امروز میخوام، براتون قصه بگم:
یکی بود، یکی نبود
"یه پادشاهی بود که بچهدار نمیشد. نذر کرد که اگر خدا بهش يک پسر بده اونم هر سال يک حوض عسل و روغن به فقير فقرا بده. خدا هم پسرى به او داد. پادشاه هر سال يک حوض از عسل و روغن پر مىکرد مردم هم مىآمدند و ظرفهايشان را پر مىکردن
بيست سال گذشت. سال بيست پادشاه مثل هر سال نذرش را ادا کرد...".
داستان دختر نارنج و ترنج را یا شنیدهاید یا خواندهاید.
شاهزاده، نادیده عاشق دختر نارنج و ترنج میشود و پیرزن اسرارآمیز برای گرفتن نشانی دختر، او را به سراغ هفت برادر دیوزادش میفرستد و...
این افسانهی قدیمی، به عبارتی وصف حال ایران معاصر ماست.
ایران معاصر، شاهزادهای است که در جستوجوی خوشبختی بود و میخواست به معشوق مطلوبش -رشد و شکوفایی و توسعه- برسد.
اما اول باید از آن هفت دیو مراقب درخت نارنج را از دور خارج میکرد!
اگر بخواهیم، این افسانه را با تاریخ معاصر تطبیق دهیم، آن ۷ دیو، ۷ پادشاه قاجارند و خوشبختی شاهزاده در گرو عبور از آنهاست!
شاهزاده با راهنمایی و کمک ۷ دیوزاد (برخی اعیان و نمایندگان مجلس و دوران قاجار) به دختر نارنج و ترنج (پادشاهی پهلوی)
میرسد و به سوی شادکامی میتازد: ایران در رسیدن به پهلوی موفق میشود. اما میان راه، شاهزاده، در آستانه رسیدن به شهر (تمدن بزرگ) برای مهیا کردن درباریان، او را بر شاخه درختی تنها رها میکند و بعد، دستهای کولی در نزدیکی درخت اطراق میکند.
درخت، و چشمهی پای آن، نماد آبادانی و رونق و شکوفایی اقتصادی است:
"کولىها کلفتى داشتند که خيلى زشت و سياه بود، رفت سر جوى آب بياورد. ديد عکس يک دختر خوشگل روى آب افتاده، خيال کرد عکس خودش است گفت: 'من به اين خوشگلى باشم و کلفتى کنم؟!'
ظرفها را ريخت توى جوى آب و رفت پيش خانمش گفت: 'من به اين خوشگلى کنيزى کنم.' خانمش گفت: 'مگر آينه خودت را گم کردي؟ برو گم شو دو تا سطل آب کن بيار!' کنيز سطلها را برداشت و رفت سر جوي. باز نگاهش افتاد به عکس صورت خوشگلى که روى آب افتاده بود، خيال کرد عکس خودش است، سطلها را
توى جوى انداخت و دويد تو چادر.
خانمش بعد از اينکه کتکش زد، بچهاش را به دست کنيز داد و گفت: 'برو سر جوى آب دست و صورت اين بچه را بشور.' کنيز بچه را برداشت و آمد. نگاهش روى آب افتاد و باز عکس را ديد، حسابى از اينکه با داشتن چنين صورت خوشگلى بايد کنيزى و کلفتى کند کفرى شد.
به هر دست يکى از پاهاى بچه را گرفت و مىخواست که او را از وسط جر بدهد که دختر نارنج و ترنج از بالاى درخت گفت: 'بچه را ول کن سياه وحشي. آن عکس من است که روى آب افتاده.' کنيز بالاى درخت را نگاه کرد خيال کرد ماه آم دو روى درخت نشسته.
دست و روى بچه را شست و تحويل مادرش داد. کاردى هم زير پيراهنش قايم کرد و آمد زير درخت گفت: 'اجازه مىدهى پيشت بيايم و کنيزت بشوم.' برگهاى درخت گفتند: 'اجازه نده، اجازه نده!'
#جاویدشاه
#بازگشت_به_مشروطه
اما دختر که دلش به حال کنيز سوخته بود، موهاى بلندش را آويزان کرد، کنيز آنرا گرفت، بالا رفت و کنار دختر نارنج و ترنج نشست و از او خواست تا سرگذشت خود را برايش تعريف کند. دختر نارنج و ترنج همه چيز را به کنيز گفت. بعد خوابش برد. کنيز سر او را بريد و به جوى آبش انداخت."
این کلفت زشت، سیاه، طلبکار، خود مُحقپندار و بدطینت، چپ ایرانیست: تا در آینهی رونق و شکوفایی عصر پهلوی نگاه کرد، آنچه بازتاب چهره و اندیشه تابناک پهلوی بود، عکس خود دید و در نقش یک لمپن سیاسی، جایگاه حقیقی خود را فراموش کرد. اما نکته اینجاست، که از مهربانی پهلوی بهره برد،
و با سوءاستفاده از عطوفت پهلوی، در جایگاههای رفیع فرهنگ و هنر و دانشگاه و اندیشه نشست!
اما چپ ایرانی، بهرغم بهرهمندی، چه کرد؟
حکومت پهلوی را کشت و سرنگون کرد. اما نمیدانست، که از قطرهی خونی از پهلوی، گلی رویید.
شاهزاده(ایران) برای بردن عروسش بازگشت، اما چپ ایرانی او را فریفت و به عقد او درآمد، و از او مولودی سیاه پدید آمد:
جمهوری اسلامی
گل روییده از خون دختر نارنج و ترنج، میراث پهلوی بود. شاهزاده از آن گل بیاختیار دست نکشید، و در قصر از آن نگهداری کرد.
پس از قطع گل، یک «زن خدمتکار»
(یک زن و از طبقات پایین جامعه) از آن میراث در خانهاش نگهداری کرد.
در نهایت، در روز رستاخیز داستان، دختر نارنج و ترنج، در نقش دختری قصهگو به کاخ بازگشت و پرده از حقایق تاریک گذشته برداشت، و داستان به خوبی و خوشی به پایان رسید، اما حقیقت این است که، در پایان رئالیستی
قصه در تاریخ معاصر، ماییم که باید پادشاهی پهلوی را بازگردانیم، و هیچ چیزی، خودبخود و اتفاقی به دست نمیآید.
چپ قصه، باز هم به عطوفت دختر نارنج و ترنج کشته نمیشود و تنها به سرنوشت همیشگیاش «بیوطنی» تبعید میشود.
#جاویدشاه
خاویر پرز دکوئیار 💎 👑
@TwitterMamnoe
یکی بود، یکی نبود
"یه پادشاهی بود که بچهدار نمیشد. نذر کرد که اگر خدا بهش يک پسر بده اونم هر سال يک حوض عسل و روغن به فقير فقرا بده. خدا هم پسرى به او داد. پادشاه هر سال يک حوض از عسل و روغن پر مىکرد مردم هم مىآمدند و ظرفهايشان را پر مىکردن
بيست سال گذشت. سال بيست پادشاه مثل هر سال نذرش را ادا کرد...".
داستان دختر نارنج و ترنج را یا شنیدهاید یا خواندهاید.
شاهزاده، نادیده عاشق دختر نارنج و ترنج میشود و پیرزن اسرارآمیز برای گرفتن نشانی دختر، او را به سراغ هفت برادر دیوزادش میفرستد و...
این افسانهی قدیمی، به عبارتی وصف حال ایران معاصر ماست.
ایران معاصر، شاهزادهای است که در جستوجوی خوشبختی بود و میخواست به معشوق مطلوبش -رشد و شکوفایی و توسعه- برسد.
اما اول باید از آن هفت دیو مراقب درخت نارنج را از دور خارج میکرد!
اگر بخواهیم، این افسانه را با تاریخ معاصر تطبیق دهیم، آن ۷ دیو، ۷ پادشاه قاجارند و خوشبختی شاهزاده در گرو عبور از آنهاست!
شاهزاده با راهنمایی و کمک ۷ دیوزاد (برخی اعیان و نمایندگان مجلس و دوران قاجار) به دختر نارنج و ترنج (پادشاهی پهلوی)
میرسد و به سوی شادکامی میتازد: ایران در رسیدن به پهلوی موفق میشود. اما میان راه، شاهزاده، در آستانه رسیدن به شهر (تمدن بزرگ) برای مهیا کردن درباریان، او را بر شاخه درختی تنها رها میکند و بعد، دستهای کولی در نزدیکی درخت اطراق میکند.
درخت، و چشمهی پای آن، نماد آبادانی و رونق و شکوفایی اقتصادی است:
"کولىها کلفتى داشتند که خيلى زشت و سياه بود، رفت سر جوى آب بياورد. ديد عکس يک دختر خوشگل روى آب افتاده، خيال کرد عکس خودش است گفت: 'من به اين خوشگلى باشم و کلفتى کنم؟!'
ظرفها را ريخت توى جوى آب و رفت پيش خانمش گفت: 'من به اين خوشگلى کنيزى کنم.' خانمش گفت: 'مگر آينه خودت را گم کردي؟ برو گم شو دو تا سطل آب کن بيار!' کنيز سطلها را برداشت و رفت سر جوي. باز نگاهش افتاد به عکس صورت خوشگلى که روى آب افتاده بود، خيال کرد عکس خودش است، سطلها را
توى جوى انداخت و دويد تو چادر.
خانمش بعد از اينکه کتکش زد، بچهاش را به دست کنيز داد و گفت: 'برو سر جوى آب دست و صورت اين بچه را بشور.' کنيز بچه را برداشت و آمد. نگاهش روى آب افتاد و باز عکس را ديد، حسابى از اينکه با داشتن چنين صورت خوشگلى بايد کنيزى و کلفتى کند کفرى شد.
به هر دست يکى از پاهاى بچه را گرفت و مىخواست که او را از وسط جر بدهد که دختر نارنج و ترنج از بالاى درخت گفت: 'بچه را ول کن سياه وحشي. آن عکس من است که روى آب افتاده.' کنيز بالاى درخت را نگاه کرد خيال کرد ماه آم دو روى درخت نشسته.
دست و روى بچه را شست و تحويل مادرش داد. کاردى هم زير پيراهنش قايم کرد و آمد زير درخت گفت: 'اجازه مىدهى پيشت بيايم و کنيزت بشوم.' برگهاى درخت گفتند: 'اجازه نده، اجازه نده!'
#جاویدشاه
#بازگشت_به_مشروطه
اما دختر که دلش به حال کنيز سوخته بود، موهاى بلندش را آويزان کرد، کنيز آنرا گرفت، بالا رفت و کنار دختر نارنج و ترنج نشست و از او خواست تا سرگذشت خود را برايش تعريف کند. دختر نارنج و ترنج همه چيز را به کنيز گفت. بعد خوابش برد. کنيز سر او را بريد و به جوى آبش انداخت."
این کلفت زشت، سیاه، طلبکار، خود مُحقپندار و بدطینت، چپ ایرانیست: تا در آینهی رونق و شکوفایی عصر پهلوی نگاه کرد، آنچه بازتاب چهره و اندیشه تابناک پهلوی بود، عکس خود دید و در نقش یک لمپن سیاسی، جایگاه حقیقی خود را فراموش کرد. اما نکته اینجاست، که از مهربانی پهلوی بهره برد،
و با سوءاستفاده از عطوفت پهلوی، در جایگاههای رفیع فرهنگ و هنر و دانشگاه و اندیشه نشست!
اما چپ ایرانی، بهرغم بهرهمندی، چه کرد؟
حکومت پهلوی را کشت و سرنگون کرد. اما نمیدانست، که از قطرهی خونی از پهلوی، گلی رویید.
شاهزاده(ایران) برای بردن عروسش بازگشت، اما چپ ایرانی او را فریفت و به عقد او درآمد، و از او مولودی سیاه پدید آمد:
جمهوری اسلامی
گل روییده از خون دختر نارنج و ترنج، میراث پهلوی بود. شاهزاده از آن گل بیاختیار دست نکشید، و در قصر از آن نگهداری کرد.
پس از قطع گل، یک «زن خدمتکار»
(یک زن و از طبقات پایین جامعه) از آن میراث در خانهاش نگهداری کرد.
در نهایت، در روز رستاخیز داستان، دختر نارنج و ترنج، در نقش دختری قصهگو به کاخ بازگشت و پرده از حقایق تاریک گذشته برداشت، و داستان به خوبی و خوشی به پایان رسید، اما حقیقت این است که، در پایان رئالیستی
قصه در تاریخ معاصر، ماییم که باید پادشاهی پهلوی را بازگردانیم، و هیچ چیزی، خودبخود و اتفاقی به دست نمیآید.
چپ قصه، باز هم به عطوفت دختر نارنج و ترنج کشته نمیشود و تنها به سرنوشت همیشگیاش «بیوطنی» تبعید میشود.
#جاویدشاه
خاویر پرز دکوئیار 💎 👑
@TwitterMamnoe
بهتره از خواب بیدار بشید دوستان
کثیف ترین گروه در بین حراستی ها (رائفی پور، موسسه مصاف) از حرفهای علی افشاری خوشحال شده و در حال تبلیغش هست
علی افشاری در زمین جمهوری اسلامی بازی می کنه
#فریب_نمیخوریم
3وم شخص مفرد
@TwitterMamnoe
کثیف ترین گروه در بین حراستی ها (رائفی پور، موسسه مصاف) از حرفهای علی افشاری خوشحال شده و در حال تبلیغش هست
علی افشاری در زمین جمهوری اسلامی بازی می کنه
#فریب_نمیخوریم
3وم شخص مفرد
@TwitterMamnoe
از پلیس زحمتکش فرودگاه بوستون سپاسگزاری میکنیم بخاطر دیپورت این دانشجوی بورسیه ای مشکوک🙏
تا درسی باشد برای دیگر صادراتی ها!
#WeStandWithPahlavi
#ParliamentaryMonarchy4Iran
Majid Zohari
@TwitterMamnoe
تا درسی باشد برای دیگر صادراتی ها!
#WeStandWithPahlavi
#ParliamentaryMonarchy4Iran
Majid Zohari
@TwitterMamnoe
اگر اون دفترچه جلوی پای علی بنگی رو ببینید متوجه میشید که ایشون در قسمت فرست کلس یک ایرباس A380 نشسته. این هواپیما به ایران پرواز نداره. و فقط هم پرواز بین قارهای انجام میده. این کجا میرفته که از هواپیمای دولتی استفاده نکرده؟ پیش تولهاش در یونایتد استید؟ 🤔
Sir Morgan Freeman
@TwitterMamnoe
Sir Morgan Freeman
@TwitterMamnoe
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ماه ايزد يار
استفاده ترامپ از دو کارت ابوبکر البغدادی و قاسم سلیمانی در کلیپ تبلیغاتی انتخابات ۲۰۲۰ خود،
- آیا به این کلیپ، تصویر علی خامنهای و سپاه پاسداران هم اضافه میشود؟!
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
Donald J. Trump
THE BEST IS YET TO COME!
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@TwitterMamnoe
استفاده ترامپ از دو کارت ابوبکر البغدادی و قاسم سلیمانی در کلیپ تبلیغاتی انتخابات ۲۰۲۰ خود،
- آیا به این کلیپ، تصویر علی خامنهای و سپاه پاسداران هم اضافه میشود؟!
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
Donald J. Trump
THE BEST IS YET TO COME!
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@TwitterMamnoe
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
از #علی_افشاری باید اینجوری اعتراف گرفت،
بقیه اش نمایشِ...
#علی_افشاری_خفه_شو
Hessam Mohammadi🏳
@TwitterMamnoe
بقیه اش نمایشِ...
#علی_افشاری_خفه_شو
Hessam Mohammadi🏳
@TwitterMamnoe
هشتگ #WeStandWithPahlavi
تبلیغ نوع نظام آینده توش نیست
کسانی که هشتگ جمهوری زدن تبلیغ کردن
ما بهترین کار کردیم مقابل دارو دسته حجاریان ایستادیم
بقول زنده یاد مانوک
«این نظام مثل سگ از برگ پهلویسم میترسه»
ج.ا میدونه چخبره مهره های صادراتیشو حرکت میده
#براندازم
👑👑کاوه👑👑
@TwitterMamnoe
تبلیغ نوع نظام آینده توش نیست
کسانی که هشتگ جمهوری زدن تبلیغ کردن
ما بهترین کار کردیم مقابل دارو دسته حجاریان ایستادیم
بقول زنده یاد مانوک
«این نظام مثل سگ از برگ پهلویسم میترسه»
ج.ا میدونه چخبره مهره های صادراتیشو حرکت میده
#براندازم
👑👑کاوه👑👑
@TwitterMamnoe
علاوه بر این که دریای کاسپین رو هدیه کردن به روس ها ،روی تیشرت ((تیم جمهوری اسلامی )دریای کاسپین رو حذف میکنن که قشنگ بفهمید دوره ی قاجاریان در مقایسه با ۴۰ سال جمهوری، دوران طلایی لقب میگیرد
حالا بگردید ببینید چه کسی بجای خلیج فارس میگه خلیج عربی
#WeStandWithPahlavi
#جاویدشاه
پدرژپتو(or**)🛇
@TwitterMamnoe
حالا بگردید ببینید چه کسی بجای خلیج فارس میگه خلیج عربی
#WeStandWithPahlavi
#جاویدشاه
پدرژپتو(or**)🛇
@TwitterMamnoe
تو شهر خودش به عنوان دکتر زن قبولش نکردن واسه همین پاشد رفت بوستون آمریکا تا ۵ ساعت تو صف وایسه به آخوند رای بده و بره فرودگاه از دیپورت شدن آقازاده ی رانتی ولایتمدار جلوگیری کنه...
یه آقازاده ی ولایتمدار رو رو میخواستن اخراج کنن،ج.ا دست به دامن تک تک عمله هاش شد برای پروپاگاندا و جلوگیری از دیپورت طرف.
پ.ن:این کاربرها رو فراموش نکنید،اینا یار ذخیره هستن.
عمو سپهر
@TwitterMamnoe
یه آقازاده ی ولایتمدار رو رو میخواستن اخراج کنن،ج.ا دست به دامن تک تک عمله هاش شد برای پروپاگاندا و جلوگیری از دیپورت طرف.
پ.ن:این کاربرها رو فراموش نکنید،اینا یار ذخیره هستن.
عمو سپهر
@TwitterMamnoe
سجاد سلطان محمدی اون پسره ریشو پشت سر همه ایستاده و پلاکارت اعتراضی برای دیپورت محمد شهاب دهقانی دستش گرفته. درعکس دیگر در حال کنفرانس ضد یهودی و فلسطین بازی در میان یک مشت بسیجی ایرانی و عراقی در امریکا
#DeportBasijis
روشنگر نسل سوخته
@TwitterMamnoe
#DeportBasijis
روشنگر نسل سوخته
@TwitterMamnoe
چطور میشه فهمید که احمد حمزه (نماینده کهنوج) توی امریکا یا کانادا فرزندی داره یا نه؟
پ.ن. این شخص از طرف مردم کرمان ۳ میلیون دلار به هر کسی که ترامپ رو بکشه جایزه خواهد داد!
#DeportBasijis
بهرام گور
@TwitterMamnoe
پ.ن. این شخص از طرف مردم کرمان ۳ میلیون دلار به هر کسی که ترامپ رو بکشه جایزه خواهد داد!
#DeportBasijis
بهرام گور
@TwitterMamnoe
سالنی در امریکا که محمد شهاب دهقانی, بسیجی در حال دیپورت, با دوستانش در آن کنفرانس با عنوان "متین تاک" برگزار می کنند. به عکس های در تصویر دقت کنید.
اینجا آمریکاست پایگاه مقاومت بسیج نیست
#DeportBasijis
روشنگر نسل سوخته
@TwitterMamnoe
اینجا آمریکاست پایگاه مقاومت بسیج نیست
#DeportBasijis
روشنگر نسل سوخته
@TwitterMamnoe
بابای پفیوزش سال 89 معادل پنج میلیون دلار از سهامش رو زده به اسم این بچه 13 ساله. محمد شهاب بابا 🤗🤗🤗
اینا تازه اطلاعات پابلیکه.
کوالسکی
@TwitterMamnoe
اینا تازه اطلاعات پابلیکه.
کوالسکی
@TwitterMamnoe
خوشبختانه بسیجی میلیونر دیپورت شد
Naser
محمدشهاب دهقانی آقازادهی تریلیاردر نفوذی، بعد از کلی دستوپا زدن مالهکشان نایاکی، بالاخره از آمریکا اخراج شد.
تشکر از تیم ِ دونالد ترامپ که عملگرایی واقعی رو نشان دادند.
و حالا صدای ما در بیرون از مرز شنیده میشود.
#DeportBasijis
@realDonaldTrump
@SecPompeo
@TwitterMamnoe
Naser
محمدشهاب دهقانی آقازادهی تریلیاردر نفوذی، بعد از کلی دستوپا زدن مالهکشان نایاکی، بالاخره از آمریکا اخراج شد.
تشکر از تیم ِ دونالد ترامپ که عملگرایی واقعی رو نشان دادند.
و حالا صدای ما در بیرون از مرز شنیده میشود.
#DeportBasijis
@realDonaldTrump
@SecPompeo
@TwitterMamnoe