دوستم با باباش بحثش شده که چرا انقد محدودم میکنید باباشم خواسته مهربون باشه گفته با رفیقات با هزینه من برید شمال
اینام رفتن با عرق گرفتنشون به باباش زنگ زده باباش گفته دخترم چیزی نیاز نداری؟ گفته چرا وثیقه :))))
اینام رفتن با عرق گرفتنشون به باباش زنگ زده باباش گفته دخترم چیزی نیاز نداری؟ گفته چرا وثیقه :))))
خیلی زندگی خوبی داریم بعد تو دعا میکنی که 120 ساله بشم؟ من غلط بکنم که 120 ساله بشم عزیزم
کلمه "Overthinking" خیلی کلمه کوچیک و ناچیزیه در برابر کاری که من با مغزم میکنم
صبح 15 دقیقه درگیر امداد رسانی به گربهای بودم که فکر میکردم مرده، ولی فقط خوابش سنگین بود کسکش