱ - طرفین متعاهدین به منظور شناخت متقابل میراث فرهنگی دو کشور و پیشرفتهای حاصله در زمینه فرهنگ و هنر و آموزش و پرورش وورزش روابط فرهنگی خود را به وسیله سازمانهای صلاحیتدار خویش و به مبنای اصل عمل متقابل و رعایت اصل حق حاکمیت ملّى توسعه خواهند داد.
ماده ۲ - همکاری بین دانشگاهها و سایر مؤسسات و سازمانهای آموزشی و علمی و تحقیقاتی و هم چنین فرهنگی و هنری و ورزشی دو کشور
ماده ۳ - طرفین متعاهدین مبادلات زیر را تسهیل خواهند نمود: الف - مبادله استادان دانشگاهها و مدارس عالی و دانشمندان و هم چنین سایر متخصصین امور علمی و آموزشی.
ب - مبادله هنرمندان و گروههای هنری و نمایندگان فرهنگ و هنر.
ماده ۴ - بورسهای کوتاه مدت برای مطالعات فرهنگی و علمی و فنی و هنری به اتباع کشور دیگر پس از معرفی مقامات صلاحیتدار
ماده ۵ - طرفین متعاهدین در حدود مقرّرات جاریه کشور خود شناسایی عناوین و درجات علمی و دیپلمها و گواهینامههای پایان تحصیلی را که درکشور دیگر اخذ گردیده است تسهیل خواهند کرد.
ماده ۶ - هر یک از طرفین نسبت به معرفی آثار مربوط به موسیقی و سینما و تأتر و پخش برنامههای رادیویی و تلویزیونی و ترتیب سخنرانیها و نمایشگاهها و جشنوارههای فیلم و موسیقی و تأتر و هم چنین انتشار ترجمههای آثار علمی و ادبی و هنری کشور دیگر کمک خواهند نمود.
ماده ۷ - طرفین متعاهدین همکاری بین سازمانها و مؤسسات رادیویی و تلویزیونی و فیلمبرداری دو کشور را تشویق خواهند نمود.
ماده ۸ - دو طرف متعاهد تماس بین ورزشکاران دو کشور به ویژه ترتیب مسابقات ورزشی را تشویق خواهند کرد.
ماده ۹ - طرفین متعاهدین در حدود مقرّرات جاریه کشور خود برای تشکیل انجمنهای فرهنگی به منظور فعالیتهای فرهنگی و شناساندن تاریخ وتمدن طرف مقابل در پایتختهای دو کشور تسهیلات لازم را فراهم خواهند نمود. انجمنهای مزبور با توجه به قوانین داخلی هر یک از طرفین ضمن موافقتنامه جداگانه تشکیل خواهد شد.
ماده ۱۰ - طرفین به منظور اجرای این موافقتنامه برنامه مبادلات فرهنگی سالیانه تنظیم خواهند کرد.
ماده ۱۱ - این موافقتنامه بر طبق قوانین اساسی دو کشور به تصویب خواهد رسید و از تاریخ مبادله اسناد تصویب به موقع اجراء گذاشته خواهد شد.
ماده ۱۲ - مدت اعتبار این موافقتنامه سه سال خواهد بود و هر یک از طرفین میتوانند حداقل سه ماه قبل از و يا برای یک دوره سه ساله دیگر به آن اعتبار ببخشد.
این موافقتنامه در دو نسخه به زبانهای فارسی و چک و فرانسه تنظیم و به امضاء میرسد و هر دو نسخه متساویاً معتبر میباشد. پراگ به تاریخ پنجم خرداد ماه یک هزار و سیصد و چهل و شش. از طرف دولت شاهنشاهی ایران. از طرف دولت جمهوری سوسیالیستی چکسلواکی.
موافقتنامه فرهنگی بالا مشتمل بر یک مقدمه و دوازده ماده منضم به قانون موافقتنامه فرهنگی بین دولت شاهنشاهی ایران و دولت جمهوری سوسیالیستی چکسلواکی میباشد.
رئيس مجلس شورای ملّى
مهندس عبدالله ریاضی
#lionsunsword
@lionsunorder
سوسیالیستی چکسلواکی
مصوب ۱۳۴۶٫۱۰٫۱۰
ماده واحده - موافقتنامه فرهنگی بین دولت شاهنشاهی ایران و دولت جمهوری سوسیالیستی چکسلواکی که مشتمل بر یک مقدمه و دوازده ماده است و در تاریخ پنجم خرداد ماه ۱۳۴۶ برابر ۲۶ مِى ۱۹۶۷ در پراگ به امضای نمایندگان دولتین رسید.
رئيس مجلس شورای ملّى
موافقتنامه فرهنگی بین دولت شاهنشاهی ایران و دولت جمهوری سوسیالیستی چکسلواکی نظر به علاقهای که به توسعه مناسبات و همکاری در زمینههای فرهنگی و علمی وهنری و آموزشی دارند و با اعتقاد به این که چنین همکاری در تشیید مناسبات دوستی بین دو کشور مؤثر خواهد بود به پیروی از اصول منشور سازمان ملل متّحد تصمیم به عقد این موافقتنامه فرهنگی گرفته است. نمایندگان پس از مبادله اختیارنامههای خود که در کمال صحت و اعتبار ميباشد در موارد زیر توافق نمودند:
ماده ۱ - طرفین متعاهدین به منظور شناخت متقابل میراث فرهنگی دو کشور و پیشرفتهای حاصله در زمینه فرهنگ و هنر و آموزش و پرورش وورزش روابط فرهنگی خود را به وسیله سازمانهای صلاحیتدار خویش و به مبنای اصل عمل متقابل و رعایت اصل حق حاکمیت ملّى توسعه خواهند داد.
ماده ۲ - همکاری بین دانشگاهها و سایر مؤسسات و سازمانهای آموزشی و علمی و تحقیقاتی و هم چنین فرهنگی و هنری و ورزشی دو کشور
ماده ۳ - طرفین متعاهدین مبادلات زیر را تسهیل خواهند نمود: الف - مبادله استادان دانشگاهها و مدارس عالی و دانشمندان و هم چنین سایر متخصصین امور علمی و آموزشی.
ب - مبادله هنرمندان و گروههای هنری و نمایندگان فرهنگ و هنر.
ماده ۴ - بورسهای کوتاه مدت برای مطالعات فرهنگی و علمی و فنی و هنری به اتباع کشور دیگر پس از معرفی مقامات صلاحیتدار
ماده ۵ - طرفین متعاهدین در حدود مقرّرات جاریه کشور خود شناسایی عناوین و درجات علمی و دیپلمها و گواهینامههای پایان تحصیلی را که درکشور دیگر اخذ گردیده است تسهیل خواهند کرد.
ماده ۶ - هر یک از طرفین نسبت به معرفی آثار مربوط به موسیقی و سینما و تأتر و پخش برنامههای رادیویی و تلویزیونی و ترتیب سخنرانیها و نمایشگاهها و جشنوارههای فیلم و موسیقی و تأتر و هم چنین انتشار ترجمههای آثار علمی و ادبی و هنری کشور دیگر کمک خواهند نمود.
ماده ۷ - طرفین متعاهدین همکاری بین سازمانها و مؤسسات رادیویی و تلویزیونی و فیلمبرداری دو کشور را تشویق خواهند نمود.
ماده ۸ - دو طرف متعاهد تماس بین ورزشکاران دو کشور به ویژه ترتیب مسابقات ورزشی را تشویق خواهند کرد.
ماده ۹ - طرفین متعاهدین در حدود مقرّرات جاریه کشور خود برای تشکیل انجمنهای فرهنگی به منظور فعالیتهای فرهنگی و شناساندن تاریخ وتمدن طرف مقابل در پایتختهای دو کشور تسهیلات لازم را فراهم خواهند نمود. انجمنهای مزبور با توجه به قوانین داخلی هر یک از طرفین ضمن موافقتنامه جداگانه تشکیل خواهد شد.
ماده ۱۰ - طرفین به منظور اجرای این موافقتنامه برنامه مبادلات فرهنگی سالیانه تنظیم خواهند کرد.
ماده ۱۱ - این موافقتنامه بر طبق قوانین اساسی دو کشور به تصویب خواهد رسید و از تاریخ مبادله اسناد تصویب به موقع اجراء گذاشته خواهد شد.
ماده ۱۲ - مدت اعتبار این موافقتنامه سه سال خواهد بود و هر یک از طرفین میتوانند حداقل سه ماه قبل از و يا برای یک دوره سه ساله دیگر به آن اعتبار ببخشد.
این موافقتنامه در دو نسخه به زبانهای فارسی و چک و فرانسه تنظیم و به امضاء میرسد و هر دو نسخه متساویاً معتبر میباشد. پراگ به تاریخ پنجم خرداد ماه یک هزار و سیصد و چهل و شش. از طرف دولت شاهنشاهی ایران. از طرف دولت جمهوری سوسیالیستی چکسلواکی.
موافقتنامه فرهنگی بالا مشتمل بر یک مقدمه و دوازده ماده منضم به قانون موافقتنامه فرهنگی بین دولت شاهنشاهی ایران و دولت جمهوری سوسیالیستی چکسلواکی میباشد.
رئيس مجلس شورای ملّى
مهندس عبدالله ریاضی
#lionsunsword
@lionsunorder
Forwarded from 𝐋𝐈𝐎𝐍𝐒𝐔𝐍𝐈𝐑𝐀𝐍
حضور شاهنشاه محمّدرضا و شهبانو فرح پهلوى در چكسلواكى؛ ١٣٥٦
🎖🇨🇿
Shah Mohammad Reza & Empress Farah Pahlavi visit of Czechoslovakia; 1977
@lionsunorder
#lionsunsword
🎖🇨🇿
Shah Mohammad Reza & Empress Farah Pahlavi visit of Czechoslovakia; 1977
@lionsunorder
#lionsunsword
#مهم
سناتور تد کروز: توییتر باید سرویس دهی به آیتالله ها در ایران رو قطع کنه در غیر اینصورت با تحریمهای آمریکا مواجه خواهد شد، او به همراه چند سناتور دیگر نامهای به وزارت خزانه داری و مستقیما به پرزیدنت ترامپ ارسال کردهاند
@TwitterMamnoe
سناتور تد کروز: توییتر باید سرویس دهی به آیتالله ها در ایران رو قطع کنه در غیر اینصورت با تحریمهای آمریکا مواجه خواهد شد، او به همراه چند سناتور دیگر نامهای به وزارت خزانه داری و مستقیما به پرزیدنت ترامپ ارسال کردهاند
@TwitterMamnoe
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اگر سهتار نواخته باشی میدونی این قطعه چقدر سخت و نیازمند تبحره. حالا بهش سرما و سر و صدارو اضافه کن.
جای چنین نوازندهای روی زمین سرد نیست.
کاش حمایتشون کنیم..
آدرس : تهران میدان ولیعصر ابتدای بلوار کشاورز کنار فروشگاه فرهنگ.
الهـــــام🐈
ایشون الان باید کلاس آموزشی شلوغی میداشت. تبحرش در نوازندگی، اونهم چنین قطعهی فنی و ظریفی از پرویز مشکاتیان، نشان از استادی ایشون داره. برای خودم و میهنم متاسفم.
پیرزاهد
خزان مشكاتيان ميزننند قطعه سختی است و از لحاظ ریتمیک بسیار پیچیده ،مشخص است استاد هستند.
@TwitterMamnoe
جای چنین نوازندهای روی زمین سرد نیست.
کاش حمایتشون کنیم..
آدرس : تهران میدان ولیعصر ابتدای بلوار کشاورز کنار فروشگاه فرهنگ.
الهـــــام🐈
ایشون الان باید کلاس آموزشی شلوغی میداشت. تبحرش در نوازندگی، اونهم چنین قطعهی فنی و ظریفی از پرویز مشکاتیان، نشان از استادی ایشون داره. برای خودم و میهنم متاسفم.
پیرزاهد
خزان مشكاتيان ميزننند قطعه سختی است و از لحاظ ریتمیک بسیار پیچیده ،مشخص است استاد هستند.
@TwitterMamnoe
مارا چنان به آزادی حجاب مشغول ساخته اند ،که یادمان برود پیش پا افتاده ترین آزادی دوره پهلوی ها ،حجاب بود .
#بازگشت_به_ناسیونالیسم_ایرانی
#جاويدشاه
Armando
@TwitterMamnoe
#بازگشت_به_ناسیونالیسم_ایرانی
#جاويدشاه
Armando
@TwitterMamnoe
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دیشب بعداز سالها،دکتر #سعید_سکویی جلوی دوربین یه برنامه تلویزیونی حاضر شد ومثل همیشه دقیق،آیندهنگر وکوبنده،مهمان دیگر تیوی(امیر احمدی و...)ر شُست و پهن کرد:)
+چقدر من ازتو مردبزرگ خوشم میاد👌
پ.ن:به نظرشما چرارسانه های جریان اصلی سکویی ر دعوت نمیکنند!؟🤔
@ManotoNews @IranIntl
DopaMine🧠دوپامین
@TwitterMamnoe
+چقدر من ازتو مردبزرگ خوشم میاد👌
پ.ن:به نظرشما چرارسانه های جریان اصلی سکویی ر دعوت نمیکنند!؟🤔
@ManotoNews @IranIntl
DopaMine🧠دوپامین
@TwitterMamnoe
پدر بزرگ عزیز من. یک وطن پرست واقعی که زندگیش را وقف مملکتش کرد
او خدمت سربازی را از سن ۹ سالگی با رفتن به مدرسه ابتدایی نظام شروع کرد و در دانشکده افسری افتخار همکلاسی شاهنشاه اریامهر را پیدا کرد و به ارشدیت کلاس و هنگ دانشکده افسری رسید ودر خاتمه در هفتم فوریه در پاریس به همراه برادرش غلامحسین اویسی با گلوله دژخیمان به ظاهر اسلامی شهید گشت
A.R. Oveissi
عمیقا اطمینان خاطر دارم که اگر به جای مرحوم بختیار تیمسار اویسی نخست وزیر میشد،نه انقلاب پا می گرفت و نه کار ما به اینجا میکشید .
روانش شاد
Armando
@TwitterMamnoe
او خدمت سربازی را از سن ۹ سالگی با رفتن به مدرسه ابتدایی نظام شروع کرد و در دانشکده افسری افتخار همکلاسی شاهنشاه اریامهر را پیدا کرد و به ارشدیت کلاس و هنگ دانشکده افسری رسید ودر خاتمه در هفتم فوریه در پاریس به همراه برادرش غلامحسین اویسی با گلوله دژخیمان به ظاهر اسلامی شهید گشت
A.R. Oveissi
عمیقا اطمینان خاطر دارم که اگر به جای مرحوم بختیار تیمسار اویسی نخست وزیر میشد،نه انقلاب پا می گرفت و نه کار ما به اینجا میکشید .
روانش شاد
Armando
@TwitterMamnoe
Forwarded from پادشاهیخواهان توئیتر
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بهای خون آریامهر و لیلا و علیرضا آزادی ایران بوده و هست پیوند خون شاه و خون ندا و سحر را با فریدون و آیت محققی و هویدا و کتیبه و اویسی و ... پیوندیست که بین شاه و ملت بسته شده و آن زنده نگه داشتن ایران و قانون مشروطه و پادشاهیست. از خون عزیزانمان نمی گذریم.
#تا_ابد_جاوید_شاه
Fadaeye Vatan
@TwitterMamnoe
#تا_ابد_جاوید_شاه
Fadaeye Vatan
@TwitterMamnoe
از دید من بهترین واژه برای فاجعه ۵۷ همان " انقلاب" است یعنی دگرگونی پایه ای. رخدادی که پیامد آن مفتخوری دختر شیخ زکزاکی با پول مردم ایران در کشور اشغال شده ماست و نتیجه رضاشاه بزرگ و نوه محمد رضا شاه ایران پرست در تبعید باشد. انقلاب ویرانگر و ایران سوز ۵۷
روشنگر نسل سوخته
@TwitterMamnoe
روشنگر نسل سوخته
@TwitterMamnoe
Forwarded from کتابخانه صوتی KFP
🔴پخش اعلامیههای شاهنشاهی در #ایلام، در رابطه با #تحریم_انتخابات و نه به جمهوری اسلامی.
🔹رای ما براندازی است #جاویدشاه
درود برتمامی مبارزین میهنپرست
🔹پینوشت: ادمین های مبارز و میهنی لطفا؛🙏 صدای مبارزان ایلامی را نشر دهید؛ شرایط مبارزان پادشاهی خواه در ایلام بخاطر شرایط امنیتی حاکم بر شهر بسیار سخت است.
#بژی_ئیلام
#بژی_شا
@mobarezaaan
🔹رای ما براندازی است #جاویدشاه
درود برتمامی مبارزین میهنپرست
🔹پینوشت: ادمین های مبارز و میهنی لطفا؛🙏 صدای مبارزان ایلامی را نشر دهید؛ شرایط مبارزان پادشاهی خواه در ایلام بخاطر شرایط امنیتی حاکم بر شهر بسیار سخت است.
#بژی_ئیلام
#بژی_شا
@mobarezaaan
🔗 حجت کلاشی:
هرگونه اصلاح،تکمیل وترمیم مشروطه و نو کردنش با بازگشت به مشروطه ممکن است؛مشروطه نوین،چیزی جز بازگشت به مشروطه و ترمیم و تکمیل آن نیست.آنچه شما می گویید جمهوری نوین است و در امتداد ج.ا بعنوان اولین-شاید دومین-جمهوری
با لفظ مشروطه نمی توانید مشروطیت ایران را از مضمون و سنت تهی کنید
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
🔗 Ramin Parham :
گفتگوی وبسایت نماد ملی ایران با دکتر رامین پرهام درباره عملکرد اپوزیسیون و نقش و جایگاه شاهزاده رضا پهلوی – نماد ملی ایران https://namadmeli.org/?p=1104
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@TwitterMamnoe
هرگونه اصلاح،تکمیل وترمیم مشروطه و نو کردنش با بازگشت به مشروطه ممکن است؛مشروطه نوین،چیزی جز بازگشت به مشروطه و ترمیم و تکمیل آن نیست.آنچه شما می گویید جمهوری نوین است و در امتداد ج.ا بعنوان اولین-شاید دومین-جمهوری
با لفظ مشروطه نمی توانید مشروطیت ایران را از مضمون و سنت تهی کنید
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
🔗 Ramin Parham :
گفتگوی وبسایت نماد ملی ایران با دکتر رامین پرهام درباره عملکرد اپوزیسیون و نقش و جایگاه شاهزاده رضا پهلوی – نماد ملی ایران https://namadmeli.org/?p=1104
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@TwitterMamnoe
#سخن_شما
🔴 حزب الهى هاى خجالتى
✅ به شاهزاده رضا پهلوى اخلاقا كسى بايد انتقاد نمايد كه به خمينى راى نداده باشد، براى خاتمى تبليغ نكرده و يا اينكه انگشت جوهرى اش براى راى دادن به روحانى را تو چشم ملت فرو نكرده باشد.
✅ همه كسانيكه اندك سابقه ايى از آلودگى به موارد ذكر شده در بالا دارند بايد بيش از شاهزاده پاسخ گوى عملكرد و افكار خويش باشند. اينان خود شريك گرفتارى ها و مشكلاتى كه جمهورى اسلامى براى ايران ايجاد نموده مى باشند. در حاليكه سن و سال شاهزاده در دوره پهلوى زير سن قانونى بوده و دخالتى در تصميم گيرى ها و عملكرد دوره پدرش نداشته حتى در حد انداختن يك برگ راى در صندوق آرا ، از اين زاويه كه بنگريم ، هم مخالفت و دشمنى جمهورى اسلامى با شاهزاده بهتر قابل فهم است و هم دشمنى و مخالفت اين در خندق نشستگان نظام .
✅ انتقاد اين اهالى خندق نظام به شاهزاده بصورت تلويحى ، تائيد همه يا بخشى از عملكرد نظام و توجيه وضعيت موجود ايران مى باشد ، بعبارتى ديگر دم خروس شان ، آنجايى بيرون مى زند كه اين افراد ، راى دادن به امثال خاتمى و روحانى را يك گام به جلو در عالم سياست ارزيابى مى كنند ولى به كسانيكه راى دادن احتمالى در آينده به شاهزاده را تبليغ مى كىنند ، را بر نمى تابند و با بكار بردن الفاظ و واژه هاى نخ نما شده و تحقير آميزى چون " رضا ربع پهلوى " ، " شاه الهى " ، " هتاك " ، " بى سواد " و اين قبيل ، اقدام به عقده گشايى و راه اندازى جنگ روانى عليه كسانى مى كنند كه جز عشق به ايران ، آبادى ايران و ناسيوناليسم ايرانى چيزى در سر ندارند.
✅ اكنون اين خندق نشستگان نظام يا همان طرفداران خجالتى نظام، مخصوصا از ميان ملى مصدقى ها ، بايستى به اين پرسش پاسخ دهند چرا ا در يك نظام سياسى احتمالى در آينده كه يكى همانند شاهزاده در راس آن باشد ، اعتبار ، آبرو و كارامدى سيستم از اصلاح طلب ترين و تحول خواه ترين جناح جمهورى اسلامى و حتى جناح انقلاب اسلامى ، قابل انتقاد تر است ؟
✅ پى نوشت : اصطلاح " خندق نظام " را اولين بار يكى از اعضاى نهضت آزادى به گروه خود اطلاق نمود براى توضيح وضعيتى كه ريزش كنندگان از نظام به جمع براندازان نپيوندند بلكه در اين خندق پيرامون نظام گير كنند و يك نيم بند انتقادى و نق زدنى هم داشته باشند ولى در همه گلوگاه ها و پيچ هاى حساس نظام به كمك آن مى شتابند كه مبادا سقوط كند . من به اين افراد و گروه ها مى گويم حزب الهى هاى خجالتى يا همان طرفداران خجالتى نظام كه شامل چپول ها ، اخوانى ها و همه شعبات ملى مصدقى مى شود. كه همگى يك حرف اساسى دارند و آن اين استكه اگر قرار است جمهورى اسلامى برود ، هر كسى بيايد بغير از پهلوى وگرنه همين جمهورى اسلامى به سرمان نيز زياديه
شهریار صادقی
🔴 حزب الهى هاى خجالتى
✅ به شاهزاده رضا پهلوى اخلاقا كسى بايد انتقاد نمايد كه به خمينى راى نداده باشد، براى خاتمى تبليغ نكرده و يا اينكه انگشت جوهرى اش براى راى دادن به روحانى را تو چشم ملت فرو نكرده باشد.
✅ همه كسانيكه اندك سابقه ايى از آلودگى به موارد ذكر شده در بالا دارند بايد بيش از شاهزاده پاسخ گوى عملكرد و افكار خويش باشند. اينان خود شريك گرفتارى ها و مشكلاتى كه جمهورى اسلامى براى ايران ايجاد نموده مى باشند. در حاليكه سن و سال شاهزاده در دوره پهلوى زير سن قانونى بوده و دخالتى در تصميم گيرى ها و عملكرد دوره پدرش نداشته حتى در حد انداختن يك برگ راى در صندوق آرا ، از اين زاويه كه بنگريم ، هم مخالفت و دشمنى جمهورى اسلامى با شاهزاده بهتر قابل فهم است و هم دشمنى و مخالفت اين در خندق نشستگان نظام .
✅ انتقاد اين اهالى خندق نظام به شاهزاده بصورت تلويحى ، تائيد همه يا بخشى از عملكرد نظام و توجيه وضعيت موجود ايران مى باشد ، بعبارتى ديگر دم خروس شان ، آنجايى بيرون مى زند كه اين افراد ، راى دادن به امثال خاتمى و روحانى را يك گام به جلو در عالم سياست ارزيابى مى كنند ولى به كسانيكه راى دادن احتمالى در آينده به شاهزاده را تبليغ مى كىنند ، را بر نمى تابند و با بكار بردن الفاظ و واژه هاى نخ نما شده و تحقير آميزى چون " رضا ربع پهلوى " ، " شاه الهى " ، " هتاك " ، " بى سواد " و اين قبيل ، اقدام به عقده گشايى و راه اندازى جنگ روانى عليه كسانى مى كنند كه جز عشق به ايران ، آبادى ايران و ناسيوناليسم ايرانى چيزى در سر ندارند.
✅ اكنون اين خندق نشستگان نظام يا همان طرفداران خجالتى نظام، مخصوصا از ميان ملى مصدقى ها ، بايستى به اين پرسش پاسخ دهند چرا ا در يك نظام سياسى احتمالى در آينده كه يكى همانند شاهزاده در راس آن باشد ، اعتبار ، آبرو و كارامدى سيستم از اصلاح طلب ترين و تحول خواه ترين جناح جمهورى اسلامى و حتى جناح انقلاب اسلامى ، قابل انتقاد تر است ؟
✅ پى نوشت : اصطلاح " خندق نظام " را اولين بار يكى از اعضاى نهضت آزادى به گروه خود اطلاق نمود براى توضيح وضعيتى كه ريزش كنندگان از نظام به جمع براندازان نپيوندند بلكه در اين خندق پيرامون نظام گير كنند و يك نيم بند انتقادى و نق زدنى هم داشته باشند ولى در همه گلوگاه ها و پيچ هاى حساس نظام به كمك آن مى شتابند كه مبادا سقوط كند . من به اين افراد و گروه ها مى گويم حزب الهى هاى خجالتى يا همان طرفداران خجالتى نظام كه شامل چپول ها ، اخوانى ها و همه شعبات ملى مصدقى مى شود. كه همگى يك حرف اساسى دارند و آن اين استكه اگر قرار است جمهورى اسلامى برود ، هر كسى بيايد بغير از پهلوى وگرنه همين جمهورى اسلامى به سرمان نيز زياديه
شهریار صادقی
Forwarded from Amir Taheri امیر طاهری
⚡رای بدهیم یا نه؟ سیمای یک پاسخ…
مجلس شورای اسلامی حاصل از انتخابات، چیزی جز شبح یک پارلمان نیست
رای بدهیم یا نه؟ این پرسشی است که این روزها به شکلهای گوناگون بار دیگر مطرح میشود. البته این پرسش از آغاز تاسیس جمهوری اسلامی در ایران مطرح بوده است و بسیاری از ایرانیان در ۴۰ سال گذشته کوشیدهاند تا پاسخی قانع کننده برای خود، اگر نه برای دیگران، بیابند.
یک پاسخ، در تایید لزوم شرکت در انتخابات مجلس شورای اسلامی با تکیه بر اهمیت نمادین (سمبولیک) رای دادن عرضه میشود. شهروندی که رای میدهد، با اقدام خود نشان میدهد که خود را شریک سرنوشت جامعه میداند و حتی اگر نظرات و خواستهایش در تصمیمات حکمرانان موثر نباشد، حداقل آنان را از حال و هوای موجود جامعه آگاه تر میسازد.
در شرکتهای خصوصی نیز اکثریت سهامداران یا رای نمیدهند، و یا اگر رای بدهند، میدانند که رایشان در تعیین مسیر آینده شرکت اثر چندانی نخواهد داشت.
در طی دههها روزنامهنگاری، این رده از رایدهندگان را در کشورهای گوناگون با نظامهای متفاوت دیدهایم: در اتحاد شوروی دوران برژنف، در عراق زیر سیطره صدام حسین، در الجزایر زیر حکومت نظامی، و البته در دموکراسیهای غربی مانند آلمان فدرال، بریتانیا و ایالات متحده. در همه آن جوامع، بین ۳۰ تا ۴۰ درصد از صاحبان حق رای، در هر شرایطی، به پای صندوقها میروند تا موقعیت خود را به عنوان شریکان و سهامداران وضع موجود تاکید کنند. در ایران پیش از انقلاب نیز تقریبا همان درصد از صاحبان حق رای از حق خود استفاده میکردند، در حالی که میدانستند رای آنان در شکل دادن به سیاستهای راهبردی کشور چندان اثری نخواهد داشت.
یک پاسخ دیگر در تایید لزوم رای دادن، این است که رایدهنده میتواند بین نامزدهای گوناگون، حتی اگر هیچ یک مورد پسند کامل نباشند، کسی را که به دلخواه نزدیکتر است برگزیند، یا دستکم، بد را به جای بدتر انتخاب کند. این پاسخ در دوران تسلط نظام «اسلامی» بر ایران همواره مطرح بوده است و در پارهای از موارد به صورت یک تاکتیک سیاسی مورد استفاده قرار گرفته است. برای بسیاری از رایدهندگان در جمهوری اسلامی ایران، انتخابات غالبا فرصتی بوده است برای رای دادن به نامزدهایی که حتی اگر در بطن رژیم جایی دارند، اندکی از قلب رژیم دورترند: محمد خاتمی به جای ناطق نوری، یا محمود احمدینژاد به جای هاشمی رفسنجانی.
سرانجام، یک پاسخ دیگر را نیز میتوان ذکر کرد: رای میدهیم زیرا میترسیم که اگر غیبت کنیم، با مجازات حکومتی یا دستکم محروم شدن از بعضی امتیازات، روبهرو شویم. جمهوری اسلامی ایران و رژیمهای مشابه، مثلا در زیمباوه زمان رابرت موگابه، از این ترس بهره گرفتهاند تا بخشی از ۶۰ یا ۷۰ درصدی را که ممکن بود رای ندهند، به پای صندوقها بکشانند.
آیا این پاسخهای تاییدی میتواند ما را قانع کند که در انتخابات آینده جمهوری اسلامی ایران شرکت کنیم؟
از آنجا که تصمیمگیری در این زمینه یک مسئله وجدانی فردی است، هیچ یک از ما نمیتواند برای دیگران نسخه بنویسد.
نظر شخصی من این است و همواره هم این بوده است که در اقدام، بازی یا روندی که به آن اعتقاد ندارم، شرکت نکنم. در دوران پیش از انقلاب نیز من تنها یک بار در انتخابات محلی یا فراکشوری شرکت کردم: آخرین انتخابات مجلس شورای ملی پیش از سقوط رژیم.
در دوران پیش از انقلاب، در طی سالها سفر به سراسر ایران و گفتوگو با هموطنان از زمینههای اجتماعی و سیاسی گوناگون، این نتیجه حاصل شده بود که از ۲۹۰ نماینده مجلس شورای ملی، تنها ۴۰ یا ۴۵ تن ممکن بود در هر شرایطی، بهویژه در شرایط انتخابات با استانداردهای دموکراسی غربی، انتخاب شوند. آنان، کسانی بودند که ریشههای محلی عمیق داشتند و با تکیه به ارتباطات خانوادگی و قبیلهای، میتوانستند آرای لازم را بدست آورند.
در بعضی موارد دیگر، نمایندگانی را میدیدیم که از سوی دولت یا هیات حاکمه، در چارچوب اقدامی نمادین و تحریکآمیز به میدان فرستاده شده بودند. مثلا امام جمعه تهران، یک روحانی برجسته شیعه، نماینده مجلس از مهاباد، یک شهر با اکثریت سنی، بود و رهبر حزب پانایرانیست، دوست مرحومم محسن پزشکپور، نمایندگی خرمشهر، حوزهای با اکثریت عرب، را برعهده داشت.
عدم علاقه من به شرکت در انتخابات، دو دلیل داشت. نخست، میدانستم که مجلس شورای ملی، در شرایط آن روز ایران، نمیتوانست خود را یک پارلمان دموکراتیک قلمداد کند. دوم، فکر میکردم که سیاستهای راهبردی محمدرضاشاه در میانمدت و درازمدت به سود ایران است، و در نتیجه، نیازی به نمایش پارلمانی نیست. به عبارت دیگر، بر این باور بودم که بهتر است صبر کنیم تا زیر بنای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگیمان ساخته و محکم شود، و سپس به سوی ایجاد یک فضای باز سیاسی مدرن حرکت کنیم.
Independentpersian
@AmirTaheri4
مجلس شورای اسلامی حاصل از انتخابات، چیزی جز شبح یک پارلمان نیست
رای بدهیم یا نه؟ این پرسشی است که این روزها به شکلهای گوناگون بار دیگر مطرح میشود. البته این پرسش از آغاز تاسیس جمهوری اسلامی در ایران مطرح بوده است و بسیاری از ایرانیان در ۴۰ سال گذشته کوشیدهاند تا پاسخی قانع کننده برای خود، اگر نه برای دیگران، بیابند.
یک پاسخ، در تایید لزوم شرکت در انتخابات مجلس شورای اسلامی با تکیه بر اهمیت نمادین (سمبولیک) رای دادن عرضه میشود. شهروندی که رای میدهد، با اقدام خود نشان میدهد که خود را شریک سرنوشت جامعه میداند و حتی اگر نظرات و خواستهایش در تصمیمات حکمرانان موثر نباشد، حداقل آنان را از حال و هوای موجود جامعه آگاه تر میسازد.
در شرکتهای خصوصی نیز اکثریت سهامداران یا رای نمیدهند، و یا اگر رای بدهند، میدانند که رایشان در تعیین مسیر آینده شرکت اثر چندانی نخواهد داشت.
در طی دههها روزنامهنگاری، این رده از رایدهندگان را در کشورهای گوناگون با نظامهای متفاوت دیدهایم: در اتحاد شوروی دوران برژنف، در عراق زیر سیطره صدام حسین، در الجزایر زیر حکومت نظامی، و البته در دموکراسیهای غربی مانند آلمان فدرال، بریتانیا و ایالات متحده. در همه آن جوامع، بین ۳۰ تا ۴۰ درصد از صاحبان حق رای، در هر شرایطی، به پای صندوقها میروند تا موقعیت خود را به عنوان شریکان و سهامداران وضع موجود تاکید کنند. در ایران پیش از انقلاب نیز تقریبا همان درصد از صاحبان حق رای از حق خود استفاده میکردند، در حالی که میدانستند رای آنان در شکل دادن به سیاستهای راهبردی کشور چندان اثری نخواهد داشت.
یک پاسخ دیگر در تایید لزوم رای دادن، این است که رایدهنده میتواند بین نامزدهای گوناگون، حتی اگر هیچ یک مورد پسند کامل نباشند، کسی را که به دلخواه نزدیکتر است برگزیند، یا دستکم، بد را به جای بدتر انتخاب کند. این پاسخ در دوران تسلط نظام «اسلامی» بر ایران همواره مطرح بوده است و در پارهای از موارد به صورت یک تاکتیک سیاسی مورد استفاده قرار گرفته است. برای بسیاری از رایدهندگان در جمهوری اسلامی ایران، انتخابات غالبا فرصتی بوده است برای رای دادن به نامزدهایی که حتی اگر در بطن رژیم جایی دارند، اندکی از قلب رژیم دورترند: محمد خاتمی به جای ناطق نوری، یا محمود احمدینژاد به جای هاشمی رفسنجانی.
سرانجام، یک پاسخ دیگر را نیز میتوان ذکر کرد: رای میدهیم زیرا میترسیم که اگر غیبت کنیم، با مجازات حکومتی یا دستکم محروم شدن از بعضی امتیازات، روبهرو شویم. جمهوری اسلامی ایران و رژیمهای مشابه، مثلا در زیمباوه زمان رابرت موگابه، از این ترس بهره گرفتهاند تا بخشی از ۶۰ یا ۷۰ درصدی را که ممکن بود رای ندهند، به پای صندوقها بکشانند.
آیا این پاسخهای تاییدی میتواند ما را قانع کند که در انتخابات آینده جمهوری اسلامی ایران شرکت کنیم؟
از آنجا که تصمیمگیری در این زمینه یک مسئله وجدانی فردی است، هیچ یک از ما نمیتواند برای دیگران نسخه بنویسد.
نظر شخصی من این است و همواره هم این بوده است که در اقدام، بازی یا روندی که به آن اعتقاد ندارم، شرکت نکنم. در دوران پیش از انقلاب نیز من تنها یک بار در انتخابات محلی یا فراکشوری شرکت کردم: آخرین انتخابات مجلس شورای ملی پیش از سقوط رژیم.
در دوران پیش از انقلاب، در طی سالها سفر به سراسر ایران و گفتوگو با هموطنان از زمینههای اجتماعی و سیاسی گوناگون، این نتیجه حاصل شده بود که از ۲۹۰ نماینده مجلس شورای ملی، تنها ۴۰ یا ۴۵ تن ممکن بود در هر شرایطی، بهویژه در شرایط انتخابات با استانداردهای دموکراسی غربی، انتخاب شوند. آنان، کسانی بودند که ریشههای محلی عمیق داشتند و با تکیه به ارتباطات خانوادگی و قبیلهای، میتوانستند آرای لازم را بدست آورند.
در بعضی موارد دیگر، نمایندگانی را میدیدیم که از سوی دولت یا هیات حاکمه، در چارچوب اقدامی نمادین و تحریکآمیز به میدان فرستاده شده بودند. مثلا امام جمعه تهران، یک روحانی برجسته شیعه، نماینده مجلس از مهاباد، یک شهر با اکثریت سنی، بود و رهبر حزب پانایرانیست، دوست مرحومم محسن پزشکپور، نمایندگی خرمشهر، حوزهای با اکثریت عرب، را برعهده داشت.
عدم علاقه من به شرکت در انتخابات، دو دلیل داشت. نخست، میدانستم که مجلس شورای ملی، در شرایط آن روز ایران، نمیتوانست خود را یک پارلمان دموکراتیک قلمداد کند. دوم، فکر میکردم که سیاستهای راهبردی محمدرضاشاه در میانمدت و درازمدت به سود ایران است، و در نتیجه، نیازی به نمایش پارلمانی نیست. به عبارت دیگر، بر این باور بودم که بهتر است صبر کنیم تا زیر بنای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگیمان ساخته و محکم شود، و سپس به سوی ایجاد یک فضای باز سیاسی مدرن حرکت کنیم.
Independentpersian
@AmirTaheri4
Telegraph
رای بدهیم یا نه؟ سیمای یک پاسخ
رای بدهیم یا نه؟ سیمای یک پاسخ… مجلس شورای اسلامی حاصل از انتخابات، چیزی جز شبح یک پارلمان نیست امیر طاهری جمعه 18 بهمن 1398 برابر با 7 فِورِیه 2020