پادشاهی‌خواهان توئیتر
914 subscribers
20.5K photos
9.24K videos
158 files
34.4K links
روشنگری تنها راه نجات بشریت از شر خرافه است.
Download Telegram
اسم خیابون تهرانپارس رو گذاشتن «حجر بن عدی». الانم قراره اسم فلکه هاش بشه «سجادیه» و «قمر بنی هاشم»
این تحقق کامل مدیریتِ شهریِ اسلامیه.

@Twittermamnoe

"بابک"
این اسم قمربنی‌هاشم که برای فلکه سوم تهران‌پارس انتخاب کردن در جهت کاهش تصادف و سوانح بوده

#بیمه_ابالفضل
#کمی_تحقیق_بد_نیست


@Twittermamnoe


"کیوت‌ السلطنه‌"
شورای شهر تهران فلکه اول تهرانپارس رو به سجادیه و فلکه‌ی سوم رو به قمر بنی هاشم تغییر داده. میترسم یه مدت دیگه میدان آزادی رو بزارن ذوالجناح


@Twittermamnoe



"آقای سنگ"
‏همجنسگرایی مسئله عجیبی نیست دو تا آدم از هم خوششون میاد و باقی قضایا. اینکه شما بدتون میاد که اون دو تا آدم از هم خوششون میاد چیز عجیبیه


@Twittermamnoe

*sh!r!n*
در غدیر خم چه گذشت؟!
بارها و بارها داستان غدیر خم را شنیده ایم
شیعیان ادعا دارند پیامبر اسلام در بیابانی خشک و بی آب و علف در آخرین حج خود دستور داد کاروانهایی که جلوتر رفته اند برگردند و کاروانهایی که عقب تر هستند برسند تا بنا به دستور قرآن حجت را بر مردم تمام کند
اما آیا تمام داستان همین است؟
تصاویری که از منطقه ی غدیر خم در اینترنت وجود دارد نشان از این دارد که این منطقه بر خلاف ادعای شیعیان منطقه ای سرسبز است و احتمالا محل استراحت کاروان ها در زمان های گذشته بوده است
اما چیزی که جای تامل دارد اختلاف بین شیعیان و اهل سنت در تعریف واژه ی مولا در حدیث معروف
... منْ كُنْتُ مَوْلاهُ، فَهذا عَلِىٌّ مَوْلاهُ... است

داستان این واقعه را در چهار پادکست زیر از زبان استاد بهرام مشیری بشنوید
#غدیر_خم
#غدیرخم
تاثیر منفی اسکار در فرهنگ اجتماعی ایران

اسکار بهترین فیلم غیر انگلیسی‌زبان ۲۰۱۷ به کارگردان نام‌ آشنای سینمای ایران اصغر فرهادی اهدا شد. علت انتخاب فیلم فروشنده چه مخالفت با سیاست‌های افراطی و نژادپرستانه جدید دولت دونالد ترامپ باشد و چه قابلیت‌های این فیلم برای من در این یادداشت اهمیت ندارد. نام فرهادی با دریافت دومین اسکار در تاریخ سینمای جهان ثبت شد و قابل احترام است. در این یادداشت تاثیرات اهدای این جایزه، در این برهه زمانی در فرهنگ و جامعه ایران محوریت است. هرچند ساده‌انگاریست اگر برگزاری فستیوال‌های سینمایی و هنری بزرگ جهان را بدون سیاست و آیندهنگری توسط برگزارکنندگان مدنظر بگیریم. اما باز به این موضوع هم اهمیتی نمی‌دهم. وجه تشابه فستیوال‌های بزرگ جهان هنر و سیاست فقط گردش پول و اقتصاد است. هر دو به پول و درآمدزایی اهمیت می‌دهند.

موضوعی که در این یادداشت به آن اشاره می‌کنم، تاثیر منفی این جایزه بر جامعه ایران است.

در حال حاضر ما از لحاظ فرهنگی، جامعه‌ فقیر و ناتوانی داریم. شهیدپروی، بخشیدن استعداد تقدس به هر اتفاق، عدم وجود فرهنگ نقد و خودبزرگ‌پنداری فرهنگی نمونه‌هایی از این فقر است.

وزیر امور خارجه ایران، محمدجواد ظریف در یادداشتی که با عنوان «حرف فرهادی، سخن ما است» منتشر شده به تاریخ نهم اسفند‌ماه سال جاری در روزنامه ایران، نوشته است: «اصغر فرهادی، فیلمساز شناخته شده کشورمان با ساخت آثار قابل تأمل در چارچوب مقررات رسمی کشور، نقشی انکارناپذیر در درخشش نام ایران در جهان داشته است. تصمیم او و سرکار خانم ترانه علیدوستی برای عدم حضور در مراسم اسکار امسال و نشان دادن اعتراض‌شان به دولتمردان امریکا سبب شد تا اثرِ رفتار افراطیون امریکایی برای بسیاری از هنرمندان و دیگر ملت‌ها روشن شود. دو هنرمندی که در ایران مشغول فعالیت هستند و به شکلی دیگر سخن ملت ما را که صلح، شرافت و غیرت ملی است منعکس کردند».

وزیر امور خارجه ایران، پیش از برگزاری مراسم جایزه اسکار این یادداشت را نوشته است. در بخشی از یادداشت کلید‌واژه‌ای وجود دارد که واقعیت غیر سینمایی و غیر تکنیکی فیلم‌های فرهادی را بیان می‌کند و آن رعایت چارچوب مقررات رسمی کشور ایران هنگام تهیه و ساخت فیلم، توسط اصغر فرهادی است. از گفته محمد جواد ظریف علاوه بر پیامی که بار سیاسی برای دولت دونالد ترامپ دارد، می‌توان این برداشت را هم کرد که حرف فرهادی سخن حکومتی است که سانسور، مذهب، عدم حقوق برابر افراد در جامعه و نابرابری‌های جنسی را در محوریت سیاست‌های فرهنگی خود دارد.

به باور من بعد از دریافت این جایزه به دو دلیل باید ترسید:

یک، خط فکری دو بازیگر اصلی این فیلم یعنی شهاب حسینی و خانم ترانه علیدوستی

دو، ترویج تفکر اشتباه خلق هنر در جامعه‌ای سانسور زده.

اصغر فرهادی و بازیگران فیلم‌های او به واسطه دریافت دو جایزه اسکار این کارگردان، مصونیتی از هرگونه نقد را پیدا خواهند کرد. اما این مصونیت برای من اهمیتی ندارد. گرفتن دو جایزه اسکار نشان از موفقیت یک کارگردان در سینمای جهان است. ما می‌توانیم به سینمای اصغر فرهادی و بازی شهاب حسینی و ترانه علیدوستی در قالب هنر و سینما احترام بگذاریم و باید اینگونه باشد. اما در کنار هنر دغدغه‌های اجتماعی و سیاسی افراد را باید به چالش و پرسش کشید.

خطر ریزش سنگ‌ریزه‌های فکری دو بازیگر و کمای فکری جامعه

اشاره به خط‌ قرمز‌ها، مجوز حضور بازیگران توسط ارگان‌های دولتی و امنیتی ایران و اجبار ارادی و غیرارادی هنرمندان سینما در تکثیر و تایید تفکرات مذهبی و ایدئولوژیک از واضحات است.

به باور من بعد از دریافت این جایزه باید نگاه حکومتی_مذهبی شهاب حسینی و باورش به امام غایب و توییت‌های مضحک ترانه علیدوستی و مشروعیت این دو نفر در جامعه ترسید. در طول تاریخ، کلیت جامعه ایران به دلیل عدم فرهنگ نقد و فقر فرهنگی به خودی‌خود مذهبی، سنتی و دهن‌بین بوده و هست. بیشتر از اینکه برای اهدای دومین اسکار به یک فیلمساز ایرانی خوشحال باشیم، باید از این به بعد نگران تأثیر اشتباه و حرف‌های چرند سیاسی و اجتماعی این دو نفر در شبکه‌های اجتماعی و ترویج بداخلاقی فکری‌شان در جامعه بود. سینما بزرگ‌ترین تریبون اجتماعی را به بازیگران شناخته شده خود می‌بخشد. این دو بازیگر علاوه بر بازی‌های خوب و درخشان در فیلم و سریال‌‌‌ استعداد خوبی در سیاه‌نمایی اجتماعی دارند. به عنوان مثال می‌توان به تحریم مراسم اسکار توسط ترانه علیدوستی اشاره کرد. خانم علیدوستی اصلا قرار نبوده در مراسم اسکار شرکت کند اما چند هفته پیش با سیاه‌نمایی در تحریم حضور در مراسم اسکار، فضایی رسانه‌ای را از آن خود کرد. کارگردان فیلم فروشنده در بیانیه علت نرفتن خود به امریکا و عدم حضور در مراسم اسکار که پیش‌تر منتشر شده بود، نوشته است: «همان‌گونه که  روز اعلام نتایج آکادمی به پخش‌کننده‌ام در آمریکا اعلام کردم به همراه مدیرفیل
مبرداری‌ام در این مراسم حضور خواهیم داشت، همچنان تصورم همراه بودن در این اتفاق بزرگ فرهنگی بود.» این جمله به این معنی است که بنا نبوده است ترانه علیدوستی بازیگر توانا و خوب سینما و سریال‌های رانتی ایران، در مراسم اسکار حضور داشته باشد و یا اهدای جایزه بهترین بازیگر مرد جشنواره کن که در فرانسه آقای حسینی آن را به مردم ایران و در ایران آن را به امام غایب هدیه کرد و در جواب به خبرنگاران گفت: «بعید می‌داند مردم ایران خودشان را از امام زمان جدا بدانند.»

برای حضور در سینما و بازی در سریال‌‌هایی که در ایران ساخته می‌شود، هنرمندان باید مجوز اجازه فعالیت از طرف ارگان‌های امنیتی و حکومتی را داشته باشند. کم نیستند بازیگرانی که سال‌‌ها و یا دهه‌هاست که اجازه بازی در هیچ فیلم و سریالی را ندارند. در نتیجه اگر بازیگر شناخته شده و پرکاری، تفکرات و نحوه فعالیت‌هایش را مستقل از تفکرات حکومت فعلی ایران بداند، چاخانی بیش نیست. این دو بازیگر با بازی در فیلم فروشنده و با دریافت دومین اسکار به کارگردان این فیلم، از امروز مشروعیتی بلانقد در جامعه ایران خواهند داشت و از این طریق می‌توانند بیشتر در خدمت تفکرات دولتی، با نقابی مدنی باشند.

شادی سه جانبه، توهمی بی‌جان

از لحظه‌ای که نام اصغر فرهادی به عنوان برنده جایزه اسکار اعلام شد، ایرانیان سراسر جهان با هر تفکر و اندیشه‌ای ابراز خوشحالی و شادمانی و شاد باش کردند. از نماینده اصلاح‌طلب مجلس شورای اسلامی، محمود صادقی تا مطرح‌ترین فعالین سیاسی ایران، در خارج از کشور. تنها جماعتی که به شکل هوشمندانه‌ای ابزار شادی نکردند، اصولگرایان حکومت جمهوری اسلامی بودند. برخورد عمده ایرانیان در شبکه‌های اجتماعی برخوردی احساسی، عاطفی با تکیه بر عرق ملی است.

اصولگرایان هم حق و اجازه خوشحالی دارند. چرا؟ به این دلیل که فیلم فروشنده با مجوز وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ساخته شده است. پایه‌های فکری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی باظاهری فریبنده(تفکرات اصلاح طلبی) همیشه، دربست در اختیار تفکرات اصولگرایی بوده و هست. کافیست که نگاهی به کارنامه دولت دکتر حسن روحانی در لغو مجوز فیلم‌های سینمایی و لغو کنسرت‌های موسیقی داشته باشیم.

این فیلم بدون هیچ سانسوری مجوز اکران در سینماهای ایران را گرفت. حکومت ایران به این دلیل که بر باورهای ایدئولوژیک سوار است، حکومتی نیست که به هنرمندی به خاطر داشتن چهر‌ه و یا تریبونی جهانی فضایی بازتر هدیه کند. مگر اینکه سودی سیاسی و فرهنگی داشته باشد. هدف انقلاب و جمهوری اسلامی ایران صادر کردن فرهنگ و هنر اسلامی به جهان است. مهم‌ترین دلیل وجود سانسور و خفقان هنر در ایران به وقوع پیوستن همین خواست است و جایزه اسکار هم که مشروعیتی جهانی دارد.

ما، اصغر فرهادی را از خودمان (توده مردم) می‌دانیم. آقای فرهادی از وضعیت‌ها و بدبختی‌های قشر متوسط به پایین جامعه، به نفع سینمای خود استفاده می‌کند و بدبختی‌هایمان را در شکلی هنری و سینمایی با رعایت حجاب اسلامی به خود ما هدیه می‌کند. این کارکرد و اتفاق «سینمای فرهادی» است. ما از اینکه وضعیت بد و فقر فکری واجتماعی‎مان را بر پرده سینماهای جهان ببینیم، خوشحالیم. ما به اشتباه اصغر فرهادی را نماینده سینمای ایران می‌دانیم. به همان دلیل که شیرین عبادی و مریم میرزاخانی نمی‌توانند به دلیل نگاه خاص و آکادمیک خود نماینده زنان ایران باشند، اصغر فرهادی هم به دلیل نگاه فردی و وابستگی برای صدور مجوز ساخت فیلم در ایران، نمی‌تواند نماینده همه ایرانیان باشد.

مِن حیث‌المجموع باید شادی کرد و از فردا ترسید

هیجان و شادی دریافت دومین جایزه اسکار اصغر فرهادی نهایتا تا یک هفته دیگر به پایان می‌رسد، این خاصیت و پتانسیل دنیای امروز است که اتفاقات به سرعت جای خود را به اتفاقات و وضعیت‌های دیگری بسپارند. اما دریافت این جایزه یک تاثیر ماندگار، در ناخودآگاه جامعه ایران دارد و آن تاثیر یک بداخلاقی فرهنگی است که می‌گوید جامعه‌ای که سانسور و خفقان در هنر او بیداد می‌کند، پتانسیل این را دارد که آثاری جهانی خلق کند و ثمره سانسور خلق آثاری مثل فروشنده یا جدایی نادر از سیمین است.

http://damavand.news/1395/12/10/394/
‏من خرافاتی نیستم.... آماااااااااااااااا


https://t.co/91h1j1Q2Q8


🆔 @Twittermamnoe

*ساشتی"
آمریکایی ها و فرهادی
در اینجا دو نمونه از واکنش آمریکایی ها به متن پیام اصغر فرهادی در مراسم اسکار را می بینیم:
1- چارلی کلرک: " در ایران مردم را بخاطر همجنس خواهی می کشند. اما آره شما تشریف بیار و برای ما درباره ی دولت مان نطق کن."
2- لورن کولی: "ما به یک فیلمساز ایرانی جایزه می دهیم و او برای ما درباره ی دولت ما یک نطق می نویسد. بهتر نیست که خطاب به دولت ایرانی خودش خطابه بنویسد؟"
پ.ن: اصغر فرهادی می توانست سکوت کند و به یک پیام تشکر از داوران اسکار بسنده کند و اصلن سیاسی نباشد و کسی به او خرده ای نمی گرفت اما اگر او دست به رفتار سیاسی می زند و از حیطه ی هنر محض خارج می شود باید پاسخگو باشد، یا او دارای شامه ای حساس به ظلم و ستم هست و یا نیست! اگر نیست که بر او هرجی هم نیست اما اگر مدعی است که ظلم و ستم را حس می کند و دارای شجاعت اعتراض به قدرتمندترین کشور جهان یعنی آمریکا است پس سکوتش نسبت به همه ی جنایات جاری در ایران و از جمله و از ساده ترین نمونه های مربوط به صنف خود او مانند، عدم امکان بازگشت طیف وسیعی از هنرمندان و بازیگران سینمای پیش از انقلاب و... به ایران، سانسور و سرکوب فلیمسازان جوان در داخل ایران، سپردن صدور جواز برای فلیم ها به دست یک مشت آخوند و شیپیشوهای ریشوی بسیجی و فاحشه خواندن بازیگران زن ایرانی توسط عوامل حکومت جمهوری اسلامی و... عین خیانت و مزدوری جمهوری اسلامی است.
اما اصغر فرهادی ترجیح داد از زشتی نابرابری مذهبی و جنسیتی در آمریکا بگوید و چشمش را بر همه ی نابرابری های زنان در ایران و محرومیت آنها از حقوق اولیه ی انسانی برابری با بیضه ی چپ مرد چیزی نگوید نسبت به سرکوب اقلیت های مذهبی مانند همین به تازگی حمله به مراسم زرتشتیان در یزد و... سکوت کند و خفه خون بگیرد و چنین وانمود کند که چنین چیزهایی در ایران نیست و ایرانیان تازه آمریکا را در برابر تریبونی با میلیون ها مخاطب در سراسر جهان در این رابطه پند و اندرز نیز می دهند!!!

@TwitterMamnoe
‏طبق قوانین بین‌المللی استفاده از کودک سرباز جنایت جنگی محسوب میشه البته در ایران افتخار محسوب میشه

Cafe
Unique:
‏دختر بیگناه و ربودن،معلوم نیست چه بلایی دارن سرش میارن،مملکت و تعطیل کردن که فلانی هزار و فلان سال پیش لادر گیر کرد مرد!
#سپیده_قلیان

@TwitterMamnoe
Payam shaabani:
‏چقدر خوب
پراز #امید
پراز #زندگی
لعنت به اون تفکرمریض
که نمیتونه این شادی روببینه
آینده مال ایناست
#هرات #افغانستان
سيد جعفر موسوی

@TwitterMamnoe
Mehraveh:
‏افسوس که نان پخته، خامان دارند
اسباب تمام ، ناتمامان دارند
آنان که به بندگی نمی ارزیدند،
امروز کنیزان و غلامان دارند...

@TwitterMamnoe
‏چرا به اینکه کودکان زیر ۱۸ سال در جبهه ها شهید شدن میبالن و خانواده هاشون رو قهرمان معرفی میکنن؟
شاید خوشتون نیاد ولی اسمش نقض حقوق کودکه.

@Twittermamnoe

*گاوروش*
‏تا تعداد پشم بیضه اسب مسلم‌بن‌عقیل رو برای عرعر محرم اعلام کردن، زمان مرگ دختر پیامبر بین دو تا دهه نامعلومه.



@Twittermamnoe


*سیزده*
‏سکس حرامه ولی جماع حلاله


@Twittermamnoe


*پسر نوح*
‏با سیاستی که رژیم آخوندی در پیش گرفته به زودی باید در سوگ همسایه دو کوچه پایین تر دختر رسول الله هم سوگواری کنیم.

@Twittermamnoe


*کاتالاکسی*