ʙᴇɴɪᴍ ᴛᴜʀᴋɪꜱʜ ᴇᴠɪᴍ🍫
31 subscribers
61 photos
25 videos
1 file
15 links
پیج اینستام🍪 : Melittlelili
حرفاتون🗣️ : https://t.me/BitnetChat_bot?start=sec-hjfdfgbhdf
Download Telegram
نکته بعدی دمیرِ کودک:
«حتی نمی‌تونم به یه موجود کوچیک آسیب بزنم.»
دمیرِ نوجوان:
«اگر کسی برخلاف خواسته‌ام رفتار کند، می‌تونم بهش آسیب بزنم.»


این تغییر را می‌شود در چارچوب همان چیزهایی که گفتی فهمید. کودکی که خودش قربانی بوده، ممکن است بعدها برای اینکه دیگر قربانی نباشد، به سمت قدرت، کنترل و پرخاشگری برود.

انگار ذهنش به یک نتیجه غلط اما قابل‌فهم رسیده:

«اگر قوی‌ترین آدم اتاق باشم، دیگر کسی نمی‌تواند با من کاری کند.»

و اینجاست که یک ویژگی دفاعی می‌تواند به مرور تبدیل به بخشی از شخصیت ظاهری آدم شود.

نکته جالب‌تر این است که وقتی حقیقت کم‌کم برمی‌گردد، اگر آن مهربانی‌های قدیمی هم دوباره دیده شوند، داستان عملاً دارد نشان می‌دهد که آن کودک کاملاً از بین نرفته بوده؛ فقط زیر سال‌ها ترس، خشونت و هویت تحمیلی دفن شده بوده.
پس من با توجه به این فلاش‌بک، درباره دمیر بیشتر به این نتیجه می‌رسم:
او احتمالاً یک کودک ذاتاً بی‌رحم نبوده که بعداً برایش بهانه تراشیده‌اند.
اما در عین حال نمی‌شود گفت «چون کودک مهربانی بوده، پس هیچ مسئولیتی در قبال رفتارهای ۱۶ سالگی‌اش ندارد.»

این دو تا می‌توانند همزمان درست باشند:
رفتار امروزش مسئولیت خودش است.
ریشه‌های این رفتارها تا حد زیادی می‌توانند در چیزی باشند که در کودکی بر سرش آمده.
و همین تضاد است که شخصیتش را جالب می‌کند. اگر نویسنده فقط می‌خواست بگوید «دمیر یک آدم بد است»، اصلاً نیازی نداشت آن بچه‌ای را نشان بدهد که برای یک پرنده ناراحت می‌شود. آن فلاش‌بک احتمالاً دارد خیلی مستقیم به ما می‌گوید: «این، تمامِ دمیر نیست.»
شبتون به زیبایی لبخند ملکم🐥
💘2
Forwarded from cuore 🎂 (𝘈𝘺𝘯𝘢𝘻 🐦‍⬛)
بیسـت و پـنجمِ شـهـریور .
VID_20260917_133920_704.mp4.mov
4 MB
ترجمه اختصاصی فراگمان دوم قسمت پانزدهم سریال❤️‍🔥
˓˓ #fragman #altıüstüistanbul  ˒˒
᭡ ࣪ @Roya_gibii
این بار شاهد نگرانی ناز برای امیر خواهیم بود

˓˓ #Tweet #Emnaz   ˒˒
᭡ ࣪ @Roya_gibii
اوزای دوباره کنار ملک 🥹🤍

˓˓ #Tweet #UzMel   ˒˒
᭡ ࣪ @Roya_gibii
امیر اینجا بمونه، اما اوزای رو از اینجا ببرید بیرون. نمی‌تونم اونو اینجوری بینم.

˓˓ #Tweet #Emir #Uzay  ˒˒
᭡ ࣪ @Roya_gibii
Forwarded from ⋆𓏲ִֶ࣪𝒞𝘢𝘧𝘦 𝖤𝖽𝗂𝗍᭡ (𝗄𝗂𝗆𝗂𝖺)
کارکتر موردعلاقمم فاروک بود =)
ʙᴇɴɪᴍ ᴛᴜʀᴋɪꜱʜ ᴇᴠɪᴍ🍫
Video
جدی من با این صحنه یاد سکانس بچه هام تو اشرف رویا افتادم:)
حسن و اوزای وقتی میفهمن داداشن(دارن جواب آزمایشو میبینن):