آنقدر که برادر و خواهرها
در راهروهای دادگاه
همدیگه رو می بینند در خانه های خود همدیگه رو نمی بینند!!!!!✋
@TurkmensofIran
در راهروهای دادگاه
همدیگه رو می بینند در خانه های خود همدیگه رو نمی بینند!!!!!✋
@TurkmensofIran
😢1
Forwarded from دلنوشته هاوداستان
مزد فقر
راهروی بیمارستان تالار انتظار رنج بود. بوی تند شویندهها بوی تعفن مبهمی را که در هوا میچرخید نپوشاند. هر از گاهی سرفه خیس از زیر ماسکی بیرون میپرید و نگاههای نگران را به سمتی میکشاند. با ورود مرد سالن برای لحظهای از نفس افتاد. لباسهایش پاره و خاک آلود بود. زیر یک چشمش سیاهی عمیقی نشسته بود و روی ابرویش شکافی دهان باز کرده بود. که ورم زیر آن خبر از ضربه ایی کاری میداد. آرنج دست چپش را با دست راستش سفت چسبیده بود و کشان کشان خود را به روی نیمکت کنار پیرمردی انداخت. پیرمرد نگاهی به چهره درهم کوفته اش انداخت و پرسیدــچی شده پسرم؟مرد سرش را به دیوار سرد پشت سر تکیه داد. دندانهایش را روی هم فشرده زیر لب گفت: هیچ!
تلفنش لرزید با دیدن نام دخترش صورتش برای لحظهای از درد فیزیکی خالی شد. صدایش را صاف کرد.-- سلام بابایی کجایی؟ مامان میگه روغن تموم شده اومدنی به دونه بگیر بیار. میشه چند تا لواشک هم بخری به مامان چیزی نگیا. مرد مکثی کرد.انگار داشت وزنه نداشته جیبهایش را سبک سنگین میکرد. باشه دخترم وسایل که فروختم میگیرم میارم. امروز بازارم خوب نبود. بارون زد. بساط پهن نکردم باید بچرخم. دختر با نگرانی ادامه داد.- بابایی مواظب خودت باش، میگن سد معبریها خیلی گیر میدن. وسایل بابای معصومه رو هم ضبط کردن. مرد با دست لرزانش گوشی را بیشتر فشار داد. نگران نباش عزیزم کسی نمیتونه چرخ باباتو ببره میبینمت. تماس که قطع شد شانههای مرد در هم شکست. قطرههای اشکی که از عمق جانش میجوشید بیصدا روی صورت زخمیش خط انداخت پیرمرد دستش را روی زانوی او گذاشت پسرم چرا شکایت نمیکنی مرد سربلند کرد. در عمق چشمانش جنگلی از خشم و اندوه در حال سوختن بود. به سختی کلمات را از گلویش بیرون کشید.
ازکی؟به کی؟؟
حکیم
https://t.me/hpagheh
لطفاً با عضویت در این کانال از نویسنده حمایت کنید. ممنونم.
راهروی بیمارستان تالار انتظار رنج بود. بوی تند شویندهها بوی تعفن مبهمی را که در هوا میچرخید نپوشاند. هر از گاهی سرفه خیس از زیر ماسکی بیرون میپرید و نگاههای نگران را به سمتی میکشاند. با ورود مرد سالن برای لحظهای از نفس افتاد. لباسهایش پاره و خاک آلود بود. زیر یک چشمش سیاهی عمیقی نشسته بود و روی ابرویش شکافی دهان باز کرده بود. که ورم زیر آن خبر از ضربه ایی کاری میداد. آرنج دست چپش را با دست راستش سفت چسبیده بود و کشان کشان خود را به روی نیمکت کنار پیرمردی انداخت. پیرمرد نگاهی به چهره درهم کوفته اش انداخت و پرسیدــچی شده پسرم؟مرد سرش را به دیوار سرد پشت سر تکیه داد. دندانهایش را روی هم فشرده زیر لب گفت: هیچ!
تلفنش لرزید با دیدن نام دخترش صورتش برای لحظهای از درد فیزیکی خالی شد. صدایش را صاف کرد.-- سلام بابایی کجایی؟ مامان میگه روغن تموم شده اومدنی به دونه بگیر بیار. میشه چند تا لواشک هم بخری به مامان چیزی نگیا. مرد مکثی کرد.انگار داشت وزنه نداشته جیبهایش را سبک سنگین میکرد. باشه دخترم وسایل که فروختم میگیرم میارم. امروز بازارم خوب نبود. بارون زد. بساط پهن نکردم باید بچرخم. دختر با نگرانی ادامه داد.- بابایی مواظب خودت باش، میگن سد معبریها خیلی گیر میدن. وسایل بابای معصومه رو هم ضبط کردن. مرد با دست لرزانش گوشی را بیشتر فشار داد. نگران نباش عزیزم کسی نمیتونه چرخ باباتو ببره میبینمت. تماس که قطع شد شانههای مرد در هم شکست. قطرههای اشکی که از عمق جانش میجوشید بیصدا روی صورت زخمیش خط انداخت پیرمرد دستش را روی زانوی او گذاشت پسرم چرا شکایت نمیکنی مرد سربلند کرد. در عمق چشمانش جنگلی از خشم و اندوه در حال سوختن بود. به سختی کلمات را از گلویش بیرون کشید.
ازکی؟به کی؟؟
حکیم
https://t.me/hpagheh
لطفاً با عضویت در این کانال از نویسنده حمایت کنید. ممنونم.
❤2
بیایید لااقل در این صلح کنار هم باشیم ، همه خسته ایم ، خسسسسسسسسسسسته 😔✋
دیگه هرگز به هیچ چیزی و کسی مرگ بر نگیم
تا زمانیکه مرگ خودش ما رو با خود برد!!!✋
@TurkmensofIran
دیگه هرگز به هیچ چیزی و کسی مرگ بر نگیم
تا زمانیکه مرگ خودش ما رو با خود برد!!!✋
@TurkmensofIran
👍2
هیچ اصلاح طلبی تکرار می کنم هیچ اصلاح طلبی که خیال پست گرفتن را در سر داشته باشد تا ابد و یک روز جرات پوشیدن کراوات را ندارد !!!
میگید نه!؟ پروفایل هاشونو چک کنید
کراوات که هیچ به یقه پیرهنشون نگاه کنید یه چیز دیگه هم دستگیرتون میشه ....
بعد شما از این قماش انتظار اصلاح دارید !؟✋
@TurkmensofIran
میگید نه!؟ پروفایل هاشونو چک کنید
کراوات که هیچ به یقه پیرهنشون نگاه کنید یه چیز دیگه هم دستگیرتون میشه ....
بعد شما از این قماش انتظار اصلاح دارید !؟✋
@TurkmensofIran
👍1
در جنگ میان انسان ها برنده ای وجود ندارد، یکی کمتر می بازد یکی بیشتر !!!
مثل جنگ میان اعضای یک خانواده..!!😔✋
امروز مستاجرم بدجوری باهم دعوا کرده بودند....
به اونا اولتیماتوم داده شد تا قرارداد اجاره در برج شهریور تمدید نشود...
@TurkmensofIran
مثل جنگ میان اعضای یک خانواده..!!😔✋
امروز مستاجرم بدجوری باهم دعوا کرده بودند....
به اونا اولتیماتوم داده شد تا قرارداد اجاره در برج شهریور تمدید نشود...
@TurkmensofIran
کسی که در خفا گناهی را مرتکب شود، مطمئنا آشکارا( در روشنایی) آبرویش میرود...!✋
@TurkmensofIran
@TurkmensofIran
❤1
سئوال تاریخ سال آینده.
توافق اسلام آباد چند بند دارد؟
سه مورد را به دلخواه توضیح دهید.
سئوال دوم:
اعضای حاضر در توافق چه کسانی بودند؟
ای دانش آموز بیچاره!!!!!😃
@TurkmensofIran
توافق اسلام آباد چند بند دارد؟
سه مورد را به دلخواه توضیح دهید.
سئوال دوم:
اعضای حاضر در توافق چه کسانی بودند؟
ای دانش آموز بیچاره!!!!!😃
@TurkmensofIran
🤣1
کشوری که در آن ارزش اداره و کارکنانش با توجه به میزان پرداخت حقوقش ارزش گذاری شود باید به حال آن کشور گریه کرد..مثلا اداره ایی که حقوق کارکنانش بالا باشد پس شخص کارمندش اعتبار بیشتری دارد..اینطور کشورهایی ضمن اینکه هنوز توسعه نیافته هستند. آخر و عاقبت شون معلومه..!✋
@TurkmensofIran
@TurkmensofIran
«کلمات گاهی مثل خردههای شیشهاند
دهان آدمی را پر میکنند.
اگر سکوت کنی، درد میکشی
اگر حرف بزنی دهانت پر از خون میشود...»
جمال_ثریا🇹🇷
@TurkmensofIran
دهان آدمی را پر میکنند.
اگر سکوت کنی، درد میکشی
اگر حرف بزنی دهانت پر از خون میشود...»
جمال_ثریا🇹🇷
@TurkmensofIran
#نصیحت #برادرانه:
كارى كن كه هركس تورا مى بيند،
براى آن كس كه تو را تربيت كرده دعاى خير كند.!!✋
@TurkmensofIran
كارى كن كه هركس تورا مى بيند،
براى آن كس كه تو را تربيت كرده دعاى خير كند.!!✋
@TurkmensofIran
👏3
سربازها هم عاشق میشوند
و عشق مرز نمیشناسد!
سیمهای خاردار را پاره میکند!
دیروز،
دختری که از خاک دشمن آمده بود
خیس خیس
از عرق ِشرم گونهها
نامهای مچاله شده در دستش بود
سیب را به من داد و
گفت :
بخور
گاز بزن!
دولت ها با هم
روزی به توافق میرسند...!!✋
@TurkmensofIran
و عشق مرز نمیشناسد!
سیمهای خاردار را پاره میکند!
دیروز،
دختری که از خاک دشمن آمده بود
خیس خیس
از عرق ِشرم گونهها
نامهای مچاله شده در دستش بود
سیب را به من داد و
گفت :
بخور
گاز بزن!
دولت ها با هم
روزی به توافق میرسند...!!✋
@TurkmensofIran
👍3🔥2
از دیدن مردی که به زنش توهین میکنه، دردناک تر؛ دیدن یه پسر بچه ۷ - ۸ ساله هست که به تقلید از بابای نفهمش، به مامانش توهین میکنه....!✋
@TurkmensofIran
@TurkmensofIran
👍4❤2
👍6
ﺑﯿﺎﯾﺪ ﯾک ﻟﯿﺴﺖ ﺑﻨﻮﯾﺴﯿﻢ؛
ﻃﻮﺭﯼ ﮐﻪ ﻫﺮ ﺳﻄﺮﺵ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﮐﻠﻤﻪ ﺷﺮﻭﻉ ﺷﻪ...
ﭼﻘﺪﺭ ﺧﻮﺑﻪ ﮐﻪ ...
ﻣﺜﻞ ﺍﯾﻦ:
ﭼﻘﺪﺭ ﺧﻮﺑﻪ ﮐﻪ ﻣﯿﺘﻮﻧﻢ ﻫﻨﻮﺯ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺑﺰﻧﻢ...
ﭼﻘﺪﺭ ﺧﻮﺑﻪ ﮐﻪ ﺳﺎﻟﻤﻢ...
ﭼﻘﺪﺭ ﺧﻮﺑﻪ ﮐﻪ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻡ ﺭﻭ ﺩﺍﺭﻡ...
ﭼﻘﺪﺭ ﺧﻮﺑﻪ ﮐﻪ ﻣﯿﺘﻮﻧﻢ ﻫﻨﻮﺯ ﺁﺑﯽ آﺳﻤﻮﻥ ﺭﻭ ﺑﺒﯿﻨﻢ...
ﭼﻘﺪﺭ ﺧﻮﺑﻪ ﮐﻪ ﻣﯿﺘﻮﻧﻢ ﺍﻧﺴﺎﻧﯿﺖ ﺩﺭﻭﻧﻢ ﺭﻭ ﺣﺲ ﮐﻨﻢ...
ﭼﻘﺪﺭ ﺧﻮﺑﻪ که...
ﺑﯿﺎﯾﻦ ﺑﺮﺍﯼ ﯾک ﺑﺎﺭ ﻫﻢ ﮐﻪ ﺷﺪﻩ،
ﺩﺍﺷﺘﻪ ﻫﺎﻣﻮﻥ ﺭﻭ ﺑﻪ ﯾﺎﺩ ﺑﯿﺎﺭﯾﻢ...
ﻧﻪ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﻫﺎﻣﻮﻥ ﺭﻭ......!!✋
@TurkmensofIran
ﻃﻮﺭﯼ ﮐﻪ ﻫﺮ ﺳﻄﺮﺵ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﮐﻠﻤﻪ ﺷﺮﻭﻉ ﺷﻪ...
ﭼﻘﺪﺭ ﺧﻮﺑﻪ ﮐﻪ ...
ﻣﺜﻞ ﺍﯾﻦ:
ﭼﻘﺪﺭ ﺧﻮﺑﻪ ﮐﻪ ﻣﯿﺘﻮﻧﻢ ﻫﻨﻮﺯ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺑﺰﻧﻢ...
ﭼﻘﺪﺭ ﺧﻮﺑﻪ ﮐﻪ ﺳﺎﻟﻤﻢ...
ﭼﻘﺪﺭ ﺧﻮﺑﻪ ﮐﻪ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻡ ﺭﻭ ﺩﺍﺭﻡ...
ﭼﻘﺪﺭ ﺧﻮﺑﻪ ﮐﻪ ﻣﯿﺘﻮﻧﻢ ﻫﻨﻮﺯ ﺁﺑﯽ آﺳﻤﻮﻥ ﺭﻭ ﺑﺒﯿﻨﻢ...
ﭼﻘﺪﺭ ﺧﻮﺑﻪ ﮐﻪ ﻣﯿﺘﻮﻧﻢ ﺍﻧﺴﺎﻧﯿﺖ ﺩﺭﻭﻧﻢ ﺭﻭ ﺣﺲ ﮐﻨﻢ...
ﭼﻘﺪﺭ ﺧﻮﺑﻪ که...
ﺑﯿﺎﯾﻦ ﺑﺮﺍﯼ ﯾک ﺑﺎﺭ ﻫﻢ ﮐﻪ ﺷﺪﻩ،
ﺩﺍﺷﺘﻪ ﻫﺎﻣﻮﻥ ﺭﻭ ﺑﻪ ﯾﺎﺩ ﺑﯿﺎﺭﯾﻢ...
ﻧﻪ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﻫﺎﻣﻮﻥ ﺭﻭ......!!✋
@TurkmensofIran
👍3❤1
ما حسادت برخی انسان ها را در جنگهايشان نه! بلكه در شوخى هايشان ديديم...!!✋
@TurkmensofIran
@TurkmensofIran
👍4
گاهی اندوه، چنان بیصدا در جان آدم ریشه میدواند که نه اشکی برای ریختن میماند و نه شانهای برای تکیه دادن...
بخت، گوشهای از تقدیر به خواب میرود و آرزوها، یکییکی در غبارِ انتظار گم میشوند.
آنوقت آدم میماند و دلی که از هجومِ ناگفتهها لبریز است؛
دلی که حتی سنگِ صبورش نیز تابِ شنیدنِ شکستگیهایش را ندارد.
چه تلخ است وقتی برای گریستن، پناهی جز سکوت نمیماند...!!😔✋
@TurkmensofIran
بخت، گوشهای از تقدیر به خواب میرود و آرزوها، یکییکی در غبارِ انتظار گم میشوند.
آنوقت آدم میماند و دلی که از هجومِ ناگفتهها لبریز است؛
دلی که حتی سنگِ صبورش نیز تابِ شنیدنِ شکستگیهایش را ندارد.
چه تلخ است وقتی برای گریستن، پناهی جز سکوت نمیماند...!!😔✋
@TurkmensofIran
❤🔥1
چند وقت پیش به مراسم تشییع جنازه همسایه اموندر گرگان به قبرستون امامزاده رفته بودم، نزدیک غروب بود. مکان رو نگاه کردم، بیشتر این قبرا هر کدوم یه سنگ که عکس مرحوم روش نقش بودو به صورت عمودی گذاشته بودن...خیلیم بودن..
بعد جالبه که جدیدترا هم عکساشون رنگی و قشنگ تر بود، هم سنگاشون بزرگتر
فک کنم تا ده پونزده سال آینده، برای کسی که فوت میشه، مجسمه ی سه بعدی درست کنن!!
اونوقت سئوال برام پیش اومد: که چی؟ اصن من وقتی مردم بیان برام مجسمه ی سه بعدی بزرگی هم درست کنن...که چی؟؟ خداوکیلی که چی؟؟ با این سنگهای عکس دار ایستاده احساس می کنی مرده ها از قبر بیرو آمده و قیام کرده اند غروبها وحشتناک میشه آدم ضیق می کنه.
کاش بذاریم مرده ها به حال خود باشند و آرامش داشته باشند. دست از سرشون برداریم...!✋
@TurkmensofIran
بعد جالبه که جدیدترا هم عکساشون رنگی و قشنگ تر بود، هم سنگاشون بزرگتر
فک کنم تا ده پونزده سال آینده، برای کسی که فوت میشه، مجسمه ی سه بعدی درست کنن!!
اونوقت سئوال برام پیش اومد: که چی؟ اصن من وقتی مردم بیان برام مجسمه ی سه بعدی بزرگی هم درست کنن...که چی؟؟ خداوکیلی که چی؟؟ با این سنگهای عکس دار ایستاده احساس می کنی مرده ها از قبر بیرو آمده و قیام کرده اند غروبها وحشتناک میشه آدم ضیق می کنه.
کاش بذاریم مرده ها به حال خود باشند و آرامش داشته باشند. دست از سرشون برداریم...!✋
@TurkmensofIran
👍3
دیشب، صدا و سیما دختران زیبای بیحجاب طرفدار تیم ملی ایران را در بازی جام جهانی(ایران و بلژیک) رو نشان داد!!
سئوالم اینه؟
آیا حاکمیت بسوی آدم شدم گام برداشتن!؟
نمیدانم!!✋
@TurkmensofIran
سئوالم اینه؟
آیا حاکمیت بسوی آدم شدم گام برداشتن!؟
نمیدانم!!✋
@TurkmensofIran
🔥1
💔1😭1